Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

شنبه ۲۸ بهمن ۸۵

فمینیست محبوب من: 3- نوال السعداوی

 



خانواده ای پر چمعیت، هشت بچه قد و نیم قد و پدری که کارمند وزارت آموزش است و در انقلاب 1919 علیه انگلستان مبارزه کرده است...یک دهکده کوچک در کناره های رود نیل...نمای مختصر فضای کودکی زنی که یکی از تاثیرگذارترین و برجسته ترین زنان است؛ نه تنها در دنیای عرب که در سراسر جهان. زنی سپیدموی که عمری را در راه برابری مبارزه کرده است: « نوال السعداوی»، فمینیست، اکتیویست، نویسنده و پزشک مصری.

saadawi.jpg

در اکتبر 1931 به دنیا آمد؛ پدرش با معیارهای جامعه مذهبی و سنتی، مردی روشنفکر محسوب می شد و همه تلاشش این بود که هشت فرزندش خوب تحصیل کنند. نوال تازه پا به نوجوانی گذاشته بود که طبق رسم جامعه مصر آلت تناسلی او را بریدند. این تجربه دردناک و ناخوشایند اولین جرقه ای بود که آینده ای را رقم زدکه لحظه های آن با مبارزه علیه نابرابری، ستم، استثمار و رسوم خرافی مصر گره خورده بود.

در دانشگاه قاهره در رشته پزشکی تحصیل کرد و تخصص خود را در روان پزشکی اخذ کرد و برای کار راهی روستای زادگاه خود شد. خود می گوید بیمارانی که به او مراجعه می کردند، سبب شدند که توجه وی به مشکلات بسیاری که زنان با آن دست و پنجه نرم می کنند جلب شود. عاقبت هم وقتی به کمک یکی از بیمارانش که قربانی خشونت شوهر بود شتافت، او را از روستای زادگاه اش اخراج کرده و به مصر فرستادند. بعد از مدتی به ریاست سازمان بهداشت عمومی مصر رسید؛ در همان سالها با « شریف حتاتا» ازدواج کرد. بعد از مدتی شریف زندانی شد و به دلایل عقاید سیاسی ونقدی که به حاکمیت مصر داشت، به سیزده سال حبس محکوم شد. نوال السعداوی نیز از پست خود اخراج شد و سمت سردبیری ژورنال سلامت را نیز از او گرفتند.

NS1.jpg

او همیشه منتقد دولت «انور سادات» و بعدتر « حسنی مبارک» بود و هست؛ بالاخره هم سادات در سال 1981 او را به زندان انداخت. علت دستگیری هم مخالفت ها و نقدها و اعتراضاتی بود که نوال بر «معاهده صلح اورشلیم» می نوشت و ساماندهی می کرد. یک ماه پس از ترور سادات، نوال السعداوی نیز از زندان آزاد شد.این نه اولین بار بود که او را به خاطر عقاید و تلاش های برابری طلبانه اش مورد آزار قرار می دادند و نه آخرین بار...از سال 1988 تا 1993 نام السعداوی همیشه در صدر لیستی بود که گروه های بنیادگرای تروریستی منتشر می کردند و کشتن آنها را واجب دینی می دانستند. الازهر، که مهم ترین و بانفوذترین مرکز مذهبی سنی جهان اسلام به شمار می رود، رمان " سقوط امام" وی را ممنوع اعلام کرده و او را محارب دانسته است. خانه اش بارها مورد هجوم مخالفان و مذهبیون افراطی قرار گرفته است. رمان " الروایه" وی را نیز هم الازهر و هم کلیسای مصر ممنوع اعلام کرده است. در سال 2001 نیز محافظه کاران مذهبی،وی را برای باطل کردن ازدواجش با «شریف حتاتا»به دادگاه فرا خواندند.چرا که طبق نظر مذهبیون افراطی وی به دلیل اطلاعیه ها و نوشته های عمومی مرتد بوده و ازدواج او با یک مرد مسلمان غیر قانونی است.اما سر انجام این پرونده با دادخواهی بین المللی توسط سازمانهای حقوق بشری شکست خورد.

نوال السعداوی، بنیان گذار یکی از مهم ترین گروه های فمینیستی مصریعنی « مجمع همبستگی زنان عرب» است که پس از مخالفت این گروه با اولین جنگ خلیج در سال 1991،این موسسه توسط دولت مصر غیر قانونی اعلام شد. او همچنین یکی از موسسان « مجمع عربی حقوق بشر» نیز هست که در زمینه تلاش برای استقرار حقوق بشر و گزارش موارد نقض حقوق بشر در جهان عرب فعال است و سمت نایب رئیسی « مجمع آفریقایی زنان و توسعه تحقیق» را هم عهده دار است.

040909-140948-25527-446_250x.jpg


قلم، بخش جدایی ناپذیر وجودی اوست...در عرصه نوشتار پرکار است و چیره دست. هم داستان کوتاه می نویسد، هم رمان...نمایشنامه نویس نیز هست و مقاله نویس و محقق و نظریه پرداز فمینیستی. لیست آثارش طولانی است و این آثار به بیش از سی زبان دنیا نیز ترجمه شده است.از میان مجموعه داستان های کوتاهش می توان « مرگ یک وزیر پیشین» و «او ضعیف تر بود» را نام برد...از میان داستان های بلند و رمان ها « زن در نقطه صفر»، «سقوط امام» و « غایب» و از میان نمایشنامه های او می توان به « دوازده زن در یک سلول» و «ایزس» اشاره کرد.

نوال السعداوی در حوزه مطالعات زنان و تحقیق در رابطه با مسایل زنان یکی از پرکارترین ها است. لیست این دسته از کتاب های او پر و پیمان است: «زنان و جنسیت»، «چهره عریان زنان عرب»، « جنگی تازه در آزادی زنان عرب»، «زنان و اختلال اعصاب»، « زن اساس است» و ...او اتوبیوگرافی خود را نیز در سه جلد به نگارش درآورده است و خاطرات زندان خود را نیز در کتابی دیگر منتشر کرده است.

1856496791.jpg

یکی از مهم ترین اقدامات سعداوی، آغاز جنبشی جهانی برای مقابله با مثله کردن آلت جنسی دختران است. او که خود از این عمل وحشیانه را تجربه کرده است، با شجاعت شروع به صحبت از تجربه خود کرده و فعالان زن در سراسر دنیا را بسیج کرد تا علیه این سنت غیر انسانی که زنان را تا اخر عمر درگیر بیماری ها عفونی، عمل جنسی دردناک، مشکل ادراری و زایمان می کند متحد شوند.

سعداوی در دانشگاه های بسیاری به عنوان استاد مهمان به تدریس و پژوهش پرداخته است؛ دانشگاه هایی چون دانشگاه شیکاگو، دانشگاه واشنگتن، دوک و...از دانشگاه هایی چون یورک دکترای افتخاری دریافت کرده است. جوایز دیگری نیز دریافت کرده است؛ مثل جایزه ادبی فرانکو، جایزه ادبی شورای عالی هنر و علوم اجتماعی قاهره، جایزه متفکران برجسته قرن بیست و یکم از موسسه زندگی نامه نویسی آمریکا و...


1084538580_0.jpg


او که در سال 2004 خود را برای ریاست جمهوری مصر نیز کاندید کرده بود، با همسر و دو فرزندش هنوز مصمم و بااراده زیر باران مخالفت ها، تهمت ها و آزار و اذیت های جامعه سنتی به راه خود ادامه می دهد و می گوید: «خطر از همان روزی که قلم به دست گرفتم و شروع به نوشتن کردم، جزئی از زندگی من است. در جهانی که سرشار از دروغ است، هیچ چیز خطرناک تر از حقیقت نیست.»

وب سایت رسمی نوال السعداوی

مرتبط:
فمینیست محبوب من: 1- ارونداتی روی

فمینیست محبوب من: 2- ژیزل حلیمی

Permalink | Comments 14
 


 

.:: نظرات خوانندگان



سلام فرناز جان
من رو یادت میاد؟
میدیا هستم وبلاگم هم به اسم خودمه
خیلی انتظاز کشید به وبلاگم بیای و نظرت رو بنویسی
به کمکن به شدت احتیاج دارم
امیدوارم بیای
انتظارت رو میکشن
خذانگهدار

میدیا پسری از کردستان :: 6 اسفند 1385 2:00 قֽظֽ


سلام فرناز جان! خیلی خوشم اومد از این پست. من هم به ایشون خیلی ارادت دارم. با آرزوی موفقیت

--------------
فرناز: سلام خانم احمدنیای نازنین. خوشحالم که این پست را دوست داشتید:)

از زندگی :: 4 اسفند 1385 11:44 بֽظֽ


مطلب جالبی بود. یک بلایی به سر عکس‌های مطلب ژیلا حلیمی آمده. اگر می‌شود درستش کن که خواندنش بیشتر بچسبد.

----------------
فرناز: بروم ببینم چی شدند عکس ها :)

احسان اخباری :: 4 اسفند 1385 3:11 قֽظֽ


با سلام
در خصوص شهرزاد نيوز نظرتان را به يك صفحه جلب ميكنم تا ببينيد با چه كسانى همكارى ميكنيد. خواهشمندم كل پرونده را با دقت بخوانيد
www.mano-paltalk.net/jeddi11/shahrzad.htm

------------
فرناز: انتظار دارید کدام یک از این اراجیفی که به اسم نقد حواله خانم سعدادی کردند قبول کنم؟ اینکه از دل سازمان اقلیت فرخ نگهدار درآمد؟ آدمی با ادعای چپ انقدر بی سواد تشریف داره که نمی داند فرخ نگهدار اکثریتی بوده و هست و هیچ ربطی هم به اقلیت ندارد؟! این فقط یک نمونه محض مثال از سوتی های بی شمار:)

hamid :: 1 اسفند 1385 11:53 بֽظֽ


سلام فرناز جون..
آخرین باری که وبلگت رو خوندم فکر کنم سال پیش بود و آخرین پست هم همونی بود که نوشته بودی یه خواننده داری از اسراییل که سر ساعت معین میاد وبلاگتو....
بعد از اون متاسفانه نتونستم بیام نت ولی حالا که دوباره کارم به نتکده افتاده خیلی خوشحالم که هنوزم هستی و کم نیاوردی ..ولی این روزا سر حال به نظر نمیای و خسته ای..
فرناز گل ایشالا هر چه زودتر همون فرناز همیشگی بشی
:-*
:-x

---------
فرناز: مرسی عزیزم :)...دوباره خوش اومدی:)

saazyin :: 1 اسفند 1385 1:57 بֽظֽ


فرناز عزيز سلام. تا حدودي با دغدغه هاي شما آشنا هستم. براي آشنايي عرض كنم كه سابقا روزنامه نگار بوده ام و مدتي است فيلمنامه مي نويسم. قتل اولين فيلم كوتاه يك دقيقه اي ام بوده(در وبلاگ هست يا در بلاگ نيوز لينكش را گذاشته ام.) چند فيلمنامه ديگر در دست دارم. يكي را كه قرار است كار كنيم مربوط به گروه روسري سفيدهاست. نه اصلن اشتباه نكنيد! كليشه و شعاري در كار نيست. شما فيلمنامه را ببينيد بعد نظر دهيد. اگر امكانش هست با بچه هاي ديگر گروه هم در ميان بگذاريد مثل خانوم دوكوهي. ما نه پول مي خواهيم و نه امكانات. فقط در مورد بازيگرها مي خواهيم شما كمك كنيد تا پيدايشان كنيم. از برو بچه هاي فاميل و اقوام. شايد تجربه هايتان را هم بخواهيد در ميان آوريد. بازيگر حرفه اي نداريم و البته توانش هم نيست. بقيه كارها از مجوز گرفته تا كارگرداني و فيلمبرداري و ... با گروه ما. براي روسري سفيدها شايد بيش از اين از دست يك مرد برنيايد. منتظر تماس يا نظرتان هستم.مي دانم كه دوره بدي را گذرانده ايد و خسته ايد پس اگر ممكن است خانوم دوكوهي يا بچه هاي ديگر را خبر كنيد تا كمك كنند.
با سپاس
اسماعيل عبادي(09329008402) (البته تاليا هرگز نمايش فقر نيست!)

---------------
فرناز: آقا اسماعیل عزیز! من از اعضای کمپین روسری سفیدها نیستم. بهتر است با پرستو تماس بگیرید. اییمل پرستو هست:parastoo@gmail.com براتون آرزوی موفقیت دارم :)

اسماعيل :: 1 اسفند 1385 1:23 بֽظֽ


پنجشنبه منتظرتم !

---------
فرناز: ؟؟؟

shahab :: 30 بهمن 1385 2:13 بֽظֽ


اوه نه ؛ من همین الان اینو خوندم : http://www.ashena.com/modules.php?name=News&file=article&sid=346 .
واقعا وحشتناکه ؛ نمیدونم چی بگم .
سری فیلمهای اره رو دیدی ؟ من از دیدن اونا اینقدر که از خوندن این نوشته ترسیدم ، وحشت نکردم . آخه اونا فیلم بود ولی این واقعیه .
آخه واقعا اونا چه توجیهی دارن ؟ کاشکی یکی یه تحقسقی در این زمینه میکرد ؛ یعنی ممکنه با اطلاع رسانی دست از این کارشون بردارن ؟؟؟؟؟؟؟
راستی در مورد چیزی که از دئورکین ، شنبه 28 بهمن نوشته بودی ؛ بد نیست یه نگاهی هم به این بندازی : پایتخت برده داری جنسی :
http://www.baztab.com/news/59599.php
البته اگه از ای اس پی استفاده میکننین که هنوز این سایتو فیلتر نکرده !!!

-----------
فرناز: آی اس پی من پیشگام در فیلتر است و بازتاب هم فیلتر شده...خیلی غم انگیز هست، اما تا به امروز همین اطلاع رسانی ها وتلاشها تا حد مقبولی موفق بوده و بالاخره هر رسم نادرستی هم مدت ها طول می کشد تا از میان برود.

حمید :: 30 بهمن 1385 11:01 قֽظֽ


سلام
مرسی ؛ مثل اینکه آزادی بیان سراسر دنیا رو فرا گرفته !!!!
ولی اون بیشتر به خاطر مسائل سیاسی زندان بوده یا مسائل اجتماعی ؟
ولی اینکه یه گروه فیمینیستی فقط محدود به رفع تبعیض اجتماعی نشه و موضع گیریهایی در مورد مسائل سیاسی بین المللی مثل جنگ خلیج 91 داشته باشه خیلی جالبه .
اون قسمتی هم یکی از بچه ها اشاره کرده بود و گفتی تو جنوب ایران هم متاسفانه اجرا میشه به نظرم یه مشکل احتمالا ارتجاعی باشه که لااقل تو کشورهای عقب مونده ی دنیا و یا بعضی کشورهای جهان سومی اجرا میشه ، چون بعید میدونم اصولا مردمانی که اندکی با فرهنگ قرن 21 زندگی میکنن دست به همچین کاری بزنن اون هم با نداشتن هیچ گونه توجیه فرهنگی ؛ دینی یا سیاسی و احتمالا یه عمل سنتی باشه که اگه این طور باشه اطلاع رسانی باید خیلی قوی باشه تا بتونه لااقل صداش به اون مناطق جهان برسه ...

--------------
فرناز: حمید جان! مثله کردن آلت جنسی زنان متاسفانه هنوز امر فراگیری در خیلی از کشورهای آفریقایی یا عرب هست.توجیه اش هم اتفاقن یا دینی است و یا سنتی.

حمید :: 30 بهمن 1385 10:39 قֽظֽ


منم خيلي دوسش دارم ;)

-----------
فرناز: :)

گندم :: 29 بهمن 1385 4:42 بֽظֽ


Farnaz Jan- Unfortunately I don't think it is availlable online but I will let you know if I find it. I still think Al-Sadawi has done some very important work and I respect a lot of what she has done; I guess sometimes it is better to read the works of some people and not have a chance to see how they act .

By the way , the director of that film, Kim Longinotto, also was the co-director of a film about iran called "Divorce: Iranian Style", which I am sure you have heard about.

-------------
Farnaz: Niki jan! Yea...I heard about the movie, i think the co-directer was Ziba Mir Hosseini...hmm, You are right Niki.It might be better to read the works of some people rather than following their acts.

Niki :: 29 بهمن 1385 2:12 قֽظֽ


سلام
من اون قسمت از زندگیشون رو که درباره مثله کردن آلت جنسی بود خوندم.یه چیز اون ور تر از مو به تنم سیخ شد.واقعا وحشت کردم.و چه خوب که یه چنین مجمعی را راه انداختند.دقیق نمی دونم ولی مثل اینکه تو ایران خودمون هم بعضی جاها این کارو میکنند.وچه تاسف انگیز و افسرده کننده.بعضی چیزا رو که میبینی نا خوداگاه سرد میشی. فکر میکنم این همه تلاش و سختی هیچ فایده ای نداره....

------------
فرناز: متاسفانه در جنوب ایران و به خصوص استان هرمزگان هم این اتفاق وحشتناک می افتد. دوستم ترانه بنی یعقوب درباره اش گزارشی در وب سایت کانون زنان ایرانی نوشته بود که سرچ کنید پیداش می کنید.

mohi :: 29 بهمن 1385 1:26 قֽظֽ


من تازه شروع کردم تاریخ زندانشو بخونم. با نثرش حال می کنم.

-----------
فرناز: آره! من هم نثرش را دوست دارم:)

لیلا :: 29 بهمن 1385 0:58 قֽظֽ


I used to love Nawal Al-Sadawi too, but then I saw a documentary called "Hidden Faces" and it is very shocking to see Nawal Sadawi acting very patriarchical and slapping her female assistant. I felt very disappointed in Al-Sadawi after seeing that movie. If you are interested, some information about the movie is here: http://www.wmm.com/filmcatalog/pages/c43.shtml

------------
Farnaz: Oh Niki! I'm shocked...she really behave in this way? Oh! I'm going to read the information about the movie.Is it possible to watch it through the internet?

Niki :: 29 بهمن 1385 0:12 قֽظֽ