Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۳ خرداد ۸۴

و تو محبوب منی، نه بنده ی من

 



برای به تو پیوستن
از تو گسستن
و باری دیگر
به هرکجا در انتظار تو نشستن
نخست
باید با مردگانم بدرود کنم:
با آنانی
که با منند هنوز
ستایندگان نستوه سیمای خویش
عاشقان بی قرار صدای خود


آینه داران نا بینا
موعظه گران نا شنوا


آنانی
که واژگان را واژگون کرده اند
آب را سنگ
و سنگ را آب


نیاکانی
که باران را باران نمی دانند
مگر به دلخواه ایشان ببارد
و آفتاب را آفتاب نمی خوانند
مگر به فرمان آنان بتابد.


پدرانی
که به نزد ایشان
اسارت تو
آیینی خدایی است
و عصیانت
رسمی شیطانی


پرستندگان پروردگارانی که خود باشند
در بند کنندگان بنده ای که تو باشی


برای به تو پیوستن
از تو گسستن
و باری دیگر
به هر کجا در انتظار تو نشستن
نخست
باید با مردگانم بدرود کنم:
هستی را از نو بنگرم
حقیقت کلمات را دریابم
تا بدانم
که عاشق ترین مردمان
آزاده ترین ایشان است
و تو
محبوب منی
نه بنده ی من.

مسعود احمدی

********************
یکی از شعر هایی است که بی نهایت دوستش دارم و هر از چند گاهی هوس دوباره زمزمه کردنش سر بر می اورد. این بار، لذت زمزمه کردنش را با شما قسمت کردم:)

Permalink