Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

چهارشنبه ۲۴ فروردین ۸۴

تراواشات...

 



گاهی عجیب لازم می شود شعر "دیوث مدرن" را دوباره و چند باره بخوانی و بخوانی.

ديو‌‌ث مدرن
طرفدار زن است و «عشق آزاد»
گوشت زن را كيلويی می‌خرد
به نرخ آزاد
به نرخ روز
به نرخ «بازار»
به تاريخ مصرف هم توجه می‌كند


ديو‌‌ث مدرن
سيمون دوبوار می‌خواند
«جنس دوم» را با جنس تازه عوض می‌كند‌.


ديو‌‌ث مدرن
عاشق زن است
برای زن است
برای زن شاعر می‌شود
برای زن می‌نويسد
نويسنده می‌شود
برای زن فيلم بازی می‌كند
يا تاتر‌.
برای زن
به نام زن


ديو‌‌ث مدرن
گاهی هم پست مدرن می‌شود
فيلسوف می‌شود
هايدگر می‌خواند
صيغه می‌كند و
او صيغه را ‌‌پست مدرن می‌كند
برای زن
به نام زن‌


ديو‌‌ث مدرن
‌‌پيامبر زن می‌شود
دست به نری‌اش می‌كشد
با خايه‌هايش «زنانه» می‌انديشد
از هر زنی زن‌تر می‌شود
برای زن
به نام زن


ديو‌‌ث مدرن
عاقبت ‌چيزی هم طلبكار می‌شود
سخت می‌كوبد
بر سر «زنهای عقب‌مانده»
برای زن
به نام زن‌.

هايده ترابي
******************
بی زحمت صورتت را هم بگیر اونور. کثافت افکارت که لا بلای کلمات قلنبه سلنبه ات به بیرون تراوش می کند، لحظه ام را می گیرد و خراب می کند. کثافت افکارت فقط بودن انسانی را لجن می کند. آره! صورتت را بگیر اونور. حوصله تماشای ریخت ابلیس های مدرن را هم ندارم!

Permalink