Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۶ دی ۸۴

تروریست های کوچولو اینترنتی

 



باز بیماری پیدا شده است این روزها که با اسم من یا آدرس من این سو و ان سو نظر می گذارد. گاه ناسزایی حواله صاحب وبلاگ ها می کند، گاهی می نویسد این فرناز سیفی نامش سحر مرانلو است، گاه می نویسد فرناز سیفی وجود خارجی ندارد و نام این فرد تارا رفیعی است!(روزگاری اتفاقا هم کلاسی خوبی داشتم که نامش تارا رفیعی بود. یاد مدرسه راهنماییمان بخیر) گاه از قرار کامنت های پایین تنه ای می گذارد با نام من، گاه از قرار قسمتی از نوشته های من را کپی پیست می کند در کامنت وبلاگ دیگری، برای دوستی با آدرس ایمیل من سایز سینه و باسن نوشته بوده و درخواست کرده که آن دوست وبلاگ نویس سریعا ایمیل بزند به او و من ایمیل را باز کرده و نامه دوست وبلاگ نویس را خواندم که پر بود از حیرت، شوک و سوال. خلاصه بیمار سادیستی بدی است...هدفش هم بازی باشخصیت، یک تروریست کوچولو اینترنتی. گفتم این چند خط را بنویسم و اطلاع دهم که باز گیر یک انگل اینترنتی افتادیم از قرار...ممنون می شوم کامنت های تروریست کوچولو را دیدید با اسم و آدرس من یا دو اسم خیالی و موهوم سحر مرانلو وتارا رفیعی که آدرس ایمیل و وب سایت من را درج کرده است، حواله زباله دانی کنید و مجال جفتک پرانی به این اسپم ندهید. کامنتی هم دیدید که شک داشتید من آن را پای مطلب شما گذاشته ام یا دیگری خیلی ممنون می شوم که برای من کامنت گذاشته یا ایمیلی بفرستید واصطلاحن استعلام کنید!

Permalink | Comments 7
 


 

.:: نظرات خوانندگان



فرناز جونم ول کن این اراذل و اوباش اینترنتی رو.ارزش فکر کردن هم ندارن این زباله های تاریخ................

مامان فرین(بانوی ایرانی) :: 12 دی 1384 11:00 قֽظֽ


فرناز جان! شما به این زودی ها از دست این تربیت شدگان شرق و غرب خلاص نخواهی شد :دی

رضا چرخي :: 9 دی 1384 3:23 قֽظֽ


ممنون از پاسخ شما... خانم های مرکز فرهنگی زنان را می شناسم . از این بعد در جلساتشان، اگر باشم، دنبال شما می گردم که با هم صحبتی داشته باشیم.
... در خصوص آن تروریست اینترنتی، شاید اگر من هم مطالبش را مثل شما خوانده بودم، عصبانی می شدم و به فکر چاره می افتادم.. اما فکر می کنم او هر که باشد می خواهد من و شما و تارا رفیعی (که نمی شناسمش) را عصبانی کند و منتظر همین واکنش هاست. هر واکنشی تایید قوت و قدرت بیماری دوست ناخوشایند ماست.

شما را که الحمدالله اینطور که می گویید خوب می شناسند و قلمتان معلوم است. در مورد من هم نگرانی نیست... بنابراین فراموشش کنید و با خیال باز به وب لاگ نویسی ادامه دهید.

سحر مرانلو :: 7 دی 1384 10:10 قֽظֽ


سلام

اسم من که اتفاقا موهوم و خیالی هم نیست سحر مرانلو است. متاسفانه مثل شما وبلاگرد نیستم که ببینم چه نظراتی را با اسم من و آدرس شما پست کرده اند.
بهر حال دوست عزیزی مطلب شما را خوانده بود و به من گفت که چرا کسی باید مرا موهوم بخواند...کسی که اصلا مرا نمی شناسد...من خندیدم ... دنبال وب لاگ شما گشتم ... مطلبتان را خواندم... به ذهنم فشار آوردم که شما را به خاطر بیاورم ، چه در روزنامه نگارانی که می شناسم یا فعالان جنبش زنان...متاسفانه حافظه ام یاری ام نکرد... گفتم برایتان یک نظر بگذارم که حداقل وقتی می خواهید بر وجود واقعی یک انسان خط بکشید قبلا یک جستجوی ناقابل اینترنتی بکنید ببینید بیچاره خیلی هم خیالی نیست ...آن وقت عصبانیتتان را منصفانه با صفحه خالی مطلبی جدید تقسیم کنید.

موفق باشید.

سحر مرانلو :: 6 دی 1384 11:57 بֽظֽ


از این تروریست های کوچولو به وفور در شبکه دیده می شوند که قصدی جز تخریب شخصیت دیگران ندارند.

کاوه :: 6 دی 1384 6:54 بֽظֽ


سلام از این جمله استفاده کن ...لعنت بر پدر و مادر کسی که ....ما ایرانی ها به این چیزها پایبندتریم تا اصول اولیه انسانیت

سیاورشن :: 6 دی 1384 10:24 قֽظֽ


فرناز جان! برای من هم با آدرس ایمیل و سایت تو یک کم چرت و پرت نوشه بود. فورافهمیدم که کار یک روانی است و پاک کردم. خودت را ناراحت نکن...شنونده بایدعاقل باشد

نیلوفر :: 6 دی 1384 1:18 قֽظֽ