دیروز یکی می گفت چقدر عید مبارکی و صدسال به این سال ها... اتفاقی نیفتاده که! فقط چهار شده پنج!...فکر کردم در این گذر از چهار به پنج چه چیزهایی به دست اوردم، چه چیزهایی را از دست دادم، چه تغییرات شخصی داشتم، چه بالا و پایین هایی و غیره. نتایج خیلی جالب بود...در کل علی رغم روزهای مزخرف این چهار تا پنج که کم هم نبود، سال چندان بدی برای من نبود.بعد فکر کردم تو این دنیای وبلاگ شهر که جزئی از زندگی روزمره ما شده است چطور؟ دیدم دو نکته بارز برای من وجود داشت... این چهاری که پنج شد سال آشنایی من با چند تا وبلاگ خواندنی بود که حالا مشتری ثابت همه انها هستم...سال پیدا کردن مسرت امیر ابراهیمی، سیما شاخساری، نازلی کاموری، شیرین احمدنیا، ژرف و عقاید آقای کلنگ دار! ... و ان نکته دوم لاغر شدن هر روزه لیست وبلاگ های مورد علاقه بود...پنداری این لیست وبلاگ های قابل خواندن (صد البته از نظر بنده ) هم عین بورس تهران اوضاعش کن فیکون شد! مطمئنن این روند در گذر از پنج به شش سرعت بیشتری خواهد گرفت و اخر سال دیگر احتمالن لیست وبلاگ هایی که مشتری انها هستم به پنج تا می رسد!!
-----------------------
سال گذشته هر بار که آرامش را گم کردم، هر بار که از آدم ها سرخورده و دلزده شدم، هربار که بی حوصله شدم یک راست راهی کتابخانه مرکز فرهنگی زنان شدم... هیچ جای دنیا و هیچکدام از مجموعه آدم های گوناگون نمی توانند آرامش و عشقی را که تک تک بچه های مرکز به من می دهند را ارزانی کنند...کار در مجموعه ای که آدم هایش عاشقند، که فمینیسم دغدغه و شیوه زندگی انها است و نه اسباب دلالی و دو دو تا چهار تا، ان جی اویی به تمام معنا مستقل که آدم هایش آن را با دکان کاسبی اشتباه نگرفتند، و فضای همیاری و همدلی که ادم هایش از یکدیگر نردبان ترقی نمی سازند، محکم و قاطع پشت یکدیگر می ایستند...کار در چنین فضایی یعنی صمیمیت، یعنی عشق، یعنی رشد و شکوفایی. نمی خواهم از دوستانم به رسم کلیشه ای تشکر کنم، فقط دلم می خواهد بهشان بگویم که در این چند سال تک تکشان من را رشد دادند... وبگویم که وقتی از در کتابخانه تو می روی آبی آرامش و عشقی را می بینی که از پشت ردیف قفسه های کتاب خانه، میزهای همیشه شلوغ، کامپیوترهای همیشه خراب و سماور و چای همیشه اماده سرک می کشد و حس زیبایی را مهمان تک تک سلول هایت می کنند که اینجا هیچ گره ای بسته نمی ماند...
-----------------------
چه می کنه این زنستان:)....شماره دوم، پر و پیمان در دسترس شما است. موضوع پرونده این شماره ازدواج است و سر لوحه ان " هفت شین ازدواج را امضا کنید" ... موضوعی که اگر سراغ هر وکیلی بروید به شما خواهد گفت رعایت و اخذ این شروط برای شمایی که قصد ازدواج دارید از نان شب هم واجب تر است...پس لطفا ان را بخوانید و انعکاس دهید که هدیه نوروزی مرکز فرهنگی زنان به شما است.
سخن ما با مخاطبان و یاران زنستان را بخوانید
از میان مطالبی که تا الان خوانده ام، این چند تا را پیشنهاد می کنم که حتمن بخوانید:
گفت بزن! گفتم نمي توانم، نمي خواهم!- شیرین اردلان
بگذار سخن بگویم- منصوره شجاعی
شروط ضمن عقد به جای مهریه / گفتگو با زهره ارزني- مریم حسین خواه
چند روز جهانی به ازای یک روز ملی!- فیروزه مهاجر
---------------------
تولدت مبارک مریم گل... دخمر خوب و نازنین که هوار تا دوستت دارم:)
Permalink |
Comments 2
.::
نظرات خوانندگان
بابا این سیبیل هم که فیلتر شد باز
محمد رضا :: 4 فروردین 1385 0:11 بֽظֽ
سلام.سال 5 هم مبارك. من مي خواستم بدونم كه چطوري مي شه به نحوي با انجمن مرتبط بشم؟ راستش من تازه دارم درباره ي
فمينيسم به شكل تيوري مطالعه مي كنم و بسيار دوست دارم كه بدونم مي تونم از شما كمك بگيرم.در حقيقت از اون كساني هستم كه چند وقتي است فهميدم فمينيست هستم . ممنون
----------
امشاسپندان: آذر خانم عزیز! مرکزفرهنگی زنان عضوگیری گسترده ندارد...برای آغاز همکاری با ما می توانیداگرمایل هستیدبرای زنستان مطلب بنویسید وبه ما ایمیل کنید. چوت علاقه مند به مطالعه در حوزه زنان هم هستید می توانید عضو کتابخانه صدیقه دولت آبادی که اولین کتاب خانه غیردولتی و تخصصی در حوزه زنان هست بشوید و از کتاب ها استفاده کنید. اگر آدرس را می خواهید لطفن به من ایمیل بزنید.
آذر :: 4 فروردین 1385 4:26 قֽظֽ
|