Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۸۵

با خواهرهایم

 



کفش روی بالش مخملی قرمز
کفش فقط یک کفش
سیندرلا فقط یک سیندرلا


اوپک که حوصله نداشته باشد
سرم اندازه ی همه بالش های چرک می شود
و کسی که نمره ی پایم را نمی داند
روفرشی منگوله دار همه ی هتل های مجلل را اندازه ی پایم می کند.


روزنامه دار معتبر
این سیلی را تو بنویس:
کاغذ که گران می شود
شعرها لیز می خورند از لگن ظرفشویی
قصه ها دم می شوند لای عدس
چرا قطارها همیشه می روند سمت گرجستان
کشتی ها طرف فیلیپین
هواپیماها سمت بالی؟
مگر پشت بام جزئی از دنیا نیست؟
من که نشنیده ام ماه با چک کارمندی
لالایی با ضامن معتبر.
جایم می شود روی یک تشک کوچک
من که با چشم های سیاه مورب
و موهای شلال زرد
حتا تن بلند سبزه
می خواهم که نخوابم، هیچ وقت.


سروده پریا کوشا، فصل زنان، شماره چهارم

---------

نسبی باشيم- عباس معروفی

Permalink