Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

جمعه ۷ بهمن ۸۴

وقتی سر و صاحاب ها وب سایت دار می شوند!

 



پریشب در پی بی خوابی های همیشگی مشغول وب گردی بودم که به وب سایت رسمی فرح پهلوی پرت شدم. آنچه در اولین نگاه نظرم را جلب کرد طراحی فوق العاده زشت، بی اصول، درهم برهم و دم دستی این سایت بود. وقتی موس (فرهنگستان ادب فارسی گفته است بگوییم موشواره!) را در سایت به حرکت در می آوری مثل این وبلاگ های جینگولی یک سری حروف پشت سر آیکون جفتک چارکش می زنند و البته که یک آهنگی هم گوش را مورد الطاف خویش قرار می دهد و برای رهایی از شر آن چاره ای نیست جز اینکه صفحه را پایین آوری. بعد از اینکه از شوک این طراحی باری به هر جهت بیرون آمدم سراغ محتویات سایت رفتم. مثل همه سر و صاحاب های ایران که شکر خدا کم هم نیستند علیاحضرت شهبانو فرح(!) هم به هرمناسبتی پیامی داده بودند و مثل همیشه هم خودشون و همسر فقیدشون و خاندان همسر فقید و جد آبادشون آخر کار درست بوده اند و همه بدبختی مردم از این بیست و هفت سال است و بس! آن وسط هم چشمم به پیام ایشون به مناسبت هفتادمین سالروز هفده دی ماه هزار و سیصد و چهارده افتاد، روزی که رژیم شاهنشاهی مبدا "آزادی زنان" می دانست و همه ساله این روز را جشن می گرفت. و خوب حسابی وسوسه شدم که در باره کشف حجاب و وضعیت زنان دردوره پدر و پسر و شیوه زیرکانه پسر که تمام صداهای گروه های مستقل زنان را خفه کرده و تمام این فعالیت هارا در سازمانی دولتی، بورکراتیک، سلسله مراتبی و محافظه کار به نام "سازمان زنان ایران" سازمان دهی کرد بنویسم. ایشون در پیامشان فرموده اند که رضا شاه کبیر با کشف حجاب نه تنها حجاب اسارت واوهام را از سر و سیمای زن ایرانی درید، که زن را از "ضعیفه" به "شهروند آزاد" با حقوق اجتماعی برابر(!) ارتقا داد. (الهی که بلا نگیرد این رضا شاه کبیر!) ...و فرموده اند که نگاهی کوتاه به عکس های قبل و بعد از دی ماه هزار و سیصد وهفده موید پیشرفت های عظیم(!) زنان ایرانی است. و صد البته که منظور از پیشرفت مینی ژوپ و بالا تر رفتن هر روزه دامن ها است که یعنی ما خیلی مدرن و آزاد و برابریم! بابام تعریف می کند یک روز در دانشگاه بعد از سنگباران کردن ماشین نیکسون، وقتی همه انها را برای بازجویی به ساواک برده بودند مردک بازجو سیلی به گوش او زده و گفته است: خاک تو سر حمال! هر روز داریم دامن ها را بالاتر می بریم و کون و کپل دخترها را بیشتر می ریزیم جلو چشمتون...دیگه چه مرگتونه؟!...این سرکار علیه علیاحضرت لطف کنند تن فروغ فرخزاد بدبخت را هم در گور نلرزانند و شعر ایشون را دستکاری نکرده و مزخرف نامه شون را با "به آفتاب سلامی دوباره خواهند داد..." تمام نکنند!
بالای صفحه اصلی وب سایت عکس هایی از فرزندان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی(!) بود که من روی یکی از آنها کلیک کردم و جایتان خالی یک دل سیر خندیدم. نیمچه رزومه ای بود از علیرضا پهلوی که بی شباهت به پروفایل های ملت در وب سایت های همسریابی و دوست پسر و دوست دختر یابی نبود. بعد از شرحی از تحصیلات ایشون که دکترای مطالعات ایران باستان از دانشگاه هاروارد دارند( دروغ چرا! من یکی اصلن باورم نشد) و فوق لیسانس از دانشگاه کلمبیا و لیسانس از پرینستون درباره هابی های آقا توضیح داده شده است و بعد هم این جمله که دم صبحی بد من را به قهقهه انداخت: Comments: intelligent, sensitive, loyal, dedicated to Iranian civilization, family and friends, great sense of humor...قضیه سوسکه است و پای بلورین تخم و ترکه اش از قضا. بعد کلیک دیگری کردم و این بار شرح تحصیلات فرحناز پهلوی که فوق لیسانس روان شناسی کودک از دانشگاه کلمبیا دارد( صد البته من باز باور نکردم) و از کودکان بیمار در بیمارستانی پرستاری می کنند و این چیزها و نمی دونم چرا درباره سنستیو بودن و لویالتی و اینتلیجنس ایشون قلم فرسایی نشده بود! ....راستی! سرکار علیه علیاحضرت شهبانو که ماشالله خوب دارایی ملت را چاپیده اند و همچنان پرنسس وار زندگی می کنند لطف کنند منشی دفتر و میرزا بنویسی استخدام کنند که لااقل سواد و املای فارسی درست و حسابی داشته باشد و آلزایمر را آلزاهمر و عدالت جویی را سرهم و لذت را لزت ننویسد!

----------------

فکر کنم دیگه وقتش شده باشه حضرات غربی که تو کار بسته بندی و صدور دموکراسی به کشورهای خاورمیانه هستند از خواب خرگوشی بیدار شوند و با انکار و نادیده گرفتن عنصری به نام "مذهب" و مجموعه باورها و خلق و خو و رسومی که "فرهنگ" یک ملت را شکل می دهد اشتباهات احمقانه شان را صدباره تکرار نکنند. انتخابات ایران، عراق و فلسطین نشانه های روشنی است از عمق ریشه دار مذهب در این نقطه جهان و صدالبته رشد روز افزون احساسات ضدغربی و بالاخص ضد امریکایی و دموکراسی زور چپون!

Permalink | Comments 7
 


 

.:: نظرات خوانندگان



فرناز جان...هميشه به تو حسودي كرده ام.به سوادي كه داري به دوستاني كه داري...به قلمي كه داري و موفقيتي در آن غوطه وري.
خيلي دلم مي خواست...
موفق تر باشي

--------------
امشاسپندان: خیلی ممنونم از لطفتون. در ضمن سوادم کجا بود من؟:دی

ehsan :: 9 بهمن 1384 5:57 بֽظֽ


سلام.راستش هم از مطلبتون و هم نظرات و پاسخها استفاده بردم و یاد گرفتم اما فقط یک جا خیلی برام جای تعجب داشت. آیا واقعآ کسی مثل شما فکر میکنه که "انتخابات ایران، عراق و فلسطین نشانه های روشنی است از عمق ریشه دار مذهب در این نقطه جهان و صدالبته رشد روز افزون احساسات ضدغربی " و از نقش فوق تصور جمهوری اسلامی در تمام این موارد که چنین نتیجه گیری ای رو بلکل کن فیکون میکنه بی اطلاع هست؟

------------------
امشاسپندان: دوست عزیز! مسلمن من منکر نقش جمهوری اسلامی ایران نیستم. اما فراموش نکنید که در نهایت این مردم عادی هستند که پای صندوق های رای می روند و تمام انتخابات های اخیر منطقه یک پیام واضح و روشن بیش ندارند. البته شخصن فکر می کنم سیاستهای دول غربی در دهه اخیر در خاورمیانه برخلاف انچه که انتظارش را داشتند به رشد بنیادگرایی در منطقه کمک کرد. و این نکته بسیار مهمی است که اگر توجه و موشکافی لازم درباب فرهنگ، سنت و باورهای مردم یک سرزمین صورت نگیرد ، مسلمن نسخه پیچیده شده جواب نخواهد داد. یک نگاه به سرزمین خودمان بیاندازیم. غیر از این است که اکثریت قریب به اتفاق مردم تا عمق و ریشه مذهبی هستند؟ حالا هر یک به روایتی. ممنونم ازنظرتون.

کوشا :: 8 بهمن 1384 8:49 بֽظֽ


مرسي كه جواب دادي...مي‌خوام همون مثال حجاب رو بگم. دو دوره پهلوي خواستند به زور دگنك زنها رو بي‌حجاب كنن و نتونستند. اما عده‌اي از طبقات مرفه و اونهايي كه خيلي شيفته برنامه‌هاي ترقي‌خواهانه بودند، با اينكه تعدادشون كم بود استقبال كردند و بچه‌هاشونو خارج فرستادند و سعي كردند دخترهاشونو بي‌حجاب كنن و...خوب اينها باعث شد كه نسلهاي بعدي اون خونواده‌ها ديگه از ديدن زن بي‌روسري كپ نمي‌كردند...يا سر دخترهاشونو به خاطر اينكه مي‌خواد با پسر موردعلاقه‌اش ازدواج كنه نمي‌بريدند..مي‌دونم هنوز هم اين چيزها در ايران هست اماقابل مقايسه با بعضي كشورهاي عربي و مثلاً افغانستان نيست. يك تجربه نيم‌بند بعضيها رو به فكر اصلاح عميق انداخت...و كشوري مثل عربستان كه اون تجربه نيم‌بند رو هم نداشته هنوز از ايران عقب‌تره...درحاليكه از نظر ثروت و رفاه از ايران وضعشون بهتره.

-----------------
امشاسپندان: می دانی سارا جان! به نظرم همین بازگشت زنان به حجاب در بحبوحه انقلاب پنجاه و هفت به همین دلیل بود که با زور و کتک و بی هیچ گونه آماده سازی جامعه و فرهنگ سازی چادر و روسری را از سر زنان برداشتند. بعد انقلاب و اجباری شدن دوباره حجاب هم مخالفت واقعا چشمگیر و مبارزه مداومی با این امر صورت نگرفت. البته یک موردتظاهرات چندهزار نفری منسجم انجام شد، اما به نظرم اجباری کردن دوباره حجاب ان هم بعد نزدیک به پنج دهه بعد از کشف حجاب خیلی آسان صورت گرفت. معتقدم این بیت معروف مولانا بهترین شیوه برای اعمال تغییرات در جامعه ایران هست که می گوید رهرو ان نیست که گه تند و گهی خسته رود/رهرو ان است که آهسته و پیوسته رود. آن سرعت و پا را روی گاز فشردن بی توجه به لایه های درونی و فرهنگ و عرف جامعه حاصلش همان شد که دیدیم. ممنونم از نظرت.

سارا :: 8 بهمن 1384 3:19 بֽظֽ


سرکار خانم یا جناب آقا
من کاری به رفتار احمقانه آن مامور ساواک ندارم ( که الحمدالله اکنون بسیار بسیار بهتر شده و دیگر کسی معنای شکنجه را به خاطر نمی آورد !!! ) ولی لطفا به پدر بفرمائید اگر آن موقع رئیس جمهور آمریکا به ایران می آمد . به یمن سیاستهای بسیار موفق خارجی امروز سروکارمان به افراد بسيار محترمي مانند مقتدی صدر و یا تروریستهای حزب ا... و جهاد اسلامی افتاده است و باید به آنها باج بدهیم .

--------------------
امشاسپندان: ببینم تو مردها هم اسم فرناز داریم مگه؟! اینقدر تشخیص اینکه این اسم مردانه هست یا زنانه سخت هست؟!....در ضمن، بنده و ابوی محترم همان اندازه که با حزب الله و مقتدی صدر مخالفیم با حضرت بوش و سیاست های سرمایه داری هم مخالفیم. محترم بودن هم از نظر بنده کت و شلوار و کراوات نیست. نفس باج دادن هم امر دردناک و غم انگیزی هست، حالا چه به دول غربی باشد، چه به گروه های تروریستی. از نظر من فرقی بین آدم خوارها و دیکتاتورها نیست، حالا چه این را تو لفافه جملات زرق و برق داری با شاه بیت حقوق بشر(کدوم بشر؟!) کادو پیچ کنند چه رک و راست با زبان اسلحه و ترور حرف بزنند.

محسن :: 8 بهمن 1384 2:32 بֽظֽ


من نمي‌خوام دعوا راه بندازم. ولي به نظرم با همه تشريفاتي بودن و مضحك بودن مدل مدرنيته‌اي كه شاه و مخصوصا فرح مي‌خواستن به خورد ملت بدن...با اين حال در دراز مدت يك تأثيري داشته و تجربه مدرنيته ناقص تا حدي باعث شده كه مثلاً زنهاي ايران الان از زنهاي افغانستان و كويت و عربستان يك كم آگاه‌تر باشند. البته باز هم آماده شنيدن نظرات مخالف و احياناً فحش و بدو بيراه هستم!

-------------------

امشاسپندان: ساراخانم عزیز! چرا دعوا؟:) چرابدوبیراه؟:)...من شخصن فکرمی کنم بارکج به مقصد نمی رسد و وقتی مبنا واساس پدیده ای نیم بند و بی توجه به مولفه هایی مثل فرهنگ، شرایط و ظرفیت های جامعه باشد شاید نتایج صوری به دست بیاد یا لایه سطحی بیرونی تغییر کند، اما اساس ماجرا که همانا لایه های درونی پدیده است تغییری نمی کند ودر درازمدت اتفاقن مردم با قدرت بیشتری به همان باورهای مانوس قدیم باز می گردند. خود انقلاب پنجاه و هفت و رشد روزافزون دختران چادری و در کل محجبه در به خصوص دانشگاه ها و تظاهرات ها می تواند موید این نکته باشد. البته این بحث خیلی وسیعی هست که فکر می کنم صحبت درباره ان اتفاقن برای همه ما تجربه ها و نگاه تازه تری را به همراه داشته باشد. کسی هم اگر با سلاح فحاشی بخواهد خودش را این وسط بیاندازد خیالتان راحت که من نظرش را پابلیش نمی کنم.

سارا :: 8 بهمن 1384 9:05 قֽظֽ


فکر می کنم خیلی جوانمردانه نیست این جور مسخره کردن کسانی که دستشون از همه جا کوتاهه و نمی تونن از خودشون دفاع کنن( من همچپاولگری و هزاران جنایت این خاندان را قبول دارم) ؛ اینطور صحبت کردن (حتی در مورد صدام و هیتلر و هزاران نسخه داخلی و خارجیشان ) به نظرم زیاد جالب نیست.

--------------------
امشاسپندان: دوست عزیز! دستشون از جایی کوتاه نیست. ماشالله هم هر روز سر و کله شان در یکی از تلویزیون ها پیداست و هم انقدر پول دارند که در جهانی که مبنایش این روزها داد و ستد است و همه چیز را ازمدرک دانشگاهی گرفته تا شرافت در ان می فروشند به نفع خود قلم زنی کنند. و من هرگز نه دلم برای هیچ دیکتاتور وغارتگری می سوزد و نه اساسن معتقدم که باید با لحن نوازشگر با کسانی که خون مردم را در شیشه کرده اند سخن گفت.اینجا هم یک وبلاگ شخصی و جایی برای ثبت احساسهای لحظه ای من هست، تحلیل هایم دراین مورد را در جایی دیگر منتشر خواهم کرد و البته که برای تحلیل از شیوه ای دیگربهره خواهم برد. ممنون ازنظرتون.

مهدی :: 8 بهمن 1384 1:37 قֽظֽ


اين پسره واقعآ دانشجوی اينجا بود. ولی اين‌طور که من شنيدم هيچ‌وقت دکتراش رو نگرفت و آخرش هم اين‌قدر طولش داد که انداختندش بيرون..

---------------

علیرضای عزیز! جدن تا حد رسیدن به دکترا درس خونده؟! ...عجب! باز تا همون جا هم خونده بد نیست :دی

عليرضا :: 7 بهمن 1384 10:05 بֽظֽ