«"مادرم مرا دوست نداشت." بعضی وقت ها به خود می گفتم که هرگز مرا دوست نداشته. همیشه در کمین لبخندهایی که به ندرت بر لب می آورد و نثار بقیه می شد، بودم. او با آن رفتار متکبرانه، برق عجیب چشمان سیاه رنگ و زیبایی جاودانه اش در عکسی که به دیوار خانه آویزان بود، می ستودم. او در آن عکس لباس کولی ها را بر تن داشت، موهای سیاه و مواجش را رها کرده و گوشواره های بزرگی به گوش هایش آویزان کرده و یک کوزه ی گلی را با ریسمان به دور سرش بسته بود. مادرم که همیشه دست ها و صورتش را به آهستگی لمس می کردم تا مرا در آغوش بگیرد و ببوسد را دوست نداشتم.»*

و این حقیقت روزهای کودکی زنی است که بی شک یکی از تاثیرگذارترین چهره های فمینیست و برابری طلب همه زمان ها است. ژیزل حلیمی، حقوقدان، فمینیست و اکتیویست تونسی الاصل در سال 1927 میلادی در تونس و خانواده ای تهی دست که نابرابری در آن بیداد می کرد متولد شد. برای اثبات خود و توانایی هایش همه روزهای نوجوانی و جوانی را جنگید تا بالاخره در دانشگاه سوربن پشت میز و صندلی ها نشست و در رشته حقوق و فلسفه ادامه تحصیل داد و از سال 1948 کار خود به عنوان یک وکیل را آغاز کرد.
سوسیالیسم را می ستود؛ از مدافعان و مبارزان سرسخت نهضت آزادی بخش الجزایر بود و وکالت تعدادی از سرشانس ترین مبارزان نهضت آزادی بخش الجزایر از جمله « جمیله بوپاشا» را برعهده داشت. دادگاه بوپاشا یکی از پرسر و صداترین دادگاه های سیاسی جهان شد و ژیزل حلیمی با شجاعت از همه شکنجه هایی که بر جمیله بوپاشا اعمال شده بود سخن گفت. به این نیز بسنده نکرد و یک سال بعد کتابی درباره پرونده و دادگاه جمیله بوپاشا و آنچه بر وی رفته بود را نوشت، کتابی که مقدمه اش را «سیمون دوبووار» نوشت.
قانون 1920 فرانسه سقط جنین را ممنوع و هرگونه دسترسی و استفاده از وسایل ضدبارداری را نیز جرم دانسته و مجازات سنگینی نیز برای متخلفین در نظر گرفته بود. در فرانسه هر سال زنان بسیاری مخفیانه سقط جنین می کردند؛ آنهایی که تمکن مالی داشتند به کشورهای مجاور مثل سوئیس یا انگلستان می رفتند و به صورت قانونی و در بیمارستان ها و کلینیک های مجهز سقط جنین می کردند و این سو زنان فقیر طبقه فرودست در شرایط بسیار بد غیر بهداشتی به صورت مخفیانه جنین خود را سقط می کردند. ژیزل حلیمی برای مبارزه علیه این قانون انجمنی با نام « انجمن انتخاب کردن» را تاسیس می کند؛ در همان ابتدا با دوست فمینیست خود یعنی سیمون دوبووار تماس می گیرد و اهداف انجمن را چنین تعریف می کنند: دفاع از حق بی شرط و شروط سقط جنین رایگان و دسترسی همگانی به وسایل ضدبارداری. آنها بر رایگان بودن سقط جنین تاکیدی ویژه داشتند؛ چرا که اعتقاد داشتنداگر سقط جنین قانونی شود اما رایگان نباشد، باز هم میان زنها تبعیض گذاشته شده و زنان طیقه فرودست عملن باز ناچار به سقط در شرایط غیر بهداشتی می شوند.

در همان روزها بیانیه معروف و تاریخی 343 نفر را در یکی از روزنامه های شناخته شده و پرتیراژ چاپ می کنند؛ این بیانیه یکی از مهم ترین اسناد تاریخ مبارزات فمینیستی است. سیصد و چهل و سه زن مشهور، سرشناس و تحصیل کرده از جمله سیمون دوبووار، مارگریت دوراس و ژیزل حلیمی پای این بیانیه با عنوان درشت « من سقط جنین کرده ام» را امضا کردند. چاپ این بیانیه موجی از خشم و اعتراض را در جامعه فرانسه موجب شد و مخالفان بیانیه را بیانیه « 343 فاسد هرزه» خواندند.
در گیر و دار این مبارزات روزی خانواده دختری شانزده ساله به ژیزل حلیمی مراجعه می کنند تا وکالت دختر شانزده ساله آنها را برعهده بگیرد. دختری که باردار شده و جنین خود را مخفیانه سقط کرده بود و حالا خود او و کسی که عمل سقط را بر او انجام داده بود دستگیر شده بودند. حلیمی دادگاه این پرونده را به میتینگی کاملن سیاسی تبدیل کرد و نه تنها خود و دختر متهم ابدن در موضع تسلیم و اظهار ندامت قرار نگرفتند، بلکه انگشت اتهام را به سوی قانون گرفتند که حق تصمیم گیری زن بر بدن خود را محترم نمی شمرد و زنان را وادار به سقط جنین مخفیانه در شرایط غیر بهداشتی می کند. حلیمی با تاکید بسیار در دادگاه می گوید که این قانون است که مقصر و مجرم است، نه زنانی که جنین خود را سقط می کنند.
این دادگاه توجه افکار عمومی را به خود جلب می کند و حلیمی شروع به نوشتن مقالات متعددی در لزوم قانونی شدن سقط جنین رایگان و به رسمیت شناختن این حق زنان می کند. در همین زمان روزی نزد پزشک کاتولیک مشهوری که در جامعه فرانسه بسیار سرشناس و محترم بود می رود، موضوع پرونده این دختر شانزده ساله را برای او توضیح می دهد و از او می پرسد اگر این دختر به او مراجعه می کرد آیا جنین وی را سقط می کرد یا خیر؟ دکتر در پاسخ حلیمی می گوید که اگر دختر به او مراجعه می کرد، او جنین وی را سقط می کرد. حلیمی و دیگر اعضای انجمن « انتخاب کردن» پوسترهایی از عکس این دکتر سرشناس با این جمله وی را منتشر کرده و در سرتاسر فرانسه توزیع می کنند و سقط جنین را به بحث روز جامعه تبدیل می کنند. میتینگ های بسیار، مقالات گوناگون، جمع آوری امضا .... و بالاخره سقط جنین قانونی می شود.

ژیزل حلیمی که وکالت افراد سرشناس دیگری چون ژان پل سارتر، سیمون دوبووار و فرانسواز ساگان را نیز برعهده داشت، در سال 1981 به عنوان یک سوسیالیست مستقل به عضویت « مجلس ملی فرانسه» انتخاب می شود و از اینجا به بعد تمایلات رفرمیست خواهانه بیشتری پیدا می کند. حالا دیگر بیشتر از سال های پیشین به تغییرات قانونی در چارچوب قانون اساسی اعتقاد داشته و در سال 1985 نیز به عنوان نماینده فرانسه در سازمان یونسکو انتخاب می شود. در یونسکو یکی از فعال ترین اعضا بود و در هر پست و جایگاهی که بود همواره نگاه و دقت ویژه ای به وضعیت زنان داشت.
این زن مبارز، برابری طلب، حقوقدان، فمینیست، مادر سه پسر و نویسنده دو کتاب و مقالات متعدد بسیار می گوید: « هر آن چه هستم و هر آن چه انجام داده ام، شاید به این علت است که مادرم مرا دوست نداشت.» ... جایی گفته بود " به مرده ها حقیقت را مدیونیم" و ما بی شک از این زن که در سال 2001 بعد از سالها مبارزه و تلاش از دنیا رفت، حقیقت را آموخته ایم.
* فریتنا، ژیزل حلیمی، ترجمه شهناز کمیلی زاده، نشر حکایت قلم نوین
مرتبط:
فمینیست محبوب من: 1- ارونداتی روی
Permalink |
Comments 12
.::
نظرات خوانندگان
فرناز جان. مرسی از اینکه باعث شدی با این خانوم آشنا شم. خوشحال میشم که بازم از خانم های ÷یشرو و جسور بنویسی. من از مطالبی که می نویسی خیلی لذت می برم!
----------
فرناز: مرسی از تعریف و لزفتان مونای عزیز :)
مونا :: 19 دی 1385 10:10 بֽظֽ
rasti age bis bar nazaramo send kardam bebakhshid....goftam ke inja ye khorde moderne!:D
sara :: 19 دی 1385 4:39 بֽظֽ
salam...khobi? ey baba in webloge to ajab teknologi dare!!!:D
man dar asl mikhastam vase oon baziye nazar bedam....vali hala inja nazaramo midam....mage chiye?faghat nemidonam alan kojam!!!be har hal omid varam ke nazaramo bekhoni....
kheily bahal neveshte boodi!yani kolan ghashang minevisi!
((()))
age gofti in chiye!!!???khob malome!in ye rolete!albate az robero:D
khob didi kharet kardam!!!:D
hala age doos dashti be manam ye sar bezan
khoshal misham
fadat
felan:-*
---------
فرناز: :D
sara :: 19 دی 1385 4:31 بֽظֽ
farnaz jan salam,khoobi?
to az adrese jadide parastoo khabar dari? man kheili dombalesham,fek kardam shayad to bedooni.
age javabe commento bezari mamnoon misham.
----------
فرناز: تا جایی که من خبر دارم دامین تازه ای نگرفته هنوز:)
zoha :: 19 دی 1385 4:08 بֽظֽ
به نوعی منو یاد فیلم فریدا میندازه اگه دیده باشی
------------
فرناز: بله دیدم :)
لبخند تلخ :: 19 دی 1385 1:47 بֽظֽ
سلام
به عبارتی وااااااااااای
من عاشق این شخصیتم
میدونی من از وقتی کتاب جمیله بوپاشا نوشته ی او رو خوندم عاشقش شدم
قلمش بی نظیره
ستودنیست
مرسی از یادآوریت
لبخند تلخ :: 19 دی 1385 1:44 بֽظֽ
خوش به حال این خانومه توی عجب کشور توپی زندگی میکنه!! اگه توی ایران بود تا حالا.... .وای نه! خدانکنه!
رضاکیانی :: 19 دی 1385 5:18 قֽظֽ
فرناز ببخشيد من يه كم كندم. بايد اينو تو پست قبلي ميذاشتم. من فيلم بيست انگشت دارم. اين فيلم منتخب ونيز 2005 در بخش آثار ويديوييه ولي در ايران قابل اكران نيست. ميتونم برات كپي كنم و هرطور خواستي بهت برسونم. در ضمن يه فيلم كوتاه خوب ديگه هم است به نام فقط يه زن. اونم هست اگه خواستي.
------------
فرناز: خیلی ممنون می شوم اگر این لطف را بکنید. خیلی مرسی واقعن :)
ماه محو :: 18 دی 1385 2:20 بֽظֽ
استفاده شد .
ممنون
----------
فرناز: خواهش :)
شاه رخ :: 18 دی 1385 9:02 قֽظֽ
مرسی آموزنده بود. لطفا یه مطلب هم راجع به زندگینامه خانم رویال نامزد سوسیالیستهای فرانسه برای انتخابات ریاست جمهوری بنویسید. با این که من دیدگاه شو قبول ندارم ولی فکر کنم می تونه یه الگوی خوب برای برخی از زنان حق طلب ایرانی باشه.
-----------------
فرناز: خواهش می کنم :)....راستش من خیلی ایشان را نمی شناسم و درباره شان نخوانده ام. درباره شان سعی می کنم بیشتر بخوانم و مطلبی بنویسم :)
حاجی کنزینگتون :: 17 دی 1385 5:36 قֽظֽ
این سری یادداشت های فمینیست محبوب را خیلی دوست دارم . خیلی برایم جالب و به درد بخور هستند . بیشتر فمینیست ها شخصیت های آوانگارد ، هیجان انگیز و جسوری دارند . پیگیرم و ممنون .
--------------
فرناز: خوشحالم که این نوشته ها را دوست دارید :)
زیرمتن :: 17 دی 1385 3:12 قֽظֽ
خیلی الهام بخش بود. من که کلی انرژی گرفتم. فکر کنم از این به بعد فمنیست محبوب من هم باشه.
-----------
فرناز: آره لیلا جان...حالا تو آنجا حتمن به مقاله ها و کتاب هایش خیلی بیشتر دسترسی داری. تو ایران متاسفانه خیلی ها ژیرل حلیمی را نمی شناسند. اگر ازش چیزی خواندی بیا بنویس برای ما هم تعریف کن:)
لیلا :: 17 دی 1385 0:27 قֽظֽ
|