Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

چهارشنبه ۱۰ آبان ۸۵

پدرسالاری خصوصی، پدرسالاری عمومی

 



صحبت های اخیر احمدی نژاد مبنی بر اینکه کشور ظرفیت و امکانات برای صد و بیست میلیون جمعیت را دارد، مخالفت او با تنظیم خانواده و بازتولید و تاکید دوباره بر اینکه نقش و وظیفه اصلی زن زاییدن است و بزرگ کردن بچه، بار دیگر به روشنی نشان داد که ما در دو حوزه مجزا از هم و در عین حال در کنار هم بحث پدرسالاری را شاهدیم.

سیلویا والبی، نظریه مهمی را مطرح می کند مبنی بر اینکه ما شاهد دو نوع پدرسالاری در بسیاری از جوامع هستیم: پدرسالاری خصوصی و پدرسالاری همگانی یا عمومی. این بخش نظریه والبی بی شک در مورد جامعه ایران صدق می کند. این نظریه جوامع و فرهنگ هایی را در بر می گیرد که عرف رایج اجتماع همواره لااقل یک گام جلوتر از قوانین و نگرش غالب حکومتی است.

وقتی به سطح خانواده امروز در ایران و به ویژه شهرهای بزرگ نگاه می کنیم، می بینیم وبه روشنی لمس می کنیم که دختران و زنان فعالتر و اجتماعی تر شده، میزان سواد در میان آنها بالاتر رفته، تعداد بیشتری از زنان شاغل یا در جستجوی کار هستند و گرایش وحضور زنان در عرصه های هنری و ادبی و فرهنگی نیز رشد چشمگیری داشته است. پس می توان فهمید که این زنان و دختران در سطح متوسط شهری لااقل در حوزه خانواده توانسته اند یک سری از موانع و مشکلات را کنار بزنند و خود خانواده ها نیز محدودیت های کمتری را نسبت به گذشته به آنها اعمال می کنند.

این وضعیت در شرایطی رخ داده است که فرهنگ و نگرش حکومتی و دولتی پسرفت و عقب گرد کرده است. اقدامات سالهای اخیر و به ویژه از زمانی که دولت نهم روی کار آمده است به خوبی نشان می دهد که دیدگاه ها درباره زنان اگر یک گام جلو رفته است، دو گام هم عقب گرد داشته است! اقدامات و بحث هایی مثل محدود کردن حضور دختران در برخی رشته های دانشگاهی، بحث هایی همچون ایجاد پارک های خاص زنان، عدم حضور زنان در پست های مهم مملکتی، تاکید و تبلیغات بسیار که کار کردن برای زن امر ضروری نیست و وظیفه یک زن خوب کدبانوگری و بچه دار شدن است، صحبتهای اخیر احمدی نژاد در رد تنظیم خانواده و موارد متعدد دیگر.

من فکر می کنم تفاهم در سطح خانواده امروز بیشتر از گذشته است و زنها به یمن همین تفاهم بیشتر در حوزه خانواده که نماد رشد فرهنگی در سطح خانواده ها است، توانستند محدودیت ها و کنترل های حوزه عمومی را که حاکمیت سردمدار آن است تا حدی خنثی و بی اثر کرده و حتا دور بزنند. به همین دلیل هم هست که شخصن چندان نگران آنچه احمدی نژاد و زنان مجلس که مدام منتظرند احمدی نژاد صحبتی درباره زنان کند و آنها هم طوطی وار تایید کنند، نیستم. زنان ایرانی هرگز وضعیت وحشتناکی مثل زنان افغان یا عربستانی نداشته اند و نخواهند داشت؛ به نظرم یکی از دلایل مهم آن این است که فرهنگ عمومی خانواده های ایرانی در یک نگاه کلی همواره روند رو به جلویی داشته و دارد، رشدی در تضاد همه تفکرات و ارزش های کلیشه ای قرون وسطی که مدام در بوق و کرنا می شود.

Permalink | Comments 9
 


 

.:: نظرات خوانندگان



عماد عزیز:
ا- با دستمزد کمتر بهتر از هیچیه کاملاً موافقم.
2- با این حرف که اینطوری برای خانوما بهتره اصلاً موافق نیستم!
3- این موضوع اتفاقاً از طرف خانوما اصلاً پذیرفته شده نیست. تحمل می شه از طرف خیلی ها، ولی اصلاً پذیرفته شده نیست. ببین حق گرفتنیه. اما نسبت اینکه خانم ها بتونن به این حق خاص (دستمزد عادلانه و برابر) دست پیدا کنند کاملاً متناسبه با امنیت شغلی. توجه کن که زنان در بحث کار کردن فقط با مشکل فرهنگی و محدودیت های اجتماعی برای زنان روبرو نیستند. اینجا یک بدبختی بزرگ (حتی در این مورد خاص بزرگتر از دید محدود کننده جامعه نسبت به زنان) وجود داره و اون هم نرخ بالای بیکاریه. اینو اضافه کن به قانون کار غیرشفاف و نامناسب ایران. در آخر به همه اینها اضافه کن درصد بالای قانون گریزی در ایران (بخصوص واحدهای کوچک و غیر قابل کنترل) که همون قانون کار غیر شفاف و نصفه نیمه هم نمی تونه اجرا بشه. اینکه الان نیروی کار ایران خیلی وقتها مجبوره به دستمزدهای پایین تر و مزایای کمتر تن بده الان فقط مختص به زنان نیست. خیلی از مردان هم اینکار رو می کنند (مجبورند). اما چون در این زمینه اجحاف بیشتری نسبت به زنان می شه مشهودتره.
4- برای اعتراض به حقوق کمتر اول باید سطح حداقلی از امنیت شغلی (و یا به عبارت دیگه شانس پیدا کردن دوباره یک شغل جایگزین در صورت از دست دادن کار) وجود داشته باشه. این یک واقعیته که تا اون حداقل بوجود نیاد من نوعی (زن، مرد، کارگر افغانی که همیشه حاضره تن به دستمزد پایین بده و...) ترجیح می دم اول برای حفظ و نگهداری شغلم تلاش کنم.
5- قبول دارم که در اکثر موارد زنان بار اقتصادی کمتری رو بر دوش دارند (مثلاً خیلی جاها حداکثر تامین هزینه های زندگی شخصی) و به همین دلیل می تونن به میزان بیشتری به دستمزد پایین تن بدن، اما توجه کن که اینجا هم به نوعی مقصر فرهنگ بیماریه که مسئولیت اقتصادی کمتری رو بر دوش زنان می گذاره (که البته زمینه ساز این فرهنگ هم زنان و هم مردان هستند)
6- این رو هم قبول دارم که زنان کمتر ریسک پذیرن. پس احتمال اینکه دستمزد کمتر رو تا میزان بیشتری تحمل کنند بیشتره.
اما کماکان ره حل اینها خارج کردن زنان از بازار کار نیست. هرچقدر زنان بیشتری وارد بازار کار بشن بار اقتصادی بیشتری هم بر دوش زنان خواهد بود. امنیت شغلی زنان بالاتر خواهد رفت و خودبخود زنان هم در بازار کار حرفه ای تر برخورد خواهند کرد. اما همه این تصمیمات کم کردن ساعت کار زنان، محدود کردن زنان به زمینه های شغلی خاص، ترویج تقابل زندگی خانوادگی با اشتغال زنان، ترویج شغل بچه داری برای زنان (!) و... نه تنها کمکی نمی کنه که اوضاع رو بدتر هم خواهد کرد.

مینا :: 14 آبان 1385 8:35 بֽظֽ


متاسفانه مينا خانوم بايد قبول كنين كه در حال حتضر اين كه دستمزد خانوما پايينه از طرف خانوما كاملا پذيرفته شده است.اگر براي رفع اين نابرابري تلاش مي كردند و حتي اين مسئله دغدغه فكريشان هم بود من حرفي نداشتم.پول زيادتر هم چيزيه كه فكر مي كنم نه خانوما و نه آقايون بدشون بياد ولي مسئله اينه كه حق گرفتنيه نه دادني بايد براش تلاش كرد .با اين وضعيت هم من اصلا تصور نمي كنم تغييري ايجاد بشه چون هيچ تلاشي نميشه و نبايد هم بشه چون اينطوري براي خانوما بهتره دستمزد كمتر بهتر از هيچيه.لااقل ميگن كار مي كنيم.

عماد :: 14 آبان 1385 0:19 بֽظֽ


عماد عزیز:
کدوم آدمیه که کار کنه و از دستمزد بیشتر (بیشتر که نه برابر) بدش بیاد؟ اما اگر امکانش نباشه کدوم آدمیه که حاضر باشه به خاطر اینکه امکان دستمزد برابر نیست کلاً بیکار بمونه؟ ما اول باید زحمت بکشیم که کار رو به دست بیاریم، بعد برای دستمزد برابر چونه بزنیم. درضمن من با حرف شما راجع به استخدام زنان موافق نیستم! کی گفته که الان به این راحتی می تونن فرصت های شغلی رو اشغال کنن؟ حتی با وجود دستمزد کمتر و زحمت بیشتر (شما بهش بگو حرف شنوی!)

مینا :: 13 آبان 1385 0:39 قֽظֽ


نمی دانم این آقای به اصطلاح رییس جمهور این حرف را به شوخی گفته یا نه ولی جدا مایه تاسفه.ایشان یا نمی داند یا قصد و غرضی دارد.شما اگر دقت کنید جمعیت کشور از همان اوایل انقلاب به طور انفجاری شروع به افزایش کرد(شاید بخاطر درآمد خیالی نفت) همین بچه ها وقتی به سن 6 و 7 رسیدند مشکل کمبود فضای مدرسه بوجود آمد چون ظرفیت مدارس جوابگوی اینهمه کودک دبستانی و ÷یش دبستانی را نداشت.این مشکلات با بالا رفتن سن همین بچه ها در هر دوره ای و در هر زمینه ای ادامه داشت تا دانشگاه و مشکلات بیکاری و مسکن و ازدواج.در حال حاضر هم بیشترین مشکل نسل جوان مربوط به افرادی است که در همین سنین قرار دارند و تاوان آن ندانم کاری را به سختی بس می دهند.حالا تصور کنید اشتباه مشابهی هم دوباره اتفاق بیافتد که آن موقع من نمی خواهم حدس بزنم که چه مملکت ... خواهیم داشت.
ضمنا خانم مینا هم بجای اینکه نگران کمتر شدن موقعیت شغلی خانم ها باشند یادشان باشد که بازار کار فعلی کشور را خانم ها با قبول کردن دستمزدهای بسیار کم (زیر 100000 تومان و حتی زیر50000تومان)خراب کرده اند .شما کافی است نگاهی به آگهی های کاری آگهی نامه ها بیاندازید تا متوجه شوید که موقعیت کاری خانمها روز به روز کمتر نمی شود هیچ که بخاطر مسایل مالی و مسایل دیگر که خودتان بهتر از من می دانید در حال بیشتر شدن است.آخه کدوم آدم عاقلی میاد به یه آقا کار بده در حالی که با نصف دستمزد او می تواند یک خانم را هستخدام کند تا هم زیر دستی اش حرف شنو باشد و ...

---------
فرناز: والا من دارم مطمئن می شوم این آقای رئیس جمهور دارد کتاب "نبرد من" هیتلر را می خواند و مو به مو هم اجرا می کند. الان هم آن قسمت کتاب است که هیتلر در میدان برلین سخنرانی تاریخی خود را درباره لزوم زاد و ولد زنان اصیل ژرمن با کپل های سالم می کند تا نژاد اصیل افزایش پیدا کند!

زنان در همه دنبا نیروی کار ارزان هستند، لطفن تقصیر زنان نیندازید. مقصر آن نیروی تسلط مردسالاری است که از انها کارگر ارزان می سازد و به دلیل فقر این زنان نیز مجبور به کار می شوند.

عماد :: 11 آبان 1385 9:58 بֽظֽ


خان سیفی!کجای فرهنگ عمومی رو به جلو حرکت کرده که ما نمی بینیم؟

----------
فرناز: آنجایی که این همه زن تحصیل کرده داریم و خوشتان بیاد یا نه این تغییر هست و به خصوص در چند سال آتی تاثیراتش بروز پیدا خواهد کرد. انجا که الان این همه خانواده کم سواد و بی سواد، دختران شان درس می خوانند و کار می کنند. تفکر مساوات طلبانه نفوذ بیشتری پیدا کرده است و بی شمار مورد دیگر که خوب نگاه کنید حتمن می بینید. در ضمن من از عرصه خصوصی حرف می زدم، نه باورعمومی تحت کنترل دولت. یادمان هم نرود که همه امور هم نسبی است.

reza :: 11 آبان 1385 5:02 بֽظֽ


فرناز گلی،
می دونی بعضی از این به اصطلاح مبارزین تازه به دوران رسیده که تا یک زندان می روند فکر می کنند باید تمام مردم پشت سرشان صف بکشند و وقتی هم که مردم این کار را نمی کنند شروع می کنند به شعور مردم ایران توهین کردن و روانه خارج می شوند و آن جا هم در نهایت منت بوش جونشون را برای حمله به ایران می کشند. اما این برای من در نوشته تو از همه مهمتر بود که به عنوان یک مبارز به مردم و توده خودت اطمینان داری. نمی دونی چه احساس شعفی می کنم وقتی می بینم هنوز توی خیلی ها امید موج می زنه. این نکته در نوشتت به نظر من از همه اش مهم تر هست و این نگاه تو باعث می شود تا همه به صداقتت ایمان بیارن.

---------
فرناز: بابا سینا جان تو هم هی منو شرمنده کن ها! مرسی، لطف داری. درباره بخش اول حرف هایت دقیقن انگار از ته دل من حرف زدی؛ نمی دانی چقدر بدم میاد از این به اصطلاح مبارزان که بابت دو روز زندان تا ابد از همه طلبکار هستند و منت سر مردم می گذارند و خودشان را علامه می بینند. هرگز باور نمی کنم این دسته از آدم ها واقعن دنبال آرمان و هدفی باشند، به نظرم این هم دکان کاسبی است.

سینا مالکی :: 11 آبان 1385 0:39 بֽظֽ


يك جريان ديگر هم در ايران هميشه بوده و آن جرياني است كه هرچه همه دنيا بر آن تأكيد كنند حتماً بايد با آن مخالفت شود. بدون آنكه عملاً چنين مخالفتي وجود داشته باشد. همين اشتغال زنان عملاً رو به پيشرفت است، اما در حرف زدن كه نمي‌شود روي آن تأكيد كرد. چون از نظر جوامع غربي نشانه پيشرفت است پس ما در ايران بايد در حرف زدن مخالفت خود را با آن اعلام كنيم. مي‌خواهم بگويم نوعي لجبازي كه از خودباختگي و عدم اعتماد به نفس سرچشمه مي‌گيد در صحبتهاي بعضي مسئولان هميشه وجود دارد كه با واقعيت جامعه فاصله دارد.

---------
فرناز: بله موافقم. حتا در خود مردم هم هست. مثلن تا بگویند وضعیت تحصیل دختران پیشرفت بسیار کرده است، عده ای فوری می گویند چه فایده؟ کار که نمی کنند! تازه توقع هم رفته بالا، ال شده و بل شده و از این دست حرف ها. یک کم اصولن آیه یاس خواندن غالب هست.

ساراs :: 11 آبان 1385 11:10 قֽظֽ


اما من نگرانم. به خاطر فرصت هایی که این تصمیم گیریها از زنان می گیره من نگرانم. به خاطر اون زنانی که در شهرستان های کوچکتر و روستاها زندگی می کنن و زندگیشون مستقیماً تحت تاثیر این تصمیم گیریها و حتی صرفاً سخنرانی های شکمیه نگرانم. به خاطر دخترایی مثل خودم که تو بازار کار روز به روز فرصت های بیشتری رو از دست می دن نگرانم. به خاطر دخترایی که روز به روز انتخاب های تحصیلیشون محدود تر می شه و فرصت های شغلیشون کمتر و از اون بدتر فرصت پیشرفت محدودتر و محدودتر نگرانم. به خاطر...

---------------
فرناز: مینا جان! سیاست های ایران تو زمینه زنان همیشه خدا یک گام جلو و دو گام به عقب بوده است. پدرسالاری عرصه خصوصی وقتی ترک بر می دارد، آرام آرام پدرسالاری عرصه عمومی را هم پس می زند.

مینا :: 11 آبان 1385 8:46 قֽظֽ


همه راه ها به حجاب ختم می شود! http://www.koche.mihanblog.com/Post-282.aspx

احسان :: 10 آبان 1385 10:57 بֽظֽ