Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

جمعه ۱۹ فروردین ۸۴

رادیکال فمینیسم

 



رادیکال فمینیسم خاستگاه پرورش بسیاری از نظریاتی است که فمینیسم ارائه کرده است. این نوع فمینیسم، منشا سرکوب زنان را قرار دادن زنان در طبقه ای پست تر نسبت به طبقه مردان می داند و می گوید ستمی که بر زنان می رود، همچون بسیاری از دیگر ستم های بنیادی، موضوعی ورای نژاد، فرهنگ و طبقه اجتماعی است. فمینیسم رادیکال می گوید این مرد سالاری است که ویژگی تعیین کننده جامعه ی بشری است و سرکوب، ناشی از سلطه مردانه در جامعه است.
سال های 1967 تا 1975، سال های اوج رادیکال فمینیسم و ارائه بسیاری از دیدگاه های فمینیستی از سوی این دسته از فمینیست ها بود.
از اصلی ترین مسائل فمینیسم رادیکال این است که چرا زنان و مردان باید نقش هایی مطابق با آنچه طبیعت جنسیتی می نامند را بر عهده گیرند؟ و متعاقبن در تلاش است که بین رفتارهای زیست شناختی و رفتار فرهنگی حد فاصل ایجاد کند تا زنان و مردان بتوانند از بند نقش های محدود کننده قدیمی رها شوند. از دیگر مسائل اصلی رادیکال فمینیسم، می توان به اختیار هر فرد بر جسم خود، از بین بردن کلیشه های جنسیتی در اموزشگاه ها، اقتصاد فرد محور، جایگزین هایی برای خانواده متمرکز و دگر جنس گرایی، فراهم آوردن ابزاری برای زنان به منظور توسعه مهارت ها و ارزش های مثبت خود و پایان دادن به روابط عاطفی سلطه جویانه اشاره کرد.
از مهم ترین کارهای رادیکال فمینیست ها می توان به خلق زبان زنانه ی جدید یا همان "نوشتار زنانه" اشاره کرد. آنها هم چنین در دهه 70 میلادی سبک مردانه ی خطی در سیاست را رها کرده و به شیوه های جحم آفرینی و استعاری در نظریه های سیاسی روی آورند.
صحبت از سیاست شد. از بارزترین ویزگی های رادیکال فمینیست ها خصومت آنها با چپ سیاسی است. همواره بزرگترین منتقد مارکسیست فمینیسم و سوسیال فمینیسم، رادیکال فمینیست ها بوده اند. شاید دلیل اصلی این خصومت، توجه و اهمیت ویژه ای است که رادیکال فمینیسم برای فردیت و فرد محوری قائل است، چیزی که در دیدگاه چپ جایگاهی ندارد؛ چرا که توجه به فردیت را مغایر با اهداف و نیاز های انقلابی خویش می دانند. در مقابل، مارکسیست فمینیست ها و سوسیال فمینیست ها همواره این نقد را بر رادیکال ها دارند که به جای آنکه پیش از هر چیز، مسئله کار را مورد توجه قرار دهند به احساسات جنسی و فرآیند جامعه پذیری پرداخته اند. شعار معروف (( هر آنچه شخصی است، سیاسی است)) نیز شعار رادیکال فمینیست هاست.
یکی دیگر از مسائل مهمی که رادیکال ها توجه مشترکی به ان میذول داشته و دارند، مبحث روانشناسی زنان است. آنها سعی دارند که سلطه بر زنان را از منظر سلطه روانی-اجتماعی مورد تحلیل قرار دهند.
درباره نام رادیکال بسیارانی دچار سوء برداشت هستند و گمان می کنند که رادیکال ها مرد گریز و متنفر از مردند! نه! رادیکال به این دلیل به این دسته از فمینیست ها اطلاق می گردد که آنها مشتاق تغییرات اجتماعی به صورت انقلابی هستند.
از چهره های به نام این نوع فمینیسم، می توان به مارگارت سنگر، اما گلدمن و شولامیث فایرستون اشاره کرد.
در آخر باید گفت که این فمینیسم رادیکال است که واقعیت ها را کاملن از منظر زنانه بازسازی می کند و بیش از هر نظریه دیگری ساختار جنسیتی جامعه را در جهت رویت پذیر کردن مسائل محور قرار می دهد. هر چند یکی از نقاط ضعف رادیکال فمینیست ها، عدم ارائه توضیحات علت و معلولی از سوی انها ست اما این رادیکال ها هستند که برای ایجاد تغییر در نگاه زنان به جهان، به صورت گروه های آگاه گر کار می کنند و تلاش می کردند که چنین کاری را در یک جامعه سلسله مراتبی که هیچ الگویی جز نابرابری را ارائه نمی دهد پیاده کنند. این رادیکال ها هستند که ((رهایی از قید)) را یکی از ویژگی های پیرامون زنان که باید محترم شمرده شود می دانند و بازهم رادیکال ها هستند که همیشه خلاق، پویا و گروهی عمل کرده اند. شاید گزاف نباشد اگر بگوییم فمینیسم، بیشتر نظریه ها و ابتکارات خویش را مدیون رادیکال فمینیست هاست.

در همین زمینه: لیبرال فمینیسم

****************
آقای تمدن عزیز! متاسفم که حتی ظرفیت نقدی عاری از هرگونه توهین را هم ندارید و با توهین و لودگی واکنش نشان می دهید. دیر زمانی است که مبنای قضاوتم، واکنش آدم ها در موقعیت هاست و متاسفم که نشان دادید حتی توان برخورد مودبانه را هم ندارید! ابدن مایل به ادامه بحث با شما آقای عزیز نیستم. گاهی آدم با دیدن برخی رفتارها چقدر به خود و اطرافیانش امیدوار می شود:)


Permalink