Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

جمعه ۱۳ مرداد ۸۵

انگار این جنگ، جنگ علیه زنان عراقی بود

 



دختر جالبی بود... حنا اعلم را می گویم، خبرنگار مصری-آمریکایی نایت ریدر. روز اول که او با من مصاحبه می کرد وقتی از مشکلات کار در حوزه زنان می گفتم و از گروه های زنانی که نمی خواهند وارد عرصه قدرت بشوند و حمایت دولتی داشته باشند با چشم های بهت زده نگاهم می کرد. وقت خداحافظی محکم بغلم کرد و بوسید و گفت که چقدر کار ما را باارزش می داند و آرام در گوشم زمزمه کرد مراقب خودت خیلی باش!... روز بعد که باهم وارد آن کافی شاپ تاریک و خنک شدیم و در هیاهوی موسیقی شش و هشت و سر و صدای میز پشتی ضبطم را روشن کرده و شروع به پرسیدن سوال هایم کردم... این بار من بودم که چشم های لحظه به لحظه گشادتر می شد. به جثه ظریفش نگاهی می انداختم و خنده های پر از امید او و تجربه های توام با ترس و دلهره او... به این فکر می کردم که اگر من به جای او بودم چقدر توان کار و شجاعت حضور در وسط جنگ را داشتم. دو سال و نیم در عراق بعد از سقوط صدام حسین کار خبری کرده است، جاهایی حضور داشته است که هیچ خبرنگار دیگری جرات حضور نداشته است... مثلا در اوج بمباران فلوجه در وسط فلوجه بوده است یا زمان بمباران حرم امام علی با نیروهای مقتدی صدر داخل حرم بوده است. وقتی در بغداد خبر بمباران کربلا را می شنود بدو عازم کربلا می شود...از کربلا به نجف...از نجف به بصره. در سودان هم کار خبری کرده است، از دارفور که حرف می زند می لرزد...خودش با خنده می گوید نمی دانم چطور تا حالا زنده موندم! وقت خداحافظی این بار من هستم که محکم بغلش می کنم و در گوشش زمزمه می کنم مراقب خودت خیلی باش!

این مصاحبه من با حنا اعلم درباره وضعیت زنان عراقی و حرکت های آنها در دوران قبل و بعد از صدام حسین است که دوشنبه گذشته در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد:


انگار این جنگ، جنگ علیه زنان عراقی بود

Permalink