Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۱۹ دی ۸۴

یک پست چیپ و مشتی

 



اساسن من هرچی فکر می کنم نمی فهمم شما ای مردک دراز برای چی از همه لغت های کشکی تو این مایه ها که قربانی به انگلیسی چی میشه و معنی buffer zone به فارسی چی هست پرسیدی، لغت هایی که هر IQless بدبختی هم که چهار ترم کلاس زبان رفته باشه بلده و بعد نوبت من که می رسه بپرسی "کشف الایات" به انگلیسی چی میشه!!!!!! این مامان بزرگ من می گفت هرکی زیاد درس می خونه منگول می شود!! ما یک عمر به این مامان بزرگ بدبختمون توپیدیم که به علم و دانش بی حرمتی می کنه و این حرفها اما والا تو یکی دیوانه شدی ای دکتر دراز که نظرم کاملا عوض شد و هیچ هم خوش تیپ نیستی! از شوک این "کشف الایات" در نیامده مردک دراز پرسید "کماجدان" به انگلیسی چی میشه! آخه این لغت ها چه ربطی به درس ترجمه شفاهی و اخبار بی بی سی و صدای آمریکا داره؟ هان؟ چی باعث شده که فکر کنی من باید بدونم کماجدان به انگلیسی چی میشه؟! هان؟ ملت سالی یک بار هم با این لغت ها توفارسی هم روبرو نمی شوند، چه برسه که بدونم به لسان خارجه چه مرضی می شوند! خواستی حال منو گرفته باشی که یک بار سر کلاس ضایعت کردم دکتر دراز؟ به من چه که گوش هایت embroil را envolve می شنوه! هه! همچین چشم هایت برق می زد که حال بنده را گرفتی و مثل خر در گل مانده بودم و نمی دونستم معنی این لغت ها که معلوم نیست از کجایت در اورده بودی چیست. اما بدان و آگاه باش که اگه من یکی را بندازی یا نمره دوازده سیزده بدی به دور از هرگونه ضابطه و حقوق بشر و شرف و وجدان و این حرف ها، از روابط حسنه خود با مدیر گروه و معاون آموزشی سو ء استفاده کرده و حالی ازت می گیرم تماشایی! گفتم که بعد نگی چرا نگفتی. گندی زدی به اعصاب ما امروز!


ببینید عزیزان! بنده سالیان سال هست که رسانه گوگولی به اسم تلویزیون را تحریم کردم. از وقتی هم انقده بچه بودم حالم از مهران مدیری و سلسله کارهایش بهم می خورد و می خورد. از بیکاری بمیرم هم نمی شینم انواع تولیدات کیلویی چین چینی و برره ای حضرت راتماشاکنم. پس بی زحمت اینهمه اس ام اس درباره اینکه فلان شخصیت سریال دوغکی آقا به فلانی این را گفت و اون یکی این جواب داد و این چیزها برای من نفرستید. چرا؟ چون من هیچ در جریان کاراکترها و تیکه های این سریال نیستم و چنین اس ام اس های را اصلن متوجه نمی شوم و در نتیجه در عرض سه سوت اس ام اس شما پاک می شود! پس بیخود من باب ارسال چنین اس ام اس های برای من خودتون را تو خرج نندازید. به جایش از هرگونه جوک قزوینی، ترکی، رشتی، لری و...شدیدن استقبال می شود.


من برم بمیرم که سه هزار سال دیگه هم آدم نمی شوم! شنبه امتحان "متون اسلامی" دارم و تازه دیروز دوزاریم افتاد که هوار(!) کتابم گم شده! کتاب فروشی دانشگاه یک نگاه بدی به من کرد مبنی بر اینکه الان تازه یاد کتاب خریدن افتادی؟ و بعد گفت کتاب تمام شده و تا ترم دیگه هم نمیارند! بنده الان به هرچی هم کلاسی که سالی یک بار هم حالی ازشون نمی پرسم زنگ زدم و در کمال مصیبت همه جواب دادند که آنها با یک استاد خر دیگه ای این واحد را خونده اند و جزوه داشتند و این کتابی را که من می گویم ندارند! حالا اصل مصیبت می دونید چیه؟ من فقط اسم کتاب یادمه و هیچ نمی دونم گرد آوریش را کی انجام داده و مال کدوم انتشاراتی هست! حالا فردا باید شال و کلاه کنیم بریم انقلاب.... ای خوانندگان عزیز این وبلاگ چرند! شما نمی دونید کتاب "درس هایی از نهج البلاغه" که سر کلاس متون اسلامی درس می دهند را از کدام خراب شده میشه پیدا کرد؟ شما اگه ASAP به من بگویید از کجا این کتاب لعنتی را باید پیدا کنم دعای ابدی بنده را برای خود خریدید. چرا اینجوری نگاه می کنید؟ واقعن انتظار داشتید هر شنبه سر ساعت هشت صبح سر کلاس متون اسلامی حاضر باشم؟ همون شش هفت جلسه را هم رفتم کلی همت کردم بابا!


زکی! من فکر می کردم "تاریخ اسلام" صد سال پیش خوندم. امروز که کارت ورود به جلسه امتحان را گرفتم دیدم من این ترم همچین درسی هم برداشتم و خودم خبر ندارم!!! دم استاد این درس گرم که بنده یک جلسه هم سر کلاسش نرفتم و بنده را حذف نکرده. استاد درس عمومی و این همه مرام؟ حالا کتاب تاریخ اسلام را هم خریدم، دویست صفحه ناقابل! هر دو درس مذکور امتحانشان روز شنبه برگزار می شود و من فردا می خواهم بروم تئاتر و الواطی و پنج شنبه هم چهل تا مهمان داریم! هه هه!


جناب آقای دکتر فلانی استاد محترم درس "ترجمه انفرادی" در یک کلام دمتان اساسی گرم! چی می گفتند این ملت که شما افتضاح نمره می دهید و هر ترم مثل مراسم مگس کشان شاگرد است که سر کلاس های شما حذف می شود یا می افتد؟ ما هم سر این حرف ها هر ترم حاضر شدیم شب و نصفه شب هم دانشگاه بیاییم که فقط با شما درس برنداریم. این ترم هم که گریزی نبود جز اینکه با شما درس برداریم مدام عین بید بر خودمون لرزیدیم. بنده امروز بعد از اینکه از سرامتحان آن استاد درازه که حال بنده را گرفت بیرون آمدم و بسی عصب بودم دیدم آقای دکتر فلانی نمره ها را روی بورد زدید و خداوند شاهده که می خواستم لااقل امروز نمره را نبینم که یک وقت از شدت شوک های وارده راهی بیمارستان نشوم. اما به خود گفتم دل قوی دار و ترسون ترسون شماره دانشجویی را چک کردم و رسیدم به شماره دانشجویی خودم. نههههههههه! شده بودم نوزده! بالاترین نمره کلاس. هی باز شماره دانشجویی و نمره را چک کردم دیدم والا خود خودم هستم! بعد یک نگاه به الباقی نمره ها دیدیم بابا این رفقای ما راست می گفتند. یک نمره در میون یکی هشت و نه و حتی چهار شده بود! بسی خر کیف و مشعوف از پله ها بالا می رفتم که استاد محترم درس مذکور را رویت کردم. با نیش هایی تا بناگوش باز که نمی تونستم جمعش کنم سلام بلند بالایی کرده و کاملن مودبانه احوال ایشون را پرسیدم و استاد عزیز هم با نیش هایی تا بنا گوش باز گفت: چطوری Lady Feminist? و نبودید بینید چطور دو چشمان من تبدیل به دوازده تا شد که بسم الله الرحمان الرحیم! این استاد ما از کجا این را فهمیده دیگه؟ که نیش های ایشون بیشتر باز شد و گفتند: I read your weblog Ms.Seify. I really enjoy reading your thoughts & feminine apprehensions.Keep up the good work ! ...ددم وای!!اینجا را برای چی می خونید آخه؟ و صد البته دوزاری ما افتاد که آن نمره نوزده از کجا ناشی می شود. حالا هی بگویید وبلاگ هیچ فایده نداره. بعد داشتم می رفتم استاد محترم از بالای پله ها گفتند:By the way! Your article in Nameh was so interesting. You would be a good critic. جناب استاد عزیز ما خیلی ارادت داریم. اگه هم زودتر می فهمیدیم شما دری وری های پابلیش شده در این وبلاگ را دوست دارید با شما از چند ترم قبل هی درس بر می داشتیم!! البته ان همکار درازتون خیلی نفهمه!


هه هه! سوار ماشین یک دوستم بودیم نوای حال بهم زن گروه "اوهام" تو ماشینش طنین انداز بود. من هم که حالم از موسیقی هچل هفت این گروه بهم می خوره هی تو جام وول می خوردم و شیشه ماشین را پایین می دادم که یک کم نوای دل انگیز بوق ماشین ها قاطی شه بلکه فضای ماشین یک کم قابل تحمل بشه. بعد چند دقیقه دوستم گفت عیبی نداره آهنگو...که بنده شیرجه زدم وسط حرفش و گفتم آره آره! بعد هم جفتمون پقی زدیم زیر خنده...کاشف به عمل امد که ان بنده خدا هم تو رودربایستی اینکه شاید من آهنگ های اوهام را دوست دارم هیچی نمیگه. بنده اساسن به این نتیجه مهم رسیدم که چیزی درحدود چهل درصد مشکلات بشریت از آنجا ناشی شد که ملت از ننه و بابا و دوست دختر و دوست پسرشون قهر کردند و درهمان زمان یکی به انها گفت که اوه مای گاد! تو چه صدای خوبی داری یا تو چه داستان نویس خوبی هستی و این چیزها. و این جمله بدتر از هر قرص اکستاسی جماعت را دچار توهم کرد و نتیجه این شد که می بینیم! فوران قارچ گونه خواننده، نقاش، داستان نویس، روزنامه نگار، عکاس، فیلم ساز، بازیگر، مترجم، شاعر و غیره کیلویی و درپیتی. من از طرف خودم از جناب آقایان حافظ و مولانا عذرخواهی می کنم که این گروه "اوهام" این گونه شیرجه رفته و گند زده اند به غزلیات این دو مرحوم. خودمانیم این خواننده گروه عجب فامیل با مسمایی دارد! شعرباف...هه هه هه!


پ.ن: اینجانب دیدم که صنم منور اشاره بسیار خوبی کرده که شما اگه طرفدار این گروه "اوهام" هستید شانزده دلار خرج کرده و سی دی آلبوم تازه این گروه را بخرید. تا کی می خواهید مفت خوری کنید؟ ها؟ دو تا آلبوم اول را مفت گوش دادید شاخ شدید ها! اگه طرفدار این گروه هستید باید دوزار پول هم خرج کنید. این یک اولتیماتوم جدی بود!!

پ.ن.ن: خدایا شنبه را به خیر بگذران قول می دهم دیگه آدم بشوم!( عمرن!)

پ.ن.ن.ن: یادتون نره تو کامنت بنویسید کتاب کذایی را از کجا میشه گیر اورد ها! قربان شما.

Permalink | Comments 5
 


 

.:: نظرات خوانندگان



سلام ...امیدوارم کتابها را خوب بخونی و درک کنی و امتحانات را با نمره عالی بدهی تا مسلمان خوبی بشویی .... آخ نزن ..شوخی کردم :-) .....

آرمین گیله مرد :: 21 دی 1384 7:13 بֽظֽ


فرناز عزیز: می دانم به شوخی می نویسی ولی خانمی، این فرمایش استاد شما به این می ماند که کسی بیاید وبگوید مثلا یورکشایر پودینگ به فارسی چه می شه؟ نکته اینه که ما یورکشایرپودینگ نداریم! اگر هم جدی پرسیده باشی که من انگلیسی این ها را نمی دانم. پیش خودت بماند حتی « فارسی» کشف الایات را هم نمی دانم ( البته اگر فارسی باشد). ولی مهم نیست بهانه کردم که عرض سلامی بکنم.
مواظب جسم وجانت باش
با احترام

___________

امشاسپندان: دکتر سیف نازنین! به خدا شوخی نمی کنم و دقیقن این دو کلمه را از من پرسید. قصدش هم تنها ضایع کردن من بود که موفق شد. بعید می دونم حتا خودش هم بدوند این دو لغت به انگلیسی چی می شوند.

مراقب خودتون باشید
فرناز

احمدسیف :: 21 دی 1384 2:39 بֽظֽ


سرکارخانم سیفی: با سلام بسیار استفاده بردیم! حالا نمی شه به جای این کتاب یک کتاب دیگه برای شما بفرستیم! راستی منظورتون از « سالیان سال» چند ساله؟
با این همه آه و ناله که می کنید شما که استاد خوب کم ندارین!
با احترام وارادت

__________________

امشاسپندان: دکتر سیف نازنین! می گویم شما که به قول خودتون از زمان پادشاهی اشکبوس در خارجه هستید می شود به من بی سواد بگویید "کماجدان" و "کشف الایات" به انگلیسی چی می شود؟

احمدسیف :: 20 دی 1384 4:20 بֽظֽ


احمقانه ترین کار تو دنیا سانسور کردن نظراته وقتی که جای نظر دادن در نظر گرفته شده باشه

بابک :: 20 دی 1384 0:59 بֽظֽ


چقدر زیاد نوشتی حالشو ندارم بخونم

رضا چرخي :: 20 دی 1384 10:40 قֽظֽ