Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۲۴ بهمن ۸۴

دوردست...

 



مسئول پذیرش هتل لبخندی می زند و می گوید:Your passport please,madam!...پاسپورتم را که به سویش دراز می کنم مرد آلمانی غول پیکری که کنارم ایستاده است نگاهی به نوشته روی پاسپورت می اندازد و می گوید:Government of the Islamic Republic of Iran...So you are an Iranian?...نگاهی به او می اندازم و می گویم:Yes. I'm Iranian...سرش را پایین می آورد:What do you do here?...سرم را بالا می گیرم:Spending my holiday...سرش را پایین تر می آورد:I saw lots of Iranians in Germany, all of them are bastards...real bitches.You Iranians are savage terrorists like other mad muslims... نفس عمیقی می کشم و فکر می کنم اصلن اتفاق خوبی نیست که نرسیده یک نژاد پرست بنیادگرا جلو رویت سبز شود که از ادب هم بویی نبرده است، آن هم وقتی که چند روزی آمده ای که از دست ورژن وطنی های همین جناب تمدد اعصابی کنی. آرنجم را که روی میز می گذارم و دست را زیر چانه تا جواب این مرد را دهم دهنم را باز نکرده می پرد میان حرف و می گوید:But Iranian women are really sexy. I had wonderful nights with some of these bitches...fuckingly beautiful . I love you little terrorist harlots.

Permalink