بعد مدتی طولانی دوستی را دیدم، نه که ان سر دنیا باشد یا حتا ان سر ایران...نه! دلیل ندیدنش روزهای شلوغ و پر از بدو بدو من و سری که هزار سودا دارد بود و البته آن یک کم بی معرفتی من که گاهی بالا می زند! برایم گل آورده بود، یک دسته گل بزرگ و زیبا. خانه که برگشتم دسته گل بزرگ را نگاه می کردم ، اگر کسی از آنهایی که از نزدیک من را می شناسند بپرسد که برای او(یعنی من) چه چیز هدیه بگیریم، همه بی درنگ از دوچیز نام می برند: شکلات و کتاب. به این دلیل است که تو گذر سال ها تقریبا شکلاتی در دنیا نمانده است که من مزه اش را نچشیده باشم و هرجور کتابی که فکر کنید کادو گرفته ام. سهم عیدی نقدی من همیشه کمتر از همه بوده است، چون خیلی از فامیل عیدها به من کتاب کادو می دهند. بماند که بعضی وقت ها چه کتاب هایی!! امسال یکی کتابی به من عیدی داد که اسمش چیزی تو مایه های "چرا مردان از اطو کردن بیزارند؟" بود... آن کس که عیدی را داده بود با ذوق گفت کلی تو بازارچه کتاب گشتم تا کتابی فمینیستی(!) برایت پیدا کنم! دندان اسب پیشکشی را که نمی شمارند، چشممان کور هیچ نگفتیم و تشکر کردیم و با همه این ها دستشان درد نکند...اما گل کمتر گرفته ام. بس که این علاقه مفرط به شکلات و کتاب مثل داغ چسبیده وسط پیشانی! و راستش عنصر مهم تنوع را در دریافت کادو از بین برده است!دو سه روز چه عشقی کردم با گل زیبایی که هدیه دوست عزیزم بود. امروز یک پسربچه تخس و بلا هشت ساله بهم یک گلدان کوچک شمعدانی هدیه داد و من آی ذوق کردم، آی ذوق کردم. چنان حواسم رفت پی گلدان و شمعدانی های لطیف ان که تقاضای رسمی پسرک برای ازدواج زمانی که ایشون بیست ساله شد را هم درست و حسابی نشنیدم که صد البته همین گوش ندادن باعث شد تو ذوق پسرک بخورد و داشت گلدان را ازم پس می گرفت!! برای دلجویی از همسر آینده هم مجبور شدم کلی جوجه کباب و سالاد و ترشی بهش بدهم تا به قول خودش این ضدحال عشقی را فراموش کند!
---------------------
دلم می خواهد با زن های نماینده مجلس و به خصوص عشرت شایق و فاطمه آلیا مصاحبه کنم. شدیدن دنبال راهکار برای راضی کردنشان هستم، تناقض ها و حس نفرت انها به هر زنی که شبیه انها نیست برایم عجیب و جالب توجه است. پیشنهادهای سازنده شما در راستای مخ زنی این دو عزیز را خریدارم.امیدوارم موفق بشوم.
---------------------
می شود خواهش کنم لینک وبلاگ من را به این آدرس تازه تغییر بدهید؟
---------------------
روزنامه سرمایه هفته ای سه روز صفحه زنان دارد؛ خوب و پر و پیمان. این صفحه مطالب متنوع مربوط به زنان را پوشش می دهد: اخبار فعالیت های زنان، سازمان های مدنی زنان، مصاحبه و معرفی زنان کار آفرین، معرفی پژوهش ها و کتاب های حوزه زنان، ترجمه های خواندنی از مطالب مربوط به زنان، مباحث حقوقی، اقتصاد زنان، زنان اقلیت و... اگر ایران هستید روزهای فرد صد تومان ناقابل خرج کنید و یک نسخه از سرمایه را بخرید و اگر هم خارج از ایران هستید در وب سایت روزنامه می توانید مطالب این صفحه را بخوانید. وجدانن هم مرام داشته باشید و اگر ایران هستید روزنامه را بخرید، شما که نمی خواهید مواجب ما عقب بیفتد؟ هان؟...اگر هم مایل به ارسال مطلب برای این صفحه هستید می توانید با این آدرس مکاتبه کنید: zanan.sarmayeh@gmail.com
--------------------
آگهی بازرگانی:
این ستون "رنگ خاطره" روزنامه را هم حتمن بخوانید!
محترم اسكندري; عزمي ثابت و قدمي استوار
----------------
دوستان عزیزی که در پی درخواست من در ایمیل قبلی لطف کردید و ایمیل زدید، من آماده مصاحبه حضوری و یا تلفنی هستم. ممنون می شوم اگر مایل به گفت و گوی حضوری هستید به من بگویید تا با شما قرار ملاقات بگذارم و اگر هم گفت و گوی تلفنی را ترجیح می دهید هم اطلاع دهید تا من با شما تماس بگیرم. در صورت درخواست شما من اسمی از شرکت یا کارخانه محل کار شما و همین طور خودتان در گزارشم نمی اورم.خیلی ممنون :)
----------------
می توانم خواهش کنم اگر از خواننده های این وبلاگ کسانی هستند که فمینیست هستند و وبلاگی با دغدغه های زنانه دارند و ترجیحا در تهران زندگی می کنند به من ایمیل بزنند؟ خیلی ممنون:)
Permalink
|