عکست جلو رویم است و طنین صدای دلنشین ات در گوشم:
- این گوشواره ات هم سفید هست. مثل همون مطلبی که درباره سوراخ کردن گوش هایت تو وبلاگت نوشتی.
- این که صورتی هست ناهید.
- ایناهاش...رگه سفید هم داره!
و با هم می خندیدم...
آینه روبرویم است ناهید...همان گوشواره صورتی با رگه های سفید در گوشم...تو سلول هم لبخندت با تو خواهد بود...مطمئنم. آن لبخند با تو عجیبن شده است ناهید.
صدایت در گوشم می پیچد ناهید؛ صدای منحصر به فرد گوش نوازت که نرم است و لطیف و چقدر مهربان. عکست جلو رویم است و تصویر حرکت دست هایت وقتی که حرف می زنی در ذهنم رژه می رود...
یادت هست می گفتیم آنها اتفاقن دقیقن با مطالبات ما مشکل دارند؟ می بینی بالاخره عیان کردند... این بار که حتا تجمع مسالمت آمیز هم نبود..داشتی امضا جمع می کردی...در سیزده بدر که یکی از انگشت شمار روزهای جمعی ما مردمان بی زندگی جمعی است...این بار اتهامت را چه گفتند ناهید؟ اقدام علیه امنیت ملی از طریق جمع آوری امضا؟! ناهید هنوز هم می گویند" ما با مطالبات شما مشکلی نداریم"؟!این دفعه که دیگر نمی توانند آدرس غلط دهند؛ این بار زیر چه لفافه ای نشسته اند؟ دلم برایت تنگ شده ناهید...
خبر تازه: وکلای بازداشت شدگان پاسخ نگرفتند. شيرين عبادي : آيا اگر زني هوو نخواهد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟
آخرین خبر: انتقال ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به بند عمومی زنان اوین
مرتبط: ناهيد کشاورز را چهار سالی است که می شناسم...
Permalink |
Comments 8
.::
نظرات خوانندگان
اخر با مطالبات هم مشکل داشته باشند واکنش کمی زیادی به نظر میرسد . به نظر من بحث مطالبات نیست . بحث جنبش بودن است . خودتان هم می دانید که از معدود جنبشهای مردمی و خودجوش مستمر و مستقر حساب می شود جنبش زنان ایران . با همه اختلافهایشان ... برای اطرافیان این دستگیر شدگان غمگینم ... برای خودشان نگران ... برای خودمان متاسف ...
roseola :: 19 فروردین 1386 1:54 بֽظֽ
باكي نيست، شقايق هم اگر مُرد
لحظهها به هم اعتراض ميكنند
ثانيه شمار ساعت، تن به معناي سكوت نميدهد.
من همين حالا نفس كشيدم!
باز، بازدم از دم ناراضيست
باز پلك زدم!
هنوز ارضا نشدم
من هنوز زندهام
آن روز خواهم مرد،كه نفسم حاصل اعتراض نباشد
ممنون فرناز جان از این اطلاع رسانی سریع و به موقع شما
میرا :: 17 فروردین 1386 0:57 قֽظֽ
سلام
خدا این سیاهی رو از سر این سرزمین دور کند.در موردشون نوشتم.ولی .....
قدرش را ندانستیم.الان میفهمیم.شاد باشی.و آرزوی سلامتی و آزادی همه زنان و مردان ایران زمین.
حامد :: 16 فروردین 1386 6:16 بֽظֽ
فعلن كه رئيس جمهور مملكت شده دايهي مهربانتر از مادر براي زنان انگليسي و بلر رو نصيحت كرده كه نبايد يك مادر رو هزاران كيلومتر از فرزندش دور كنه.
محمد :: 16 فروردین 1386 11:44 قֽظֽ
شمارهی ماه می مجلهی new internationalist رو دیدی؟
-------
فرناز: نه!
یک فنجان قهوه تلخ :: 15 فروردین 1386 5:08 بֽظֽ
تاسف اوره که انسان ها برای مطالبه اساسی ترین حقوق خود در این سرزمین باید سر از زندان دربیارن . بار اول نیست و بار اخر هم نخواهد بود اما ........ ! این دستگیری ها با ابتدایی ترین مبانی حقوق بشر هم جور در نمیاد . از دیشب که خبر رو شنیدم دارم گیج می زنم شما که این خانم ها از دوستانتون هستن دیگه کاملا حق دارید دلتنگ باشید .
-----------
فرناز: لیلا جان هم تاسف بار هست و هم خنده دار و مضحک!
لیلا :: 15 فروردین 1386 3:59 بֽظֽ
مطلب خودم را که نوشتم جلوی اشکهام را گرفتم. نوشته تو اما طاقتم را برید. منم دلم برای ناهید تنگ شده.
------------
فرناز: چی بگویم مریمی :(
مریم :: 15 فروردین 1386 2:43 قֽظֽ
ای خدا آدم می مونه ،
سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره
به سلامتی آزادی ، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی
یه سوال کتابهای خانم دکتر شهلا شفیق رو از کجا میشه تهیه کرد؟
----------
فرناز: کتاب های خانم شفیق متاسفانه تو ایران اصلا در دسترس نیست و چاپ نمی شود. باید بگویید یکی از اروپا براتون تهیه کند.
اقبال :: 15 فروردین 1386 2:18 قֽظֽ
|