Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

پنجشنبه ۱۴ تیر ۸۶

با زنان، دورتادور زمین

 



روز بیست و چهارم ژوئن، نیروهای پلیس پاکستان به زور وارد یک خانه امن در کراچی که دختر شانزده ساله ای که قربانی تجاوز گروهی یازده مرد است با خانواده اش در این خانه امن پناه گرفته بود شده و با خشونت تمام وسایل زندگی آنها را به خیابان ریختند. در بیست و هفتم ژانویه «نسیما لبانو» شانزده ساله قربانی تجاوز دسته جمعی یازده مرد در روستای محل زندگی خود شد. هیچگونه تحقیقات پلیسی مناسبی درباره این پرونده صورت نگرفت؛ چرا که فرماندار محل زندگی این دختر خود شریک جرم و در ارتباط با متجاوزین بود. زمانی که اعتراضات سازمان های محلی و سازمان های حقوق بشری درباره این تجاوز وحشیانه و عدم رسیدگی پلیس به پرونده آغاز شد، فرماندار این دختر و خانواده اش را روانه خانه امنی در کراچی نمود. یک ماه و نیم بعد به این خانواده گفته شد که باید به روستای محل زندگی خود بازگردند، اما با اعتراضات نهادهای حقوق بشری پاکستان و حتا تعدادی از رهبران سیاسی این کشور تصمیم گرفته شد که این خانواده در همان خانه امن بمانند. اما باز پلیس به این خانه امن حمله کرده و وسایل زندگی این خانواده را به خیابان ریخته و تمام مدت آنها مورد تهدید فرماندار و متجاوزین قرار می گیرند. این در حالی است که تنها چند نفر از متجاوزین تحت فشار افکار عمومی بازداشت شده اند که بنا بر گزارشات در زندان از آزادی کامل برخوردارند و گاهی هم به خانه های خود می روند! (+)

«مرکز بازپروری زنان» در نپال از تمام کوشندگان و نهادهای حقوق بشر و حقوق زنان درخواست کرده است که به حمایت دو تن از کنشگران این سازمان آیند که در یکی از مناطق فئودالی و کاملن مردسالار کشور نپال به کار در حوزه زنان و کمک به زنان قربانی خشونت مشغولند. این دو زن در این منطقه کاملن سنتی و مردسالار به زنان قربانی انواع خشونت ها کمک می کنند تا موارد خشونت را به پلیس اطلاع داده و پیگیری کنند و خدمات روانکاوی و حمایتی برای آنها فراهم می کنند. هر دو زن بارها تهدید به قتل، ربوده شدن و تجاوز گشته اند و دامنه این تهدیدها و ایجاد فضای رعب و وحشت برای ممانعت از کمک رسانی این دو زن به زنان این منطقه روز به روز تنگ تر می شود. اطلاعات بیشتر را در سایتی که به این منظور راه اندازی شده است می توانید به دست آورید و به حمایت از این دو کوشنده حقوق زنان بشتابید: (+)

در کردستان عراق قانون تازه ای به اجرا گذاشته شده است که زنان را موظف می کند که برای اخذ گذرنامه یک سرپرست مرد درخواست صدور گذرنامه آنها را امضا کند و در واقع با اجازه یک مرد می توانند گذرنامه دریافت کنند. این در حالی است که پیش از این زنان کرد عراقی نیازبه اجازه مرد برای دریافت گذرنامه نداشتند. ینا بر مقررات تازه اخذ پاسپورت، همه درخواست های صدور باید به بغداد فرستاده شوند و گذرنامه ها بعد از صدور در بغداد به کردستان فرستاده شوند. زنان کرد عراقی اعتراض به این نابرابری تازه را آغاز کرده اند و اعلام کرده اند که این قانون تازه در ضدیت با قانون اساسی عراق است که حق سفر (داخلی و خارجی) را برای هر دو جنس محترم و از حقوق اولیه به شمار آورده است.(+)

و بالاخره اینکه "یادها، سرگذشت ها و هنر زنان زندانی سیاسی ایران" نام وب سایتی است که دکتر شهرزاد مجاب مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تورنتو برای جمع آوری مجموعه سرگذشت ها، خاطرات، مقالات و آثار زنان زندانی سیاسی ایران به زبان انگلیسی راه اندازی کرده است. این وب سایت که زیر مجموعه ای از وب سایت دانشگاه تورنتو محسوب می شود، در معرفی خود اعلام می کند که قصد دارد به منبعی تحقیقی درباره زنان زندانی سیاسی ایران تبدیل شود. شهرزاد مجاب از همه علاقه مندان و افراد مطلع برای جمع آوری اسناد لازم نیز درخواست همکاری کرده است.

Permalink | Comments 11
 


 

.:: نظرات خوانندگان



وقتي اين متنها خوندم خدا را شكر كردم كه زن نيستم زن بودن خيلي سخته....وقتي هم مي خواي چيزهايي كه حق اوليه هست به دست بياري يكهو به خودت مي ايي و مي بيني خيلي چيزها باختي و يا ازش دور شدي ولي ادم چيزي نميگه و از درون مي شكند

شواليه :: 19 تیر 1386 1:10 قֽظֽ


اوه چه خشمگین !
شما پستی رو اینجا میذاری و کاری میکنی که دیگران درباره دوستانت و شما قضاوت کنن
همینطور که شما این حق رو داری درباره دیگران مثلا درباره صاحب کافی شاپ قضاوت کنی نباید انتظار داشته باشی دیگران درباره شما و دوستانت قضاوت نکنن

بای بای

-----------

فرناز: اینکه شما هدف از نوشتن پست را متوجه نشدید مشکل من نیست....بای بای :-)

ف.سبحان :: 18 تیر 1386 4:46 بֽظֽ


حکم ۵ سال زندان برای لقمان مهری, یکی دیگر از بازداشت شدگان اول ماه می سال ۱۳۸۴ شهر سقز از طرف دیوان عالی کشور تایید شد.

kaargar :: 18 تیر 1386 10:36 قֽظֽ


پس تازه دارن می شن مثل ایران. البته هنوز مونده تا بشن.

مهدی هنرپرداز :: 17 تیر 1386 3:40 بֽظֽ


از بین این 3 تا پست آخریش یعنی غیر منتظره ها اتفاق میفته واقعا در نوع خودش بی نظیره
البته خیلی هم غیر منتظره نیست مخصوصا از کسانی که به هیچ اصول اخلاقی پای بند نیستن بعضی اصول اخلاقی نسبی نیست اما مرام شما نسبیش کرده 1 بابایی در کامنتهای مربوط به همان پست میگفت انجمن فمینیستهای آمریکا برای زن سقط جنین رو قانونی میدونه یا یکی دیگه کامنت زده که سقط جنین در اینجور مواقع لازمه و....... اما کسی نمیگه که کشتن یک بچه بی نوا هرچند هم نامشروع باشه فرقی با کشتن یک انسان 30 ساله نداره منظورم زمانیه که از سن معینی فراتر بره و روح در بدن بچه باشه
خوب دیگه دنیای تکنولوژیه دنیای لیبرالیسم و فمینیسم و انترناسیونالیسم ! و این چیزاست اخلاق هم در این دنیا شده نسبی !
اون بچه بیچاره که حقی نداره ! اگه مامان هوس بازش بخواد بکشتش در این دنیا کسی نیست که ازش دفاع کنه شاید فمینیستها دفاع کنن !
میدونی چیه ؟
من فکر میکنم اینکه این خانم گفته همه چیز اتفاقی پیش اومده و من نمیدونم چی شد این آقاهه یکباره همینجوری افتاد توی بغلم و ..... همش یک دروغ بزرگه که خواسته باهاش رفتارش رو توجیه کنه چون هیچ زن پاکدامن و وفادار به همسر هرگز در این شرایط کوتاه نمیاد و بلافاصله مقاومت میکنه
اگه خواستی این جمله زیر رو سانسور کن اگه خواستی بذارش تا باور کنم شما واقعا از سانسور بدت میاد
عجب دوستانی داری شما! مراقب باش کمال ! همنشین در شما اثر نکنه
خواستم جمله آخری رو تیز تر بنویسم پیش خودم گفتم اخلاق هنوز برای من مثل بعضیا نسبی نشده و امیدوارم هیچوقت نشه
بای بای

------------
فرناز: شمادر جایگاهی نیستی که بخوای درباره من و دوستانم قضاوت کنی، اساسن هم چنین حقی را ندارید!

ف.سبحان :: 17 تیر 1386 3:37 بֽظֽ


سلام
خیلی جالب بود !
نه برای زشتی ها و تلخی هایشان!
بعد از این همه سال از پیدایش جنبش زنان در دنیا هنوز می بینیم که زنان در بعضی از نقاط دنیا هنوز پایین ترین سطح حقوق انسانی بر خوردار نیستند.

مهدی یوسفی :: 17 تیر 1386 3:20 قֽظֽ


فرناز جان، خوب در جنون این بابا که شکی نیست. موضوع جالب توجه بی استعدادی اوست حتا در فرصت طلبی.

ولی ازین گذشته خوب این "عقده و کینه طبقاتی" چی بود که گفتی؟ باباجان این که مثل همان است که طرف میگوید اینها فمینیست شدند چون عقده ای بودند!

-----------
فرناز: آقا می بینم اینترنشنال شدی ....بابا تبریکات :).... عقده و کینه طبقاتی را هم می نویسم نمنه هست استاد :-)...مخلصیم.

Qolang Iternational Laboratory :: 15 تیر 1386 2:15 قֽظֽ


پس در اینجا خانم ها از حقوق بیشتری برخوردارند که برای صدور پاسپورت مجزا فقط نیاز به اجازه محضری اقاشون (!!!) دارند .
راستی خوب شد جناب ... راجع بهت افشاگری کرد دخترجان تاکنون از ماهیت نئوکان، نئولیبرال، نئوسکولار و نئوفمینیست شما اطلاع نداشتم ! حالا میشه این کلمات رو ترجمه کنید ؟! :دی

----------
فرناز: چه علاقه ای هم به مشتقات "نئو" دارند لیلا جان:دی

لیلا :: 14 تیر 1386 11:47 بֽظֽ


وای خدایا منکه دو ساعت فقط به این افشاگری مخصوصا اون مقدمه اولش خندیدم .
حالا ای دختر نئوکان، نئولیبرال، نئوسکولار و نئوفمینیست میشه این سری که رفتی اون کافی شاپ منم ببری ؟من عشق پای سیبم . ازاون هشتاد میلیون در آمدت که چیزی کم نمیشه !!
سایتی هم که معرفی کردید باعث خوشحالی .خسته نباشن .

-----------
فرناز: آره! با ماشینم که صد میلیون تومان خریدم میام دنبالت بریم پای سیب یک میلیون تومانی بخوریم :))

mohi :: 14 تیر 1386 4:31 بֽظֽ


واوووو فرناز جان چه خوب که این آقا ،که از اصطاحاتی را هم که به کار برده اطلاعاتی ندارد، باعث شد من آن نوشته خوبت را بخوانم واقعاً دستت درد نکند عزیز. این دقیقاً همان نکته ای است که باید در میان ما ایرانیان راجع به آن یک تحقیق روانشناسانه اجتماعی انجام شود. ببین همین دورو بر خودم را که نگاه میکنم میبینیم پر هستند از آدمهایی مانند آن آقای صاحب کافی شاپ. ( یک مثال: دوستی دارم که مشاور مالی است یعنی اینکه به شرکتها و مردم ثروتمند میگیوید چه کار کنند که بیشتر با پول و سرمایه شان سود ببرند، و از همین راه برای خود زندگی مرفه ای دست و پا کرده. البته انسان خوبی است و خیلی هم در کارهای اجتماعی فعال است. ولی همین آدم مرتب دارد به سرمایه دارهای زالو صفت بدو بیراه میگوید و مرا هم لیبرال میخواند که ااز طبقه خود دور شده ام. ). جالبی نوشته تو برای من این است که تو هم این نکات ظریف و لی مهم را میبینی.

---------------
فرناز: چقدر هم مضحک و ترحم انگیز هستند این افراد موناهیتا جان:-)

موناهیتا :: 14 تیر 1386 2:50 بֽظֽ


تلخ .گس. ولي واقعي.

شيرين ناز :: 14 تیر 1386 1:07 بֽظֽ