Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۱۷ مهر ۸۵

عذر می خواهم...اجازه می دهید اعتراض کنیم؟!

 



خدا بیامرزد آقای سلیمی را! یک عمر حسرتش این بود که اگر این ملت جوگیر نشده و انقلاب نمی کردند، الان زیر سایه شاهنشاه آریامهر لااقل چیزی بودیم تو مایه های مالزی و کره جنوبی...وقتی هم می پرسیدی مثلا چی بودیم گلویش را صاف می کرد و می گفت: الان لااقل صنعت مونتاژ درست و حسابی داشتیم. یک پا مونتاژ کار بودیم. خدابیامرز کاش بود و می دید که اگر در عرصه صنعت مونتاژ کار درست و حسابی از آب درنیامدیم، در حوزه مطبوعات و فرهنگ و قلم(!) نه تنها مونتاژ کارهای گردن کلفتی تولید کردیم، که دزد سر گردنه هم شده ایم. تازه سینه هم سپر می کنیم و دست به دامان توجیهاتی که این روزها مد شده است می شویم که دزدی کلمه بزرگی است، بار معنایی سنگینی دارد، هشتاد درصد نرم افزارهای روی کامپیوتر شما کپی رایت ندارد، فکر کرده اید شاهکار تولید کرده اید و به دنبال نرمالیزه کردن دزدی هستیم .... یاد عزیزی افتادم که از همکاری می گفت که یک ریز بچه های سرویس جامعه و صفحه زنان روزنامه را مسخره می کرد که این ها دیوانه اند بابا! چقدر بدو بدو می کنند مطلب بنویسند، بروید یک نگاهی به آرشیو روزنامه های ده سال پیش بیاندازید و یک کم هم تو اینترنت سرچ کنید، بعد اینها را با چسب ( از نوع قطره ای لابد!) به هم بچسبانید می شود مطلب! و این حکایت تلخ سرزمین ما است که مطلبت را می دزدند یا مونتاژ کاری پیش پاافتاده، ناشیانه و ابلهانه ای از آن را بی آنکه ذره ای به حقوق مولف توجه کنند سر در سایت و روزنامه شان می زنند... وقتی هم که اعتراض می کنی الدرم بلدرم های مسخره شان را راه می اندازند...همان الدرم های از جنس ده سال است از ما مطلب می دزدند و ما با نجابت دم نمی زنیم!! و حالا خیال کردی شاهکار خلق کردی؟!... خدابیامرزد آقای سلیمی را که کاش بود و می دید تو مونتاژکاری و دزدی از نوع مطبوعاتی دست دنیایی را از پشت بستیم!

این هم شاهکار اخیر سایت پیک نت:


mark.jpg


اعتراض نیما افشار نادری را هم بخوانید

Permalink