Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

پنجشنبه ۲ فروردین ۸۶

کوزه های بهاری...

 



این اسم، نرم بر دلم نشست: "کوزه های بهاری" ...هیچ وقت فکر نکرده بودم ترکیب این دو واژه این اندازه دوست داشتنی می شود. در ایمیل نوشت با لکنت و تردید دعوتت کرده ام، چون می دانم این روزها جز درباره دستگیری زنان نمی نویسی. ولی اگر این کار را بکنی، می گویی زندگی وجود دارد، حتا اگر تمام دنیا روی سرمان خراب شده باشد. و آن لحظه این جمله چقدر تلنگر لازمی برای من بود. با تاخیر دارم می نویسم، انگار همیشه دیرمی رسم...

- بهترین فیلمی که در سال گذشته دیدم یکی "Carandinu" بود که نفس من را بند آورد و هنوز هم "Death And The Maiden" ساعت ها من را به سکوت وا می دارد و فکر...

- ترجمه ای که به دلم نشست یکی ترجمه رفیق گلمان بود، "خلخال" را می گویم و ترجمه هما که تر و تمیز بود و روان. و " زنان در تکاپو، فمینیسم و کنش اجتماعی" نیز بود که مثل بقیه کتاب های نشر شیرازه ترجمه مرتبی داشت. مترجم آن «حشمت الله صباغی».

- من "بازی آخر بانو" بلقیس سلیمانی را دوست داشتم، نه به خاطر پرداخت آن که به نظرم چندان جالب نبود؛ به دلیل سوژه آن که روایت کوچکی از آن دهه مرگ بود و زنانی از جنس عروسک خیمه شب بازی."خانم نویسنده" طاهره علوی را هم من در سالی که گذشت خواندم... دوست داشتم، به دلیل نگاه نقادانه به نقش سنتی زن مطیع و تصویر عصیان هایی که سرکوب می شود و دست آخر زنی را باقی می گذارد شل و ول و زبون با سکوتی از جنس مرگ.

- یک گزینه هم خودم اضافه کنم!...بهترین کتاب انگلیسی که امسال خواندم یکی "Grassroots, A Field Guide For Feminist Activism"بود و دیگری " Undoing Gender" و البته " Trafficking in Women, Forced Labour and Slavery-like Practices" .

- «سید علی صالحی» هنوز شاعر عزیز من است؛ امسال در انجمن صنفی روزنامه نگاران در مراسمی که به دلیل توقیف ماهنامه «نامه» برگزار شد، شعری خواند کوتاه و بی اندازه تاثیر گذار. خبط کردم و نه نام شعر را از او پرسیدم و نه حتا اینکه اصلا این شعر را جایی چاپ کرده اند یا خیر... این شعر کوتاه برای من در سالی که گذشت بهترین بود.

- بهترین مجله سال؟...هممم...راستش را که بخواهی «نامه» تنها مجله ای بود که میان این همه هیچ برای من باقی مانده بود و پیگیر آن را می خواندم. آن هم که توقیف شد. چند ماه است که مجله کاغذی نخوانده ام؛ هیچ مجله باب میلی نمی بینم و دلم عجیب برای لذت مجله خواندن تنگ شده است. مجله الکترونیکی هم که نگفته می دانی کدام را دوست دارم :-)

- آهنگ... "One More Cup Of Coffee" که حالا این روزها من را یاد لحظه های خوب، روزهای خوب و یک آرامش نرم نزدیک هم می اندازد.

- سوال های سخت می پرسی رفیق...بهترین وب سایت سال... همممم...شاید "کسوف" ...به دلیل زبل خان بودنش...کسوف اینجا، کسوف آنجا، کسوف همه جا :-)

- بهترین وبلاگی که یک زن نویسنده آن باشید ...نمی دانم... خواستم یک اعتراف عجیب کنم، پشیمان شدم... ولی در سال گذشته "فصل زن" چند نوشته داشت که بعد خواندن آن شدیدن دلم می خواست که کاش من اینها را نوشته بودم.

- بهترین وبلاگی که نویسنده آن مرد باشد...جواب این یکی را خوب می دانم. وبلاگ "آزادنویس" که من تازه سال هشتاد و پنج کشفش کردم! گفتم که انگار همیشه دیر می رسم...

- زرشک زرین سال برای آنهایی که ماهیت کثیف خود را پشت کلمات قلنبه سلنبه و ورژن سازی ناشیانه قایم کرده اند... برای همه آنها که سنگ انداز هستند و در کار تخریب... چه تخریب یک اثر ملی باشد، چه شخصیت و آبرو و حرمت انسانی افراد... برای اهالی تزهای شکمی... برای آنهایی که چون نمی توانند خود را بالا بکشند، چنگ می اندازند دیگران را به زور پایین بکشند و درگیر سلسله احمقانه ای کنند تا بلکه همقد شوند... برای ضد زن ها، همه آنهایی که زن را شی می انگارند و از هر توهینی تحت نام ها و لفافه های مسخره ابا ندارند...برای ضد مردها... که مرد را با اسب گاری سرویس ده اشتباه گرفته اند و در سالی که گذشت چقدر از این دو طایفه آخر زیاد جلو چشمم بودند... برای همه کینه های احمقانه بی دلیل، عداوت های کورکورانه، شایعه سازان حقیر شهر، بوقلمون صفت ها، فحاشان و قداره بندها...می شود باز هم زرشک زرین تقدیم کنم؟:-)

- فاجعه بارترین کتاب سال مسلمن یکی " سمت تاریک کلمات" حسین سناپور بود و دیگری هم بی شک " با گاردباز" حسین سناپور. منطق پشت جوایزی که به آثار سناپور داده می شود را من اصلن درک نمی کنم.

- بدترین اتفاق سال برای من یک هفته بعد بیست و دو خرداد بود... و آن هجم انبوه شایعه، انگ، طلبکاری، فحش های به اسم نقد و خنجرهایی که از پشت زده شد...و تنهایی سرد آن روزهای ما.

حالا باید چند نفر دیگر را دعوت کنم؟ خوب مریم و مریم و الناز و موناهیتا و آبچینوس و جمهور و آقای درویش پور بسم الله! و البته اگر میلش را دارید :-)

Permalink | Comments 12
 


 

.:: نظرات خوانندگان



فرناز عزيزم. من مثل هميشه دير رسيدم :) اما مرسي عشقم

---------
فرناز: تو هروقت برسی عشق منی :-*

مريم ميرزا :: 10 فروردین 1386 2:29 بֽظֽ


سلام
ميبينم كه موج سودارو هم به راه افتاده.عجيب موج جالبي است!

----------
فرناز: :-)

سودابه رادفرد :: 5 فروردین 1386 5:19 بֽظֽ


السلام علی من اتبع الهدی ! هدی کیه ؟؟من التبع الفرناز ..سالی خوش برات آروز می کنم سالی که بتونی توش راحت تر نفس بکشی و بتونی دو کلام با راحتی و آسایش حرف بزنی ...

---------
فرناز: و مع الصابرین!!... حالا ربطش چی چی بود نمی دونم:D....سال نو تو هم مبارک روزبه جان. انشالله :)

rouzbeh :: 5 فروردین 1386 2:57 بֽظֽ


ممنون که نوشتی. خوشحال شدم. چقدر خوب است، این جوری هی آدم ها کتاب و فیلم و مجله و آدم و وبلاگ جدید پیدا می کنند. مرسی. خیلی مرسی یعنی

-----------
فرناز: خواهش می کنم سودارم جان :-) ممنون از تو که این ایده خوب به ذهنت رسید.

Soodaroo :: 5 فروردین 1386 7:25 قֽظֽ


salam be vebloge tazeh am sar bezanid lotfan.

------------
فرناز: چه کار خوبی کردید وبلاگ زدید خانم ماهباز عزیز:-)

عفت ماهباز :: 4 فروردین 1386 1:57 بֽظֽ


سلام.ما همیشه دیر میرسیم.جشن نوروزت مبارک.

---------
فرناز: سلام. سال نو شما هم مبارک:-)

حامد :: 4 فروردین 1386 5:03 قֽظֽ


salam: mishe tozih bedi in kozahaye bahari chi chi hast? rasti eidet mobarak.

----------
فرناز: سلام نازلی جان...عید تو هم مبارک :-)... وبلاگ سوداروو بهترین های سال را تو حوزه های مختلف مثل کتاب، فیلم، مجله، شعر، وبلاگ زن، وبلاگ مرد، سایت، کتاب ترجمه، و همین طور زرشک زرین برای بدترین ها نوشته و در اخر چند نفر از جمله من را هم دعوت کرده که این ها را از نظر خودم در سالی که گذشت بنویسم. من هم نوشتم و چند نفر دیگر را دعوت کردم. اول مطلب روی کلمه " نوشت" کلیک کنی وارد وبلاگ سودارو خواهی شد :-)

نازلی :: 4 فروردین 1386 1:24 قֽظֽ


سلام ؛ جالب بود . فقط همین !!!
میگن هوای بهار رخوت انگیزه ولی بهار امسال من خیلی بی حس تر شدم ؛ حوصله ی هیچ کاریو ندارم ؛ ورق زدن وب به خاطر وقت تلف کردن ... و حتی حوصله ی کامت گذاشتن طولانی یا گاهن اصل گذاشتن کامنن .. نمیدونم چرا حسش نمیاد ...

----------
فرناز: سلام...من هم فعلا دچار رخوت شدم :)

حمید :: 3 فروردین 1386 11:22 بֽظֽ


سلام ، سال نو مبارک.

----------
فرناز: سلام. سال نو شما هم مبارک :-)

علیرضا :: 3 فروردین 1386 7:05 بֽظֽ


خیلی جالب و خواندنی بود .

-------
فرناز: مرسی :-)

عماد :: 3 فروردین 1386 0:04 بֽظֽ


تبریکات صمیمانه سال جدید مرا پذیرا باشد.
با آرزوی بهترین‌ها!

-----------
فرناز: سال نو شما هم مبارک رویا جان :-)

Roya - Minor Lady :: 3 فروردین 1386 5:07 قֽظֽ


سلام
خوشحالم که آمدم اینجا

----------
فرناز: سلام...خوش آمدید :-)

jg,hsi :: 3 فروردین 1386 0:48 قֽظֽ