چند روز پیش زهرا شجاعی، مدیر پیشین "مرکز امور زنان و خانواده" که البته نامش در آن زمان " مرکز امور مشارکت زنان" بود، در دفتر موسسه اسلامی زنان به ارائه گزارش عملکرد سازمانی که چندین سال ریاست آن را برعهده داشت پرداخت. گزارش این جلسه را اینجا بخوانید.
همان طور که در گزارش هم می بینید، خانم شجاعی در جواب سوالی به اظهار نظر درباره کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" هم پرداخته اند. اظهار نظرهایی باری به جهت، نادرست و طبق رویه معمول افراد حاضر در دایره قدرت از موضع بالا.
شجاعی گفته است: " حرکت زنان در کشور ما هنوز نوپاست و تشکل های غیر دولتی حرکت جدیدی است که در حقیقت هنوز در حال تمرین است اما برای تغییر قوانین می توان روش های بهتری را در پیش گرفت تا حساسیت ایجاد نشود. ضمن اینکه این سوال درباره این حرکت وجود دارد که آیا با جمع آوری امضا می توان نگرش ها را تغییر داد؟ شجاعی کمپین یک میلیون امضا را که اخیرا برخی از فعالان آن نیز بازداشت شدند مدلی نامتناسب با فرهنگ جامعه ما دانست و تصریح کرد: زمانی که بیان می شود قوانین زنان باید تغییر کند باید پرسید چه چیزی را می خواهیم جایگزین آن کنیم؟"
خانم شجاعی! اولین بار نیست که شما و عده زیادی از همفکرانتان از "روش بهتر" صحبت می کنید. نگاهی به کارنامه بیست و هشت ساله زنان حاضر در قدرت نشان می دهد که تقریبن تنها روش همه سالهای شما لابی و به ویژه لابی با مراجع تقلید بوده است. البته لابی هم یکی از ابزارهای مورد استفاده جنبش ها و در برخی موارد و برهه های زمانی هم کارگشا بوده است، اما در این سالها کدام قانون نابرابر غیر انسانی را توانستید تغییر بدهید؟ حاصل بیست و هشت سال لابی و رایزنی مداوم شما چه بوده است؟ متوجه این نکته هستید که ما هنوز برای چهار تا و نصفی حقوق بدیهی و پیش پا افتاده و مسلم انسانی داریم مبارزه می کنیم و هزینه می دهیم؟ آیا لابی شما و همراهان شما توانست قانون نابرابر را تغییر دهد تا لااقل به تعهداتی که به عنوان یکی از امضا کنندگان بیانیه جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی حقوق بشری دارید عمل کرده باشید؟ این " روش بهتر" شما چیست؟ تا کی قرار است جمله های کلی تحویل مخاطب دهید و بالاخره چه زمان دیگران هم در جریان این "روش بهتر" شما قرار خواهند گرفت؟
از " حساسیت" حرف می زنید. راستش مرا یاد مثال " سوراخ دعا را گم کرده است" انداختید. قانون خودتان صراحتا حق برگزاری تحمعات مسالمت آمیز را به رسمیت شناخته است و ناقض قانون - یعنی برادران و خواهران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی- را ول کرده، یقه شرکت کنندگان در یک حرکت مسالمت جویانه قانونی را می گیید که فضا را رادیکالیزه می کنند! سمینار و وورک شاپ و سالن های عمومی هم که همه از آن از ما بهتران هست. حالا امضا جمع کردن که مسالمت آمیزترین شیوه ممکن فعالیت اجتماعی هست هم حساسیت برانگیز شد؟! به قول علی معظمی عزیز: " بايد ابتدا روشن كنند كه معيار تند روي و كند روي چيست؟ آيا اين تند روي است كه جنبشي مدني بخواهد در چهارچوب همين حقوق حداقلي كه قانون اساسي حكومت حاضر هم بر آنها صحه گذاشته كنش اعتراضي داشته باشد؟ آيا استفاده از حق آزادي تجمع كه در قانون اساسي آمده تند روي است؟ آيا بايد به هر قيد خارج از قانوني تن داد؟"
پرسیده اید آیا جمع آوری امضا می تواند نگرش ها را تغییر دهد؟ خانم شجاعی! شما بیانیه و اهداف کمپین یک میلیون امضا را خوانده اید؟ اگر خوانده بودید( + + +) می دانستید که مهم ترین هدف این کمپین آموزش اقشار مختلف مردم با قانون و نابرابری های آن است. فعالان کمپین ممکن است با صد نفر صحبت کنند و پنجاه تا امضا هم جمع نکنند؛ مهم برای ما صحبت چهره به چهره با مردم درباره نابرابری ها و تبعیض های قانونی و آموزش این نابرابری ها به آنها است. کاش به این واژه " آموزش" دقت کرده و بعد چنین سوالی را مطرح می کردید.
پرسیده اید "زمانی که بیان می شود قوانین زنان باید تغییر کند باید پرسید چه چیزی را می خواهیم جایگزین آن کنیم؟" خانم شجاعی! اگر گاهی سری به دادگاه ها و حتا مهمانی های زنان بزنید، به خوبی می بینید و متوجه می شویدکه زنان چه چیز را می خواهند و خواهان جایگزینی چه چیز به جای این قوانین قرون وسطایی هستند. شما حتا اگر بیانیه جهانی حقوق بشر را هم نگاهی بیاندازید، اولین جمله آن را که هرگونه تبعیض براساس جنسیت، نژاد، ملیت و مذهب را ممنوع اعلام کرده است را می بینید. می خواهیم چه چیز را جایگزین کنیم؟ من مطمئن شدم که شما بیانیه کمپین یک میلیون امضا را نخوانده اید؛ که اگر خوانده بودید چنین سوال بدیهی را مطرح نمی کردید! بخش وسیعی از زنان ایران و فعالان کمپین یک میلیون امضا به خوبی می دانند " چه می خواهند". دوست دارم سوالی را بپرسم: در سال های ریاست خود تا چه اندازه سعی کردید که این خواسته را درک کنید؟
من کماکان منتظر این "روش های بهتر" که به طور مداوم از دهان شما و بسیاری دیگر از افراد حاضر در قدرت می شنویم هستم. یک بار هم از کلی گویی کم کرده، بر منطق بیافزاید تا به عنوان بخشی از مخاطبین شما در جریان قرار گیریم که شیوه های بهتر شما چیست و چرا این شیوه ها را دنبال نمی کنید تا بالاخره این قوانین غیر انسانی تغییر کند؟ اگر شیوه شما بهتر از کمپین یک میلیون امضا و جامع تر بود، من اولین نفر به کمک شما می آیم.
به قول این دوستمان :" واقعیت این است که آنچه ما نیاز داریم تمرین سکوت است؛ تمرین سکوت و تمرین کلمات جادویی «نمیدانم» و «بلد نیستم» و «باید یاد بگیرم»!" ... باور کنید اگر درباره مسایلی که از آن اطلاع درست و کافی نداریم اظهار نظر نکرده و جریانی را تخطئه نکنیم، از شان و اعتبار ما اصلن کاسته نمی شود.
Permalink |
Comments 15
.::
نظرات خوانندگان
من تصور می کنم که رابطه بین هزینه و بازده در برنامه یک میلیون امضاء به هیچ وجه مورد توجه دقیق قرار نگرفته بود. آنطوری که من تصور می کنم جمع کردن این امضاها و برگزاری تجمع و اعتراض نه برای نمایش دادن عملیاتهای قهرمانانه برای مقابله با یک حکومت غیر متساهل بلکه برای تغییر وضع موجود بوده است. حال اگر این مسئله را در نظر بگیریم باید از خود بپرسیم که نتیجه این فعالیتها چه بود ؟ آیا درگیریهای پیش آمده باعث نشد که هر اقدام آینده زنان مسئله امنیتی محسوب شود ؟ آیا شما با فعالیتهایتان به نتیجه رسیدید ؟ آیا اینهمه سر رو صدا و هزینه و زندان و غلبه نگاه امنیتی بر فعالیت زنان نتیجه قابل لمس و عملی در تغییر قوانین داشت ؟ یا اینکه شاید من اشتباه می کنم و تنها عده ای می خواستند در این وضعیت نقش ژان دارک را بازی کنند ! بهتر از از وسائل موثری تری استفاده کنید که این حساسیتها نیز برانگیخته نشود تا نتیجه عکس بدهد.
موفق باشید
---------
فرناز: آقای نمازی! کی داره این هزینه ها را به زنان تحمیل می کنه؟ امضا جمع کردن یا تو خانه وورک شاپ گذاشتن از نظر شما خیلی کار افراطی شق القمری هست؟!شیوه مدنی تر دیگری از این سراغ دارید؟! راستش از قرار شما هم مثل خانم شجاعی سوراخ دعا را گم کردید! کسی هم دنبال عملیات به زعم شما قهرمانانه نبوده و ژاندارک نشده که البته هم عمل قهرمانانه هم ژاندارک برای شخص من بسیار قابل احترام هستند. این " وسایل موثرتر" شما چی هست ؟ شما هم مثل خانم شجاعی از کلی گویی کم کرده بر منطق حرفی که میزنید بیفزاییید و آلترناتیو ارائه کنید. گوش ما دیگه از این همه عبارت هایی که هیچ معنی و استدلال و راهکاری پشتش نیست پر هست.
رسول نمازی :: 6 اردیبهشت 1386 3:54 بֽظֽ
خندیدن یا گریستن؟!وظیه مان را از یادمان برده اند!
َشوریده مغز :: 6 اردیبهشت 1386 3:02 قֽظֽ
سلام
ايشان اگر مي خواستند كاري انجام دهند
زماني كه مدير بودن انجام مي دادن
نسيما :: 5 اردیبهشت 1386 11:36 قֽظֽ
واقعاااا
اروس :: 5 اردیبهشت 1386 9:14 قֽظֽ
یه روش بهتر هست: زنها را بکشید!!!
تورج :: 5 اردیبهشت 1386 3:17 قֽظֽ
اووووووووه ... بابا یه کم یواشتر !!!!
حمید :: 5 اردیبهشت 1386 0:21 قֽظֽ
Avalan ke salam, delam tang shode bood.. dovoman, agar in khanom dark az masaele va ghavanine hoghooghi dasht va midoonest ke vaghti raeese sazmane mosharekate zanan bood, nemitoonest zanan ro dar besiari az social activities sharik kone, ba dar nazar gereftane shakhsiate karie khodesh, yek estefaye kheili khoshgel midad. pas az chenin zani ke baraye khodesh haghi ghael nist, chetor mishe tavagho dasht ke hoghooghe zanan ro motalebe kone? azize man, chenin zani ke tooneste hala ya ba parti bazi ya ba har vasileye dige poste mohemi dar dolat begire, tabiatan bayad bale ghorban goo bashe va naan be nerkhe rooz bekhore. ine ke harfasho ziad be del nagir
Mahsheed :: 4 اردیبهشت 1386 9:49 بֽظֽ
فقط مي خواستم ملت غيور رو كه بد حجابي بانوان تنها مشكلشونه رو از يه اتفاق خيلي پيش پا افتاده آگاه كنم كه البته خيلي بي اهميت تر از مسئله مانتوهاي كوتاهو و غيره است:
حدود 2 ساعت پيش به دوستم كه كارمند يه بانك خصوصيه زنگ زدم با صداي آشفته گفت كه دوباره تماس مي گيره وقتي داشتم از نگراني سكته مي كردم نيم ساعت پيش زنگ زد و گفت به بانكشون تو يكي از اصلي ترين خيابوناي شهر سرقت مسلحانه شده و سربازا بعد از زخمي شدن جناب دزد رو در حالي كه داشته با ماشين پولا فرار مي كرده كشتن. در حالي كه پليس 15 دقيقه بعد رسيده. آخه همشون طفلكيها در حال ارشاد زنان بي بند و باري بودن كه مسئول همه نا امني ها هستن. نظرتون چيه؟ما واقعا تو اين مملكت چيكار كنيم؟
شادان :: 4 اردیبهشت 1386 5:39 بֽظֽ
سلام فرناز خانم امیدوارم حالتان خوب باشه و در زندگیتون موفق و خوشبخت باشید
من قبلا در مو رد کسانی که اینقدر بدیهیات رو انکار می کردن یا اینگونه بی منطق صحبت فکر می کردم اونا به خاطر مصالح مالیشون یا حفظ مسولیتشون یا خلاصه حفظ قدرت و ثروتشون این حرف ها رو می زنن ولی مدتی متوجه شدم بعضی هاشون هیچ چیز غیر از اینو قبول ندارن و به حرفی که می زنن ایمان دارن وقتی فکر می کنم می بینم اینا دوران کودکیشون چطور بوده یکسری آموزه هایی که بهشون دادن بت کردن خیلی مسائل قبول کردن بی چو و چرای موضوعات دوران نوجوانی و جوانی این مسائل تنها خصلتی که پیدا می کنن اینه که تو فکر و روحشون بتن آرمه میشه واقعا فکر میکنه که مساوات زن و مرد غیر عقلانیه فکر میکنه برابری در حقوق غیر ممکنه فکر می کنه عدالت بین زن و مرد همون چیزیه که بهش گفتن غیر از اون نه تنها عدالت نیست بلکه بی عدالتیه
اینا رو گفتم که نشون بدم به حرفهای بعضی ها نمیشه زیاد فکر کرد
یا واکنش نشون داد بهتر برا اونا احساس همدلی و همدردی کرد این مشکل اونا است که اینگونه فکر می کنن و مطمئنن اینطوری احساس آرامش ندارن چون یه روزی برای خودشون یا دخترشون یا نوه شون یا ... اتفاقی می افته که متوجه می شن بعضی چیزها حقیقت داره حتی اگر به ما آموزش نداده باشن
همیشه شاد پیروز سربلند و خوشبخت باشید خداحافظ
نیما :: 4 اردیبهشت 1386 1:50 بֽظֽ
سلام لطفا در مرد کم÷ین یک میلیون امضاء مطالبی را برایم میل بزنید با جزئیات کامل. آیا میتوانم کمکی بکنم. لطفا سایت یا وبلاگ فیلتر نشده را بنویسید. خیلی از اطرافیانم چیزی نشنیدن حتی تحصیل کرده ها. با تشکر از محبتتان.
--------
فرناز: اینجا آدرس بی فیلتر هست که می توانید اطلاعات لازم را کسب کنید: www.weforchange.info
roza :: 4 اردیبهشت 1386 0:46 بֽظֽ
"مهم ترین هدف این کمپین آموزش اقشار مختلف مردم با قانون و نابرابری های آن است"
خب عزیز من دقیقن به همین دلیل است که متهم به رادیکالیزه کردن فضا میشوید. جامعهای که دانستن در آن جرم باشد، "آموزش اقشار مختلف مردم" میشود فعالیت رادیکال.
احسان اخباری :: 4 اردیبهشت 1386 0:21 قֽظֽ
سلام...
در مورد خانم شجاعي كاملا با نظرت موافقم كساني كه خودشون دستي در كار داشتند و نتونستند موفقيتي بدست بيارن قاعدتا نبايد چنين نگاهي داشته باشند، يا دست كم بايد اين روش هاي بهتر رو اعلام كنند تا ما هم استفاده كنيم!
ضمن اينكه وقتي دولت قانون هايي رو كه خودش تصويب كرده قبول نداره و نسبت بهش حساسه! ديگه واقعا راهي نمي مونه! الان زمانيه كه همه راه ها به اوين ختم مي شه...
اما راجع به صحبت دوست عزيزي كه شما هم بهش لينك داديد: دموكراسي مضحك نيست! اين حرف من رو ياد حرف چند روز قبل رئيس جمهور مي ندازه كه گفت: مردم حال شون از دموكراسي بهم مي خوره! مردم از عمل نكردن به دموكراسي خسته شدن و حال شون بهم مي خوره! نبود دموكراسي يكي از بزرگ ترين مشكلات همه ماست. به خصوص در طول چند سالي كه از عمر وبلاگستان فارسي مي گذره بارها نبود درك درست از دموكراسي احساس شده. ضمن اينكه من فكر مي كنم مشكل ما اظهار نظر كردن نيست، اين حق همه ماست كه در مورد موضوعاتي كه باهاش درگيريم و تخصص هم نداريم اظهار نظر كنيم! اما به نظرم مشكل از اون جايي شروع مي شه كه ما شروع مي كنيم به قضاوت كردن و حكم صادر كردن و از موضع بالا نگاه كردن، اون هم نگاه طلبكارانه... و البته «تمرين سكوت و بايد ياد بگيرم»، توهين و تحقير نكردن در مقابل انتقادات و عذرخواهي به موقع، همان دموكراسي ست.
اميدوارم سياستمداراني روي كار بيان كه انساني تر بينديشند و راه را براي فعاليت هاي قانوني و منطقي تشكل هاي غيردولتي هموار كنند تا همه بتونن به حق انساني خودشون برسن. اين همه سنگ اندازي و جلوگيري هيچ هيچ هيچ فايده اي نداره و قطعا به ضرر زنان، كودكان، مردان، دولت و سرزمين عزيزمون ايران خواهد بود.
مبارزه حقيقي و به حق، قطعا پايانش پيروزي خواهد بود. هرچند دير و با پرداخت هزينه هاي گزاف...
------------
فرناز: سفید جان! من هم با همه حرف های کلنگ موافق نیستم و مخصوصا همین جمله خاص نوشته اشرا که پسندیده و قبول دارم را اینجا نوشتم :-)
سفيد :: 3 اردیبهشت 1386 7:35 بֽظֽ
متاسفانه باید بگویم من در عین حماقت همچنان خوشبین هستم (خداوند شفایم دهد و به راه *** هدایتم کند) تصور کنم احقاق هر نوع حقی از هر رهگذری ممکن باشد، مهم این است که هدف احقاق آن حق باشد. تصور میکنم دستکم منش اصلاح طلبی منش حجتیهی منتظر الاصلاح نیست.
این پایینیها را هم به حساب زر زیادی بنده بگذارید که قصد دارم دل خودم را خنک کنم:
با این حال با توجه به آنکه در سال ۱۳۸۶ خورشیدی در تهران ساکن هستم فکر کنم لابی کردن با مرحوم پاپ ژان پل دوم، اساتید حقوق دانشگاههای فرانسه، مرحوم مصدق و غیره در این زمینه راهگشا باشد، چرا که منابع قوانینی که تغییر آنها مورد انتظار کمپین محترم است از هر مغازهای هست الا دکان آیتاللهها.
اصولا در همهی شرایط بر اصلاحطلبان واجب است که خفه شوند، چون اطلاعات درست و حسابی از هیچ چیز که ندارند هیچ زباتشان هم دراز است و چپ و راست همه را تخطئه میکنند. بنده شما را محق میدانم که از انواع روشهای ممکن از جمله استفاده از مرحوم هیتلر یا موسولینی برای خفه کردن این جماعت احمق اصلاحطلب استفاده کنید.
اصولن در تمامی ادوار تاریخ تمرین دموکراسی مضحک بودهاست، بیجهت نیست که جناب افلاطون (رحمت الله علیه) میفرماید دموکراسی چیزی نیست جز مضحکه کردن دیگران. (البته از قول سقراط رضیالله عنه نقل به مضمون میکند که بنده هم ضمن تخلیص تفسیر به رای کردهام)
این نکته راهم عرض کنم که:
خب حالا خانم شجاعی در عین بیاطلاعی اشتباهی کرده و چنین حرفهایی زده، شما دیگر چرا کل منش اصلاحطلبی را زیر سوال میبرید.
شهاب شهسواری علویجه :: 3 اردیبهشت 1386 2:45 بֽظֽ
کاش اين "روش بهتر" فقط اززبان قدرتمداران و رده بالاها شنيده ميشد.
افسوس که خيلي هاي ديگر هم با همين داعيه ي روش بهتر و "کار فرهنگي" در روند کار چالش ايجاد مي کنند . اين
"کار فرهنگي " مثل اينکه فقط يک اسم است ، مفهوم ديگري ندارد.جنبش زنان مگر چه دارد غير از همين به قول روزنامه کيهان "دخترکان و پسرکان کمپين" ؟ چه راهي ميماند جر يک به يک گفتن و گفتن و بحث کردن .؟ تلويزيون وماهواره دارد؟ برج و سالن و ارگان رسمي دارد؟ حزب و لابي و کنگره دارد؟ ساده ترين و کوچکترين جمع هاي آموزشي اش هم که به لطف آقايان زير چتر تهديدهاي امنيتي و اطلاعاتي برگزار مي شود و نميشود .ديگر چه کار مي شود کرد ؟
اقبال :: 3 اردیبهشت 1386 2:32 بֽظֽ
حافظ:
بخت خواب آلوده ما بیدار خواهد شد دگر
فروغ:
وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغهای مرا تکه تکه میکردند.
وقتی که چشمهای کودکانه ی عشق مرا
با دستمال تیره ی قانون میبستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون میپاشید
وقتی که زندگی من دیگر
چیزی نبود، هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم، باید. باید. باید.
دیوانه وار دوست بدارم
....................................................
.... فرناز جان باور کن وقتی خودت را به جای زنهای دوران مشروطه و چند سالی بعد از آن بگذاری، خواهی دید که شرایط آنها صدها برابر مشکلتر بوده است. آنها موفق شدند پس شما هم موفق خواهید شد. نگران نباش، دوست آگاه و جسور من
موناهیتا :: 3 اردیبهشت 1386 2:11 بֽظֽ
|