شاید درباره هیچ جنبش اجتماعی، به اندازه فمینیسم تعبیر نادرست وجود نداشته باشد. دقیقن نمی دانم ریشه این همه تعابیر نادرست در چیست؛ در عملکرد فمینیست ها، تبلیغات مردسالاری که تمامی ابزار تبلیغاتی را در اختیار دارد، ترس مردان از تاکید بر مستقل بودن و احترام به آزادی زنان، خراب کاری های فمینیست نماها یا مسائلی دیگر.
آنچه مسلم است وجود این تعابیر نادرست در گستره ای وسیع و آنچه اجتناب ناپذیر است تلاش فمینیست ها برای توضیح و تبیین هرچه بیشتر و بهتر اندیشه و اصول فمینیستی است. ان هم در جامعه ای این چنین که کلمه فمینیست برای بسیارانی معادل فحش تلقی می شود و فمینیست ها را به مثابه دیو یا غولی سه سر که شمشیر از رو بسته اند تا همه بنیان های احتماعی را در هم ریزند و لابد همه مردان را هم اخته کنند می بینند! شاید ذکر این نکته بجا باشد که هیچ فمینیستی دیده نشده است که کاملن از مردها بیزار باشد.
در همین راستا تصمیم گرفتیم طی سلسله نوشتاری به توضیح اندیشه های فمینیستی، انواع فمینیسم و اهداف انها بپردازیم. من در اولین قدم تصمیم گرفتم به توضیح یکی از رایج ترین انواع فمینیسم، یعنی لیبرال فمینیسم بپردازم.
لیبرال فمینیسم (Liberal Feminism)
اگر بخواهیم در یک جمله کوتاه لیبرال فمینیسم را توضیح دهیم، باید بگوییم که لیبرال فمینیسم نظریه آزادی فردی برای زن و احترام به این آزادی و برابری است. این نوع فمینیسم، جنس دوم بودن زنان را ناشی از نابرابری قانونی، و نابرابری در بهره مند شدن از حقوق شهروندی و آموزشی می داند.
همچون هر حرکت لیبرال دیگری، لیبرال فمینیست ها مخالف حرکت های انقلابی هستند و درون ساختارها و مسیرهای مشخص شده جامعه حرکت می کنند و سعی دارند شرایط را، در ساختارهای موجود، به نفع زنان و سوق به برابری تغییر دهند. لیبرال فمینیست ها، هیچگاه اعتراضی بنیادین به عملکرد یا مشروعیت نظام ندارند. آنها با لابی کردن و فشارهای مداوم اجتماعی سعی در پیشبرد اهداف خویش دارند.
از مساثل نادرستی که اینجا مطرح می شود، مقایسه نا بجا لیبرال فمینیسم با انواع دیگر فمینیسم( به ویژه رادیکال فمینیسم) و ارزشگذاری غیر علمی و نا درست فمینیست خوب و فمینیست بد است.
شاید بتوان بارزترین و مطرح ترین حرکت لیبرال فمینیستی را جنبش حق رای زنان و "انجمن ملی زنان" در ایالات متحده آمریکا دانست و متعاقبن شاخص ترین چهره این نوع فمینیسم را "مری ولستن کرافت."
"مری ولستن کرافت" وضعیت فرو دستی زنان را در ابتدا ناشی از پایین تر بودن سطح سواد زنان و فرایند نا درست جامعه پذیری آنها که می آموزند موجودی مطیع مرد باشند می داند. از آثار وی که هم اینک در زمره آثار کلاسیک فمینیستی به شمار می روند، می توان به " اندیشه هایی درباره آموزش دختران" و "حقانیت حقوق زن" اشاره کرد.
در آخر، ذکر این نکته ضروی به نظر می رسد که لیبرال فمینیست ها، بدون همراهی سایر فمینیست ها و به ویژه رادیکال ها، نمی توانند فرایندی فراگیر را برای احقاق حقوق زنان به وجود آورند.
و این هم تصویری از مری ولستن کرافت

Permalink |
Comments 2
.::
نظرات خوانندگان
مي دوني فرناز عزيز
طرف يه ليسانس تو جيبش داره و يه عالمه كتاب تو كتابخونش. به نامزد پزشكش هم! قول حق طلاق داده.و جزء اون دسته مردايي كه كنارش جنسيتت رو از ياد مي بري اونوقت سر معرفي كردن چند تا وبلاگ وقتي مي فهمه بعضي هاشون تو مايه هاي فمينيستين با يه حالتي ميگه : نه. من از اين جور نوشته ها خوشم نمياد! و در مقابل اعتراض من ميگه : خوندن اينجور عقده ها وقت ميخواد.....
اينه كه اگه تو هزار پست ديگه هم تكرار كني كه فمينيست مبارزه با مرد سالاريه و نه مرد! بازم كمه...
رهايي :: 16 فروردین 1384 3:52 بֽظֽ
دستت درد نكنه.... خيلي خوبه كه داري علمي با قضيه برخورد ميكني... من جايي تو سايت هاي فمينيستي نديدم اين طوري آموزشي و آگاه كننده باشه نوشته هاشون...من خودم كه زياد چيزي از ليبرال فمينيست نمي دونستم قبل از اين...برم بخونم...
javid :: 15 فروردین 1384 11:33 قֽظֽ
|