می خواستم از فاجعه ای به اسم «اولئانا» بنویسم که این روزها به اسم نمایشی فمینیستی که ساختارهای قدرت و جنسیت را نقد می کند در تئاتر شهر اکران و به خورد مردم داده می شود. اما مسافرم...چمدانم وسط اتاق ولو است و معلوم نیست چقدر طول بکشد تا بالاخره بسته شود! کمبود خواب دارم....اما جلوی خوابیدن را گرفته ام تا در هواپیما بخوابم. برای آدمی که از هواپیما بیزار است بهترین راه همین است که پتو را روی سرش بکشد و چند ساعتی از پرواز طولانی را بخوابد.
امروز «زنستان» را به روز کردیم...شکرخدا سایت بازی در نیاورد! پرونده هشتیمن شماره «مادری» است .
نوشین احمدی خراسانی نوشته ای عالی، بجا و دقیق در این شماره دارد که گفت و گویی با فمینیست های اسلامی و درددل و پاسخی به سرمقاله اخیر پر از تناقض خانم شهلا شرکت، مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه «زنان» است. توصیه می کنم این نوشته را با تامل و دقت بخوانید:
27 سال از تعيين ”روز زن“ توسط دولت ميگذرد. در طول اين مدت و هم زمان با استقرار دولت اسلامي در ايران، هويتي بهنام زنان فمينيست اسلامي در ميان بخشي از زنان جامعه سربرون آورده و نيز اتفاقات بسياري در كل جامعهي زنان رخ داده است. اما همچنان روز رسمي زن در محدودهي بازار گرم كادو دادن به مادران، باقي مانده است و با وجود فمينيسمي با پسوند اسلامي، تحرك چنداني حتا در ميان متوليان آن برنيانگيخته است. شاهديم كه هنوز حتا افرادي كه خود را با نام فمينيسم اسلامي مينامند، اين روز را مانند سالهاي گذشته بدون هيچ نوع اعتراض و حركتي در راه احقاق حقوق مادري ميگذرانند...
پ.ن: لطفا «سخنی با علاقه مندان و مخاطبان زنستان» را هم بخوانید.
Permalink
|