برای من یکی از خواندنی ترین وبلاگ ها، وبلاگ ((نیاک)) است که دکتر احمد سیف در ان قلم می زند. از وقتی با این وبلاگ آشنا شده ام مشتری دایم بوده ام. اکثر نوشته های دکتر سیف درباره اقتصاد است، موضوعی که در وبلاگشهر کمتر به آن پرداخته می شود و نوشته های ایشان که خود اقتصاددان هستند تا حد زیادی این فقر محسوس مباحث اقتصادی در وبلاگ ها را جبران می کند. دکتر سیف مقالات بسیاری خواندنی و دقیقی هم درباره مسائل زنان می نویسند- خود من اولین مطالبی که از ایشان خواندم دو مقاله درخشان درباره زنان بود که مهشید در وبلاگ خود به آنها لینک داده بود.- چندی پیش بعد از نقدی که حامد قدوسی عزیز بر یکی از ترجمه های من نوشت که سرآغاز گفت و گوهایی میان حامد قدوسی، دکتر سیف و سیما شاخساری عزیز شد با دکتر سیف درباره "زنانه شدن فقر" که حقیقت مسلم دوران ما و جهانی شدن هست مختصر صحبتی داشتیم. امروز دیدم ایشان نوشته مفید و دقیقی با عنوان "جهانی کردن، کار خانگی و بهره کشی طبقاتی از زنان" را نوشته و در وبلاگ خود قرار دادند و با ان لطف همیشگی که به من دارند نوشته را به من تقدیم کرده اند. وبلاگ دکتر سیف را حتما بخوانید...از معدود وبلاگ هایی است که هرگز دست خالی از ان برنمی گردید، وبلاگی همچون کلاس درس با معلمی که بی نهایت نازنین و دوست داشتنی است:)
جهانی کردن، کار خانگی و بهره کشی طبقاتی از زنان
با احترام: برای فرناز سیفی
عمده بحث هائی که بر سر مقوله جهانی کردن می شود از دیدگاههای متفاوت برروی نقش و موقعیت سرمایه و قدرت گرفتن شرکت های فراملیتی تمرکز کرده است. گروهی براین باورند که این تغییرات نوید دهنده آینده ای روشن تر از حال است و گروهی هم چون صاحب این قلم بر این عقیده اند که بدون تغییرات اساسی در شیوه اداره اقتصاد جهانی، آینده نه فقط ناروشن بلکه بسیار مخاطره آمیز خواهد بود. دربرخورد به کار در این اقتصاد جهانی کرده، با تاکید بیش از حد برروی بخشی از کارگران- کارگرانی که در بخش اطلاعات سالار کار می کنند- درموارد گوناگون کار دیگران « بی ارزش» ارزیابی می شود. شماری از مدافعان جهانی کردن طوری سخن می گویند که انگار به غیر از همین جماعت اندک دیگر هیچ گروه دیگری در این اقتصاد کار نمی کند. برای این جماعت، کسانی که مثلا پیتزا را به منازل می رسانند، یا ادارات را تمیزمی کنند، راننده کامیون اند، به کارخانگی مشغولند، بچه داری می کنند، و شماری دیگر- به اصطلاح « کارگران یقه آبی»- اصلا وجود ندارند.متن کامل...
پ.ن: چیزه! من می خواهم وبلاگ بنویسما! اما دروغ چرا از ترس سیما جرات نمی کنم;) من را چک می کند که سر وقت طرحی که باید بنویسم باشم، من هم که می دانم حق با سیما هست حالا مگر می تونم چیزی بگویم؟ الان هم گریز زدم اومدم، سیما الان ببیند به روز کردم کله ام را کنده:دییییی...بله! اینجوریاست!!
پ.ن.ن: این روزها اتفاقی بهتر از این سراغ دارید که مهرانگیز کار هم وارد جامعه اینترنتی شده است؟:)...چقدر جای ایشان خالی است و چه خوب که حال با خواندن وب سایت ایشون کمی دلتنگیمان تسکین پیدا می کند و باز بهره ها می بریم از ان کوله بار دانش و تجربه. دست صنم گل و دوستان دیگری که همت کرده و وب سایت خانم کار را راه اندازی کردند حسابی درد نکند.
Permalink
|