Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۲۵ دی ۸۵

این تعصب مذهبی، آن عرف های بی منطق

 



نمی دانم درباره زن میانسالی که این روزها در راس مهم ترین اخبار اسرائیل قرار گرفته است شنیده اید یا نه. جایی از رسانه های فارسی زبان ندیدم که درباره این موضوع مطلبی نوشته شده باشد. « میریام شیر» تا دوماه پیش زن مذهبی معمولی بود که عبادت مهم ترین مولفه زندگی او بود. این زن آمریکایی- اسرائیلی که ساکن کانادا است، برای پنج هفته تعطیلات خود به اسرائیل سفر کرده است تا در ضمن استراحت به زیارت اماکن مقدس یهودیان نیز بپردازد.

صبح روز بیست و چهارم نوامبر، او سوار اتوبوس خط دو می شود تا برای عبادت صبحگاهی به شهر کهن برود. طبق عرف رایج اسرائیل زنان همیشه در صندلی های عقب اتوبوس می نشینند و مردان در قسمت جلو. هیچ قانونی برای این جداسازی وجود ندارد و این تنها یک عرف جامعه است و بس. میریام شیر طبق عادت هر روزه خود در یکی از صندلی های قسمت جلو اتوبوس می نشیند، یک گروه مردان ارتدکس افراطی هم وارد اتوبوس می شوند. یکی از مردان رو به او می کند و می گوید از جات بلند شو برو ته اتوبوس بنشین و میریام در جواب او می گوید که ترجیح می دهد قسمت جلو بنشیند. مرد رو به او می گوید من از تو درخواست نکردم، بهت دستور دادم بری اون عقب بنشینی و یک سیلی به گوش میریام می زند. میریام هم رو به مرد می کند و او را حرامزاده خطاب می کند، مرد او را از روی صندلی که بر آن نشسته بوده است به پایین پرت می کند و چهار مرد دیگر نیز با او همراه می شوند و شروع به کتک زدن میریام می کنند.

هیچ کس در اتوبوس واکنشی نشان نمی دهد، تنها عده ای رو به میریام شروع به غرولند می کنند که " آمریکایی احمق! خب بیا بگیر این عقب بنشین دیگه!" ... راننده نیز هرچقدر میریام فریاد می زند که اتوبوس را نگاه دارد به راه خود ادامه می دهد. میریام رو به پنج مرد ارتدکس که او را کتک می زنند می گوید که روسری او را از سرش انداخته اند و و قتی با زحمت دوباره آن را سر کرده است، یکی از مردها جلو آمده است و آن را از سرش برداشته است؛ میریام نیز کلاه مشکی ( همان کلاه های کوچک مردان یهودی) مرد را از سرش برداشته و پرت کرده است.

تنها یک نفر از مسافران به حمایت میریام بلند می شود، این مرد که در دادگاه نیز شهادت خواهد داد در مصاحبه ها گفته است لحن صحبت میریان با آن مردان بسیار مناسب بود و مردها بودند که به او حمله کردند و او را شدیدن کتک زدند. او گفته است متاسفانه چون شارژ باطری موبایلش تمام شده بوده است، موفق نشده که به پلیس زنگ بزند و وقتی بالاخره در ایستگاه دیواره غربی کتل اتوبوس توقف کرده است، به زن که شدیدن مجروح و مضروب شده بود کمک کرده است که پیاده شود.

میریام شیر خیلی زود ایمیلی را به تعدادی از فعالان حقوق بشری و زنان و گروه های اجتماعی اسرائیل ارسال می کند و خیلی زود موضوع این برخورد وحشیانه همه جا پخش می شود. گروه های مختلفی مثل «فوروم مذهبی زنان» ، «مرکز اقدام مذهبی اسرائیل»، «موسسه و مرکز آموزشی اسرائیلی توانمندسازی برای تغییر اجتماعی» و «اتحاد فمینیست های یهودی ارتدکس» به حمایت از میریام شیر برخاسته اند و از روز حادثه به این سو مصاحبه های بسیاری یا میریام و افراد دیگر صورت گرفته و این موضوع جداسازی جنسیتی که هیچ مبنای قانونی ندارد و عدم کنترل بر رفتار مذهبیون افراطی به بحث روز مبدل شده است.

ماه آینده « مرکز اقدام مذهبی اسرائیلی» بیانیه ای با امضاهای بسیار را به دیوان عالی عدالت خواهد برد و از وزارت حمل و نقل شکایت خواهد کرد. شرکت اتوبوسرانی در بیانیه ای اعلام کرده است که راننده های این شرکت مسئول رفتارهای ناشایست مسافران دیگر نیستند و نمی توانند به دلیل رفتار آنها اتوبوس را متوقف کنند و تاکید کرده است که همه مسافران بی توجه به جنسیت می توانند هر کجای اتوبوس که دوست دارند بنشینند. یک سخنگوی پلیس اورشلیم هم اعلام کرده است که تحقیقات درباره شکایت خانم میر کماکان ادامه دارد.

هیچ چیز خطرناک تر از این نیست که کسی فکر کند حق تنها اوست و بس...این تعصب مذهبی لعنتی چه بر سر آدم ها می آورد... و این عرف های بی منطق ابلهانه.

Permalink | Comments 26
 


 

.:: نظرات خوانندگان



امشاسپندان عزيز! بخشي از اين نوشته خطاب به شماست
http://www.shekkar.com/?p=93

حميدزضا :: 30 دی 1385 8:44 قֽظֽ


هر چي بدبختي داريم از اين رگ گردن هاست كه وقت و بي وقت متورم مي شوند . مهمترين يا يكي از مهمترين دلايل عقب ماندگي در شرق و دقيقتر كشورهاي مذهبي همين مسئله تورم رگ گردن است.
حالا كه چند روز ديگه مراسم پر فيض محرم الحرام شروع ميشه كسي مگه جرات ميكنه حتي تو خونه خودش يه حرف نامربوط در اين مورد بزنه؟ حكم تكفيرش همانجا صادر مي شود و او را به لب حوض كوثر روانه مي كنند.

عماد :: 29 دی 1385 11:06 بֽظֽ


در تمام اديان افراط و تفريط ديده مي شه ما نبايد فقط به اسلام اشاره كنيم اگه كتاب راز داوينچي رو خونده باشي همون مكتب اپوس دئي مكتب سختگير و افراط گرايانه ي مسيحيت و كاتوليك از طالبان و اسلام آميخته به خشونت اون بدتره فرناز جان

--------
فرناز: من مگر به اسلام اشاره کردم؟ :)

گندم احتشام :: 29 دی 1385 5:30 بֽظֽ


اون لینک مربوط به پیدا شدن جسد سوخته اون کاریکاتوریست باعث شد مو بر تنم راست بشه ! وحشتناکه تعصب تعصب و تعصب و بدتر از همه از نوع مذهبی که بستر ساز فجایعی از ایندست میشه .

--------
فرناز: متاسفانه دقیقن همین طوره لیلا جان:(

لیلا :: 29 دی 1385 9:57 قֽظֽ


سلام فرناز خانم امیدوارم حالتان خوب باشه
میدونم مذهب مکتب ایدئولوژی حکومت سیاستمداران همه در ایجاد چنین حرکتهایی می تونند موثر باشن ولی به نظر من دوران کودکی از همه اینها ریشه ای تر است مثلا کودک از پدرش یاد میگیره پدرش همینطور از پدرش به نظر من تنها راه رهایی از این مسایل تنها تغییر آموزش و تربیت کودکانمونه
ببخشید من مثل شما نمی تونم علمی حرف بزنم هرچی می نویسم تجربه شخصیم است
همیشه شاد و خوشبخت باشید خداحافظ

-----------
فرناز: مرسی از لطفتان....خیلی هم خوب می نویسید اتفاقن:)...به نظر من یک مجموعهعوامل همیشه دخیل هستند.

نیما :: 28 دی 1385 8:07 بֽظֽ


هیچ وقت نفهمیدم که چرا مذهب و عرف با برابری زن و مرد در عین اینکه ادعا می کنند موافقند ولی همیشه مانعی بر سر برابری هستند

نازلی :: 28 دی 1385 3:03 بֽظֽ


سلام:
1. ببخشید که من برای اولین بار میام و می خوام غر بزنم.
2. من با یه جای این مقاله مشکل دارم.
3. اون 4 نفر ارتدکس بودن و کلاه مشکی یهودی داشتند؟!!!
4. ارتدکس شاخه ای از مسیحیت است!
5. تا خردورزی انسانها فاصله ای بسیار است.
6. اساسا این رفتار دینی نبوده، هرچند بسیاری از باورهای دینی به این برخوردها منتج می شوند.
7. در کشوری یهودی با چنین رفتار زشتی اینچنین برخورد می شود و در کشور ما...
8. چرا امشاسپندان؟

-------------
فرناز: ارتدکس به معنای افراط گرایی است دوست عزیز....چون این اسطوره را دوست دارم.

تیشتر :: 28 دی 1385 0:18 بֽظֽ


فرناز جان همیشه می خونمت . اما یادم نمی یاد کامنتی داده باشم . نوشته تو خوندم . خونم به جوش اومد . بیزارم از تعصب کورکورانه . اونهم از نوع خشک و مذهبیش که حالم رو به هم می زنه و هر موضوعی در این مورد می خونم از صمیم قلب خوشحال می شم که با مردی زندگی می کنم که از هرگونه تعصبی به دوره ....... هنوز هم نفهمیدم این آدم هابا افق دید کوتاهشون چی رو می خوان ثابت کنن . خوش باشی .

-------------
فرناز: مرسی از لطفت آرام جان! همان افق دید کوتاه و محدود و خشک خود را شاید می خواهند ثابت کنند.

آرام :: 28 دی 1385 11:01 قֽظֽ


................................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(واقعا چیز دیگه ای هم می شه گفت؟!)
-----------------------------
راستیییییییییییی...فرناز ایمیل من به دستت رسید؟:((((

------------------فرناز: نه عزیزم!!

مونا :: 28 دی 1385 10:23 قֽظֽ


Ino didi? http://www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=251
albate in message baraye post nist vali ...... nemidoonam chi begam.... begam ya na?

-----------
فرناز: بله! دیدم مهشید جان و شدیدن متاسفم....

Mahsheed :: 28 دی 1385 0:15 قֽظֽ


farnaz jan! merci az in facte mohemi ke eraye kardi. vaghean baraye tahlil jaye ziadi dare. va yekam be oshaghe israel ham neshun mide ke unjam hamchin beheshte javedani nist. ama raje be tasobe mazhabi bayad begam moteasefane rishehaye tasobe mazhabi va gheyre mazhabi ke man hich farghi beyneshun nemizaram bayad az nazarate mokhtalefe jameshenasi va falsafi rush bahs beshe. man ye nazarati raje behesh daram vali be nazaram mohemtar az un ine ke khob hala ba in moshkel che bayad kard? be nazare man pasokh be in porsesh mohemtar az barrasihayi ast ke in ruzha bedune eraye rahe hal anjam mishe.

-----------
فرناز: سینا جان! کجایی تو آقای کم پیدا؟ من موبایلم داغون شد همه شماره هام پرید !! شماره هیچ کس را تو گوشی تازه ندارم. یک زنگی بهم بزن لطفا:)

sina :: 27 دی 1385 4:08 بֽظֽ


گوته ميگه هيچ چيز بدتر از اين نيست كه با يه ابله وارد بحث بشيد كه فكر ميكنه همه حقيقت پيش اونه. خانوم مثه خيلي چيزاي ديگه تلخ بود. بقول نويسنده‌اي بنيادگرايان جهان متحد شدند

----------
فرناز: چه جمله خوبی از گوته نقل کردید. ممنون :)

ماه محو :: 27 دی 1385 1:02 بֽظֽ


تعصب، تندروی و افراط بی منطق در هر اندیشه ای نکوهیده و نابخردانه است.

امیر ارسلان :: 27 دی 1385 0:02 بֽظֽ


تعصب، دين، مذهب
مردماني كه نگذاشتند افق كوته فكرشان از چهارديواري خانه و دكانشان فراتر رود ميپنداشتند تمامي اين دعواها و جنجالها فقط و فقط بر سر لحاق پاره آنان است.

sepand :: 27 دی 1385 9:30 قֽظֽ


متاسفانه بازم ایرونی گری کردیم و فقط یک جنبه از قضیه یعنی تعصب مذهبی رو گرفتیم. اما واسه اینکه ببینیم این تعصب مذهبی چیه و از کجا میاد فکری نکردیم. اگه واقعا می خواهیم بدونیم این جور تعصبا از کجا میاد لازمه یه نیگاهی به شوک آینده از الوین تافلر بندازیم. این بنده خدا در سال1970 میگه فشار و سرعت تغییرات برای بعضی از افراد به قدری زیاده که باعث می شه عکس العمل های عجیبی در مورد اون نشون بدن تا از فشار روحی این سرعت تغییرات کاسته بشه. یکیش بازگشت به گذشته است و دیگری فرار به آینده. گرایش به شبه دین ها و دسته ها و گروه ها و تعصبات فرقه ای از راه های حفظ یکپارچکی روانی فرد محسوب میشه وقتی که دراثر سرعت زیاد میبینه دنیایی که داره توش زندگی می کنه به سرعت تغییر میکنه و اونو جا میذاره. طولانی شد ببخشید.....

---------
فرناز: چه ربطی به ایرونی گری داشت؟!

رضاکیانی :: 27 دی 1385 6:36 قֽظֽ


ضمنن امشاسپندان با پسوند اینفو خوشبختانه تا این لحظه از گزند فیلترینگ در امان مانده ...

--------
فرناز: چشم نزنید:D

لبخند تلخ! :: 26 دی 1385 6:35 بֽظֽ


دین افیون انسانهاست

متاسفم که هر روز شاهد و ناظر این حماقتها از طرف مذهبیون افراطی هستم ! توجه شما رو به یکی از فعالان سیاسی خودمون جلب میکنم خانم شایق نماینده مجلس
از نقل بیانات گهربار ایشان جدا معذورم چون شرم دارم

اما این برخوردها به مثابه دوران قدرقدرتی کلیسا در قرون وسطی است . اصولا فرهنگ ، انسانیت و اصالت بشری مفاهیمی است که مذهب به هر شکلی با آنها مقابله میکند

هنوز هر روزه معتقدین افراطی انسانها را با معیار مذهب برتری میدهند و یا از صفحه روزگار محو میکنند

مذهب ما دفاع یک زن از حیثیت خود در مقابل تجاوز را تا آن حد بی اهمیت کرده است که حکم اعدام برای دختری میدهد که برای دفاع از خود شخصی را به قتل رسانده آنهم نه از روی عمد
حالا عفو اسلامی شامل حال او شده و به پرداخت دیه محکومش کردند از عجایب است.

جمله ی زیبایی نوشتی :"هیچ چیز خطرناک تر از این نیست که کسی فکر کند حق تنها اوست و بس...این تعصب مذهبی لعنتی چه بر سر آدم ها می آورد... و این عرف های بی منطق ابلهانه."

تعصب همیشه سمبل جهالت است

و یک کار ابلهانه به معنای واقعی و خطرناک

لبخند تلخ! :: 26 دی 1385 6:33 بֽظֽ


سلام خانم سیفی

اولا بسیار متاسفم از این اتفاق ضد بشری . اما به نظرم متن خبر اشکال دارد و سوال برانگیز است .

1) مردم از کجا فهمیدند این زن آمریکایی است ؟
2) کجای دنیا در اتوبوسی دعوا می شود و راننده بی توجه به حرکت ادامه می دهد و هیچ کس هم واکنشی نشان نمی دهد ؟
واقعا افراطی گری بزرگترین آفت هر دین و مذهب و یا اندیشه و اتفکری است .

در جواب کامنت جناب من و پری باید عرض کنم که هیچ کجا در اتوبوس تجاوز نمی کنند . چه یهودی چه مسلمان و چه مسیحی و چه لائیک . خطای یک مسلمان ، یک مسیحی و . . . را نباید به پای دین یا اندیشه ی آنها نوشت

-----------
فرناز: آمریکایی بودن را از لهجه این زن فهمیدند، در مورد راننده هم دقیقا بی توجه به حرکت ادامه داده و حتا شرکت اتوبوسرانی مجبور به پاسخگویی و صادر کردن بیانیه شده است. و متاسفانه افراطی گری بیش از هر چیزی آسیب رسان به اصل موضوع است.

مرتضی میری :: 26 دی 1385 2:55 بֽظֽ


با توجه به اينکه وبلاگ شما فيلتر است با اجازه مطلبتان را با ذکر منبع کپي پيست کرديم .
ولي باز هم شانس آورده بهش تجاوز نکرده اند. در اسلام ما تجاوز از اوجب واجبات است. !!!!!!!

-------------
فرناز: خواهش می کنم :)...آدری دات اینفو هم فیلتره؟:(

من و پري :: 26 دی 1385 11:48 قֽظֽ


Salam, ketabi hast be esme "the power of imagination" ke hesse nationalisti va ehsasate efrati ro dar har zamine barresi mikone. bishtare mesalhaye ketab az boomiane indonasia va israel hast. be nazare man in ketab kheili jalebe va kheili ziba ahmaghane boodane in ehsasat ro bedoone inke beheshoon tohim bekone neshoon mide. nemidoonam ke too iran peida mishe ya na vali man alan qatar hastam va in ketabo to canada daram. agar khasti mitoonam baad az tabestoon in ketabo biaram ke bekhooni. kheili matalebe jalebi dare. momkene ke baad az moharam va safar biam iran, mikhai ketabi ke ghablan gofte boodam "sociology of crime" ro barat biaram? matalebe jalebi dar morede jorm sazi baraye zanan dare. toosh mishe source-haye khoobi ham peida kard.
ghorbanet, mahsheed.

------------
فرناز: مهشید جان خیلی خیلی لطف می کنی برایم کتاب را بیاری....کلی هم دوست دارم از نزدیک ببینمتون :)

Mahsheed :: 26 دی 1385 11:33 قֽظֽ


سلام
خیلی خوشحال ام که weblog شما رو می خوانم. خیلی از خوندن مطالب لذت می برم. دستتون درد نکنه.

تعصب در هر نوعی و به هر شکلی ازار دهنده و ویران کننده است.
تقریبا همه آدم ها هم به نحوی با این مساله در وجود خودشون برخورد داشتن. من شده به خاطر تعصب به عقیده خاصی, نخوام کتابی رو بخونم که می خواد چیز دیگه ای رو بگه. همینطور فیلم وخیلی چیزهای دیگه. ولی بعدا که از سر ناچاری یا هر دلیلی بهشون رجوع کردم دیدم خیلی کار نادرستی انجام دادم که قبلا اون کتاب رو نخواندم.

هر چه زمان می گذره بیشتر می فهمم که هنوز چیزی نمی دونم، و چقدر نیاز دارم افق های فکری خودم رو گسترش بدم، سفر برم، کتاب بخونم، فیلم ببینم.....

به نظر من،این آدم های متعصب دنیای کوچیکی دارن، خیلی کوچیک. و این دلیل این شکل رفتارشونه!!!!! نخواستن و نتونستن بیش از اون رو ببینن. و الان فکر می کنن رفتار همه آدم ها باید مطابق با قوانین و عرفهای دنیای کوچیک خودشون باشه.


با تشکر

-----------
فرناز: درسته :)...مرسی از اظهار لطفتان به وبلاگم:)

لاچین :: 26 دی 1385 10:59 قֽظֽ


همونطور که مستحضرید دین اسلام همون کپی به روز شده ی دین یهود هست و شباهت بیش از حد رفتارهای این دو گروه بی دلیل نیست. حالا چرا اینها با هم مثل کارد و پنیرند من نمی دانم.

---------
فرناز: من هم نمی دونم.

عزیزدوردونه :: 26 دی 1385 1:41 قֽظֽ


آره والا امان از این تعضبات مذهبی. این شاید خیلی ربطی به نوشته ات نداشته باشه فرناز جان اما دیروز توی یک مجله خواندم در ایالت کلورادو یک مراسمی هست که پدر با دخترش میره و همانجا دختر زانو میزنه و پدر برگی را امضا میکند که دخترم، باکره است. بعد یک گردنبند دور گردنش میاندازه که با کلید باز میزه و کلیدش دست پدر میمانه تا دختر ازدواج بکنه. اون موقع هم پدر کلید را میده به شوهر. من شنیده بودم بعضی از امریکایی ها این مساله براشون مهمه، اما فکر نمیکردم مراسم هم داشته باشند. این را خواندم دهنم باز ماند. آدم حالش به هم میخورد.

------------
فرناز: وایییییییییییی....جدا شرم آوره! :(

سلیا :: 25 دی 1385 11:29 بֽظֽ


بیخود نیست مشکلا از طرف مسلمونا و یهودیا شروع میشه!!! البته افراطیونشون که بسی هم برای سلامتی انسان مضرند.

-----------
فرناز: فکر کنم دارید جنرالیز می کنید ها :)

فؤاد :: 25 دی 1385 11:12 بֽظֽ


جایی میگفتند مذهب ترمز افسارگسیختگی است ، حالا شده ترمزی برای انسانیت ;
فقط ایجاد توهم می کند ... خطای حسی ، جایی که فرد احساس می کند جهان بر مدار تفکر او میگردد

--------
فرناز: چه تشبیه خوبی کردید :)

اقبال :: 25 دی 1385 10:01 بֽظֽ


فرناز جون من دیده ام یهودی هایی که توی اتوبوس زن و مرد نه تنها جدا نشسته بودند بلکه دور قسمت زنها پرده هم کشیده بودند. روی مسلمونها رو سفید میکنند از فرط حجاب اسلامی بعضی هاشون.

---------
فرناز: ای خدا! :(

Anar :: 25 دی 1385 10:01 بֽظֽ