Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

پنجشنبه ۱۸ اسفند ۸۴

زنان ایرانی در سال هشتاد و چهار

 



هنوز شوکه ام...و بی نهایت غمگین و عصبانی. باید از مراسم "تندیس صدیقه دولت آبادی" بنویسم...از برنامه دانشگاه تهران و بازخوردها...جای لگدو باتومی که خورده ام درد می کند....بی حوصله ام، زیاد.

دیروز تا جایی که من دیدم سه روزنامه شرق، اعتماد ملی و سرمایه ویژه نامه روز جهانی زن داشتند و من یک مطلب در سرمایه و یک مطلب در اعتماد ملی داشتم. مطلبی که به روزنامه سرمایه داده ام گرفتار سانسور شده است و در نتیجه انسجامش را تا حدی از دست داده است. خانم بنی یعقوب گفتند اصلش را در سایت کانون زنان ایرانی خواهند گذاشت. این مطلب دیروز من در روزنامه سرمایه بود:

نگاهی به یک معضل اجتماعی

وب سایت روزنامه اعتماد ملی هنوزدرست و حسابی راه نیفتاده است و بسیاری از مطالب را هنوز در وب سایت قرار نمی دهند. قسمت بامزه ماجرا این بود که مطلبم یکی از تیترهای صفحه اول بود و کنار عبارت"اعتماد ملی- فرناز سیفی" عکس خانم عبادی کار شده بود! جدا چطور تا حالا متوجه نشدید من شیرین عبادی هستم؟:دی...پایین مطلبم را کپی می کنم:

زنان ایرانی در سال هشتاد و چهار

اعتماد ملی-فرناز سیفی: هشت مارس، روز جهانی زن، که یادگار اولین اعتراض سازمان یافته زنان کارگر نیویورکی به نابرابری های شغلی است، با آخرین روزهای سال هجری شمسی مصادف می شود. روزهایی که پرونده کاری هر سال، ضعف ها و قوت ها، امیدها و ناامیدی ها در حوزه زنان نیز بسته می شود. پس نگاهی داریم اجمالی بر انچه بر زنان دراین سال گذشت.

دومین روز کاری سال هشتاد و چهار را در حالی آغاز کردیم که یک خبرنگار زن از مجلس شورای اسلامی اخراج شد. در این اقدام بی سابقه مسیح علی نژاد، خبرنگار خبرگزاری ایلنا و روزنامه همبستگی ، با اتهام به سرقت بردن فیش حقوقی یکی از نمایندگان مواجه شده و هشتاد تن از نمایندگان مجلس نامه ای را امضا کرده و این خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب را از مجلس اخراج کردند. این در حالی بود که شجاع پوریان، نماینده ای که فیش حقوقی خود را در اختیار علی نژاد قرار داده بود چندین مرتبه اعلام کرده بود که اتهام سرقت اساسا بی پایه است و وی شخصا فیش حقوقی خود را در اختیار این روزنامه نگار قرار داده بود. نمایندگان همچنین علی نژاد را متهم به بی نزاکتی کرده و حتا در اظهار نظری بی سابقه وی را متهم کردند که با طنازی و عشوه کسب اخبار می کند. مسیح علی نژاد که فعالیت حرفه ای خود را از مجلس ششم آغاز کرده بود، وقایع تحصن نمایندگان ششمین دوره مجلس را در کتابی با نام " تحصن" انعکاس داده و به چاپ رسانیده بود.

در آغاز سال هشتاد و چهار همچنین شاهد انتشار گزارش عملکرد "مرکز امور مشارکت زنان" بودیم. این گزارش، به بررسی آماری حوزه هایی چون سازمان های غیردولتی زنان، ورزش بانوان، فعالیت های اقتصادی زنان، توسعه مشارکت زنان روستایی و میزان بی سوادی پرداخته است. این در حالی بودکه بودجه سال هشتاد چهار این تنها نهاد متولی امور زنان کاهش چشم گیری یافته و بودجه زنان به دو حوزه فعالیت های دینی و غیر دینی تقسیم شد. آنچه از بودجه مرکز امور مشارکت زنان کاسته شد، به حوزه های علمیه خواهران، تشکل های دینی و صدا و سیما اختصاص یافت.

در این سال، برای اولین بار در تاریخ شکل گیری کانون وکلا، یک زن به سمت نایب رئیسی این نهاد انتخاب شد. فریده غیرت از وکلای با تجربه و اعضای قدیمی این نهاد، از چهره های شناخته شده فعال در حوزه حقوق زنان و حقوق بشر نیز محسوب می شود که سمت سخنگویی "انجمن دفاع از حقوق زندانیان" را نیز عهده دار است.

در روزهای خوش آب و هوای اردیبهشت ماه، برای اولین بار گروهی از زنان کوهنورد ایرانی راهی فتح قله اورست، بلندترین قله جهان شدند. سه تن از گروه هفت نفری زنان موفق شدند تا نام خود را به عنوان اولین زنان ایرانی و مسلمانی که قله اورست را فتح کرده اند، ثبت کنند. این افتخار که با وجود کمبود امکانات در ورزش بانوان کسب شد، البته در رسانه های داخلی انعکاس چندانی نداشت و بسیاری از مطبوعات با کم توجهی به این اتفاق مهم از کنار آن گذشتند.

خرداد، ماه اولین ها برای زنان

خرداد ماه سالی که پشت سر گذاشتیم، ماهی عجین با سیاست و تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری بود. در این دوره انتخابات ریاست جمهوری، یک بار دیگر زنانی چون اعظم طالقانی که از چهره های شناخته شده سیاسی بعد از انقلاب است خود را برای احراز پست ریاست جمهوری کاندید کردند تا یک بار دیگر بحث "رجل سیاسی" و مصداق ان را مطرح کنند. این بار نیز شورای نگهبان صلاحیت هیچ زنی را تایید نکرد تا مصداق واژه "رجل سیاسی" همچنان تک جنسیتی بماند. در پی این رد صلاحیت ها، جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی زنان در مقابل دفتر ریاست جمهوری تحصن کردند. تجمع کنندگان خواستار آن شدند که رئیس جمهور در مقام مجری قانون اساسی این مسئله را پیگیری کرده و جوابگوی انها باشد. از سوی دیگر در همین ماه، برای اولین بار شاهد آن بودیم که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، زنی را به سمت سخنگوی خود انتخاب کرد. دکتر مصطفی معین، کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو ، دکتر الهه کولایی را که از فعال ترین نمایندگان ششمین دوره مجلس شورای اسلامی بود را به سمت سخنگوی خود انتخاب کرد. چند روزی قبل از انتخابات، الهه کولایی در طی یک سخنرانی خود رابه عنوان یک فمینیست مسلمان معرفی کرد. این اولین بار در تاریخ بیست و هفت ساله بعد از انقلاب اسلامی بود که یکی از زنان فعال در عرصه قدرت خود را به عنوان یک فمینیست معرفی کرد.

اولین حضور زنان در ورزشگاه آزادی برای تماشای مسابقه فوتبال نیز از دیگر رخدادهای مهم خرداد ماه امسال بود. برگزاری مسابقه فوتبال بین تیم ملی کشورمان و تیم ملی بحرین در چارچوب بازی های مقدماتی جام جهانی، مجالی را برای زنان که سال ها است از حضور در ورزشگاه آزادی و تماشای مسابقه فوتبال محروم هستند فراهم اورد تا با انتشار نامه ای به استاندار تهران، خواهان حضور در ورزشگاه و تماشای این مسابقه شوند. روز بعد از انتشار این نامه، زنان که روسری های سفید بر سر داشتند با تهیه بلیت راهی ورزشگاه شدند. ماموران در ابتدا مانع حضور انها شدند، اما مقاومت زنان بالاخره نتیجه داد و انها موفق شدند نیمه دوم بازی را در جایگاه ویژه تماشا کرده و برای اولین بار در بیست و هفت سال گذشته تابو عدم حضور زنان در ورزشگاه آزادی را بشکنند.

با همه اینها ام، مهمترین اتفاق خرداد ماه و شاید مهمترین اتفاق سال 84 در حوزه زنان، تجمع حدود شش هزار زن جلوی درب اصلی دانشگاه تهران،در اعتراض به نقض حقوق خود در قانون اساسی بود. این تجمع که بزرگترین تجمع اعتراضی زنان بعد از تظاهرات اعتراضی زنان در سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت بود، در پی نشست های هم اندیشی فعالان جنبش زنان شکل گرفت. در مجموع حدود نود گروه و تشکل زنان، جوانان، محیط زیستی، انجمن های اسلامی دانشگاه ها و نشریه دانشجویی از این تجمع حمایت کردند. حدود ده گروه از زنان فعال خارج از کشور، صد و سی وبلاگ، پنج تن از برندگان جایزه صلح نوبل، صد و پنجاه و پنج تن از مردان آزاد اندیش که غالبا نویسنده ، روزنامه نگار یا فعال سیاسی و اجتماعی بودند، اساتید دانشگاه ها، نویسندگان و شاعران خارج از کشور و دیده بان حقوق بشر نیز از این حرکت استقبال کرده و بیانیه هایی را در حمایت از این تجمع اعتراضی منتشر کردند.تجمع 22 خرداد زنان، از حرکت های کم نظیر سال های پس از انقلاب بود.

خانواده به جای مشارکت

پس از آنکه محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد، در اولین اظهار نظر خویش در رابطه با زنان در جمع نمایندگان مجلس گفت که معتقد به سهمیه زنان در دولت نیست و این را توهین به زنان می داند که مثلا سه زن به کابینه بیایند. وی نیز همچون روسای جمهور قبلی هیچ زنی را به سمت وزارت منصوب نکرد و نام "مرکز امور مشارکت زنان" را نیز به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر داد. وی در حکم انتصاب نسرین سلطانخواه به ریاست این مرکز مهم ترین وظیفه زنان را توجه به جایگاه محوری خانواده و اهتمام در اجرای اصول چهارگانه دولت اسلامی با تاکید بر محوریت خانواده دانست. نسرین سلطانخواه که نماینده شورای اسلامی شهر تهران است، مدرک دکترای ریاضی دارد و قبل از انتصاب به این حکم سابقه اجرایی در این حوزه نداشته است. تنها زن دیگری هم که احمدی نژاد در کابینه خود معرفی کرد، فاطمه جوادی آملی است که به سمت ریاست سازمان حفاظت محیط زیست منصوب شد. جوادی املی که جوان ترین عضو کابینه رئیس جمهور نیز محسوب می شود، پیش از این هیچ سابقه مدیریتی نداشته است.

در تب و تاب تغییرات سیاسی تیرماه ، دیوان عالی کشور بالاخره حکم اعدام و پنج سال زندان لیلا معافی، زن جوانی را که از سن هشت سالگی به اجبار مادر و سپس شوهر خود مجبور به تن فروشی شده بود را نقض کرد. حکم صد ضربه شلاق لیلا معافی به اتهام زنای غیر محصنه نیز نقض و در پی تلاش های همگانی فعالین حقوق زنان این زن جوان آزاد شد.
,br> سینما "ایران" در یک دوشنبه گرم تابستان میزبان نمایشگاه چهل تکه های زنان ایران با مضمون همبستگی زنان بود. این حرکت همگام با حرکت جهانی "چهل تکه همبستگی زنان" و راهپیمایی بزرگ زنان جهان تدارک دیده شد. سه تشکل مستقل و زنانه "مرکز فرهنگی زنان"، "زنان اسفند" و "انجمن تلاشگران سلامت" برگزارکنندگان این مراسم بودند. در این نمایشگاه، پس از رای گیری از سوی بازدید کنندگان سه تکه برای ارائه به چهل تکه همبستگی جهانی انتخاب شد. همه اتفاق های امسال اما به خوبی ماه های آغازین نبود، در گرم ترین ماه سال زنان فعال شاهد دستگیری رویا طلوعی، از فعالین جنبش زنان و سردبیر ماهنامه "راسان" بودند. رویا طلوعی که پیش از آن نیز به اتهام افترا ونشر اکاذیب علیه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی کردستان و مصاحبه با رادیو های خارجی به دادگاه احضار شده بود، این بار به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و شصت و شش روز را در زندان گذراند. در پی دستگیری وی، "هم اندیشی فعالان جنبش زنان" در نامه سرگشاده ای خطاب به قوه قضائیه خواهان آزادی وی شدند. در نامه دیگری به دادستانی استان کردستان، زنان خواهان ملاقات حضوری با دادستان شده و در پی آن نه زن به نمایندگی ازامضا کنندگان برای پیگیری نامه خود به استان کردستان عزیمت کردند.

آخرین جلسه شورای حل اختلاف پرونده کبری رحمانپور، عروس بیست ساله ای که مادر شوهرخود را به قتل رسانده است نیز بی نتیجه پایان یافت. دو تن از اولیای دم در این جلسه حضور نیافتند و چهار تن دیگر که امده بودند خواهان به اجرا در امدن هرچه سریع تر حکم شدند. سرنوشت کبری رحمانپور همچنان نامعلوم است و وی هنوز در زندان اوین به سر می برد. پاییز امسال هم با برگزاری چهارمین دوره بازی های اسلامی زنان به ریاست فائزه هاشمی رفسنجانی آغاز شد. برگزاری این دوره از مسابقات مخالفت تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و جامعه اسلامی دانشجویان را در پی داشت. مخالفان به اجرای حرکات موزون در مراسم افتتاحیه این بازی ها و پایکوبی اعضای تیم های شرکت کننده اعتراض کرده و خواهان پاسخگویی فائزه هاشمی بودند. فائزه هاشمی در پاسخ به مخالفان گفت که حرکات موزون مراسم افتتاحیه براساس قصه آدم و حوا در قرآن طراحی شده بود.

اشتغال زنان محدود می شود

با تعیین و تثبیت کابینه رئیس جمهور، در یکی از روزهای آغاز مهر ماه بخشنامه ای روی خروجی خبرگزاری هاقرار گرفت که از محدودیت های تازه برای زنان خبر می داد. حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخشنامه ای مبنی بر حضور نیافتن زنان در ادارات این سازمان پس از ساعت 18 را صادر کرد. وی هدف از این بخشنامه را ضرورت حضور موثر بانوان درکانون گرم خانواده جهت ایفای وظیفه حساس مادری دانست. این بخشنامه واکنش و مخالفت بسیاری از زنان فعال درحوزه زنان را برانگیخت و آنها هدف این بخشنامه را حذف تدریجی زنان از بازار مشاغل دانستند. گفتنی است نمایندگان همسو وهمفکر وزیرارشاد اسلامی در مجلس از این بخشنامه استقبال کرده و آن را قابل تسری به نهادها و ادارات دیگر نیز دانستند. فاطمه آلیا، رئیس کمسیون زنان و خانواده کمسیون فرهنگی مجلس، نیز اعلام کرد که دولت درصدد تهیه لایحه "تقلیل ساعات کار" زنان هستند.این تنها اتفاق محدود کننده ای نبود که درآغاز نیمه دوم سال شاهد ان بودیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی، به ریاست رئیس جمهور، در مصوبه ای توزیع و نمایش فیلم هایی را که به تبلیغ مکاتبی چون لیبرالیسم، سکولاریسم، فمینیسم و نیهیلیسم می پردازند را ممنوع اعلام کرد.

در سالی که پشت سر گذاشتیم، برخورد با تریوبن های اندک زنان تشدید یافت و شاهد بودیم که وب سایت های باموضوع زنان مشمول فیلترینگ قرار گرفتند. به دلیل اتخاذ چنین رویه ای با وبسایت های زنان بود که شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در افتتاحیه اجلاس جهانی "جامعه اطلاعاتی" در تونس به فیلترینگ وب سایت ها در ایران انتقاد و اعتراض کرد و از سازمان ملل خواست بر رفع این مشکل نظارت کرده و مانع از آن شوندکه دولتها منافع مردم رافدای مصالح سیاسی خود کنند.

جایزه شجاعت برای یک روزنامه نگار زن

آبان ماه اما با یک خبر خوب شروع شد. یک روزنامه نگار زن ایرانی برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری موسسه "بین المللی رسانه های زنان" شد. شهلا شرکت، سردبیر ماهنامه زنان در هنگام دریافت جایزه خود گفت که برای روزنامه نگاری در ایران یا باید عاشق بود و یا دیوانه.

آخرین خبر پاییز هم اعطای مجوز از سوی کمسیون ماده 110 احزاب وزارت کشور به "سازمان زنان ایران" بود. اعضای هئیت موسس این حزب، فاطمه حقیقت جو، فا طمه راکعی و نرگس گنجی هستند. همزمان با اعلام این خبر، فاطمه آلیا، نماینده اصولگرای مجلس هم خبر از تاسیس حزب "زنان جمهوری اسلامی" در آینده ای نزدیک داد.

پس از چند ماهی که زنان و دست اندرکاران امور زنان در سکوت سپری کردند و هر از گاهی خبرهایی از تدوین طرح هایی همچون "سند جامع توسعه امور زنان و خانواده"، "توسعه فرهنگ حجاب و عفاف" و "منشور حقوق و مسئولیت های زنان در نظام جمهوری اسلامی" به گوش می رسید، اوایل بهمن ماه، الهام افرونتن، خبرنگار جوان هفته نامه تمدن هرمزگان و پنج تن از همکارانش به دنبال چاپ مطلب طنزی در این هفته نامه دستگیرو زندانش شدند. پس از دستگیری وی، شایعه شد که وی خودکشی کرده و در حالت اغمابه سر می برد. افرونتن هم اکنون در زندان اوین به سر می برد و وکالت وی را نیز شادی صدر برعهده گرفته است. جمعی از زنان فعال و روزنامه نگاران در نامه ای به ریاست قوه قضائیه نگرانی خود از وضعیت وی را ابرازکرده وخواهان آزادی او شدند.
,br> در روزهای پایانی بهمن ماه، شاهد تخلیه مرکز بازپروری دختران و زنان آسیب دیده "امیدوار" بودیم. بنیاد مستضعفان با در دست داشتن حکم تخلیه با خشونت وارد این مرکز بازپروری شده مربی زن این مرکز را که از وارد شدن انها ممانعت می کردبا زنجیر به درخت بسته و مورد ضرب و شتم قراردادند. درپی این اقدام تاسف بار رئیس انجمن مددکاران ایران، اعلام کرد که دو دختر مبتلا به ایدزکه دراین مرکزنگهداری می شدند، پس ازتخلیه این مرکزفرار کرده و درخیابان ها رها شده اند.
,br> و بالاخره در اخرین ماه این سال پر تب و تاب، رئیس مرکز "امور زنان وخانواده" تعویض شد ونسرین سلطانخواه به دلیل قانون منع دو شغلی بودن اعضای هیئت دولت ماندن در شورای اسلامی تهران را انتخاب کرد و از ریاست این مرکز کناره گیری کرد. رئیس جمهور در طی حکمی زهره طبیب زاده نوری را به ریاست این تنها نهاد متولی زنان در کشور منصوب کرد.طبیب زاده نوری هیچ گونه سابقه ای در حوزه های زنان ندارد و تجربه کار مدیریتی نیز در کارنامه وی به چشم نمی خورد. وی که دندانپزشک است، پیش ازانتصاب به این سمت تنها سمت اجرایی را که تجربه کرده است مسئولیت ارزشیابی دانشگاه بوده است.

در آستانه روز جهانی زن نیزحدود پنجاه دختر جوان، بار دیگر برای تماشای بازی فوتبال میان تیم ملی ایران و کاستاریکا راهی ورزشگاه آزادی شدند. اما این باز موفق به حضور در ورزشگاه نشده و با خشونت فرمانده نیروهای امنیتی ورزشگاه روبرو شدند.

در سالی که پشت سر گذاشتیم شاهد حضور زنان ووشو کار ایرانی در بازی های اسلامی، اخذ مدال طلای المپیک نجوم توسط یک دختر ایرانی،درگذشت مهین اسکویی بانوی تئاتر ایران و برنده شدن دو زن در جوایز ادبی سال نیز بودیم. در سطح جهانی نیز انتخاب اولین زن رییس جمهور در شیلی و لیبریا، انتخاب اولین صدراعظم زن در المان، انتخاب 68 زن افغان به نمایندگی پارلمان افغانستان، تصویب قانون انتخاب امپراطوری زن در زاپن، انتخاب دو زن در کابینه یمن و به دست اوردن امتیاز حق رای و شرکت در انتخابات و کسب دو کرسی در هیات مدیره اتاق بازرگانی جده برای زنان عربستانی را می توان از جمله اتفاقات مهم این سال برشمرد.

زنان فعال چه می گویند؟

در سالی که پشت سر می گذرانیم، تغییرات سیاسی گستردهای راشاهد بودیم.تغییراتی که جنبش های مدنی و اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار داده است و نگاهی به مصوبه ها و بخشنامه های رسمی در حوزه زنان به تنهایی موید این موضوع است که نقش زنان به مادری و همسری محدود شده و سیر اصلاحات موثر در حوزه مشکلات زنان سیری نزولی داشته است.
,br> فاطمه گوارایی، از زنان فعال سیاسی و اجتماعی معتقد است که به رغم تمامی انتقاداتی که به دولت اصلاحات داشتیم، باید بپذیریم که بسیاری از فضاسازی های یک دهه گذشته جنبش زنان مرهون دولت اصلاحات است. وی وجود رسانه ها، امکان برگزاری تجمعات و سخنرانی ها را از دستاوردهای دولت هشت ساله اصلاحات می بیند و می گوید شاهد بودیم که در شش ماه گذشته حتی پخش فیلم هایی با جهت گیری فمینیستی نیز ممنوع اعلام شد. گوارایی بر این اعتقاد است که سال آینده، سالی سخت برای همه جنبش ها خواهد بود و تاکید می کند که در چنین شرایطی فعالان حوزه زنان باید همبستگی خود را هرچه بیشتر تقویت کرده و با همفکری یکدیگر درصدد اتخاذ راه حل هایی برای حفظ بقای خود باشند.

در این میان، عده ای از فعالان بر این باور هستند که همه چیز بستگی به خود افراد درگیر در حوزه زنان دارد. رضوان مقدم، از فعالین زنان و موسسان "انجمن تلاشگران سلامت" بر این اعتقاد است که کار در حوزه زنان همواره بادشواری روبرو بوده است و و این به خود زنان بر می گرددکه چطوربتوانند روی مطالبات خویش ایستادگی کنند و انها را به پیش برند.

" فعالیت برای آن دسته از زنان فعالی که درچارچوب های دولتی کار می کردند و مجاری فشارهایشان، مجاری رسمی تر و دولتی بود محدود و دشوار خواهد شد." نوشین احمدی خراسانی، نویسنده، مترجم و فعال جنبش زنان با ذکر این موضوع متذکر می شود که فعالیت برای ان دسته از گروه ها و فعالینی که مجراهای فشارشان از پایین بوده است همواره و در همه دولت ها دشوار بوده است. احمدی خراسانی معتقد است اگر تحریم های افتصادی و سیاسی علیه ایران اتخاذ شود، این زنان هستند که متحمل بیشترین فشار می شوند و فعالیت و حرکت برای انها نه تنها دشوار می شود ،که ممکن است تغییر جهت هم دهد و خاستگاه های مطالبتشان نیز تغییر کند.

Permalink | Comments 13
 


 

.:: نظرات خوانندگان



خاله فرزانه مهربان متشکرم که اجازه ادامه بحث را به ما دادید
عمو بهرنگ عزیز و سایر دوستان
در این که جامعه ایران طفل خردسال دموکراسی است با شما موافق هستم. اما در قرن بیست و یکم سرعت تحولات باید بسیار بیش از قرن هجدهم یا نوزدهم باشد. تعداد زیاد وسایل ارتباط جمعی و این همه رسانه متعدد دست من و شما را در تسریع چنین تحولاتی باز میگذارد. تحولاتی که 150 سال پیش در دو دهه اتفاق می افتادند امروز باید در یک سال به انجام برسند. جرج بوش زمانی گفته بود که مردم دنیا باید به خاطر داشته باشند که آمریکا برای رسیدن به دموکراسی فعلی 300 سال تلاش کرده است. من در جایی به یک سیاستمدار آمریکایی این اعتراض را کردم که آمریکا در خلال قرون 17 تا 20 چنین سختی هایی را تحمل کرده است در حالیکه امروز قرن بیست و یکم است. انتظار اینکه انقلاب ایران نیز همان سیر انقلابات آمریکا و فرانسه را طی کند تا بلکه در آینده ای دور بالاخره بلوغ اجتماعی بیابد انتظار منطقی ای نیست. طفل جامعه ما باید بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن بالغ گردد. این بلوغ دور از دسترس نیست.
از طرف دیگر باید یادمان باشد که مساله دو طرفه است. یک دیدگاه معتقد است که تا زمانی که دموکراسی در رگ و خون مردم نفوذ نکرده باشد امکان تشکیل حکومت دموکراتیک وجود ندارد. این دیدگاه معتقد است که مثلا تا هنگامی که مرد ایرانی در تصمیم گیریهای منزل زن و فرزند خود را شریک نمیکند نمیتوان انتظار جامعه ای با حکومت دموکراتیک داشت. من با این دیدگاه موافق و مخالفم. موافقم از آن جهت که معتقدم شالوده حکومت دموکراتیک در تفکر دموکراتیک تک تک اعضای جامعه قرار دارد. از طرف دیگر مخالف این دیدگاه هستم چون دینامیسم ارتباطی جامعه-حکومت را نادیده میگیرد. در بسیاری موارد این حکومت است که با وضع مقررات صحیح و اجرای مناسب آن زمینه های رشد جامعه را فراهم میکند. درست مثل والدینی که کودکشان را پرورش میدهند. این ارتباط دو طرفه است. یعنی هرچقدر دموکراسی جامعه بالغ تر گردد حکومت برون آمده از دل آن جامعه نیز دموکرات منش تر میشود و بالعکس. توجه به هر دو مسیر این خیابان مهم است. خصوصا جامعه ایران بسیار تحت تاثیر حکومت خود قرار دارد. همان روستایی پیری که با دیدن شاه زار زار میگریست و اورا در آغوش میگرفت چند سال بعد با دیدن رجایی میگریست و او را در آغوش میگرفت. همان مردمی که تا دیروز خاتمی حکم خداوند را برایشان داشت امروز با وعده های عوام فریبانه احمدی نپاد به وجد می آیند. شاید داشتن یک حکومت دموکراتیک بتواند چنین جامعه تحت تاثیری را به سرعت به سمت دموکراتیزه شدن پیش ببرد.
با توجه به دو موضوع فوق یعنی سرعت فزاینده تحولات در عصر حاضر و دینامیسم تاثیر جامعه و حکومت من معتقدم که برای رسیدن به حکومتی در خور شان ایرانیان نباید همانند مبارزان نیمه دوم قرن بیستم چندین نسل قربانی داد. هرچه باشد در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم. میگویید نه؟ از پنجره بیرون را ببینید.

ایکس :: 25 اسفند 1384 1:05 قֽظֽ


از این کلیپی که گذاشتی کلی خندیدم ولی فکر نمی کردم یک دختر فمینیست ,حاضر بشه به این کلیپ لینک بده .فکر نمی کنم خیلی با فکرتون جور دربیاد.شاید هم فقط برای خندیدن بود ولی دیدی که در این کلیپ هم همون نگاه زشت جنسیتی به زنان وجود دارد.

--------------

امشاسپندان: علی عزیز! نه! مسلما این کلیپ با طرز تفکر من خیلی جور نیست. اما راستش تو شرایط روحی بد و خسته از همه چیز دوستی این کلیپ را برایم فرستادم و من را کمی از ان حال و هوا دور کرد. این بود که فکر کردم شاید بتونه برای چند لحظه ای خنده ای روی لب های دیگری هم بنشاند:)

علی :: 24 اسفند 1384 2:23 بֽظֽ


عمو بهرنگ و صاحب خانه عزیز. دیگر دوستان حاضر و غایب
با نظر بهرنگ در مورد فعالیت سیستماتیک کاملا موافق هستم. آنچه که در مورد گاندی و ماندلا اشاره کردم به معنای نفی لزوم وجود رهبر و شاید به عبارت بهتر "مدیر" نیست. منظور من این بود که آفریقای جنوبی و هندوستان دموکراسی خود را از درون حکومتهایی به مراتب قویتر از حکومت ایران امروز بیرون کشیدند. اگر ما بخواهیم گنجی به اندازه ماندلا در زندان بماند تا ماندلا شود جمهوری اسلامی 60 امین سالگرد تاسیسش را جشن خواهد گرفت. اگر ما بخواهیم پولاد شیرین عبادی در کارگاه جمهوری اسلامی آبدیده شود تا رهبری در اندازه های گاندی از او ساخته شود نوادگان ما نیز کماکان باید پشت درهای استادیوم آزادی لگد بخورند. من معتقدم مهرانگیز کار و شیرین عبادی و اکبر گنجی و غیره و ذلک زمانی برای بیرون انداختن شاه از کشور در کنار ( و به جرات میتوان گفت جلوتر ) از بسیاری از آقایان حکومت فعالیت کرده اند. نسبت آنان به حکام فعلی اصلا قابل مقایسه با نسبت گاندی و بریتانیای ویکتوریا نیست. کار پیش روی ما بسیار ساده تر از کار گاندی و ماندلاست. هدفمان را دور از دسترس و رویایی تصویر نکنیم. حرکت های دموکراسی خواهانه زنان ایرانی در چند ماه گذشته از این حیث بسیار مثبت ارزیابی می شوند.

ایکس :: 23 اسفند 1384 0:24 قֽظֽ


من نمیدانم چرا در صدر فهرست مشکلات حکومت جمهوری اسلامی مساله تروریسم را مطرح میکنند. غیر از ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا که تمامی عاملان آن در حال حاضر از کرده خود پشیمان هستند من تاریخچه ترور شخص یا اشخاص غیر ایرانی توسط حکومت ایران را به یاد ندارم. ترور ایرانیان را هم به منزله نقض حقوق اتباع ایرانی توسط حکومتشان قلمداد میکنم. با این تعاریف بزرگترین مشکل اجرایی حکومت فعلی ایران نقض حقوق شهروندان است. نقض حقوق شهروندی تقریبا کلیه اقشار ایران را در بر میگیرد. در این میان کردها مدعی اند که به حقوق قومی خود نمیرسند. معلمان معتقدند که به حقوق صنفی خود نمیرسند. زنان بر این باورند که حقوق جنسی ایشان سلب شده است. به این لیست اضافه کنید صدها و صدها طبقه و لایه و دسته بندی دیگر جامعه ایران را که از نرسیدن به حقوق خود نالانند. من در پاسخ (و البته ادامه نظرات) همه این مدعیات سوالی را مطرح میکنم. مگر مرد فارس شیعه اثنی عشری در جامعه ایران از حقوق شهروندی خود برخوردار است؟ سلب آزادی های فردی و حقوق مدنی در ایران آنقدر بالاست که مقایسه نقض حقوق زنان ایرانی در مقایسه با نقض حقوق مردان ایرانی چیزی شبیه مقایسه 1000 و 1001 است. خواهر من- دوست کرد و عرب و سیستانی من- راننده و کارگر و معلم عزیز من- نقض حقوق همگی شما زیر مجموعه ای از نقض حقوق بشر در ایران است. چیزی که شاید اگر جامعه بین الملل راستگویی داشتیم بسیار پیش و بیش از بمب هسته ای مورد توجه آنان قرار میگرفت. درد شما درد ماست. چاره آن نیز به دست ماست. ما نه گاندی میخواهیم و نه ماندلا. حکومت فعلی ما از دل 100 سال استعمار انگلیس یا دویست سال نژادپرستی بیرون نیامده است. ما خودمان 25 سال پیش ( اشتباه نکنید منظورم دقیقا 1360 است) کشورمان را به دست این حکومت سپردیم. هنوز برای بازپس گیری احتیاج به گاندی و ماندلا نداریم. خودمان میتوانیم.

ایکس :: 22 اسفند 1384 1:23 بֽظֽ


..( سيمين خانم از وبلاگ: پاگرد - سارا محمدی ) رييس دكمه را فشار می‌دهد/ مردان جوان سبزپوش حركت می‌كنند/ باتوم برقی در يك آن آدم را به جنبش‌های زنان در تمام جهان وصل می‌كند/ زنان رسانا هستند... عايق‌ها هجوم می‌آورند !!! سيمين خانم می‌گويند آرام باشيد، آرام/ نعره می‌كشد:.. " تا سه می‌شمارم، متفرق شويد" وقت كمی است برای آتشی كه گرفته‌است سال‌ها/ ۱ . آيا پدرش مادرش را كتك می‌زده؟ ۲. آيا پدرش او را مجبور به كاری می‌كرده؟ سيمين خانم می‌گويند آرام باشيد، آرام/ جوان سبزپوش با سرشانه‌های مقدس به سيمين /خانم لگد می‌زند، دختری كه كنار او است/ خونش به جوش می‌‌آيد، فرياد می‌كشد، فرياد عجيب و نامفهومی است/ تلخ و تاريخی، انگار صدای يكی از مادربزرگ‌هايش است از دالون‌هايی تو در تو بيرون می‌ريزد/ شايد زنی در دوره‌ی شاه عباس، نادرشاه، ... سيمين خانم می‌گويند آرام باشيد بچه‌ها‌جان، آرام/ لبخند از لبشان دور نمی‌شود/ آتش خوب گرفته است / دارد می‌سوزاند وديگر خاموش نمی‌شود ......!

E-mail: وارد نشده است
URL: yaraneeshgh.blogfa.com

farhad :: 20 اسفند 1384 10:43 قֽظֽ


خیلی خوشحالم که سایتی مثل سایت شمارو پیدا کردم!
راستش منم اونروز تو پارک دانشجو بودم!!!
باورم نمی شد که یک انسان بتونه با یک انسان دیگه این طوری برخورد کنه!مثل حیوون می زدن!!!!
بعد ازون واقعا به زن بودنم افتخار کردم!!!خانومای میانسالی رو می دیدم که راسختر از هر کس دیگه تو صحنه بودن!!!
خیییییییلی خوشم اومد!!فهمیدم که هنوز کسایی هستن که نمی خوان این همه خواری رو تحمل کنن!
خوشحال می شم از بلاگ من دیدن کنین!!!

bahareh :: 19 اسفند 1384 9:13 بֽظֽ


سلام
مطلب زیبا و احساس برانگیز شما قفل سکوت من رو هم شکست
در واقع این پست آخر رو تحت تاثر اون واقعه نوشتم
و صد البته به نوشته ی شما هم لینک دادم
پایدار باشید..

رویا :: 19 اسفند 1384 2:23 بֽظֽ


دکتر طبیب زاده رو از كار دانشگاهي اش مي شناسم . نگران نباش از مدیریت اونی رو که باید تو این کشور بلد باشه بلده . بی ادب بودن و عربده کشیدن .

م :: 19 اسفند 1384 11:47 قֽظֽ


سلام
مطلب جالبی بود.
خیلی خوبه که زنان هوشیاری مثل شماها وجود دارند وبه دنبال
حقشون هستند.
شاید الان با کتک خوردن همراه باشه.
ولی بعدا میتونه یک جنبش بزرگ بشه.
بلند پروازانه نیست.باور کنید.
تمام تغییرات تاریخی وانقلاب های بشری حاصل همین رفتارهای
به ظاهر ساده بودکه بعضا موجب از بین بردن ریشه استبداد هم
می شد.
شماهم پایدار بمانید.
تا روزی که زنان ایرانی به حقوق خود برسند.

محمد :: 19 اسفند 1384 3:20 قֽظֽ


سلام ... شرمنده!!!

آرمین گیله مرد :: 19 اسفند 1384 2:02 قֽظֽ


هنور نمی توانم خودم را قاتع کنم که اتفاقی نیوفتاده .اما بدجور من رو بهم ریخته ........
از دیشب بد جور بهم ریختم ....
یعنی تا این حد حیوان صفت و سفاک ؟
که سیمیمن بهبهانی را هم ..........
مهم نیست از دیو ودد ملولم انسانم ارزوست

امید محدث :: 19 اسفند 1384 0:52 قֽظֽ


وقایع پارک دانشجو چه شد ؟

کوشا :: 18 اسفند 1384 10:50 بֽظֽ


وقایع پارک دانشجو چی شد؟

کوشا :: 18 اسفند 1384 10:32 بֽظֽ