راستش این روزها بعد از خواندن سرمقاله خانم شرکت یک بار دیگر خیلی جدی به «فمینیسم اسلامی» و «فمینیست مسلمان» فکر می کنم. به ضعف تئوریک این مفهوم و سیاست دوبام و یک هوایی که پیروان این نوع فمینیسم دنبال می کنند. و یک سوال جدی که آیا می توان این همه تناقض را در یک ظرف ریخت؟!
پروین اردلان که خود ده سالی در مجله زنان کار کرده و چند سالی هم دبیر سرویس « از درون جامعه» این ماهنامه بوده است، بر نقد خانم شرکت پاسخی نوشته است که پیشنهاد می کنم با دقت بخوانید. چقدر این اتهام زنی ها و تخریب های پیروان فمینیسم اسلامی مشابه مردان همراه و همفکرشان است... راستی! تا کجا می شود مفهوم های متفاوت را به هم نزدیک کرد؟ مفهوم هایی مثل روشنفکر دینی، چپ مسلمان، فمینیسم اسلامی و غیره...نوشته دقیق و مستدل پروین را بار دیگر می خوانم:
سرمقاله شهلا شرکت، پر از تناقض است و اين شايد ناشي از تناقضات در خواسته ها و روش هاست که گاه ناخودآگاه در روح نوشته ظاهرمي شود و از صحراي کربلا سر بر مي آورد و شايد هم ناشي از روشن نبودن تکليف فمينيست هاي اسلامي ما با خودشان هست که به جاي طي مسيري آگاهانه، به اقتضاي شرايط عمل مي کنند تا "نم نم باران" را بدون "بيم و مقاومت" تداوم بخشند و از زير "رگبار تند باران" جان سالم به در برند. اما خانم شرکت عزيز، من به "بارش مداوم باران" اعتقاد دارم تا ريگزار تفتهي سرزمينام، تا كوير تشنهي خاكم، خاكي در آرزوي رستن است و زمين خشک مردسالارانه مان را با نوازش مداوم خود سيراب كند و اي كاش که اين بارش پرنوازش را از تداوم نياندازيم. ......
پ.ن: این نوشته را به لطف آریا نویس بهرام داهی در این دیار غربت بی کیبورد فارسی نوشتم که ازش ممنونم:)
Permalink
|