Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

شنبه ۷ خرداد ۸۴

بدون شرح!

 



ماشین را نگه داشت و گفت که باید نظرش را در مورد زن ایده آلش بگوید.
گفتم: ((بفرما.))
گفت: ((من از زنی خوشم می آید که موقعیت ها را خوب بفهمد.))
گفتم که منظورش را نمی فهمم و دستم را عقب کشیدم.
گفت: (( مثلن در آشپزخانه یک کدبانو باشد و در اتاق پذیرایی مثل یک خانم باشد نه یک آشپز. در اتاق مطالعه یک زن متفکر و دانا و در اتاق خواب مثل یک.))
حرفش را تند و با تحقیر قطع کردم.
((مثل یک هرزه.))
از حرفم جا نخورد. با خستگی روی فرمان قوز کرد.
((زنی که فکر می کند در اتاق خواب باید دانشمند و فیلسوف باشد احمق است.))*


*دومین پاراگراف از بیست و هشتمین صفحه سومین رمان فریبا وفی.

پ.ن: "رویای تبت" رمانی هوشمندانه، جز ء نگر و از منظر زنانه کاملن فمینیستی است. نثر رمان نیز چند لایه، پاکیزه و خواندنی است. وفی نویسنده خوبی است و خوشبختانه جز ء ان دسته از نویسنده ها نبود که با کتاب اول تمام می شوند( نمونه های چنین نویسندگانی را این روزها زیاد می بینیم.) پشتکار خوبی دارد و روز به روز هم بهتر می نویسد.

Permalink