اول اینکه خانم"روشنک سپهری" در پی سرقت ناشیانه سایت پیک نت ایمیلی از این قرار فرستاده اند:
اعتراض شما را در مورد انعکاس بدون اجازه گزارشتان را در آخرین پستتان خواندم لازم دیدم یادداشتی برایتان بگذارم.
اين مطلب را به همراه عکس من براي پيک هفته فرستاده بودم و فراموش کرده بودم بنويسم منبع آن چيست. با ديدن توضيحات شما روي امشاسپندان، مسئله را براي مسئولين پيک هفته توضيح دادم که آنها نيز قرار شد اين توضيح را اضافه کنند. اما نمي دانم چرا گرهي که با سرانگشت باز مي شود بايد با دندان باز کرد. بهتر این بود، يک توضيح مي نوشتيد براي منتشر کنندگان پيک هفته، آنها حتما تصحيح مي کردند و اينقدر لازم نبود لقمه را دور دهان گرداند. در هر صورت اگر گناهی هست به گردن من است و نه مسولان پیک هفته. ازتلاشهای شما سپاسگزارم.
روشنک سپهری
برلین
خانم سپهری عزیز!قبل از هرچیز چرا فکر نمی کنید باید ایمیلی بزنید و از نویسنده ای که می خواهید مطلبش را کپی کنید اجازه بگیرید؟ شاید من دوست نداشته باشم مطلب من در فلان وب سایت منتشر شود. چرا به حقوق افراد احترام نمی گذارید؟ یکی از شاهکارهایی که به کرات در چنین مواقعی دیده ام همین دست پیش گرفتن از ترس پس افتادن است. آن هم با لحن طلبکارانه ای که انگار مال باخته بدبخت است که کاری به غایت زشت را انجام داده است! نمی دانم چند وقت است با سایت پیک نت همکاری دارید، چند مطلب می خواهید از این وب سایت برایتان در بیاورم که مطالب وبلاگی یا روزنامه ای دیگران را دست کاری می کند و به اسم خود چاپ می کند؟ دم دستی ترین توجیه در این مواقع هم همین جمله فراموش کردند منبع را ذکر کنند هست! این حرف انقدر خنده دار و مسخره است که کسی بگوید فراموش کردم وقتی قورمه سبزی می پختم، سبزی در قورمه سبزی بریزم! من چنین حرفی را باور نمی کنم.مگر می شود وارد سایتی شد و مطلبی را کپی پیست کرد و فراموش کرد نام را ذکر کرد؟! این چیزها را جور دیگر می بینم....این سومین بار بود که وب سایت پیک نت مطلبی از نوشته های من را دزدیده و با یک دست کاری ناشیانه به اسم مطلب تولیدی خود در سایت قرار داده است و فکر کنم این عزیزان به همان دلیل که تمام وقت در حال تولید مطلب هستند، وقت ندارند که جواب ایمیل بدهند! یا شاید هم جواب ایمیل را هم مثل منبع و نام نویسنده فراموش می کنند! بماند که فکر می کنم اشتباه از ما هم بوده است که گمان کرده ایم با ارسال ایمیل، این نا اخلاقی ها اصلاح خواهد شد. تجربه به خوبی نشان داده است که تا وقتی دزدی های این چنین را عیان ننویسی، گردانندگان محترم سایت یا روزنامه یا مجله، یادشان نمی آید که باید ذکر منبع و کسب اجازه ای هم بکنند.
حالا یک نگاهی به اصلاحیه سایت پیک نت بیاندازید: (این عکس همراه با گزارشی که نوع نگاه آن با نوشته کوتاه ما متفاوت بود، ابتدا در روزنامه "سرمایه" و با نام خانم "فرنازسیفی" منتشر شده بود. عکس نیز ای نیمانیاست.)
نگفتم یک چیز هم دست آخر بدهکار می شویم؟ هر زمان فردی را فرستادید که برود و گزارشی برای وب سایت شما تهیه کند، می توانید بیایید و از نوع نگاه متفاوتتان دم بزنید. شما مطلبی را بر می دارید، منبع و نام نویسنده را ذکر نمی کنید، اصلا کسب اجازه ای هم نمی کنید، بعد می آیید و داستان تکراری گره کور و دست را با طلبکاری هرچه بیشتر تکرار می کنید، بعد منت گذاشته و وقتی می بینید دستتان رو شده منبع و اسم نویسنده ذکر می کنید و این می شود نگاه متفاوت و لابد مطلب تولیدی! در ضمن، عکاس نیما افشار نادری است، نیمانیا نام فوتوبلاگ او هست:)
دوم اینکه حتمن سری به این نمایشگاه بزنید... در وبلاگ آبجی قاصدک خبر را خواندم و به نظرم شرکت در این نمایشگاه ، تصویر زیبایی از همدردی با دختری در آستانه اعدام خواهد بود.
سوم اینکه این درخواست الناز را دریاببید ... اگر هم از اعضای کمپین هستید، حتما تجربیات خود را در دفترچه های مستندسازی خود بنویسید( یکی باید به خودم بگه البته!)...و در کمال پررویی من هم درخواستی کنم؟ می شود اگر وبلاگ نویس هستید و عضو کمپین، تجربیاتتان را برای بخش " کوچه به کوچه" وب سایت " تغییر برای برابری " بفرستید و بعد در وبلاگتان به آن نوشته خود لینک بدهید؟ کلی به پروسه مستندسازی روند کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" کمک خواهد بود. مرسی :)
چهارم اینکه اینجا(+) امضاهای حمایتی عده ای از چهره های مطرح منادی صلح و برابری را در حمایت از " کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" را خواهید دید. من کلی تعجب کردم وقتی دیدم " دالای لاما" رهبر معنوی و مذهبی تبت نیز از این کمپین حمایت و اعلام همبستگی کرده است. چون همان طور که خانم عبادی می گفتند، سابقه نداشته است از حرکت مستقل زنان حمایتی کرده باشند. جلب این همه همبستگی و حمایت، نمود صحیح بودن راه است و نشانی از اینکه کمپین دست روی نقطه درست و حساسی گذاشته است.
دست آخر اینکه این مطلب را هم بخوانید: کمپين برابري - شیرین عبادی
Permalink
|