Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۱۵ شهریور ۸۴

زنان نگریسته می شوند

 



شاگردی داشتم که همیشه موهای سر خود را یک سانتی کوتاه می کرد، ابروهای خود را بر نمی داشت و یادم نمی یاد هرگز رد آرایشی بر چهره اش دیده باشم. با لحن خاصی صحبت می کرد، لحن پسر های هفده و هجده ساله، با همان اصطلاحات و ادبیات خاص. شاید اگر مانتو و مقنعه نداشت گمان می کردی که پسر است. یک بار یکی از شاگردان Lecture داشت و موضوع ان هم تمایل چشمگیر و رو به افزایش دخترانی بود که دوست داشتند پسر بودند. تقریبن همه به این شاگردم چشم دوختیم و انتظار داشتیم او که مشخص بود تمایل بسیاری دارد که پسر باشد درباره دلایل و دیدگاهش صحبت کند. من منتظر بودم که دلیلی از جنس دلایل دیگرانی که تمایل به پسر بودن داشتند بشنوم، دلایلی از قبیل اینکه پسر ها آزاد تر هستند و امکانات و آزادی های بیشتری دارند و مثل دختر ها با هزار و یک بکن و نکن و اما واگر روبرو نیستند. اما دلیل این شاگرد کلاس من از جنسی متفاوت بود. با لحنی آرام که شیوه معمول صحبت کردن او نبود گفت: من تنها به این خاطر مثل پسر ها لباس می پوشم و رفتار می کنم که دلم می خواهد راحت و بی دغدغه راه بروم، بخندم، بشینم و پا شوم. همیشه حتی وقتی توی کوچه خلوتی هم راه میری دوربین هایی هستند که روز زنها زوم کردند، زن که باشی-زشت و زیبا و پیر و جوان- همیشه زیر سنگینی نگاه و دوربین های مردان و حتی بقیه زن ها هستی...
نکته ظریفی که بیان کرد حسابی من را به فکر فرو برد. از ان به بعد، روی رفتار های خودم و زنان اطرافم که طیف گوناگونی بودند را با دقت بیشتری زیر نظر گرفتم.حقیقت تلخ این بود:زنان سوژه های جنسی هستند و همواره دیده می شوند و وقتی همیشه دوربین هایی روی انها زوم شده است، نمی توانند ببیند و این ندیدن چقدر تلخ است. خودم را می بینم و زنان دیگر را که از کودکی اطرافیانم وقت و انرژی بسیاری را صرف این کرده اند که درست نشستن، درست غذا خوردن، درست خندیدن، درست راه رفتن، درست نگاه کردن و انواع و اقسام "درست های" دیگر را به ما بیا موزند. به عقب که نگاه می کنم می بینم خود اگاه یا نا خود اگاه تمام این "درست هایی" که به من هم منتقل کرده اند از نگاه مردان و و از موضعی بوده است که انگار من روبروی یک سرمنشا قدرت هستم. در چنین تعاملی همواره چشم های نافذ قدرتی که تو را زیر نظر دارد را بر خود احساس می کنی و به تدریج حرکات و رفتارت را انگونه که خوشایند قدرت است می کنی. و بدیهی است که در چنین شرایطی خودت دیگر نمی توانی نگرنده باشی...بس که مدام بازبین حرکات و رفتار خود هستی. کم کم زنان که نا خود اگاه اموخته اند که خودشان را از دید دوربین های جامعه- که ساختارش مرد سالارانه است- ببینند ، دیگر نه تنها برده این قدرت که باز تولید همیشه در صحنه این دید هستند. لابد شما هم بیش از مردان از زبان زنها جملاتی نظر "چقدر بلند می خنده! چقدر جلف!" یا "یک زن با شخصیت موهایش را رنگ و وارنگ نمی کند" یا "زن باید لوندی داشته باشد و با صدای آرام و لطیف حرف بزند، نه اینکه با تن صدای بالا و زمخت حرف بزند"و...شنیده اید.

چقدر دلم می خواهد ترانه "Shape of my Heart" استینگ را زمزمه کنان با چرخیدن راه بروم، مثل روزهای کودکی ام هر کجا خانه های بازی لی لی را می بینم یک دور خانه ها را طی کنم، روسری ام را وقتی آفتاب تیز تابستان وسط آسمان است از سر بردارم و سرم را فرو کنم در حوض جلوی در خانه هنرمندان، ذره ای باشم از انبوه...ذره ای از انبوه که دیده نشوم...
راستی! یک بار دوستی می گفت دقت کردی زنان وقتی حتی در خانه تنها هستند و پرده ها هم افتاده است و خانه به جایی دید ندارد هم کمتر پیش می آید با لباس زیر در خانه راه بروند و بنشینند؟ فکر کنم حالا دلیلش را بهتر بدانم. دیوار موش داره و موش هم چشم داره!
ببینم! حالا با سوالی که بی وقفه در ذهن رژه می رود چه باید کرد؟ سوالی که پی در پی می پرسد این شیوه راه رفتن، خندیدن، نگاه کردن، پوشش، آرایش و...را خود خواسته انتخاب کرده ای یا تحت تاثیر نگاه قدرت مرد سالاری که همه جا تو را می پاید؟

Permalink | Comments 16
 


 

.:: نظرات خوانندگان



بار اوله كه ميام اينجا . خيلي خوشم اومد از مدل نوشته هات . عالي بود بي تعارف و جدي ......... لينكت رو مي ذارم تو بلاگم اگه اجازه بدي.....

نیلوفر :: 18 شهریور 1384 4:40 بֽظֽ


چطوري خانم رئيس؟

رضا چرخي :: 18 شهریور 1384 1:47 قֽظֽ


عججججب ... اين فقط دخترها نيستن كه بايد درست بخندند يا درست راه بروند يا درست بخورند يا... مگه به پسرها نمي گن؟؟ بي انصافي ديگه!!!!!!!!!!

مهديار :: 17 شهریور 1384 6:23 بֽظֽ


این بار با اسم خودم کامنت نمی دم چون می خوام یه چیزای شخصی بنویسم. کسی تو زندگیمه که به دید بقیه به خودش کار نداره و خودش مسیر زندگی و طرز لباس پوشیدن و رفتارشو انتخاب کرده. ممکنه یه چیزاییشو من قبول نداشته باشم اما خوشحالم که اینطوریه. و این منم که باید اونو قبول کنم نه اون منو! خوب دخترا هم می تونن اگه دیدن با معیاراشون نمی خونه، پسری که قبل از ازدواج با کسی رابطه داشته رو نخوان. انتخاب در هر مورد می تونه شخصی باشه.

یه خواننده وبلاگ :: 17 شهریور 1384 0:38 بֽظֽ


تراژدی قضیه این جاست که حتی این طوری هم لباس بپوشی فکر می کنن کیس تازه ای!

آزاده :: 17 شهریور 1384 11:05 قֽظֽ


به نظرم بين اين دليل با اون دليلي كه مي گه چون پسرها آزادترن فرقي نيست چون همين نگاه ها اون آزادي رو براي پسرها و محدوديت رو براي دخترها ايجاد كرده.

عاطفه :: 17 شهریور 1384 0:57 قֽظֽ


من برات متاسفم، مي بيني؟ همين كار ها رو مي كني و همين برخورد ها رو مي كني و باز هم مدعي هستي كه فمنيست ها مقبول هستند... . من توهيني به كسي نكردم. اصلا توهين نكردم. اين رفتارت خيلي خيلي خيلي غير قابل بخششه، لااقل اونها رو به ايميلم بفرست تا براي نيما بفرستم ناسلامتي من داشتم به نيما جواب مي دادم.

ميلاد :: 16 شهریور 1384 10:52 بֽظֽ


چرا 2 تاش رو حذف كردي!!؟ فرناز اين رفتار درست نيست، من اهانتي نكردم اينها بهونست.

ميلاد :: 16 شهریور 1384 10:48 بֽظֽ


نيما جان ما در مورد عرف حرف مي زنيم يا قانون؟
به نظر من خيلي مسائل مهمتر هم هست كه به نظر من براي زن ها مهمتر هست مثل راحت تحصيل كردن، متلك نشنيدن، حق انتخاب درست همسر، حمايت دولتي و قانوني و ... تا اينكه چطور رقصيدن و بلند خنديدن، به نظرم بلند خنديدن چيز بدي نمياد، اما تاپ ميني ژوپ پوشيدن و بوس فرستادن براي 2 پسر و چشمك زدن به تمام پسر هاي دانشگاه و مخ تيليت كردن ، سبكي است هرچند راجع به قانون گذاري و تحديد اون نظري ندارم. من راجع به عرف صحبت مي كنم. عرف در همه جا هست، در بعضي كشور ها مثل انگليس بد ترش هم هست. من هم البته جامعه شناس يا مردم شناس يا فيلسوف نيستم اما به نظرم بالاخره چيزهايي هستند كه واقعا جلف هستن و نمي توان باز منكر اون شد و از كوچه ي علي چپ معروف و هميشگي يعني پيش فرض هاي يك جامعه ي مرد سالاري زده دونست. در ضمن به قول يكي از دوستان همه ي اين عرف ها هم كه از طرف جنس مخالف نيست. عرف كل جامعه است.

ميلاد :: 16 شهریور 1384 10:48 بֽظֽ


کامنت حذف شد.

ميلاد :: 16 شهریور 1384 10:27 بֽظֽ


کامنت حذف شد.

ميلاد :: 16 شهریور 1384 10:18 بֽظֽ


فرناز جان من هيچ وقت در نوع پوششم فكر نكردم مردها چي ميگن! چرا بارها با خودم گفتم مردم چي ميگن كه اين شامل هر دو دسته زن و مرد بوده نه دسته خاص.
براي همين نمي تونم نكته ايي كه تو بهش اشاره كردي رو درك كنم.

ويولت :: 16 شهریور 1384 4:26 بֽظֽ


درود. با كسب اجازه از بانوي صاحبخانه و ساير ميهمانان گل. راستش نگرشي كه پشت اين برداشت ها وجود دارد برايم بسيار عجيب بود! ! مگر به پسرها مدام تذكر نميدن كه مواظب رفتارت باش؟ ايراد اينكه به پسر يا دختري گفته شود با متانت صحبت كن را در كجا ميبينيد؟ ايراد اينكه به پسر يا دختري گفته شود كه مواظب غذا خوردنت باش را در كجا ميبينيد؟ ايراد اينكه اين (( درست ها )) كه در تمام فرهنگها و عقايد پذيرفته شده است به پسر يا دختري منتقل شود را در كجا ميبينيد؟ آيا شما بعداً اينها را به فرزندان خود نخواهيد گفت؟ يعني اگر به پسربچه اي گفته شود درست غذا بخور، اين به معني آن است كه روزي بتواند در مقابل دوربين زنان خوش بدرخشد؟ بسيار كم لطفي كرديد. واضح است كه نگاه به خود و سعي در اصلاح آن قسمت از رفتارهايمان كه هنوز بكر و تربيت نشده باقي مانده بسيار ضروريست و طبيعتاً انسان را موقتاً از نگاه به ديگران باز ميدارد. ( زهي سعادت! ! )......و اين راهيست كه از اوايل بچگي تا لب گور از طي آن ناگزيريم. دخترخانم نوجواني را ميشناسم كه در سن 12 سالگي هنوز شبها پستانك ميمكد. البته اين خانم هنرهاي ديگري هم دارد كه .....! ! بگذريم. در واقع اين رفتار در آن نوجوان بكر و تربيت نشده باقي مانده. چرا اينطور است؟ چون پدر مادري دارد كه فاقد شعوري براي انتقال به فرزندشان هستند. اگر به جاي شما بودم به آن شاگرد كلاس يادآور ميشدم كه ((همه ما در هر سني در حال آموختن هستيم و اين آموزه ها در رفتار ما تاثير ميگذارد.شما به زودي ياد خواهيد گرفت كه همانطور كه ديدن يك پسر (( اوا خواهر)) با رفتار و مخصوصاً گفتار زنانه چندش آور است، ديدن يك دختر با رفتار و گفتار پسرانه و خشن هم ، همين حس را ايجاد ميكند.)) . ديگر آنكه آيا فكر نميكنيد با نيم نگاهي به جامعه جوانان فعلي به اين نتيجه ميرسيم كه اين مطالب ديگر موضوعيت ندارد؟ شما كه حتماً از فضاي موجود در دبيرستانهاي غيرانتفايي آگاه هستيد! از فضاي ورزشگاه هاي دختران! و البته پسران! از افراد هميشه حاضر در كافي شاپ ها و .... به نظر شما اين عزيزان چقدر در روز به اين فكر ميكنند كه درست بنشينند، درست حرف بزنند، درست راه بروند و ...... ؟ خير بانو ! اين حرفها مال حداقل 10 سال پيش است. در مورد برهنه بودن خانمها و آقايان در خانه هم كاملاً با آقاي (( ميلاد)) موافقم. بدرود.

نبين كي ميگه! ببين چي ميگه. :: 16 شهریور 1384 1:54 بֽظֽ


من با اينكه در باب اين مسئله مشكل زياد داشتم ولي با همه حرفات موافق نيستم.
اين بر ميكرده به اينكه چقدر بخواي "خودت" زندگي كني.
من براي "خودم"زندگي كردن از 14-15 سالگي تلاش كردم. سعي كردم به اطرافيانم بفهمونم اين منم. نه خيلي غير متعارف نسبت به ديگران و نه به ميل اطرافيان. اين درسته كه تو زناها بيشتره ولي در مردها هم ديده ميشه.
درست رفتار كردن جز اصول تربيتيه كه اگه توش افراط نشه شامل جنس خاصي نيست.
كلا هر جنسي دوست داره به نظر جنس مخالف خوب و مطلوب بياد
اين رفتار منفي نيست.كاملا طبيعيه.
پس به خودمون بر ميگرده كه چقدر براي اين "خود"بودن تلاش كنيم يا اينكه ديگران اين"خود"رو برامون بسازند.

شيرين :: 16 شهریور 1384 1:20 بֽظֽ


فرناز عزيز گاهي خيلي اتفاقات در اطرافمان مي افتد اما انگار يك جرقه يك حرف يا حتي شوخي ناچيز لازم است تا ببينيمشان. و تو ديدي. درد عجيبي حس كردم با خواندن اين مطلب. اين حس دائم ديده شدن اين كه هميشه بايد استرس داشته باشي و نگران قضاوت هر كس و ناكسي باشي و اين كه همه حتي آن ها كه هم جنس تو هستند دائم ذره بين هايشان را نزديك و نزديك تر مي آورند. اين آداب خسته كننده آرام صحبت كردن با متانت راه رفتن و....سخت است دور كردن اين ها. سخت است به چيزهايي كه يك عمر در گوشت خوانده اند پشت كني.

لادن :: 15 شهریور 1384 11:19 بֽظֽ


لينك هاي كنار درست نيستن، قول داده بودم به وبلاگ هاي فمنيستي نيام اما مال تو فرق مي كنه هر چند مطالب عصبيت رو اصلا نخواهم خوند (اگر پيش بياد)، مثل هميشه در نتيجه گيري مشكل داري، به نظر من نه مرد ها و نه زن ها لازم نيست تو خونه با لباس زير بگردن، شما و ما فكر مي كنيم كه فضا مناسب نيست اما در نتيجه گيري و جهت گيري نبايد از اون طرف پشت بوم افتاد.

ميلاد :: 15 شهریور 1384 9:14 بֽظֽ