تغییر در راه است. باز همان کلافگی، همان بی حوصلگی و همان بی قراری آشنا. دوباره همان صدایی که در سرم می پیچد، همان سردردها. می بینمش، پشت در است. مثل گربه کمین کرده است و می دانم و می داند که همین روزها سراغم خواهد آمد. این بار چه خواهد شد؟ چند نفر از دایره دوستان و آشنایانم حذف خواهند شد؟ کدام بار را زمین خواهم گذاشت و کدامین بار اضافه خواهد شد؟
همیشه آمدنش که نزدیک می شود حرارت بدنم بالا می رود؛ چله زمستان باشد یا تابستان فرقی نمی کند. گرمم است. پنجره قدی اتاقم را کامل باز می کنم، گرمم است اما لیوان پشت لیوان نسکافه داغ می خورم. پیراهنم را می کنم و گوشه ای می اندازم. صورتم را به توری پنجره می چسبانم و زیر لب غر می زنم: اه! چرا توری پنجره های اتاق خواب هامون ثابته؟ اینجوری نمی تونم دل درست ماه را ببینم. بدتر از اون نمی تونم تا کمر از پنجره خم شوم. شب زنده داری ها و بی خوابی ها شروع شده است.
نزدیک که می شود، بد اخلاق می شوم و دل نازک. به تلنگری فرو می ریزم. کوچکترین مسائل برایم بزرگ و با اهمیت می شوند و از دست بسیاری دلخور می شوم. لبریز می شوم از احساسات متناقض، می خواهم زودتر برسد و اصلن نرسد! یک تغییر دیگر، یک پوست اندازی دیگر نزدیک است. صدای پایش در سرم پیچیده است و خود مثل گربه کمین کرده است و منتظر است...
***********************
عزیزان! این موسیقی تریبون فمینیستی را من نگذاشتم و خودم در صف مقدم مخالفین قرار دارم. اما اولن روزی که بچه های فنی این موسیقی را در سایت قرار دادند، بنده در اتاقی دیگر مشغول وراجی درباره انتخابات بودم و دومن وقتی رسیدم که کار از کار گذشته بود و از همه این ها مهم تر مثل همیشه دموکرات عمل کردیم. بیشتر بچه های سایت موافق قرار دادن این موسیقی بودند و بنده در اقلیت قرار داشتم و در نتیجه موسیقی در سایت باقی ماند! پس بی زحمت بد و بیرا ها و فحش هاتون را حواله میل باکس بنده نکنید! بنده به قدر کافی از این اظهار لطف ها مستفیض هستم! دیگه آش نخورده و دهن سوخته نوبره والا! در هر حال چون خود من هم از این موسیقی سرسام می گیرم، بهتون میگن چیکار کنید؛ کلیک راست و بعد گزینه play را بزنید تا آسوده شوید! اگر هم تا فحش ندهید راحت نمی شوید به این آدرس ایمیل بزنید: info@ iftribune.com !
*******************
آخرین شماره ماهنامه زنان را می خواندم. خانم نسرین افضلی گزارشی نوشته اند با نام (( 8مارس امسال، پایان تردیدها درباره جنبش زنان)) گزارشی است از برنامه های امسال 8 مارس در تهران و برخی شهرستان ها. در این گزارس چیزی حسابی من را آزار داد. چرا جز یک خط که ان هم تنها نوشته اند: ((در این مراسم، رویا طلوعی، از فعالان کرد، نیز به بحث "حقوق زنان اقلیت ها در قانون اساسی" پرداخت)) هیچ جا دیگر نامی از رویا طلوعی نبرده اند؟! از مراسم 8 مارس سنندج نوشته اند و کوچکترین اشاره ای به نقطه حساس این مراسم که همانا اجازه ندادن به خانم طلوعی برای سخنرانی بود اشاره نکرده اند! چرا هیچ ننوشته اند از اینکه چراغ های سالن را خاموش و بلندگو راقطع کردند تا رویا طلوعی نتواند صحبت کند؟!چرا هیچ اشاره ای به این نکرده اند که رویا در تاریکی بدون بلندگو حرفش را زد و اشاره کرد که اگر نتواند حق سخنرانی پایمال شده اش را احیا کند چطور می تواند ادعا کند مدافع حقوق زنان است؟ چرا گزارشگر محترم سخنان همه سخنرانان میزگرد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی را پوشش داده است و درباره خانم طلوعی که سخنانی با ان درجه اهمیت را مطرح کردند تنها به ذکر همان جمله اکتفا کرده اند؟ چرا از مراسم 8 مارس دانشگاه امیر کبیر نوشته اند بی انکه کوچکترین اشاره ای به سخنان رویا طلوعی کنند؟! اینجا هم تبعیض قومیتی؟! رویا کرد است و مدافع حقوق کردها و زنان، از حقوق اقلیت ها دفاع می کند و نواقص قانون اساسی فعلی در رابطه با اقلیت ها را ذکر می کند، پس باید سانسور شود؟ جدن چنین سانسور یا بهتر بگویم حذفی چه معنایی دارد؟ چنین جرکتی شایسته مجله ای چون ((زنان)) که داعیه دفاع از حقوق زنان و انعکاس صدای زنان فعال را دارد چه معنایی دارد؟! آن هم در این روزها که یک پای رویا در دادگاه است و وطیفه همه ماست که سخنانش را انعکاس دهیم. اما ماهنامه ((زنان)) حتی خبر احضار رویا طلوعی را هم در بخش خبر منعکس نکرده است! واقعن چرا؟
********************
و اگر می خواهید این روزها ابتذال در تئاتر را با دو چشم خود نظاره گر شوید، سری به تئاتر شهر زنید و ((دایره گچی قفقازی)) و ((عروسی خون)) به کارگردانی امیر دژاکام را مشاهده کرده و خون دل خورید!
********************
پوست اندازی عزیز! زودتر از راه برس و زودتر از ان برو! دهه مقدس نمایشگاه کناب نزدیک است و خفه ات می کنم اگر این دهه عزیز را به کامم تلخ کنی!
********************
هان! راستی روز تحمیلی و نا مبارک معلم را اول به خودم بعد به بقیه معلم های عزیز تبریک و تسلیت عرض می کنم!
Permalink
|