چند روز پیش که با خانم دبورا کمپل، نویسنده و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کانادایی گفت و گو می کردم، نکته ای توجهم را جلب کرد. همان زمان که ایشان با من تماس گرفتند بعد از سلام و احوالپرسی و بیان این نکته که به چه دلیل می خواهند با من گفت و گو کنند، به ذکر این نکته پرداختند که مدت هاست در کانادا فمینیست جوان ندیده اند( منظورشان زیر بیست و پنج سال بود.) زمانی هم که یکدیگر را ملاقات کردیم باز ابراز تعجب و خوشحالی کردند که دختری جوان فمینیست و فعال در امور زنان است. وقتی از ایشان خواستم در این باره توضیح بیشتری دهند گفتند که دختران جوان کانادایی دیگر اصلن به این موضوعات فکر نمی کنند چرا که به اشتباه فکر می کنند تمامی حقوق برابر محقق گردیده است و توجهی به مسائلی که در لایه های زیرین جای می گیرد، مسائلی همچون زنان رنگین پوست، خشونت پنهان علیه زن و... ندارند. خانم کمپل می گفتند این مسئله باعث نگرانی است، چرا که در حقیقت نوعی انفعال است و سرمایه داری می تواند آرام آرام حقوق و خواسته هایی را که زنان پس از سال ها مبارزه به دست اورده اند از انها پس گیرد؛ چرا که انفعال و بی توجهی بسیار ملموسی در میان دختران جوان کانادایی دیده می شود. من مشابه همان پاسخ هایی را که در گفت و گو با آقای علیمحمدی مطرح کرده بودم به ایشان دادم. زمانیکه در راه برگشت به خانه بودم، به این مساله خیلی فکر کردم. من قوین معتقدم وقتی در جامعه ای مرد سالاری جای خود را به انسان مداری دهد لزوم و گرایش به فمینیسم کمتر خواهد شد و این موضوع را منطقی می دانم. اما انفعالی اینگونه که خانم کمپل مطرح می کردند ( می گفتند عده بسیاری از دختران در طول زندگی شان لحظه ای هم به این قضایا فکر نمی کنند) برایم عجیب است. کنجکاو شدم که دنبال دلایل این امر برم؛ اما از آنجایی که همانطور که قبلن هم گفتم معتقدم زندگی در هر جامعه، همگام شدن با تغییرات ان جامعه و درک روحیات و باورهای مردم جامعه است که اساس تحلیل درست است و من هم در کانادا یا اروپا زندگی نکرده ام احتمالن با مطالعه صرف به نتیجه ای نرسیده و تحلیل درستی به دست نخواهم آورد. پس به فکرم رسید اینجا به عنوان یک درخواست از دوستانی که در کشورهایی تقریبن انسان مدار زندگی می کنند خواهش کنم به این سوالات من پاسخ دهند.
آیا این موضوع مختص کاناداست یا در سایر کشور های اروپایی و آمریکا هم چنین وضعیتی دیده می شود؟
به نظر شما چه دلایلی موجب انفعالی این چنین شده است؟
فکر می کنید نتیجه این انفعال همانطور که خانم کمپل پیش بینی می کنند از دست دادن ارام ارام حقوقی است که پس از سال ها تلاش به دست امده است؟
ایشان می گفتند در سنین بالاتر عده ای از این دختران به فمینیسم گرایش پیدا می کنند و به تبعیض های پنهان توجه می کنند. دلایل این امر چیست؟
و اصلن برابری تا چه حد محقق شده است؟ منظورم در قوانین نیست، زندگی رایج و خانوادگی مردم منظور من است.
فکر کنم بد نباشد دوستانی که می توانند و می خواهند به پرسش های من پاسخ دهند اگر وبلاگ نویس هستند، در وبلاگ های خود پستی در این باره بنویسند تا پاسخ ها را تنها من نخوانم:) برای مثال مهشید گل احتمالن می تواند پاسخ های بسیار روشنگری به این سوالات دهد. ممنون می شوم هر موضوع دیگر مربوط به این بحث را هم که مهم می دانید و من نگفته ام را ذکر کنید. فقط یادتون نره به من ایمیل یا آفلاین بزنید که بیام بخونم ها:دی
******************
در راستای اینکه زبونمون مو در آورد بس که گفتیم فمینیسم به جز معدودی شاخه ها که اکثرن هم از بین رفته اند دنبال برتری نیست و فمینیست ها ضد مرد نیستند، دیدم شاید بد نباشد تفاوت دو واژه Feminism و Womanism را توضیح دهم شاید برای عده ای رفع ابهام شود. آن عده هم که مصداق میخ آهنین و سنگ هستند هم که هیچ!
فمینیسم(Feminism)
خوشبختانه تعریف واحدی برای فمینیسم و متعاقبن فمینیست وجود ندارد. شاید ساده ترین تعریف از فمینیسم، تلاش برای رفع تبعیض از زنان باشد. فمینیسم به دنبال دگر گون سازی اجتماعی است که هدف از ان ایجاد جهانی مبتنی بر تساوی جنسیتی است. فمینیسم، ایدئولوژی آزادی زنان است چرا که زنان به دلیل جنسیت شان اسیر بی عدالتی و سرکوب هستند. البته در یک کنفرانس آسیایی فمینیست های شرکت کننده تعریفی را ارائه کردند که بد نیست این تعریف را با هم مرور کنیم:
" فمینیسم یعنی آنکه بدانیم جسم زنان، کار زنان و تمایلات جنسی انها با دیدگاه مرد سالار کنترل می شود و زنان در خانه، محیط کار و اجتماع تحت ظلم و ستم و استثمار قرار دارند. زان پس، آگاهانه، برای تغییر این شرایط دست به تلاش و مبارزه زنیم. بنا به این تعریف هر فردی، اعم از زن یا مرد، که این تبعیض ها و نا برابری ها را درک و برای رفع انها تلاش کند فمینیست خوانده می شود."
طرفداری از زن (Womanism) :
این اصطلاح در سال های آغازین جنبش زنان به طرفداران حقوق زن اطلاق می شد. اما واژه پیشنهادی ((فمینیسم)) جای این واژه را گرفت و معنای این واژه نیز دستخوش تغییر شد. کسی که پیرو دیدگاه طرفداری از زن است، در همه موارد زن را برتر می داند و همواره طرفدار و حامی زن است. این عده، فرهنگ، قدرت، احساس، عواطف، طرز سخن گفتن و ... ((زنان)) را ترجیح داده و ستایش می کنند. حتا عشق جنسی یا غیر جنسی را هم تنها به زن دیگر مجاز می دانند و ستایش می کنند و نه مرد. در یک کلام معتقدند همه چیز زنان برتر است و باید ستایش گردد! به این عده، زن گرا یا Womanist گفته می شود.
ما از ایناییم: Feminist نه از اینا: womanist!
فمینیسم به جز چند شاخه معدود و بسیار کم طرفدار که اکثر این شاخه ها هم الان رسمن تعطیل شده است، به هیچ وجه خواهان برتری نیست و تنها برابری می خواهد. تمام گفته هایی مثل فمینیست ها ضد مرد هستند و فمینیسم یعنی زن ها برترند، سو ء برداشت هستند. مسائلی است که در مورد زن گراها صدق می کند نه فمینیست ها! پس خواهشن به این نکته ظریف دقت کنید.
پ.ن: شخصن هر بار زن گرا دیده ام یا فمینیستی که هنوز معتقد به فمینیسم جدایی طلب و فرهنگی می باشد، سری به تاسف تکان داده ام. بدجور زدند به خاکی! این دیدگاه دقیقن همان باز تولید مرد سالاری است که نفی اش می کنید و حاکی از کینه و عقده ای عمیق که این همه سال شما سالار بودید و ظلم کردید، حالا نوبت ماست که به شما ظلم کنیم و سالار باشیم!! از بیخ و بن دارید اشتباه می رو ید والا! نادرست ترین و ابلهانه ترین راه را برگزیدید! بی زحمت بیدارشان نمایید که تا خفته نمانند!
Permalink
|