اول می روز جهانی کارگر است. پنج روز دیگر، روزی است که جهان به پاسداشت کارگران اختصاص داده است. شاید عداه ای ندانند که فمینیسم اساسن از کجا شکل گرفت و اولین خواسته ی این جنبش و در واقع جرقه آغازین چه بود. جرقه آغازین، دستمزد برابر بود.
انقلاب صنعتی و ورود ماشین آلات، آغازی شد برای جنبش زنان. زنان وارد بازار کار شدند. زنانی که از حقوق خود اطلاعی نداشتند و با دستمزد های بسیار ناچیز ساعات طولانی کار می کردند. کارفرمایان نهایت استفاده را از این نیروی کار فراوان و ارزان می بردند. تغییر، کوچک نبود و تضاد عمیقی میان نقش سنتی زن و انچه که مشاهده می شد ایجاد شد.
گسترش ماشین آلات، سبب هجوم نیروی کار از روستاها به شهر ها نیز شد و بالطبع آگاهی بیشتر را نیز موجب شد.
زنان کارگر به تدریج با حقوق خویش آشنا می شدند و متوجه شدند که چرا کارفرمایان این چنین پر شور از حضور زنان در بازار کار استقبال می کند. زنان کارگر، ان حقیقت کثیف بازار کار را دریافتند؛ روابط اجتماعی کار حول تبعیض جنسیتی شکل گرفته اند و این حقیقت کثیف این بازار است. دریافتند که کارگران باید در شرایط برابر در بازار کار، نیروی خود را عرضه کنند و کارگران با شرایط یکسان کاری، باید دستمزدی یکسان دریافت کنند. تشکیل اتحادیه های کارگری آغاز شده بود، اتحادیه هایی که زنان نقش بسیار کم رنگی در ان داشتند و چه بسا که مردان کارگر اصلن حضور زنان را لازم نمی دیدند و خوش نداشتند. مردان کارگر بسیاری که معتقد بودند کار امری مردانه است و ورود زنان به این عرصه نیز موقعیت آنان را به خطر می انداخت.
آلیس رسی، جایی استدلال می کند که ((نابرابری مبتنی بر جنس تنها موردی است که در ان نمایندگان گروه های نا برابر در اجتماع صمیمانه تری با هم هستند)) و این اتفاقی است که برای زنان کارگر رخ داد. این زنان، شروع به اعتراض و تجمعات سازمان یافته کردند؛ تجمعاتی که روز به روز گسترده تر و انسجام یافته تر می شد. دولت و سرمایه داری که از سویی خود زنان را وارد عرصه عمومی کار کرده بود و از سویی با آموزه های پدر سالار زن را در کار نیز جنس دوم قرار می داد، در برابر این اعتراضات وارد عمل شدند.
اولین تجمع زنان کارگر، در 8 مارس 1857 به وقوع پیوست. اعتصاب وسیعی که در ان زنان کارگر بسیاری در اعتراض به دستمزد های ناچیز و ساعات طولانی کار و نداشتن حق رای شرکت داشتند. زان پس، در کنگره انتر ناسیونال دوم در 19 جولای 1889، کلارا زتکین* در سخنرانی پر شور خود کنگره را به پذیرش حقوق یکسان برای زنان که در ان زمان شامل حق رای و دستمزد برابر بود فرا خواند. او به تشریح شرایط غیر انسانی زندگی زنان کارگر پرداخت. زنانی که 14 ساعت شبانه روز را کار می کردند، زنانی که با نان سیاه و سیب زمینی گذران رندگی می کردند و بالاخره کلارا زتکین آنقدر پا فشاری کرد تا کنگره قطعنامه ای را تصویب نمود که سر کارگران را ملزم می ساخت زنان را بر مبنای حقوق برابر و دستمز د یکسان با مردان استخدام کنند.
در 8 مارس سال 1908 زنان کارگر نساجی نیویورک بار دیگر در اعتراض به ساعات طولانی کار و کار کودکان دست به تظاهراتی وسیع زدند که با دخالت پلیس به خشونت بسیار کشید. این اعتصاب فراگیر، تا فوریه 1910 به درازا کشید. بیش از 700 نفر در این دوره دستگیر و زندانی شدند.
آنچه که دراین میان به وضوح به چشم می آید، جایگاه طبقاتی مضاعف زنان است؛ و انچه هنوز نیز گریبان بازار را گرفته است همکاری مستمر مرد سالاری و سرمایه داری برای اعمال تبعیض به زنان است.
عده ای می گویند جنبش فمینیسم منفک از زنان کارگر است. مگر می شود این دو را از هم منفک کرد وقتی اولین خواسته فمینیسم و نقطه سر آغاز ان دستمزد برابر و بهبود اوضاع کار بوده است؟! مگر می شود فمینیسم را تنها مختص طبقه متوسط رو به بالا دانست وفتی اولین اعتراض ها و تجمعات از ان زنان کارگر بود؟
اول می نزدیک است. روزی که جهان حقوق کارگران را ارج می نهد. نیمی از کارگران زنان هستند، همان زنان کارگری که دلیرانه مقاومت کرده و بهبود شرایط کار را خواستار شدند. گرامی می داریم اول می، روز جهانی کار گر را.
* کلارا زتکین فمینیست نامی آلمانی کسی است که پیشنهاد داد 8 مارس، به یاد اولین تظاهرات وسیع زنان کارگر، روز جهانی زن نامیده شود. وی را مادر روز جهانی زن می نامند.
Permalink
|