یک:
-وای! چند وقت هست ایدز گرفته ای؟
- واقعا اچ آی وی مثبت هستی؟
- رابطه جنسی داشتی که ایدز گرفتی؟
- رابطه جنسی برابر یعنی چی؟
- کاندوم؟ دخالت در سکس هست!
- شنیدی ترکه میره امریکا پی اچ دی بگیره اچ ای وی می گیره؟
دو:
متحدالشکل کاورهایی بر تن کرده ایم، اعضای مرکز فرهنگی زنان و کانون هستیا اندیش را می گویم. جلو کاور نوشته ای منگنه شده است، "من اچ ای وی مثبت هستم." و پشت کاور جمله ای دیگر "هم پیمان علیه گسترش ایدز" و بازوبندی بر بازو با روبان معروف قرمز رنگ، وپلاکاردی در دست با شعارهایی که مضمون ان ایدز است، به صف دم ورودی پارک شهر. رهگذران حیرت زده و یکی از سوال های بالا و بروشوری که می گیرند و می خوانند.
سه:
پارچه ای روی زمین پهن شده است، پارچه ای بزرگ و بچه های کوچک زانو زده اند و هر یک قلم مویی در دست نقاشی می کشند. آن طرفتر میزی که سطح ان پوشیده از کاندوم است و مردانی که مشت مشت کاندوم بر می دارند و شوخی یکی از زن ها که می گوید کاندوم هست ها! آب نبات نیست! و خنده دیگری که می گوید بابا شب جمعه هست ها!
چهار:
مرد نزدیکم می شود، پنجاه و هفت هشت سالی دارد. با لحنی پدرانه و توام با سرزنش می گوید رابطه جنسی داشتی که ایدز گرفتی؟نه؟! شیطنتم گل می کند، نمی گویم برای هم بستگی با مبتلایان به ایدز این کاور را پوشیده ام و خودم اچ آی وی مثبت نیستم. می گویم بله! می گوید چه جوری فهمیدی؟ می گویم خوب آزمایش دادم. می گوید خوب حالا چرا اینقدر خوشحالی و نیشت بازه؟ به من یکی فیلم بازی کردن نیامده انگار!
پنج:
از هر دو مردی که رد می شود یکی می پرسد رابطه جنسی برابر یعنی چی؟ و بعضی هم می گویند یعنی همان ترویج رابطه جنسی آزاد؟!و توضیحی که صدباره می دهیم و انگار کافی نیست. یکی از بچه ها می گوید بابا اینجوری جا نمی افته انگار! بگو یعنی یک بار تو رو بخوابی یک بار زنت! و یکی دیگر از بچه ها می گوید به جان خودم فکر می کنند منظور این هست که روبرو هم بخوابند! حالا گیج می شوند که روبرو هم چه جوری سکس کنند اخه؟و شلیک خنده ما...
شش:
مرد دیگری می آید. شصت و خورده ای ساله. به طرف من و نوشین می آید و می گوید: شما که در رابطه با ایدز کار می کنید می دانید که ایدز با عمل جنسی در ارتباط هست دیگه؟ می گوییم خوب؟ می گوید برای مبارزه با ایدز تبلیغ کاندوم و رابطه جنسی برابر و مطمئن بی فایده است. باید میل جنسی را از بین برد یا محدود کرد!!می گوید به جای تبلیغ کاندوم این را تبلیغ کنید که جوان ها ورزش کنند، بروند کوهنوردی انرژیشون تخلیه میشه و دیگه انرژی برای رابطه جنسی ندارند! ایدز هم حل میشه! و ما هنوز حیران نظریات پر مغز این جامعه شناس قرن...
هفت:
چراغ قرمز است و لابلای ماشین ها میگردیم و به هر راننده ای بروشوری در رابطه با ایدز می دهیم. پسر جوانی به نوشین می گوید جی ال ایکس نداری آبجی؟ فقط اچ آی وی؟...
هشت:
پریسا روی پلاکاردش عکس کودکی را نقاشی کرده است که مبتلا به ایدز است، زیر ان نوشته است من را در اغوش بگیرید، مبتلا به ایدز نمی شوید. مردی نزدیکش می شود و زیر گوشش می گوید اخ! حیوونی! اینجا که نمیشه وگرنه همین الان بغلت می کردم!!
نه:
بروشوری را به طرف زن می گیرم. زن با تردید، با احتیاط و با نوک انگشتان بروشور را می گیرد و بدو می رود. آخر من روی کاورم نوشته ام" من یک اچ ای وی مثبت هستم"...
ده:
جمع می شویم، هرکس که پلاکاردی در دست دارد. و دور حوض پارک دانشجو دور می زنیم، چند بار... و آرش کسوفی نیا عکس می گیرد و عکس می گیرد و عکس...
یازده:
مرد هراسان می گوید اخه چطوری بفهمم زنم ایدز داره یا نه؟ هومن توضیح می دهد و توضیح می دهد...مرد باز می پرسید و گلناز می گوید: خوب آقا جان! همیشه کاندوم استفاده کن که خیالت راحت باشه...
دوازده:
و واکنش های تامل برانگیز ، و دیدن چهره های حیرت زده، و جامعه ای که دارد منفجر می شود از این فوران جوان، و تابویی به نام سکس، و مردی که می گوید چیه هی نوشتید کاندوم کاندوم؟ این ها خلاف شئونات جامعه است و امار سازمان مللی که می گوید تا پانزده سال دیگر مبتلایان به ایدز در ایران می شوند هزارها نفر...
سیزده:
نحسی اش ما را نگیرید. این پست پر از سکس و کاندوم و رابطه جنسی بهر گزارش است والا! جان عزیزتان فیلترمان نکنید!
و عکس های آرش نازنین از مراسم
Permalink |
Comments 9
.::
نظرات خوانندگان
سلام
گزارش جالبي بود.شكستن تابو سكس و گفتگو درباره آن نه تنها راهي براي گشودن فضاي گفتگو درباره بيماري ايدز است مي تواند در تغيير روابط زنان و مردان مفيد و موثر باشد. و اينكه ، وبلاگ شما به " مهدي كاظمي ( تحليل هاي روزانه ) " لينك شد.
مهدي :: 14 آذر 1384 8:31 قֽظֽ
هر حرکتی که از سمت جوانها و در داخل مملکتمون باشه جای قدردانی داره خسته نباشید . شاید بهتر بود که با این تعداد کم و امکانات محدود کمی هماهنگ تر می شدید . من اگر مسوول بودم حتما به هر کاندوم یک بروشور یا یک شعار مبارزه با ایدز منگنه می کردم . شاید بد نبود اگر در مورد تزریق با سرنگ الوده هم چند نقاشی یا پلاکارد تهیه می شد . زنهای ما در هر لباس و مسوولیتی که باشند طعمه زخم زبان و متلک های عام و خاص قرار می گیرند شاید بهتر باشه که در عملکردها خیلی جدی تر رفتار بشه . همین که حاضر شدید در این راه قدم بردارید خسته نباشید . دستهایتان را به گرمی می فشارم . از صمیم قلب از این گزارش در دل گریه کردم .
کیمیا :: 13 آذر 1384 4:08 بֽظֽ
سلام. فرناز جان نفس عمل ستودني است اما من كپ كردم وقتي ديدم كه محل اين قرار مقابل تئاتر شهريه كه خيلي ها نمي خوان باشه. دختر جون به اندازه كافي فضاي تئاتر شهر اين روزها حساسيت هاي مختلفي رو داشته اين گردهم آيي هم كه از قبل مشخص بود كه يه سري بازتابهاي خاص خواهد داشت خب چرا جاي ديگه برگزار نشد؟ اميدوارم اينبار سنجيده تر عمل بشه.
ني آوا :: 12 آذر 1384 4:30 بֽظֽ
سلام دیشب همبستر شدن به امید ایدز...امروز خوشخال ازمایش دادن...فردا جواب منفی بودن...کاش حداقل ایدز داشتم...دوست همه ی انان که ایدز دارند
رقصان :: 12 آذر 1384 10:46 قֽظֽ
والله چی داخل شئونات است که کاندوم باشه!
آرش :: 11 آذر 1384 0:32 بֽظֽ
منم تشکر میکنم از همتون :-*
رضا چرخي :: 11 آذر 1384 0:14 بֽظֽ
فرناز جون عکس تو و گلناز عزیز رو دیدم.
مرسی خانوم از گزارشی که نوشتی. آخ که چقدر دلم میخواست اونجا بودم.من انقدر دیر فهمیدم که نتونستم خبرش رو هم تو وبلاگم بذارم.
هورا به همه شما ها که برای این برنامه ها وقت و انرژی میذارید.
بی تا :: 11 آذر 1384 8:44 قֽظֽ
با عرض سلام
بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد.
با تشکر،
بلاگ نیوز :: 11 آذر 1384 1:38 قֽظֽ
سلام،
حرکت خیلی خوبی انجام دادید دوست گرامی!
اما از این ناراحتم که چرا توی ذهن مردم نمی رود این چیزها؟!
باید خیلی کار کرد! راه، چه بسیار که طولانی است.
موفق باشید.
نیما نیلیان :: 11 آذر 1384 1:26 قֽظֽ
|