می گوید "فمینیسم" مد روز شده است. می خندم...از ته دل...و می گویم فمینیست بودن مایه ی تشخص و پز دادن کسی نمی شود رفیق جان! مایه درد و رنج می شود. چرا که هرچه بیشتر ستم و تبعیض و نا برابری را درک و لمس کنی، بیشتر رنج می بری از جامعه ای که این چنین درگیر مناسبات مرد سالار است. بماند که با اعلام فمینیست بودن وارد میدان جنگی شده ای که انگشت ها تو را نشانه می گیرند....انگشت همه کوتوله های ذهنی که فمینیست را مترادف می دانند با دختر ترشیده، جنده یک قرونی، زن سردمزاج و کج و کوله، غول بی شاخ و دمی که نه زنانگی دارد و نه احساس، زن عقده ای سرخورده و در افشانی ها دیگر لحظه ای آرامت نمی گذارند. می گویم یک نگاه به همین وبلاگشهر بیانداز. فحش خور کدام دسته از همه ملس تر است؟ غیر از این است که من و گلناز و آسیه و مهشید و دیگرانی که فمینیست هستیم ؟ می گویم نه عزیز جان! کدام پز؟ غیر از این است که ذهنت درگیر سوال های اساسی می شود که بی امان بمبارانت می کند و پاسخش هم سرکوب و خود را به نشنیدن زدن و حذف کردن است؟ غیر از این است که همه عمر دیگر می دوی و تقلا می کنی برای اثبات بدیهیات و حقایق مسلم را در مغز های منجمد فرو کردن؟
باز می گویی خوب! این ها قبول! چرا این همه گوناگونی دارد این فمینیسم؟ انواع و اقسام؟ این دیگر چه مدلش است؟ باید به توافق برسید و همه مثل هم در یک جبهه باشید تا پیروز شوید. می گویم فمینسم انواع بسیار دارد چرا که زنان بسیارند و متفاوت. چه کسی گفته است همه باید قالبی بیاندیشیم؟ این یکسان سازی و قالبی فکر کردن نمونه "تفکر مرد سالار" است و جایی ندارد در باور فمینیستی. می گویم اندیشه فمینیستی هر چه گوناگون تر باشد بهتر است. نمی گذارد تفکر دچار جمود و تصلب و تغییر ناپذیری گردد. با روح زمانه تغییر می کند و قابلیت انعطاف بسیار دارد. می گوید تکلیف اتحاد و وحدت چه می شود؟ می گویم هدف یکی است و تنها راه های در پیش گرفته متفاوتند. اتحاد ها و ائتلاف های کوتاه مدت بسیار منسجمی هم شکل گرفته است و خواهد گرفت. نگاهی به تجمع 22 خرداد بیانداز. به جز سنتی ترین و مذهبی ترین قشر زنان فعال همه بودند. از فمینیست های اسلامی بگیر تا فمینیست های چپ. جلسات ان جی او های زنان را ببین. از "مرکز مطالعات و تحقیقات زنان" بگیر تا "مرکز فرهنگی زنان" همه هستند. گفت و گو می کنیم...سازنده و مفید. تازه دسته بندی های فمینیستی کمک می کند جایگاه خود را در طیف گسترده اندیشه های فمینیستی بیابی. می گوید تو از کدام دسته ای؟ می گویم سوال سختی است، چرا که هر یک از این انواع چیزی به من داده است و من از این خوان گسترده انچه را که می پسندیدم و درست می دانستم گزیده ام. از فمینیسم رادیکال توشه ها برداشتم، از فمینیسم لیبرال چانه زنی را ، از فمینیسم سوسیال و پسامدرن و فرهنگی و اکو فمینیسم و فمینیسم روان کاوانه هر یک توشه ای برداشتم و بزرگترین درسی که اموختم این بود که گوناگونی را ارج نهم. می گویم تا همین اواخر، حتی نام "فمینیسم اسلامی" مرا به خنده می انداخت. به نظرم واژه متناقضی بود چون "انجمن اسلامی ارامنه." پارادوکس را ان چنان عظیم می دیدیم که "فمینیسم اسلامی" را آش شله قلمکار این خوان گسترده می دانستم که با هیچ تدبیری وصله پینه این خوان نمی شد. اما گوناگونی و تضارب افکار گوش هایم را شنواتر و دایره تفکرم را وسیع تر کرده است. امروز خوب می فهمم که هرگز نمی توان تلاش ها و قدم های طیف زنان فمینیست مسلمان را با بی انصافی نادیده گرفت و خط کشی در دست گرفت و مرز ترسیم کرد. خیلی باید بی انصاف باشی اگر بگویی "شهلا شرکت" و "محبوبه عباسقلی زاده" که از این دسته فمینیست ها هستند هیچ نکرده اند برای جنبش زنان.
مهم حضور بارز ما است در عرصه جامعه. مهم گام های کوچک اما مصمم زنان است و هدف مشترک. مسلمن همه انواع ایراداتی دارند و اشتباهاتی...اما مهم همان انعطاف و گستردگی است که فمینیسم را پیوسته با روح زمانه تعریف می کند. این حضور بارز و این اتحاد زنانه امروز ماست که با ارزش تر از همه چیز است.
________________
گله ای دارم! من در وبلاگ ننوشته ام که نقل نوشته های این وبلاگ بدون کسب اجازه مجاز نمی باشد. ننوشتم چرا که احترام به حقوق نویسنده مطالب را انقدر بدیهی می بینم که لزومی به نوشتن احساس نکردم. اما چندین مورد دیدم که مجله های یا سایت های اینترنتی بدون کسب اجازه، بدون اطلاع و حتی بی انکه نام وبلاگ را ذکر کنند عین مطالب را نقل کرده اند. دسته ای از این سایت ها، سایت هایی هستند کاملن مغایر با تفکر و عقیده من. جالب است که گردانندگان همه این سایت ها و مجله های فوق الذکر هم در خارج از کشور و به قولی دنیای متمدن زندگی می کنند. این چه دنیای متمدنی است که بدیهی ترین حقوق نویسنده که همان کپی رایت است را نادیده می گیرد؟! اصول انسانیت را مد نظر قرار دهید و از تکرار چنین چیزی پرهیز کنید که در غیر این صورت چاره ای نیست جز افشای دزدی های در روز روشن.
Permalink |
Comments 21
.::
نظرات خوانندگان
برادرم شهاب - نوشته شما خيلي بيش از آنكه فكر كنيد مرا متاثر كرد و قلبمو شكست - من و همسرم ده ساله كه ازدواج كرده ايم من هميشه متوجه همين كارهايي كه شما گفتيد و مردها (البته نه همه شون) براي خانمشون مي كنند بوده ام- او هميشه با من با نهايت ملاحظه و مهر رفتار كرده همسرم خيلي نازنين است و من روزي رو بدون اون نميتونم تصور كنم - ما فمينيستيم اما نه در برابر آقايوني كه به معناي واقعي كلمه آقا هستند ما در برابر قوانين ناعادلانه فمينيست هستيم كه مردان بد اجازه هر كاري رو ميده و قوانيني كه باعث ميشن در كنار مردان خوب باز هم اضطرابي هميشگي و ترسي از آينده با زنها باشه !به هر حال بعضي خانمها (كما اينكه بعضي آقايون ) بد تا ميكنند و نبايد اينطور باشه - به اميد روزي كه همه انسانها باهم مهربانانه رفتار كنند و شما هم خوشبختي واقعي رو بدست بيارين.
آرا :: 4 مرداد 1384 0:33 بֽظֽ
من كار مي كنم
تو كارگر مي گيري
من كار مي كنم
تو زيبا مي شوي
من كار مي كنم
تو حرافي مي كني
من از با تو بودن لذت مي برم
اما تو حوصله مرا نداري
من هم ممكن است روزي عصباني شوم
اما تو مرا تهديد مي كني
من مي گويم طلاق نمي دهم
تو مي گويي مهرم را مي گذارم اجرا
من مي گويم طلاق نمي دهم
تو مهرت را مي گذاري اجرا
شب پهلويت نمي خوابم
مي بينم راحت تري
سراغ شام مي گيرم
مي گويي مهرم چه شد
مي گويم شام چه شد
مي گويي مگر من كلفتم
مي گويم شصت و پنج هزار تومان روي بوفه صرف رنگ مويت شد ؟
مي گويي از نرخ گزاف مهرم كم شد
مي روي بي خداحافظي
مي آيي بي سلام
بي هيچ حرفي حتي يك كلام
و چه قوي
چه خيال راحت مي دود به هر جا
خبرش را شنيده ام كه رفته خانه هنرمندان
دوست جوشكارم گفت با پسري بود كه صورتش جوشي بود
به خودم گفتم شوهرش هم كه جوشكار بود
مي گويم خدايا
خدايا تو كه شاهدي چقدر در خودم نگه داشتم و نگفتم به او :
تو درين اجتماع پيش ازين دو بار نامزد كرده بودي بايد بفمي كه :
درين اجتماع او جوانمرد است كه ازين كارها مي كند
اينجا عقد مسئله دار ها زحمت مضاعف مي خواهد
بخصوص اينكه دپرس هم باشند
و دچار اين هراس : كه تا پايان عمر ديگر روي شوي نخواهيم ديد .
اينجا اينگونه است
خارج هم بروي براي تو اينگونه است
خارج را هم بياورند اينجا باز هم اينگونه است
اينگونه تر هم مي شود
بخاطر همين هم تا روزي كه فمينيست ها درسته فرهنگ را عوض بدل نكنند عقد مشكل دارها جوانمردي محسوب مي شود
خدايا تو كه شاهدي يك بار هم به رويش نياوردم
او بود كه بي اينكه من بگويم
ادعا مي كرد كه منت مي گذارم
من غلط بكنم منت بگذارم
او مي گفت بيوه بودن عيب نيست
من مي گفتم بله عيب نيست
اما او مي خواست به من بچپاند كه من فكر مي كنم كه بيوه بودن عيب است
خدايا تو شاهدي كه حتي يكبار هم نگفتم .
خدايا بدي هايم را به ياد مي آورم
آن باري كه او را زير مشت و لگد گرفتم
خدايا تو ديدي كه هزار بار از او معذرت خواستم
خدايا تو ديدي كه او گريه مرا ديد
خدايا دست خودم نبود
خدايا تو ديدي كه مالك خانه چگونه گفت پول پيش خانه را كم مي كند اگر همه ساختمان را دوباره رنگ نكنم
خدايا تو ديدي كه او در نقاشي خانه به من كمك نكرد و من تنها به نقاشي خانه مشغول شدم
خدايا تو ديدي كه من از نردبام افتادم و دنده راستم شكست
خدايا تو ديدي كه او زيباتر از من شد
و من روز به روز زشت تر شدم
من ليلي پروري كردم ليلي خود را
خدايا اين رسم مجنون داري نبود
خدايا من به درگاهت از ضعف خود استغاثه مي كنم
او قوي است او تنها نمي ماند
منم كه به شما نيازمندم .
او نيازي به خدا ندارد .
او روي قدرت خود حساب مي كند.
اما خدايا من قدرتي ندارم
من تنها و ضعيفم .
او ضعيفه نيست.
ضعيف منم .
من بنده ضعيف توام .
شهاب :: 4 مرداد 1384 1:32 قֽظֽ
پاراگراف 2 خط 10 نوشتيد فقط سنتي ترين ها نبودند ولي جانم خيلي هاي ديگر هم بودند كه نبودند.نه؟
ستاره :: 3 مرداد 1384 11:35 قֽظֽ
حسادت؟ به چي؟خيلي سر خودت معطلي تو
حسادت يه حسيه كه كاملا طبيعيه و ادمهاي نرمال همه گاهي باهاش سر و كار دارند. منم مثل همه. به خيلي از ادمهاي دوروبرم هم تا حالا حسادت كردم يا درست تر بگم غبطه خوردم...
ولي تو....يه ذره با خودت خلوت كن ببين واقعا قابل حسادتي؟
شيرين :: 2 مرداد 1384 10:23 قֽظֽ
اصلاح ميكنم:
فمينيستي:4 بار
(حقوق كم....اعتياد....جنس گران....شيطون...عجله....اشتباه....ضرر)
رشا :: 1 مرداد 1384 8:12 بֽظֽ
راستي ببخش فرناز جان. يادم رفت يك سئوال داشتم از شيرين خانم! وقتي مي گه كه مهشيد گل به اندازه " سن" فرناز كتاب خوانده منظورش چند تا كتابه! تازه اگه مي گف سن من باز يه چيزي! آخه سن تو كه فرناز چيزي نيس! نه بابا مي دوني كه من مهشيد را دورادور مي شناسم باور كن بيشتر كتاب خونده....به اندازه سن تو فرناز.... واقعا كمه..... گفتم كه اگه اين دفعه دوستي خواس از اين حرفا بزنه معيار را درست در نظر بگيره.... اگه مي گف به اندازه وزن اين آقاي رضا زاده- قهرمان سنگين وزن وزنه برداري رو مي گم. خوب يك كم بيشتر مي شد.... نه؟
احمدسيف :: 1 مرداد 1384 8:10 بֽظֽ
تا پيام (كامنت) شماره 33:
فمينيست:48 بار
فمينيسم:24 بار
فمينيستب:4 بار
به عبارتي جمعش ميكنه 76 بار
...تقريبا شيش تا بيشتر از تعداد نون لواشهايي كه خانواده سه نفري ما طي يك هفته استفاده مي كنند البته بدون مهمون.
(مسبوق به سابقه ناگذيرم به اين تذكر كه:به اين نوشته سطحي منگر وسطحي تر پاسخ مگوي)
رشا :: 1 مرداد 1384 8:07 بֽظֽ
فرناز عزيز: سلام خانمي. واقعا خدا به تو يك كم صبر و تحمل بده با اين كامنت هائي كه براي تو مي گذارند. در نياك هم آدرس ايميل را گذاشتم اين جا هم مي نويسم كه اگر به نياك سر نزدي اين جا باشد. اگر كاري از دستم بر مي آيد مي دوني كه در خدمت حاضرم.
باا حترام وارادت
ايرج
I.Seyf@Staffs.ac.uk
احمدسيف :: 1 مرداد 1384 8:03 بֽظֽ
لطفا خودت رو با مهشيد در يك طيف قرار نده. اون به اندازه سن تو كتاب خونده و تحقيق كرده.
شيرين :: 1 مرداد 1384 2:02 بֽظֽ
روز زن مبارك
روز زن مبارك :: 1 مرداد 1384 1:43 بֽظֽ
سلام فرناز نازنين. نوشته هات حرفات عقايدت . . . اينا هيچكدوم منو اونقدر متعجب نكرد كه از خوندن بدوبيراههاي نامربوطي كه توي كامنتا خوندم تعجب كردم.
تو كه نميگي همه مردا هيولان و همه زنها روشنفكر. پس چرا خيلي از معترضين (تو بخون فحاشين) اينجوري برداشت كردن و هرچي كه از آموزه هاي مفيدشون به ذهنشون اومده اينجا به يادگار گذاشتن؟
واقعا تعجب كردم!
از تو هم همينطور از صبوريت تعجب كردم. يه آم خيلي قوي ميخواد كه هم غم عالم رو دوشش باشه و هم حرف يه عالمه كجفهم شناس و ناشناس رو تحمل كنه.
شاد باشي مهربون.
آب و آينه :: 31 تیر 1384 10:35 بֽظֽ
در نزد خداي ايران برابرند زن ومرد درود با چند کار به روزم خوشحال می شم سر بزنی
زردشت :: 31 تیر 1384 7:35 بֽظֽ
بچه ها در رين فمينيسته ها!!! تازه از نوع مستبدش كه كامنت ها رو پاك ميكنه!
پيرفرزانه :: 31 تیر 1384 11:03 قֽظֽ
دختر من كلي كيف ميكنم كه تو اينطور مصمم و با معلومات از فمينيستي دفاع ميكني.ميدونم چقدر طاقت فرساست حرف حساب رو تو کله های به قول خودت منجمد فرو کردن.اما روش تو و دیگرانی که با اعتقاد دارن این زحمت رو میکشن ستودنیست
بي تا :: 31 تیر 1384 8:26 قֽظֽ
سلام فرناز گل
کامنت گذاشتم قبلآ ،از قرار معلوم پاک شده
دوباره مینویسم
اگه در مورد انواع فمینیست (که تو پست اخرت بهش اشاره کردی ) توضیحاتی بدی و اگه خیلی مفصله و فرصت نوشتنش رو نداری من رو به کتاب یا مقاله و سایتهایی که رتجبش توضیح داده شده ارجاع بدی ممنونت میشم
ارزو :: 31 تیر 1384 5:24 قֽظֽ
سلام فرناز عزیزم
اگه ممکنه راجب انواع فمینیسم ( که تو پست اخرت بهش اشاره کردی ) توضیحاتی بدی و اگه خیلی مفصل هستش و فرصت نوشتنش رو نداری من رو به کتاب یا مقالات یا سایتهایی که راجبش توضیح داده شده ارجاع بدی ممنونت میشم
ببخشید که در این زمینه انقدر اطلاعاتم کمه خیلی مصرم به یادگیری
ممنون
ارزو :: 31 تیر 1384 3:19 قֽظֽ
يادم ميادمادرم مي گفت ديوونه باش تابقيه غصه تورو بخورن نه عاقل كه غصه همه كس وهمه چيزو بخوري.ماهرچي چشمامونو بازتر مي كنيم بيشتر مي سوزيم.به شتر گفتن چرا پشتت كجه گفت كجام صافه ؟ حالا تواين مملكت پر از رمزو رازكه علامه دهر شريعتمداري كيهان پرده ازتوطئه شيرين عبادي وبقيه براي كشتن گنجي برمي داره !,زندانيان سياسيش تو رجايي شهر دور از چشم همه مي پوسند , نوجوان زير 18 سال رو اعدام مي كنند ,نمايندگان مجلسش از رييس جمهور منتخب! درخواست ديوار عفاف مي كنند و هزارو يك اتفاق خارق العاده وعجيب وغريبي كه مخصوص قرون وسطي است وخود شما بيشتر و بهتر از من مي دونيد پايمال شدن حقوق زن كه ديگه بايد يه مسئله عادي باشه.بابا خدا رو شكر كنين كه تو اين دنياي به اين گندگي افتادين درست تو يه جامعه دامپروري كه ماشالا بزنم به تخته هر روز هم توليدش رو به افزايشه.خيلي خوش خيالين ها...مثل من!
نيما :: 31 تیر 1384 0:29 قֽظֽ
فرناز جان سلام؛ ديرگاهي است كه مطالب و تفكرات آوانگاردت را پي ميگيرم ولي هيچگاه مجالي براي كامنت نبود. با نظرت موافقم ما فمنيستها بايد در راستاي هدف اصليمان كه احقاق حقوق انسانيمان مي باشد با توجه به جغرافياي فكري؛ فرهنگي و اعتقادي محل زندگيمان تدابير مدبرانه و در واقع تفكر و شيوه اي در خور اتخاذ كنيم. بطور مثال مني كه در خوزستان با آن همه تحجر و تجاهل و ديوارهاي ستبر مردسالاري و زن ستيزي مواجه ام قطعا بعضي راهكارها و اولويتهاي فمنيستهاي مركز نشين برايم فعلا لوكس و غير قابل اجر خواهد بود و نياز به حركتهايي آرامتر؛ ابتدايي تر و بسترسازي شده دارم. فرصت كرديد به من سري بزنيد. من مدرس دانشگاه در يكي از زن ستيز ترين نقاط عالمم! همان جا كه زنان را با افتخار چون گوسفنداني نجس و بيمار سر مي برنند و قانون ناتوان و بي تفاوت در خدمت تعصب؛ قاتل نوازي ميكند. چه خوشبختيد كه اينجا نيستيد!
زهره سعادتی :: 30 تیر 1384 11:30 بֽظֽ
سلام.به خاطر دزداي هميشگي فقط ميشه متاسف بود.به نظرم بايد اسم مي بردي...با اينم كه گفتي هرچي بيشتر در جريان باشي بيشتر رنج مي بري كاملا موافقم...نه در اين مورد خاص.هميشه همين طوره.هر چي كمتر بدوني راحت تر مي توني خودتو بزني به اون راه...
عقده اي :: 30 تیر 1384 8:08 بֽظֽ
به نظرم بازدارنده ميشه. چيزي كه من گرفتم يعني مساوي بودن زن و مرد و احقاق حقشون . يكي دو تا از بچه هايي كه تو قراراي بلاگي ديديم هم يه تعريفايي دارن. ما كه درس تعريف نداريم چه كنيم ؟ بيا و درس بده . جدي دارم مي گم. درس نه. يعني ياد بده . فك كن داري به بچه كلاس اولي ميگي. تو كه ميگي زياد راجع بهش خوندي . چندين سال . و ميگي عملي كار كردي. منتها سخ سخ ننويس تو رو خدا.
تاريخ شفاهي اسبق :: 30 تیر 1384 7:48 بֽظֽ
سلام دوست عزيز ....بسيار خردمندانه نوشته اي ....جامعه ما جامعه مرد سالارانه ايست كه حتي به حقوق مردانش هم احترام گذاشته نمي شود ...چه رسد ...؟...
سياورشن :: 30 تیر 1384 7:35 بֽظֽ
|