Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

شنبه ۱۰ دی ۸۴

"جنبش حقوق زنان در ایران- طغیان، افول وسرکوب از 1280 تا انقلاب پنجاه و هفت"

 



ketab2.jpg


معرفی را که برای این کتاب در تریبون فیلتر شده فیمینیستی نوشتم را اینجا هم می گذارم.

اولین بار نیست که کتابی درباره نقش زنان در تحولات یک صد ساله ی اخیر ایران وبه ویژه نقش زنان در دوران مشروطیت را به زبان فارسی می خوانیم. اما احتمالا اولین بار است که کتابی در این باره که ازمنظری جامعه شناسانه به موشکافی این دوران پرداخته است را مطالعه می کنیم.
یکی ازویژگی های کتاب حاضر که ان را از دیگر آثار مشابه متمایز می سازد، بررسی رویدادهای ایران در روندی ملی، منطقه ای و جهانی با نگاهی چند جانبه نگر و تحلیلی جنسیتی-جامعه شناختی است. چنین رویکردی سبب می شود که با مطالعه این کتاب به درکی عمق تر و چند سویه از وقایع یکصد ساله اخیر کشورمان دست یابیم.
این کتاب در بحبوحه انقلاب پنجاه هفت به نگارش در آمده است، بنابراین زمان نگارش این کتاب نیز قابل تامل است. چرا که مولف توانسته است واقعیت های زنده و موجود همان روزگار را که در اثر گذشت زمان دست خوش تحریف نگردیده است به ثبت رساند.
مترجم در مقدمه ای که بر کتاب نوشته است اشاره بجایی به استفاده از کلمه "فمینیست" برای تعریف زنان ایرانی چون صدیقه دولت آبادی ها، زندخت شیرازی ها و... کرده است که در حقیقت اولین گروه زنان خواهان برابری حقوق زنان و مردان در ایران به شمار می روند. پیش از این به ندرت خوانده یا شنیده ایم که این اولین گروه های زنان فعال را فمینیست خطاب کنند.
مولف کتاب "جنبش حقوق زنان در ایران-طغیان، افول و سرکوب از 1280 تا انقلاب 57" الیز ساناساریان است. وی دکترای علوم سیاسی از دانشگاه ایالتی نیویورک دارد و عضو انجمن آمریکای علوم سیاسی، انجمن مطالعات ایران و انجمن مطالعات ارمنیان است. مترجم این کتاب نیز چهره آشنای جنبش زنان ایران، نوشین احمدی خراسانی است که پیش از این ترجمه ها و تالیفات ارزشمندی چون ترجمه "فرهنگ نظریه های فمینیستی"(باهمکاری فیروزه مهاجر و فرخ قره داغی) و تالیف کتاب "سناتور"( باهمکاری پروین اردلان) و مجموعه مقالات "زنان زیر سایه پدر خوانده ها" را از او خوانده ایم.
کتاب حاضر را نشر اختران منتشرکرده است. کتاب دویست و هشت صفحه حجم و نثری موجز و روان دارد. مطالعه ان به علاقه مندان مباحث زنان و به ویژه دانشجویان رشته مطالعات زنان و رشته هایی چون جامعه شناسی و علوم سیاسی توصیه میگردد.


آدرس وب سایت نشر اختران

پ.ن: راستی! عکس روی جلد کتاب به نظرتون آشنا نمیاد؟:دی

Permalink | Comments 4
 


 

.:: نظرات خوانندگان



چیزی که میگم کاملا بی ربطه،
مقاله ای که تو نامه ی این ماه نوشته بودی، عالی بود.

آذر :: 10 دی 1384 5:27 بֽظֽ


فرناز جان فکر کنم پروین اعتصامی باشد نیست> شاد باشی

توتیا :: 10 دی 1384 1:51 بֽظֽ


یعنی آنها هم فمینیست بوده‌اند! یک دفعه کم مانده بود مهر فمینیست‌ها بیافتد توی دل من. یک جوری از فمینیسم می‌نویسند که من خیال کرده بودم تازه کشف شده و باید کلی روغن‌سوزی و فسفرسوزی بکنم تا بفهمم چی به چی هست. می‌شه شماها زحمت بکشید و یک کرونولوژی از سال 1285 تا سال 1385 از جنبش و حرکت و دستاوردهای حقوقی و اجتماعی زنان ایران درست بکنید. اگر شما این کار را بکنید شاید دیگران هم هرکس در صنف و حرفه و جنبش و حرکت اجتماعی ویژه خود چنین کاری را بکند و ما هم بدانیم که کجا بوده‌ایم و به کجا رسیده‌ایم. یک کرونولوژی که با یک نگاه روندی یک سده‌ای را نشان بدهد. شاید هم کمک کند که ماها ریشه‌هایمان را بشناسیم یا بهتر بشناسیم و برخی هراس‌هایمان بریزد. حالا می‌فهمم. پس گلبانو خانم جان هم فمینیست هستش! پس با این حساب نه تنها میرزا حسین خان عدالت بلکه میرزا یوسف خان پدر پروین خانم هم فمینیست بوده چون به نوشته میرزا علی اکبر خان دهخدا بذر این شجر بارور را ایشان کاشته است. به نظر شما خود پروین خانم اعتصامی هم فمینست بوده؟ من که خیال می‌کنم با این حساب علی اکبر خان هم فمینیست بوده چون در چرند و پرندش ازدواج اجباری و نابه‌هنگام دخترها، جور پدر و شوهر، چند زنی و حتی خرافات و تعصب‌های زنانه را به انتقاد می‌کشیده است. می‌دانم که در روزنامه تجدد، ارگان حزب دموکرات آذربایجان در سال‌های 1298 و 1299 خورشیدی مقاله می‌نوشته‌اند با امضای فمینیست. پس این فمینیستی که امروز گفته می‌شود هم همان است، یعنی دنباله همان است و چیزی من درآوردی نمی‌تواند باشد. اینکه شاعر فرموده بود:

وطن اولادینون تامین استقبالی مشکل‌در، خانم قیزلار اگر چیخماسالار میدانه مردانه.

اگر چه گفته دخترخانم‌ها مردانه به میدان بیایند باز هم فمینیستی می‌شود چون در زبان ادبی آنها مردانه دلاورانه معنی می‌شود و نه مذکرانه. چند روز پیش با خودم می‌اندیشیدم که نگاه تاریخی ما پویایی و شادابی روشنگرانه ندارد و شعاری شده است. از سده مشروطه تا به امروز بگونه‌ای سخن گفته می‌شود که گویا ما در جا زده یا پس رفته‌ایم. با خود می‌گفتم سد سال پیش انسان امروزی بسیاری چیزها را نمی‌شناخت که امروزه شناختش همگانی است. ژن، هورمون، لایه اوزون، کهکشانی بودن فضا، گروه خون، فوتون و ویتامین برای بشر شناخته نبود. خوب، برای ما در ایران سد سال پیش چه چیزهایی شناخته نبود و امروز می‌شناسیم و چنان گفته می‌شود که گویا همواره می‌شناخته‌ایم و در دهه‌های گذشته شناختمان از دست رفته است. برای آن به فکر کرونولوژی‌های موردی سد ساله افتاده بودم که با یک نگاه روندی سد ساله را نشان دهد. این نوشته شما چنان مرا به شوق آورد که خیال‌های خود را برای شما نوشتم. سد سال پیش در چنین روزهایی ما آموزشگاه دخترانه نداشته‌ایم. روزهایی که من دبیرستان می‌رفتم اما دوشادوش ما دختران هم دبیرستان داشتند. دبیر ریاضیات ما مرا برای حل مساله به دبیرستان دخترانه می‌فرستاد. می‌گفت درس داده‌ام خسته هستم شما برو برایشان مساله حل کن. جور استاد به ز مهر پدر. ولی به من خیلی ظلم می‌شد چون دختران هم سن و سال محله در بیرون دبیرستان به من می‌گفتند آقا. می‌دانی این ظلم بزرگی بود. چون دیگر مانند هم سن و سالان خود شیطنت نمی‌توانستم بکنم. از یک طرف ولی خوب بود چون خیلی راحت‌تر از آنها می‌توانستم با خانم‌ها صحبت بکنم و این خیلی به دردم خورد. از یک طرف هم بد بود چون دختران هم‌سن و سال عقلرس‌تر از ما بودند و با شیطنت در کوی و خیابان مرا می‌گرفتند و می‌گفتند آقا ال شد و بل شد و من باید مودب می‌ایستادم و با آنها حرف می‌زدم. می‌دانستم شیطنت است ولی کاری نمی‌توانستم بکنم. یعنی ماشالا دخترهای دبیرستانی آنقدر رشد کرده بودند که ما ستمدیده می‌شدیم نه آنها.

هوشنگ :: 10 دی 1384 7:17 قֽظֽ


فرناز خانم گرامی. با سلام امیدوارم سلامت باشی. برای چندروزی ایمیل دانشگاه خراب بود ولی بعد خوب شد و بنده هم یکی دو بار عرض ادب کردم. فکر کرده بودم گرفتاری که لابد بودی. البته از شما ایمیل های بی پیام می رسد و باعث انبساط «خاطر ملوکانه ما» هم می شود اگر به آنها جواب نمی دهم نمی دانم چی بنویسم! بهرحال مهم این است که سلامت باشی و مثل همیشه کارت را بکنی که می کنی.
از معرفی کتاب هم ممنون دستت درد نکند.

احمدسیف :: 10 دی 1384 6:04 قֽظֽ