شعر گونه زیر را در یکی از شیفت های کتابداری ام در مرکز فرهنگی زنان کنار پرینتر اتاق سایت دیدم. نام و اثری از شاعر به چشم نمی خورد. بنابراین نمی دانم که شاعر کیست. هرچند به نظر ترجمه از زبانی دیگر می آید. در هر حال، فکر کردم بد نیست شعر گونه را با هم بخوانیم.
عصیان زنانه
بیا عزیزم بیا
یک تکه هیزم دیگر در آتش بیانداز
برایم کمی گوشت و لوبیا بار کن
بعد سراغ ماشین مان برو
و لاستیک چرخ آن را عوض کن
حالا جوراب هایم را بشوی
و لباس هایم را رفو کن
بعد بیا عزیزم
بیا کنارم بنشین
و پیپم را پر از توتون کن
راستی اول
پیژامه ام را بیار
و یک قوری چای دیگر دم کن...
و بعد بگو
"چرا می خواهی ترکم کنی؟"
آیا با بچه خواهرت مهربان نبودم؟
و هر شب او را ماشین سواری نبردم؟
چرا می خواهی همه چیز را تمام کنی؟
مگر اجازه ندادم که ماشینم را روزهای تعطیل بشویی؟
و مگر به تو اخطار ندادم
که داری چاق می شوی
دیگر بیشتر از این چه می خواهی؟
چرا نمی فهمی که برای یک مرد
این همه یعنی...عشق؟
حالا بیا کنارم بنشین
البته، پیش از آن، لطفن لباس هایم را رفو کن
پیژامه ام را بیار
غذایم را بپز
و برایم یک قوری چای دیگر دم کن
و بعد بگو،
چرا می خواهی ترکم کنی؟
معنی این عصیان زنانه چیست؟
لعنت بر هر چه ((فمینیست))!!
***********************
پ.ن: دو نفر از خواننده های این وبلاگ ایمیل و آفلاین فرستاده و نام شعر و شاعر را بازگو کرده اند. عنوان این شعر " به این میگن عشق واقعی" و شاعر شل سیلور استاین است. از هر دو این دوستان تشکر می کنم.
***********************
هاله هم رفت! دلم برای مهربانی، صمیمیت و شور و نشاط اش تنگ خواهد شد.
Permalink
|