Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۱۹ تیر ۸۶

زن عاشق تبعید شده به آزادی

 



اگر فضانوردی بودی،
تو را به قمر خویش فرا می خواندم،
در فرودگاه سندباد و سیمرغ و جنی و شاطر حسین،
و دیگر دوستانم به پیشبازت می آمدند،
علاء الدین، چراغ جادو و قالیچه پرنده اش را،
به تو پیشکش می کرد،
و من حکایت زنی را برایت روایت می کردم،
حکایت آن زن که بال هایش را بریدند،
و در تاریکی، مخفیانه خونش را جاری کردند.
زن از آن روز، آموخت که چون تو اوج گیرد...
و از آن روز، آسمان زندانش باشد،
و آزادی تبعیدگاهش...


غاده السمان، ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد

Permalink