Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

دوشنبه ۴ تیر ۸۶

بردگی جنسی نبود، میل خودشان بود!

 



ده روز پیش گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن و تعدادی از روزنامه نگاران، اساتید دانشگاهی و شماری از اعضای حزب لیرال دموکرات و حزب دموکرات این کشور نامه سرگشاده ای را در روزنامه واشنگتن پست منتشر کردند و استثمار جنسی سیستماتیک بیش از دویست هزار زن در این کشور در دوران جنگ جهانی دوم را منکر شدند. (+)

آنها در این نامه تاکید دارند که هیچ سند تاریخی در هیچ موسسه تحقیقاتی و به دست هیچ مورخ و محققی پیدا نشده است که حاکی از آن باشد که این زنان برخلاف میل خود و به اجبار مجبور به ارائه خدمات جنسی به نظامیان این کشور شده اند. و توضیح می دهند که در نتیجه دولت ژاپن عذرخواهی رسمی نخواهد کرد چرا که وقتی سندی در دست نیست، عذرخواهی تحریف واقعیت است.

در طول جنگ دوم جهانی، ژاپن یک سیستم بردگی جنسی نظامی را سازماندهی کرده بود که نیاز جنسی نیروهای نظامی ژاپن را ارضا و به آنها روحیه بهتری تزریق کند. دولت این کشور در جای جای مناطق جبهه های جنگی، ایستگاه هایی با نام "ایستگاه استراحت" ساخته بود و بیش از دویست هزار زن از مناطق آسیایی که تحت کنترل ژاپن بود در این ایستگاه ها مورد استثمار جنسی قرار می گرفتند.

بعد از پایان جنگ بسیاری از این زنان کشته شدند و تنها عده کمی از آنها به خانه ها و شهر خود برگشتند. و اکثر آنهایی هم که به خانه بازگشتند، با نفرت جامعه که آنها را کثیف و مورد شرم می دانستند مواجه شدند. سکوت غم انگیز این زنان سرانجام در سال 1991 شکسته شد؛ "کیم هاکسون" یکی از نجات یافتگان از سیستم استثمار جنسی که اهل کره جنوبی بود با شجاعت صدای خود را بلند کرد و از آنچه بر آنها رفته بود سخن گفت. زنان بسیار دیگری بعد از این حرکت جسورانه وی سکوت پنجاه ساله خود را شکستند و کمپین منسجمی را نیز سازماندهی کردند؛ کمپینی که مصرانه ایستاده است و خواهان عذرخواهی رسمی دولت ژاپن از زنانی است که در چنگال بردگی جنسی قانونی و دولتی تباه شدند.

"کیم هاکسون" در گفتگویی در جواب این سوال که عذرخواهی رسمی دولت ژاپن آیا مرهم دردهای او خواهد بود پاسخ داده بود: "چندین و چند عذرخواهی مرهم شب های سرد پر از تجاوز خواهد بود؟ مرهم پنج دهه سکوت...نه!نه! اما کشوری که ادعای دموکرات منشی دارد، باید به حقیقت تن دهد و از قبول مصیبت هایی که بر سر زنان و دختران آوار کرد با بی مسئولیتی مردسالارانه شانه خالی نکند."


Permalink | Comments 12
 


 

.:: نظرات خوانندگان



Vali moteassefaaneh man ba didane khabare DIROOZE ( na 40 saal pish) koshte shodane 110 afghaani ye gheire mosallah va nemidoonam chand araaghi tavassote sarbaaz haye amricaee bishtar be baazi ye mardaan bar sare naft va ghodrat imaan miavaram va didam ke eteraaz haye mardom va gorooh haye amrica ee va orupaee va hame jaaye donya hich kaari az pish naborde

---------
فرناز: :(

pejdad :: 10 تیر 1386 11:45 قֽظֽ


فرناز عزيز, اينكه هر دولتي در برابر جناياتي كه انجام داده بايد معذرت خواهي كند , حرفي توش نيست ولي آيا به اينكه چرا تا كنون آمريكا بخاطر بمب اتم از ژاپن عذر خواهي نكرده يا اينكه چرا دولت هاي كره و چين اين مساله را مسكوت گذاشته اند و هنوز كه هنوزه دارند ازژاپن غرامت جنگي دريافت مي كنند ( مي توني مساله را با جنگ خودمون مقايسه كني كه نتونستيم يك قران از جايي غرامت بگيريم), همه اينها نشان دهنده بازي سياسي دولت مردان گرامي است وگرنه فكر نمي كنم موضوعي به اين مهمي با اين همه شواهد از طرف دولتهاي كره و چين مسكوت بماند تا اينكه بالاخره خانم كيم هاكسون در سال 1991 لب به سخن بگشايد. اگر براي دولتهاشون سود داشت زودتر از اينها موضوع را رو مي كردند . پس فكر نمي كنم الان هم كسي عاشق قربانيان آن ماجرا شده, شايد سهام يك شركت رقيب كره اي و ژاپني از توازن خارج شده و بايد با وسط كشيدن اين داستان ها به حالت تعادل برگرده!

------------
فرناز: من درباره نقش و تاثیر اعتراض ها و کمپین های مردمی انقدر بدبینانه نگاه نمی کنم :-)

پژداد :: 10 تیر 1386 11:04 قֽظֽ


سلام
قصد اتهام زدن نبوده صرفا یک برداشت بود که به قول خود شما در مورد شما صدق نمیکنه من هم می پذیرم
البته مطلب طولانی که کامنت زدم چندان نزدیکی با مانیفست نداره توهم توطئه هم نیست

در روابط بین الملل 4 سطح تحلیل وجود داره sysytem level که قادر به بررسی تحولات بین المللی در سطح کلان هستش
subsystem level سطح منطقه ای
Unit level سطح ملی
subunit level خرد ترین سطح که به بررسی افراد و مسائل خرد میپردازه

متاسفانه برخی از تحلیلها به صورت مطلق گرفتار یکی از این سطوح میشن و قادر نیستن همه جوانب و ابعاد رو در تحلیل رصد کنند
کسانی که از سطح تحلیل کلان استفاده میکنن قدرت آینده نگری بالاتری دارن
بسیاری از حرکتهای اصلاحی در ایران از سطح تحلیل کلان یا همان system level بی بهره بودن و تنها به unit level
اکتفا کردن نتیجه اینکه دایره پیش بینی محدودی رو برای خودشون رقم زدن که آسیب پذیری جامعه ایران رو افزایش میده
شما خواهان اصلاحاتی هستید بیشتر با تمرکز بر مسائل زنان اما عملا خواسته یا نا خواسته برخی از تحولات منطقه ای و بین المللی رو نادیده میگیرید

خدا نگهدار

رضا نیسی :: 9 تیر 1386 5:49 بֽظֽ


بعضی نوشته ها آدم رو به هیجان میاره و بعضی ها آدم رو شوکه می کنه. خودکشی در هر شکل اش اگر عمیقآ درک بشه شدیدآ تکان دهنده ست. منظورم از "یخ کردم!" همین شوکه شدن بود. مثلآ ترانه ی "طلوع من" با اجرای سیاوش قمیشی رو گوش کردید؟ این ترانه مضمونش خودکشیه و در پس ظاهر زیبا و لحن ملایمش خیلی تکان دهنده ست... از فکر اینکه یک انسان به این نتیجه برسه که بمیره بهتره، مو به تن آدم سیخ می شه. من اولین بار وقتی خبر خودکشی یه دختر کم سن و سال رو شنیدم به این موضوع متوجه شدم. اون از دست شوهر مسن و البته پولدارش کتک می خورد و هیچ کس - حتی خانواده اش - ازش حمایت نمی کردند! مردک خبیث استاد دانشگاه شهید بهشتی هم بود!

از خبر خودکشی اش این قدر ناراحت شده بودم که یادداشت کوتاهی نوشتم به اسم "کبری رحمان پور تنها نخواهد بود" که در سرمایه منتشر شد... چند وقت پیش اولین سالگرد فوتش بود.

------------
فرناز: نیما جان برای من هم خودکشی همیشه شوکی به همراه دارد. اما درباره اتانازی خیلی این حس را ندارم. اتانازی مدت ها مشغله ذهنی من بود و درباره آن می خواندم و سعی می کردم از زوایای مختلف موضوع را بنگرم. هضم موضوع ایتدا برایم آسان نبود؛ بعدتر بود که اتانازی را به عنوان یک حق پذیرفتم. در مورد دختر متاسفم....بی نهایت متاسف. مواردی از این دست که مرد تحصیل کرده هم هست، کم نداریم و چقدر این اتفاق غم انگیز است...

نیما قاسمی :: 9 تیر 1386 2:14 قֽظֽ


درود

از یادداشت قبلی داغ شدم و از یادداشت ماقبلش یخ کردم!

من هم از شخصیت "زبر مدینه" در واکنش پنجم خوشم میاد. منتها فکر می کنم وجود این قبیل شخصیت های جذاب مرهون بقایای فرهنگ مادر- شاهیه که هنوز در برخی نقاط ایران به اشکالی باقی مونده تا اینکه مرهون چیزی از قبیل جنم یا ذات اونها باشه... وگرنه در سطح فرهنگ عامیانه (folk) ی مردم که زور بازو حرف اول رو می زنه هیچ مردی از هیچ زنی "مو نمی ریزه" و بدون اینکه خطری از ناحیه ی اون متوجهش باشه احترام نمی ذاره. یعنی نمی شه باور کرد در شبکه ی روابط یک جامعه ی مردسالار، رفتار مردان یک مرتبه چنین استثنایی پیدا کنه فقط به این خاطر که "مدیر بود و رهبر..." یا "سنت مردسالارانه زن ستیز ریشه دار را علیه خود بر نمی انگیخت...زیرکانه دورش می زد" و سبب هایی از این دست. باورش سخته...

مگر اینکه این رفتار احترام آمیز نسبت به یک زن مسن رو از آثار یک سنت دینی- فرهنگی بسیار بسیار قدیمی بدونیم که احتمالآ بعد از ورود آریایی های رمه دار - که به تبع شغل شون که شبانی بود و نه کشاورزی، مردسالار بودن - به مرور از بین رفته.

البته آشکاره که این نیاز به تحقیق بیشتر داره و به هر حال من این خانوم مرحوم رو که توصیف کردید نمی شناسم. در مورد ایشون شاید حق با شما باشه و به هر حال - از اونجایی که هنوز به خداوند معتقدم - صمیمانه امیدوارم آمرزیده و روحش قرین آرامش بشه.

خوشحالم که روحیات ایشان در شما حلول کرده...
پیروز باشید

------------
فرناز: نیما جان! من فکر می کنم مجموعه ای از این عوامل دست در دست هم در پیدایش جنین شخصیت هایی دخیل هستند. یا شاید حتا پیش زمینه خانوادگی زن در چنین جوامعی هم عامل مهمی باشد. نیما جان! امیدوارم روحیات او در من حلول کرده باشد، امیدوارم :-).....راستی!چرا از یادداشت ماقبل آن یخ کردید؟ :-)

نیما قاسمی :: 9 تیر 1386 0:46 قֽظֽ


سلام خانم
ملی گرایی خاصی در ایران در حال رشده این فرایند لزوما به مفهوم پیمودن مسیر صحیح در چارچوب ملی گرایی معتدل نیست.
از سویی ضدیت با ج.ا.ایران در میان بخشی از جوانان ظهور کرده که خلط این دو با یکدیگر شاخصه های خاصی رو به معتقدانش میده...
مصادیقی از چنین پدیده ای در حال ظهوره از جمله بزرگنمایی تاریخی ایران بیش از حد متعارف، به نمایش گذاشتن ناسیونالیسم از طریق هدف قرار دادن افراطی سایر تمدنها از جمله اعراب(حتی در رسانه های نوشتاری و دیجیتالی) و بالاخره استفاده از واژه هایی نامانوس و تغییر یافته با قواعدی غیر مستدل آنهم برای نشان دادن جلوه ای از ملی گرایی...

عنایت داشته باشین که بنده همه این موارد از جمله تغییر قواعد دستوری با اهدافی معین رو به مثابه مصادیق رشد ملی گرایی غیر متعارف در ایران ارزیابی کردم و لذا کنش شما و سایر وبلاگ نویسان در بکارگیری چنین قواعد زبانی بخشی از همین شاخصه های ملی گرایی نامتعارفه...
بسیاری از جوانانی که از چنین قواعدی بهره میگیرن اقدام خود را در راستای ضدیت با فرهنگ عربی تلقی میکنن چراکه معتقدند فرهنگ عربی ساختار جمهوری اسلامی رو شکل میده فی الواقع آنچه که انگیزه اصلی چنین رفتاریست نه ارتقا زبان ملی بلکه مخالفت با هر نوع مظهر عربی- اسلامیست چراکه چنین واکنش و حساسیتی نسبت به زبان های انگلیسی و فرانسوی در میان چنین قشری از جامعه وجود نداره

از سویی واگرایی خاصی در درون ایران با محوریت جهانی شدن و چه بسا جهانی سازی در حال شکل گیریه
آنجا که چنین قشری از جامعه برای بیان مخالفت با هر پدیده اسلامی و عربی از ملی گرایی بهره میگیرن و به اصطلاح استفاده ابزاری از ملی گرایی را پیشه میکنند اما در جایی که مولفه ها و شاخصه های واگرایی و جهانی سازی جلوه گر میشه با آغوش باز استقبال کرده و اندک مجالی به ملی گرایی برای حفظ هویت ملی و توان بومی در میان چنین قشری باقی نمیمونه و تصور اینکه شاخصه های چنین واگرایی ریشه در جهانی سازی داره و جهانی سازی نیز خاستگاهی در قلب غرب داره این گمانه رو تقویت میکنه که ملی گرایی و پاس داشتن زبان فارسی صرفا ابزار موقتی برای دور نمودن نمادهای تمدن عربی اسلامیست... از جمله این نمادها واژه های عربیست.
حال آنکه اندک واکنش ملی گرایانه در قبال پدیده های جهانی سازی دستکم در حوزه فرهنگی از سوی چنین قشری در ایران صورت نمیگیره بلکه اتفاقا پذیرای چنین ارزشهایی نیز هستن از جمله آن ارزشها فمینیسم هستش

این دوگانگی در برخورد و استفاده ابزاری از ناسیونالیسم از سویی و عدم توجه به همان ناسیونالیسم در میان چنین قشری ناظر بر این مدعاست که دیر یا زود به شکنندگی ساختارهای اجتماعی فرهنگی و ارزشی ایران برخورد میکنیم و چاره ای نیست جز آنکه ناظر از میان رفتن ناسیونالیسم میانه و معتدل و از سوی دیگر ظهور فرهنگی منبعث از پروژه جهانی سازی باشیم...شاید چنین اتفاقی برای شما بسیار جذاب باشه اما برای 2 دسته جالب نیست:

نخست برای آن دسته که به ناسیونالیسم معقول اعتقاد دارن
و دسته دوم معتقدین به ارزشهای مذهبی

البته رصد کردن این اتفاق که چنین واگرایی که از دل جهانی سازی متولد میشه شانس فعلیت یافتن نیروهای بالقوه قومیتی نظیر آذربایجان خوزستان کردستان بلوچستان را بسیار بسیار تقویت میکنه امر دشواری نیست در چنین شرایطی شانس ماندگاری ایرانی واحد بدون خدشه به تمامیت ارضی نزول میکنه و شما خواهید بود و ایرانستانی که از سویی محصول دل سپردن به جهانی سازیست و از سوی دیگر کم لطفی به توانمندی های بومی در حوزه های متعدد فرهنگی و ارزشی ست.
شاید بی دلیل نیست که بسیاری از متخصصین برجسته روابط بین الملل جهان آینده را جهانی با 500 کشور پیش بینی میکنن...

طولانی شد اما ضروری بود
وقت بخیر
خدانگهدار

------------
فرناز: مانیفست شما را خواندم، اما این پاسخ اتهامی که بی شناخت و استدلال به من می زنید، یعنی ضد عرب بودن نیست آقای نیسی....

رضا نیسی :: 7 تیر 1386 8:26 بֽظֽ


سلام خانم
به محتوای مطالب شما کاری ندارم هرچند برخی جای بحث داره اما فرصت بحث نیست
نکته ای در ارتباط با نحوه نگارش شما باید عرض کنم
شما بدلیل اینکه نسبت به زبان عربی حساسیت دارید تصور میکنید بهره گیری از قواعدی غیر معمول شما رو به زبان فارسی نزدیک تر و از عربی دورتر میکنه و شاید این مساله نیاز شما در بیان نفرت نسبت به زبان عربی رو ارضا میکنه...
اما برخی از لغاتی که شما آنها را تغییر میدهید عملا عباراتی عربی هستند و شما آن عبارت عربی را با دستورالعمل و قاعده فارسی ترکیب میکنید!! و یک لغتی بی هویت را نظیر حتا حتمن اصولن ... پدید میاد که حتما به شما در دوره دبیرستان گفته شده که بکارگیری دستورالعمل گرامری فارسی برای لغات عربی اشتباه گرامری داره
به عنوان یکی از اهالی خوزستان که بیش از 2 میلیون عرب زبان داره عرض میکنم که داشتن نگرشی حساسیت آمیز و تبعیض آمیز نسبت به اعراب به هر شیوه ممکن از سوی ایرانیانی که تنها با حکومت ج.ا.ایران مشکل دارن شایسته و برازنده ایرانی که چند قومیتی و چند فرهنگیه نیست...
تنها امیدوارم تنفر نسبت به اعراب را انکار نفرمائید که هرچند شما به شکل صریح چنین تنفری را مطرح نکردید اما عملا نگرش تبعیض آمیز سرکار نسبت به استفاده گسترده از واژگان انگلیسی و لاتین از مرسیه فرانسوی تا کامپیوتر تا بسیاری واژه های انگلیسی و غربی و عدم تلاش شما در برخوردی مشابه با اینگونه زبانها این گمانه رو تقویت میکنه که شما و نیز سایر هم فکران شما در وبلاگ نگرشی منفی نسبت به زبان عربی دارید حال آنکه چنین زبانی(عربی) در همسایگی ماست و طبیعیه که بخشی از عبارات رو از آن وام بگیریم اما زبان های غربی با هزاران کیلومتر فاصله برای شما حساسیت زا نیست
در پایان تنها به 2 نکته بسنده میکنم :
اگر برای شما اینقدر زبان فارسی اهمیت داره پس در ورد زبانهای غربی نیز باید این مساله رعایت بشه
و کلام آخر اینکه خلیج فارس نیز که با فاصله 1000 کیلومتری از تهران اینقدر برای شما مهمه یک عبارت کاملا عربیه پس حتما در جستجوی معادل آن باشید حتی شما نمیتونید بگید خلیج پارسی چون خلیج هم یک عبارت عربیه و الی آخر.......
ببخشید صریح صحبت کردم
خدا نگهدار

-------------
فرناز: من هیچ نگاه تبعیض آمیزی به هیچ زبان و نژاد و ملیت و فرهنگی ندارم و از افراد نژاد پرست به اندازه افراد ضد زن گریزانم. معتقدم فارسی را باید فارسی نوشت، همان طور که عربی را عربی، همان طور که انگلیسی را انگلیسی و هر زبان دیگری را هم به شیوه خود. در دانشگاه به اقتضای رشته تحصیلی ام یا شیوه نگارش صحیح فارسی تا حدی آشنا شدم و برخی پیشنهادات دستوری از جمله استفاده از ن به جای تنوین را هم می پسندم و رعایت می کنم. کمی آرام باشید. این جمله خود را یک بار دیگر ببینید:"تنها امیدوارم تنفر نسبت به اعراب را انکار نفرمایید..." شما چقدر من را می شناسید؟ بهتر است بپرسم اصلن می شناسید؟!! چطور انقدر شتاب زده، تند و عصبی قضاوت می کنید؟ من تنفری نسبت به مردم هیچ کجای جهان و هیچ زبان و فرهنگی ندارم...شما هم اگر اصرار دارید با چنین استدلال بی پایه و اساسی برای خود دشمن بتراشید، متاسفانه باید بدانید که نشانی را اشتباه آمدید!

رضا :: 6 تیر 1386 4:26 بֽظֽ


متاسفم.برای خودمان-که حتی حاضر نیستیم یک عذرخواهی خشک و خالی هم بکنبم.در همین ایران اسلامی...چه زنان و دخترانی که اعدام شدند.سنگسار شدند...شلاق خوردند و زندان رفتند...برای هیچ.برای مسایل خصوصی خودشان.برای پوچ ترین پوچها...کی زمان عذر خواهی این آقایان خواد رسید؟
درگذشت بانو مهستی را تسلیت میگویم...یک نمونه از همان زنانی است که به خاطر هیچ جامعه از حضورش محروم ماند...

--------
فرناز: حالا فعلن ببینیم آقایان ژاپن جاضر می شوند عذرخواهی کنند یا نه...آقایان ما پیشکش :-)

حامد :: 5 تیر 1386 2:50 قֽظֽ


سلام و خسته نباشید

می دونم سرتون خیلی شلوغه
اما از اونجایی که نه ایمیل جواب میدید و نه حال در مواقع انلاینی جواب میدید گفتیم این طوری یه سلامی بکنیم شاید یادتون بیاد

موفق باشی

---------
فرناز: سلام آقای یوسفی! من از شما ایمیلی دریافت نکردم! به نظرم ایمیلم این روزها کمی قاطی کرده :-)

مهدی یوسفی :: 4 تیر 1386 9:47 بֽظֽ


سلام!
آی ام دودی!

--------
فرناز: ؟؟؟

eghbal :: 4 تیر 1386 9:32 بֽظֽ


عجب ! حالا برای سیستم "تمایل سنجی " (!) حضرات چه سند و مدرکی وجود داره ؟!

---------
فرناز: همین را بگو لیلا جان :-)

لیلا :: 4 تیر 1386 3:41 بֽظֽ


چرا جای دوری بریم، همین تهران خودمون، کم نیستند ایستگاه‌های استراحت (با عرض معذرت از کسانی که از ایستگاه‌های خدمات شهری استفاده میکنند) البته بد نیست به عنوان پیشنهاد در شورای شهر این طرح مورد مداقه قرار بگیره تا بصورت رسمی ایستگاهی برای زنان ویژه!!! تحت عنوان ایستگاه استراحت(برای مردان) ایجاد کنند تا باعث اشتغال برای این عزیزان بشه. راستی یه سوال؟! حتما باید جنگی باشه تا این ایستگاه‌ها به وجودبیاد؟ما که نزده می‌رقصیم!!!

---------
فرناز: بله! ما ماشالله همیشه نزده در حال قر دادنیم!

مهیار :: 4 تیر 1386 3:31 بֽظֽ