این روزها به این تغییر معنایی چیزهای ساده و پیش پا افتاده زیاد فکر می کنم...به اینکه زنگ تلفن می تواند چقدر معنای متفاوت داشته باشه...تاپ تاپ دل آدم از این صدای زنگ تلفن چه گستره ای می تواند داشته باشد...یک سرش انتهای دوست داشتن و یک سرش انتهای دلهره و اضطراب. آیکون دل نگرانی یاهو مسنجر یک سرش می تواند بار معنایی شوخی و خنده باشه و سر دیگر، انتهای دل نگرانی و تشویش. یک روزهایی دیدن ایمیلی از فلان کس یعنی اینکه تو سرت بزنی و زیر لب غرغر که حوصله ات ندارم....و روزهای دیگه ای که دیدن ایمیل همان آدم یعنی یک نفس راحت که آخیش! بیرون هست وحالش خوب. روزهایی هست که شاید یک ماه ندیدن دوستی حتا دل تنگت نکند...روزهایی هم هست که فقط یک هفته دوستت را ندیدی، و ان چنان دل تنگش هستی که با همه قلبت او را در آغوش می گیری...و چشمهای هر دویتان پر اشک می شود...مثل دیروز، که تو ان شلوغی و بر و بیا و گرمای دفتر ادوار تحکیم وحدت گلناز را بغل می کنی. راه رفتن زیر آفتاب داغ و گرمای کشنده یک بعدازظهر تابستانی هم حتا می تواند لذت بخش باشد...وقتی با مریم خیابان میرزای شیرازی را گز می کنید، دلهره های هم را می فهمید، نگران آدمهای مشترک هستید، آدم های مشترک نازنینی که ورای فمینیست بودن، اکتیویست بودن، ناشر و روزنامه نگار و مترجم و نویسنده بودن، رفیق ما هستند...به معنای حقیقی کلمه. این روزهای سخت، تنها معنای چیزهای ساده و روزمره را تغییر نمی دهد...تکلیفت با آدمها را هم مشخص می کند. اینکه تو روزهای سخت به کی می توان تکیه کرد، کی رفیق همراه است و نه فقط رفیق روزهای خوش و گل و بلبلی...روزهای سخت، یک بار دیگر ما را یکی تر کرد...آنهایی را می گویم که دلی پرشور و قدمهایی لرزان اما استوار دارند. همیشه بعد روزهای سخت، جلو آیینه می ایستم...قدم هایم محکم تر شده؟ چقدر؟...ترس هایم از جنس همیشه هست یا تغییر کرده؟...محاسباتم درباره افراد چقدر درست بود؟ کجایش نادرست؟...آرامش بعد این دلهره ها را دوست دارم، روزهایی که به من کمک می کند آدمها را بهتر بشناسم...عده ای را حالا بیشتر دوست دارم...بعضی ها را کمتر، خیلی کمتر...روی عده ای حالا بیشتر حساب می کنم...روی عده ای کمتر...چند نفری هم اصلن دیگر حسابی باز نمی کنم...هما راست می گوید، آدم این روزها می فهمد صدای دوستانش چقدر زیباست؛ همان دوستانی که روزهای سخت و پر از دلهره و نگرانی و انتظارتان را با هم قسمت می کنید و با هم هستید، با هم بودنی که با ارزشتر از هر چیز دیگری است.
-------------------
شیرین عبادی شکواییه زنان از نیروی انتظامی را تقدیم دادسرای عمومی تهران کرد.
Permalink
|