چند سالی هست که هشت مارس هرسال، کارنامه یک سال فعالیت جنبش زنان و اتفاق های مهمی که در حوزه زنان رخ داده است را می نویسم. هشت مارس امسال میان استرس ها، نگرانی ها و بدو بدوهای آزادی دوستان دربند وقت نکردم چیزی بنویسم... مطلبی که قرار بود برای ویژه نامه روزنامه "سرمایه" بنویسم نیمه کاره مانده است... ویژه نامه هشت مارس "زنستان" از تنور درنیامد و گزارشی که باید می نوشتم هنوز فقط در سرم وول می خورد... حالا چند روز بعد هشت مارس تلخ امسال، مرور یک سال فعالیت جنبش زنان را در دو بخش می نویسم. بخش اول را در پایین می بینید که مرور شش ماه اول سال است و بخش دوم را چند روز دیگر همین جا خواهم گذاشت.
بهار، راهرو دادسرا
اولین روزهای کاری سال هشتاد و پنج را در حالی آغاز کردیم که تعدادی از فعالان جنبش زنان که در تجمع مسالمت آمیز هشت مارس در پارک دانشجو با ضرب و شتم نیروهای انتظامی به فرماندهی سردار "قدرت الله محمودی" مواجه شده بودند، به دادسرای تهران رفته و شکایتی را علیه نیروی انتظامی تنظیم کردند. وکالت این زنان را خانم ها شیرین عبادی، نسرین ستوده و لیلا علی کرمی برعهده دارند. این پرونده کماکان مراحل رسیدگی را طی می کند و تاکنون دو جلسه دادرسی آن برگزار شده است.
از سوی دیگر در اولین روزهای کاری این سال قوه قضائیه در اقدامی ناگهانی شروط ضمن عقد را به تفصیل اعلام کرده و خانواده ها را تشویق کرد تا در هنگام ازدواج دختران، این شروط را لحاظ کنند. قوه قضائیه در حالی دست به این اقدام زد که چندی قبل دوهفته نامه الکترونیکی «زنستان» پرونده دومین شماره خود را به ازدواج اختصاص داده و شروط ضمن عقد را به عنوان «هفت شین ازدواج» شرح و توضیح داده و با توجه به مجاری محدود قانونی فعلی، لحاظ این شروط را به دختران دم بخت توصیه کرده بود. اقدامی که در فضای مجازی با واکنش های موافق و مخالف بسیاری روبرو شد.
در نخستین روزهای دومین ماه بهار نیز، آیت الله موسوی بجنوردی در فتوایی تازه اعلام کرد که چند همسری در حال حاضر تعلیق به امر محال شده و چون مهم ترین شرط، یعنی رعایت عدالت و مساوات امکان پذیر نیست، چندهمسری در زمان حال مجاز نیست. آیت الله جناتی نیز در فتواهایی تازه اعلام کرد که اگر دختری مصلحت و مفسده را کامل درک می کند و تحت تاثیر احساسات قرار نمی گیرد، برای ازدواج نیاز به اذن ولی ندارد و تصدی مقام قضاوت برای زنان به شرط آنکه حجاب کامل و حدود شرعی را رعایت نمایند جایز است.
درهای استادیوم های ورزشی، همچنان بسته
در همین روزها، "محمود احمدی نژاد" در اقدامی عجیب و غیر منتظره در نامه ای به "محمد علی آبادی" رییس سازمان تربیت بدنی کشور، این سازمان را ملزم کرد تا در ورزشگاه ها جایگاهی مناسب و مرغوب(!) را به زنان اختصاص دهند تا از این پس زنان نیز بتوانند مسابقات ورزشی از جمله فوتبال را در استادیوم های ورزشی تماشا کنند. این اقدام رئیس جمهور با مخالفت صریح و شدید تعدادی از مراجع و علما مواجه شد و مخالفان در توجیه مخالفت خود استدلال هایی همچون اینکه دیدن ساق پای برهنه مردان از نزدیک برای زنان حرام است را مطرح می کردند. دامنه مخالفت ها موجب شد که احمدی نژاد بعد از گذشت چند روز ابلاغ خود را پس گیرد و زنان همچنان از حضور در استادیوم های ورزشی محروم بمانند.
سال ها است که با آغاز فصل گرما شاهد بحث های مختلف پیرامون حجاب و مقابله با آنچه که حاکمیت بدحجابی می خواند هستیم. در سالی که گذشت نیز به رسم هرساله در پایان دومین ماه سال نهادهای مختلف از جمله نیروی انتظامی، قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی به اظهار نظر درباره این موضوع پرداختند. قوه قضائیه اعلام کرد که مقابله با بدحجابی نیازی به حکم قضائی ندارد؛ از سوی دیگر فرمانده نیروی انتظامی در سخنانی ابراز کرد که نیروی انتظامی با مساله حجاب کاری ندارد. در اقدامی دیگر تعدادی از خانواده های شهدا و جانبازان نیز دو روز متوالی مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و خواستار برخورد با بدحجابی شدند. شورای شهر تهران نیز در اظهاراتی تند از دولت خواست تا با بدحجابی مقابله کنند. هنوز چند روزی از اظهارات فرمانده نیروی انتظامی نگذشته بود که "مرتضی طلایی" فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در اظهاراتی متفاوت اعلام کرد که مقابله با بدحجابی ضرورت دارد چرا که افراد بدحجاب به حقوق شهروندی تجاوز می کنند! در همین حال، "فاطمه رهبر" عضو کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیزاعلام کرد که آیین نامه اجرای «گسترش فرهنگ حجاب و عفاف» ابلاغ شده و براساس قانون برای تمام دستگاه ها لازم الاجرا ا
بنیاد جهانی عکس "ورلد پرس " یکی از معتبرترین سازمان های عکاسی جهان "نیوشا توکلیان" عکاس جوان ایرانی را به عنوان یکی از دوزاده عکاس منتخب زیر سی و دو سال سال دوهزار و شش انتخاب کرد. از طرف این بنیاد بورسی سه ماه در اختیار این دوازده عکاس قرار گرفت. نیوشا توکلیان بیست و پنج ساله است و مجموعه عکس وی که برنده این جایزه شد درباره زنان ایرانی بود.
یا مرگ یا کنوانسیون!
زهره طبیب زاده نوری، که بعد از کناره گیری نسرین سلطان خواه از ریاست مرکز امور زنان و خانواده ( مرکز امور مشارکت زنان سابق) به این سمت منصوب شد، در یکی از اولین نشست های مطبوعاتی خود اعلام کرد که تا زمانی که زنده است اجازه نمی دهد ایران به کنوانسیون رفع همه گونه تبعیض علیه زنان بپیوندد و نسبت به خشونت علیه زنان در امریکا و اروپا انتقادات شدید اللحنی ابراز کرد. وی در جواب اعتراضات خبرنگاران که چرا درباره آمار بالای خشونت علیه زنان در ایران صحبتی نمی کند، اعلام کرد که منکر خشونت علیه زنان در ایران نمی شود، اما در مقام مقایسه این آمار بسیارکمتر از امریکا است و تازه یک مرد بیجا می کند دست روی زن بلند کند و هیچ کجای اسلام هم چنین اجازه ای به مرد داده نشده است!از سوی برخی از فعالان حقوق زنان انتقاداتی نسبت به اظهارات طبیب زاده نوری که هیچ سابقه اجرایی و مدیریتی هم در حوزه زنان ندارد ابراز شد که البته با هیچ واکنشی از سوی وی مواجه نشد.
تجمع اعتراضی علیه نقض حقوق زنان در میدان هفت تیر
یک سال پس از تجمع اعتراضی نسبت به نقض حقوق زنان در قانون اساسی که مقابل درب دانشگاه تهران برگزار شد، در بیست و دو خرداد سال هشتاد و پنچ عده ای از فعالان جنبش زنان ایران بار دیگر برای پیگیری مطالبات بر حق خود تجمعی اعتراضی نسبت به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را در میدان هفت تیر برگزار کردند. یک روز قبل از تجمع ماموران "شهلا انتصاری" یکی از امضا کنندگان فراخوان تجمع را در محل کار خود بازداشت کرده و در روز تجمع نیز با حکم جلب وارد منزل مسکونی "پروین اردلان" و "نوشین احمدی خراسانی" دوتن از امضا کنندگان فراخوان دعوت شدند. در عین حال "فریبا داوودی مهاجر" را نیز از صبح روز بیست و دوخرداد به دادگاه فراخوانده و ساعت ها از وی بازجویی کردند. تجمع اعتراضی زنان در میان هفت تیر به خشونت کشیده شد؛ برای اولین بار نیروهای پلیس زن که در چند ساله اخیر تبلیغات وسیعی درباره حضور و آموزش آنها صورت گرفته است وارد عمل شده و زنان را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و بیش از هفتاد زن و مرد را نیز بازداشت کردند. در میان بازداشت شدگان روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و دانشجویی چون ژیلا بنی یعقوب، دلارام علی، بهاره هدایت، سمیرا صدری، سمیه رشیدی، بهمن احمدی امویی و ...به چشم می خوردند. علی اکبر موسوی خوئینی نماینده مردم در مجلس ششم نیز در این تجمع بازداشت شد، بازداشتی که قریب چهار ماه به طول انجامید.
از این تجمع گروه های حقوق بشری بسیاری چون "سازمان زنان نوبلیست"، " عفو بین الملل"، "زنان برای حقوق بشر زنان"، " لیگ فمینیستی قزاقستان"، " خواهران در اسلام"، " ائتلاف مدنی و اجتماعی زنان فرانسوی"، " شبکه جهانی زنان برای حقوق باروری" و... حمایت کردند و رفتار خشونت آمیز نیروی انتظامی با این تجمع مسالمت آمیز و بازداشت هفتاد تن در این تجمع سروصدای داخلی و بین المللی بسیاری را موجب شد و گروه ها و نهادهای بسیاری در محکومیت این خشونت و حمایت از خواسته های بر حق تجمع کنندگان بیانیه هایی را انتشار دادند.
پس از این تجمع، عده ای از فعالان حقوق زنان از جمله "نوشین احمدی خراسانی"، "پروین اردلان"، " سوسن طهماسبی"، " فریبا داوودی مهاجر" و "شهلا انتصاری" بارها به دادگاه انقلاب احضار شده و ساعت ها مورد بازجویی قرار گرفتند. اتهام این زنان نیز اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در تجمع غیر قانونی عنوان شد؛ این در حالی است که بنا بر اصل بیست و هفت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزاری تجمعاتی که اسلحه در آن حمل نشود و مخل مبانی اسلام نباشد نیاز به کسب هیچ گونه مجوزی ندارد.
این بار نیز تعدادی از زنانی که در این تجمع مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند، شکواییه ای را علیه نیروی انتظامی تنظیم کرده و تحویل دادسرای حقوقی تهران دادند و بیست و دو قطعه عکس نیز برای اثبات صحبت خود تحویل دادگاه دادند. یک جلسه رسیدگی به این شکایت برگزار شده و قاضی دادگاه نیز نماینده نیروی انتظامی را به دادگاه فراخوانده است تا درباره برخورد نیروی انتظامی توضیح دهد و این نماینده اعلام کرده است که چون این تجمع مجوز نداشته است، نیروی انتظامی حق برخورد شدید داشته است.
تابستانی از جنس مرگ
تابستان هشتاد و پنج را با اعلام حکم اعدام یک زن آغاز کردیم؛ دلارا دارابی که متهم به قتل زنی شصت و پنج ساله از اقوام خود با همدستی دوست پسر خود است علی رغم اینکه هنگام ارتکاب جرم هفده ساله و طبق کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته است کودک محسوب می شده است، به اعدام محکوم شد.در همین حال، زنی به نام " ملک قربانی" نیز به اتهام زنای محصنه در دادگاه ارومیه محاکمه و محکوم به سنگسار شد.
در حالی که شعله های جنگ در گرمای تابستان در خاورمیانه فزونی یافته بود، عده ای از فعالان جنبش زنان تجمعی را در حمایت از جنش جهانی صبح و محکومیت جنگ افروزی مقابل مقر سازمان ملل متحد در تهران برگزار کردند و از دبیر کل سازمان ملل متحد خواستند تا هرچه سریعتر مانع از گسترش دامنه جنگ افروزی شود.
در همین روزها، "مهتاب کرامتی" بازیگر سینما و تلویزیون ایران به عنوان سفیر حسن نیت یونیسف در ایران برگزیده شد و در اولین اقدام خود از کودکان جنگ زده لبنانی دیدار کرد.
کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز"
شهریور هشتاد و پنج را با اقدامی مهم در حوزه زنان پشت سرگذاشتیم؛ کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" که اولین حرکت گسترده توده ای در راستای ارتقای آگاهی جنسیتی و حقوقی اقشار گوناگون مردم است در راستای پیگیری اهدافی که در قطعنامه تجمع بیست و دو خرداد هشتاد و پنج مطرح شده بود کلید خورد. مسئولان امنیتی مانع برگزاری سمینار " تاثیر قوانین بر زندگی زنان" که قرار بود نقطه آغاز این حرکت گسترده باشد شده و کمپین پشت درهای بسته سالن رعد آغاز به کار کرد. شیوه کار این کمپین مبتنی بر روش "چهره به چهره" و آموزش است و با گذشت شش ماه از آغاز کار ان بیش از پانصد نیرو داوطلب در شهرهای مختلفی چون تهران، مشهد، گرگان، یزد، تبریز، اصفهان، رشت، سنندج، زنجان، شیراز و کرمانشاه آموزش دیده و مشغول جمع آوری امضا از زنان و مردان هستند. قرار است پس از اتمام فاز اول این کمپین، یک میلیون امضای جمع آوری شده به نهادهای متولی قانون گذاری برده شده و درخواست شود تا بنا بر خواسته یک میلیون شهروند ایرانی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان تغییر یابد. تاکنون گروه ها، نهادها و افراد بسیاری که در حوزه حقوق بشر، جامعه مدنی، سیاست، هنر و ادبیات فعال هستند از این حرکت گسترده استقبال کرده اند و این کمپین موفق شده است برای اولین بار طیف های گوناگونی از فعالان جامعه مدنی و جنبش زنان را در کنار هم قرار دهد. وب سایت اطلاع رسانی این کمپین با نام " تغییر برای برابری" تاکنون چهاربار فیلتر شده است و سه تن از فعالین این حرکت به غایت مدنی حین جمع آوری امضا در مترو بازداشت و چند روزی را زندانی بوده اند.
Permalink |
Comments 13
.::
نظرات خوانندگان
سلام فرناز خانم امیدوارم حالتان خوب باشه
چقدر از دیدن اینکه دوباره نوشتید خوشحال شدم غیبت شما کمی منو نگران کرده بود در ضمن سال خوب شاد و پرباری برای شما خانواده و جنبش زنان آرزو می کنم
همیشه شاد پیروز و سربلند باشید خداحافظ
---------
فرناز: نیما جان! ممنون از این همه مهربانی....امیدوارم سال آینده برای شما سالی بهتر باشه...خوب باشید :)
نیما :: 28 اسفند 1385 2:03 بֽظֽ
فرناز جون
سال جديد و پيشاپيش بهت تبريك مي گم. اميدوارم سال 86 سال خوبي براي همه ايراني ها خصوصا جنبش زنان باشه.
به اميد پيروزي
-----------
فرناز: ممنون شروین جان...امیدوارم برای شما هم سال خوبی باشه :)
شروين :: 28 اسفند 1385 8:50 قֽظֽ
سلام.امیدوارم سال 2566(1386)سالی سپید برای زنان ایران زمین باشد.نوروزتان همیشه پرلبخندباد.
------------
فرناز: ممنونم...برای شما هم همین طور:)
حامد :: 28 اسفند 1385 5:37 قֽظֽ
فرناز جونم چقدر کار خوبی کردی که امسال هم این از یک سال فعالیت جنبش زنان نوشتی....یادمه که پارسال هم کلی برای سوژه های بعدی ام از گزارشت استفاده کرده بودم....
به امید این که در گزارش سال بعد از تغییر قوانین تبعیض آمیز بنویسی....
کلی هم دلم برات تنگ شده.....
----------
فرناز: محبوب جونم! قابل نداشت:).... چقدر دلم برات تنگ شده دخمر خوب. پات چطوره راستی؟ :)
محبوب :: 27 اسفند 1385 11:46 بֽظֽ
فرناز جان جمع بندی خواندنی و جالبی بود . پیشاپیش سال نو را به تو نازنین تبریک می گویم و برای تو و همه دختران و زنان فهیم و شجاع وطنم ارزوی سلامت و شادکامی دارم . به امید ان که بهار به کوچه های سرزمین ما نیز سرک بکشد .
---------
فرناز: لیلا جان! من هم سال نو را به شما تبریک می گویم. فکر کنم برای هر وبلاگ نویسی باعث افتخار باشه که خواننده های فهیم و دوست داشتنی مثل شما داشته باشد:)
لیلا :: 27 اسفند 1385 1:20 بֽظֽ
اینقدر این حس زنانه شدت گرفت یکهو که یادم رفت سال نو را از الان بهت تبریک بگم چون شاید بعدا فرصت نشود بعدش یک چیزی من این یک میلیون امضا را هر کاریش میکنم نمیتوانم امضا کنم چون ایمیلی برای تایید برای من نمی آید من چی مار میتونم کنم کمکم میکنی این کار را انجام بدهم فرناز جان؟
----------
فرناز: من هم سال نو را پیشاپیشبهت تبریک می گویم عزیزم...درباره یک میلیون امضا عجیبه که برایت اییمل تایید نمیاد! یک ایمیل به این آدرس بزن:forequality@gmail.com
yasaman :: 27 اسفند 1385 0:50 بֽظֽ
سلام فرناز جونم:
اولا دلم گرفته بودش که هی اینقدر رسمی مینوشتی و خبر های حقیقی و تلخ را میدادی!
دوما این طبیب زاده نوری هم برای خودش حرف زیادی زده کی به حرف این گوش میده !؟خوشم میآید از خودمان کار خودمان را میکنیم و بعضی ها حرص میخورند!
سوما اینقدر گرد همایی و تظاهرات میکنیم که رویشان کم بشود ما از اینها پوست کلفت تریم!
چهارما و آخرش هم اینکه به شدت دوستت دارم.
-----------
فرناز: یاسمن جان خودم هم کمی خسته شده بودم...من هم دوستت دارم عزیزم :-*
yasaman :: 27 اسفند 1385 0:47 بֽظֽ
مرسی فرناز جان از اینکه دوباره روی نوشتن متمرکز شدی...
----------
فرناز: پیمان جان! یک بار دیگر دیدم هیچ چیز مثل نوشتن من را نجات نمی دهد :)
PEYMAN :: 27 اسفند 1385 11:42 قֽظֽ
بسیار خواندنی بود و بسیار لذت بردیم (عجب ادبیاتی!)
مخصوصا آن قسمت حرفهای جناب به اصطلاح رئیس جمهور که درخواست جای مرغوب کرده بودند (کلمات گاهی وقتها روح و روان آدمها را و طرز فکرشان را نشان می دهد) که همان روزها هم کلی بهمان می چسبید دوباه یادمان انداختید.
همیشه پایدار باشید
------------
فرناز: عماد جان! من هم هربار یادم می افتد ناخوداگاه می زنم زیر خنده.... خوشحالم که این نوشته را دوست داشتید:)
عماد :: 27 اسفند 1385 1:21 قֽظֽ
و خیلی مشکلات و اتفاقاتی که در این پست فراموش شده یا سهوا نوشته نشده.
امیدوارم حساب مرد و زن در برابر مساوات صاف بشه
----------
فرناز: داریوش عزیز! من همه اتفاق های مهم در حوزه زنان در شش ماه اول سال را نوشتم. ممنون می شوم بگویی چی از قلم افتاده.
داریوش کبیر :: 26 اسفند 1385 10:34 بֽظֽ
بسیار جامع بود. سال نو هم پیشاپیش مبارک
----------
فرناز: خیلی ممنونم حاجی کنزینگتون عزیز....سال نو شما هم مبارک :)
حاجی کنزینگتون :: 26 اسفند 1385 8:50 بֽظֽ
1) این نوشتهها برای ثبت مبارزات زنان در تاریخ ارزش خاصی دارن.
2) مهمتر از همه اینکه که هنوز هستی و مینوسی و من از بابت خوشحالم. خیلی!
3) سال نو رو سالی سرشار از سلامتی و سربلندی و صلابت و صابت قدمی و سرفرازی و مهمتر از همه آزادی و آزادهگی برای شادی و محبوبه و تو و همه زنان آرزو میکنم.
----------
فرناز: ممنونم لیلای عزیز...امیدوارم سال آینده برای شما هم سال خوبی باشه و برای همه ما سالی بهتر:-*
لیـــــلا :: 26 اسفند 1385 6:39 بֽظֽ
می ایم می ایم می ایم
با گیسویم : ادامه بوهای زیر خک
با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می ایم می ایم می ایم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری* که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد
* زنی جوان
-------------
فرناز: دوستت دارم موناهیتای گل :-*
موناهیتا :: 26 اسفند 1385 6:33 بֽظֽ
|