Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

چهارشنبه ۵ بهمن ۸۴

جشنواره گردی(2)

 



درباره فیلم "زمان می ایستد" دچار یک حس دوگانه هستم. یعنی از جهاتی این فیلم به کارگردانی علیرضا امینی را دوست داشتم و از جهاتی هم دوست نداشتم. دوست داشتم به دلیل شاخک های فمینیستیم که در برخورد با هر پدیده قبل از هرگونه سنسور و حس دیگرم فعال می شوند و پدیده مورد نظر را مورد تحقیق و تفحص( با مجلس شورای اسلامی قاطی نکنید ها) قرار می دهند. این فیلم تنها یک بازیگر دارد...هانیه توسلی به نظرم بازی خوبی ارائه داد، نقشش هم واقعن سخت بود. به نظرم یکی از کاندیداهای بهترین بازیگر نقش اول زن خواهد بود. تنها کاراکتر این فیلم بی ازدواج باردار می شود و می خواهد بچه را نگه دارد، پس به دنبال مردی که از او باردار است در پی خروج قاچاقی از مرز است. پرداختن به چنین موضوعاتی که در جامعه ما تابو محسوب می شوند به نظرم ارزشمند است. اما هانیه توسلی تو به تصویر کشیدن رابطه مادرانه اش با جنینی که در شکم دارد چندان موفق نبود...البته شاید هم این موضوع تعمدی بود. چرا که نقش دختر بسیار جوانی را بازی می کند با همه شور و شوق های جوانی، حتا نوع پوشش او هم کاملن اسپرت و مطابق کلیشه ای است که از دختران نوجوان و جوان داریم. در واقع به نظر می رسید که فیلم به دنبال این است که نشان دهد دختری بی هیچ امادگی از دنیای جوانی اش به دنیای زنانه پرتاب شده است، بی اینکه آمادگی رویارویی با این دنیای تازه را داشته باشد. تمام مدت فیلم به این فکر می کردم که نکند باز آخر این فیلم دختری که شجاعت و جسارت بسیار دارد باز تشریف ببرد زیر سایه بزرگوار مردی که به دنبالش راهی شده است و احتمالن هم مرد دست رد به سینه اش بزند و دختر هم گریان و نالان احساس کند دنیا به آخر رسیده است که اگر این طوری بود فیلمی می شد مثل کیلو کیلو فیلم های مشابه با پیام گل درشت زن خوب و فرمانبر و پارسا سعادت مند است و خلاف جهت شنا کردن وشاخ شدن عاقبتش طرد شدن است و بس. شکر خدا اما چنین اتفاقی نیافتد و اتفاقا با نمودی دیگر از اراده و جسارت دختر تمام شد که با توجه به سیر فیلم هم پایانی منطقی بود. اما چرا دوست نداشتم؟ چون دو سه جا سوتی های واقعا افتضاحی داشت فیلم...از ان دست سوتی هایی که مخاطب را گاو فرض کرده اند. بعضی سکانس ها هم مونولوگ های دختر خیلی آبدوغ خیاری می شد که آدم حس می کرد فیلم نامه نویس این قسمت ها را داده بچه دبستانی اش نوشته! اما موضوع فیلم انصافن تازه و جذاب هم بود...حالا اکران شد شما بروید و ببینید و زیاد هم به نظرات من توجه نکنید که من نه سینما شناس هستم و نه منتقد و نه این چیزها.

اما...هان! امروز فیلم "ستاره ها" فریدون جیرانی پخش شد. به نظرم جیرانی جزو معدود کارگردان های ما هست که اکثر مواقع سوژه های بدیع و بکری را انتخاب می کند و نگاه اجتماعی تیزبینی هم دارد. البته شدیدن مشکل پرداخت دارد، یعنی تا جایی که من فیلم هایش را دیدم موضوع عالی، شروع خیلی خوب، اواسط خوب متمایل به بد، آخر فیلم و به خصوص سکانس پایانی افتضاح! سوژه این فیلم هم واقعا جالب هست(نمی گم چیه!) اینکه فهیمه راستکار نقش فهیمه راستکار را بازی می کند، مرتضی احمدی مرتضی احمدی را، داریوش اسد زاده داریوش اسد زاده را و غیره هم جذابیت فیلم را دو چندان میکند. اما...ای گندبزنند به این سینما درپیت فردوسی! بیست دقیقه ای مانده بود که فیلم تمام شود برق سینما رفت! برق محل نرفت ها! دقیقن برق سینما...یک ربعی هم نشستیم تا آمدند گفتند شرمنده مشکل حالا حالاها درست نمی شود، از دیدنتون خوشوقت شدیم! خلاصه که تا بیست دقیقه مانده به اخر فیلم را دیدیم که تا آنجا هنوز کارگردان گند چندانی نزده بود. این یکی وقتی اکران شد بروید ببینید که انصافن سوژه جالبی بود.

پ.ن:من از این به بعد در انتخاب مسیر باید خیلی دقت کنم که تا جایی که می شود از میدان انقلاب رد نشوم. حالا چرا؟ چون حتا اگر هر روز هم رد بشوم باز می پرم تو کتاب فروشی ها و تا قرون اخر پول هایم کتاب می خرم! هیچم به این فکرنمی کنم که تو فعلن یک فکری به حال آن همه کتاب نخوانده ات بکن بعد هی کتاب تازه بخر! امروز هم باز ده هزار تومن کتاب خریدم! تا این جشنواره تمام بشود من هم به سلامتی ورشکست شده ام!

پ.ن.ن: یک نفر به پگاه آهنگرانی بگوید تو سینما وقت فیلم دیدن موبایلت را خاموش کن و چیپس هم نخور! ناسلامتی هنر پیشه ای، یک فرقی باید با تماشاگران از نوع کیلویی سینما که وسط فیلم هم سوت می زنند داشته باشی!

Permalink | Comments 1
 


 

.:: نظرات خوانندگان



نخیر اینجوری نمیشه مثل اینکه ما هم باید بار کنیم بیاییم تهران از دنیا بد جور داریم عقب می افتیم ماشهرستانی ها و صد البته دل من که بد جور آب افتاد البته شهریور 84 جشنواره ای ترتیب دادند اصفهان که فیلمهای خوبی به نمایش در اومد مثل پل سیزدهم -مرثیه برف( بهترین فیلم شناخته شد که زبان کردی بود با زیرنویس فارسی)

سراب بی نشان :: 6 بهمن 1384 3:36 قֽظֽ