Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

روزها...

 



سینا امروز اعدام نشد...سیر اتفاقات عجیب و شبیه داستان ها بود. تازه همین عصر دیروز به خانواده سینا اطلاع دادند که فردا صبح( یعنی صبح امروز) حکم به اجرا در خواهد آمد. خانواده او سراسیمه به وکیل سینا خبر دادند و همه با اضطراب در همان چند ساعت اندک باقی مانده هرکاری در توانشان بود انجام دادند. صبح امروز، پای چوبه دار، ماموران طبق رسم معمول از سینا پرسیدند که آخرین خواسته او چیست؟ و سینا درخواست کرده است که نی او را بیاورند تا برای آخرین بار نی بنوازد. آنقدر سوزناک نی نواخته است که همه حاضرین به گریه افتادند...خانواده مقتول درخواست کردند که سینا را از پای چوبه دار پایین بیاورند و فعلا از اعدام صرف نظر کرده اند. امروز بعدازظهر، پدر سینا با یک جعبه شیرینی مهمان تحریریه روزنامه « اعتماد ملی» بوده است...امیدوارم خانواده مقتول رضایت کامل بدهند و سینا که طبق کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز از امضا کنندگان آن است، در هنگام وقوع قتل کودکی بیش نبوده است بار دیگر زندگی را تجربه کند.

سینا پای چوبه دار، از اعدام نجات پیدا کرد

----------------

ژیلا بنی یعقوب نازنین، روز گذشته باز به شعبه چهارده دادگاه انقلاب احضار و بازجویی شد. فکر کنم همه هنوز تصویر دستان دستبند زده ژیلا در تجمع بیست و دو خرداد ماه را به یاد داشته باشید...دستان ظریفی که عمری است قلم در دست گرفته است. نمی دانم...امیدوارم همه این کابوس فیصله پیدا کند.

ژيلا بني يعقوب احضار و بازجويي شد

--------------

و شهر مثل همیشه است...خیابان ها پر دود و ترافیک، آفتاب ظهر داغ، پیاده روها شلوغ، مردمی که می آیند و می روند...دادگاه هایی که مثل همیشه است...زنهایی هراسان و خسته...مردانی آرام:

کابوس در راهروهای دادگاه خانواده- مریم میرزا

---------------
و امروز در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، نشستی از سوی مسئولان ماهنامه خوب « نامه» برگزار شده بود... و من چقدر چشم چرخاندم و کسی از هیئت رئیسه انجمن صنفی حاضر نبود.... و تعداد روزنامه نگارها هم به تعداد انگشتان دو دست هم نبود... و چقدر همه چیز معرکه است! و زنده باد قدرت و سلطه رسانه ای که « نامه» و « حافظ» و « خاطره» زیر چرخ آن له می شوند، چرا که مهم این است که « آفتاب باز از شرق طلوع کند» !

Permalink