Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

پنجشنبه ۱۸ مرداد ۸۶

بفرمایید تو، دم در بده!

 



از لوبیا پلو بدم می آید... این البته ربطی به این ندارد که از آدم های هموفوب متنفرم. اما خوب بد نیست که بدانید نه تنها از لوبیا پلو بدم می آید، که به نظرم غیر قابل معاشرت ترین افراد سینه چاکان و مریدان و هوراکش های دکاتر(جمع مسکر خود ساخته دکتر!!) عبدالکریم سروش، علی شریعتی، مصطفی ملکیان و امثالهم هستند. صدی نود نوشته های جلال آل احمد هم به نظرم مزخرف محض هستند؛ به خصوص ان رساله کذایی غرب زدگی و خوب البته چطور مردم می توانند ماهی را بخورند آخر؟!

گل گلایول آدم را یاد "خانم اجازه" می اندازد! و صد البته که هروقت صدای محسن نامجو از جایی پخش شود من از عربده هایش سرسام می گیرم و یاد جوگیری خوانندگی برادرم در حمام و زیر دوش می افتم. این البته احتمالن ربطی هم دارد به اینکه به نظرم مزخرف ترین، خنده دارترین و ابلهانه ترین دعوای تاریخ وبلاگستان فارسی، دعوا سر محسن نامجو و کافه شوکا بود و بستر مناسبی برای سنجش میزان سلول های خاکستری نداشته مغزها و ادعاهای کیلویی دموکراسی و آزادی بیان و سلیقه شخصی و حق انتخاب فردی و این صوبتها!

غیر جذاب ترین مردان کره خاکی به نظرم آن دسته ای هستند که قد کوتاه و چاق هستند و گردن شان کوتاه و عینکی هم هستند و احیانن در کمد لباس هایشان کت و شلوار قهوه ای هم پیدا می شود و گوشی موبایل سه کیلویی با کلی دنگ و فنگ هم از دستشان نمی افتد. خوب حالا شاید باید بگویم که غیر قابل اعتمادترین افراد کره زمین به نظرم آنهایی هستند که تغییرات صد و هشتاد درجه ای می کنند و این تغییرات از قضا و دست روزگار - باور بفرمایید عمدی نیست ها!!- با تغییرات سیاسی و وزش باد هم ارتباط پیدا می کند. مثلن از زن مسلمان چادری تبدیل به فمینیست سکولار و لائیک می شوند یا از فیلمساز ارزشی تبدیل به فیلمساز اپوزیسونی جات و بگیر برو آخر!

بدترین راه جلب توجه خودکشی نیمچه و نصفه است کلن اگر این کاره ای مگه پشت بام را ازت گرفتند داداش یا خواهر من؟! در عین حال یک گروه از کار درست ترین افراد همانهایی هستند که همان بار اول جوری خودکشی می کنند که کار تمام شود و شیوه های خلاقانه ای تو تریپ های ویرجینیا وولفی هم دارند و کلن بدجوری دم این گروه گرم! و کلن چرا مردم فکر می کنند رنگ طلایی رنگ شیکی است؟ و چطور کسی که حساسیت جنسی دارد متوجه زن ستیزی زبان شعری شاملو نمی شود آخر؟ و چرا کسی حواسش نیست که این حوادثی نویسان روزنامه ها صدی نود موارد به زنی که تنها مظنون است به اینکه شوهرش را کشته با در قتل او دست داشته می گویند زن شوهرکش و این را تیتر هم می کنند و کک هیچ احدی نمی گزد؟

والا به نظر این جانب همه وقتی زیر آفتاب برنزه نشده اید، زیباتر هستید و چرا از هر ده دختری که من می بینیم هشت تایشان دماع را عمل کرده و ابرو را تاتو؟! کلن مهم ترین دستاوردی که تکنولوژی می تواند کسب کند، طراحی دو دکمه Alt و Shift به شیوه ای است که برای تغییر زبان هی مجبور نباشی هردو را با هم بگیری و اگر بدانید چه صرفه جویی در وقت و انرژی و فسفر می شود!!

زبان شناسان آدم های کار درستی هستند چون اعتقاد دارند زبان، ان چیزی است که مردم می گویند و استفاده می کنند و ادبا آدم های کار درستی نیستند چون می گویند زبان اینی هست که ما می گوییم و هرچی مردم می گویند و استفاده می کنند که زبان نیست! و همین هست که کالباس انقدر پدیده غم انگیزی است و هیچ سالادی به پای سالاد شیرازی نمی رسد و نژاد پرست ها و ضد زن ها نفرت انگیزترین موجودات روی زمین هستند.

و این هم مشق امشب که مطلقن هیچ دستاوردی، هیچ دستاوردی، هیچ دستاوردی به دیکتاتوری مشروعیت نمی بخشد!

Permalink | Comments 24
 


 

.:: نظرات خوانندگان



سلام
باور نمی کنم .این جمله ها، این نوع سخن مال فرناز نبود. هرکس البته نظری دارد اما 10 دقیقه است مبهوت این مطلبم و مدام عکست با آن لبخند نمکین وآن چاله نمکینتر جلو می آید.... نه باور نمی کنم. این قدر تلخ؟ اینقدر هجوم به چیزهایی که شاید بسیار عزیزند برای دیگران؟! خواننده امروزت نیستم که باور کنم. فرناز عزیزم شاید سنت یعنی همه این جوش و خروش اما حیف قلم توست. می دانی که چون عزیزی این ها را نوشتم.
زاستی حال پدرت چطوره؟ و اینکه چرا سایتت مرتب ارور میده؟

----------
فرناز: گلنسا نازنین! چرا وقتی مدام بر عبارت "به نظر من" تاکید کرده ام برداشت شما هجوم است؟ من فکر می کنم این همه فرهنگ تعارف و رودربایستی ما است که نظرمان را مدام در لفافه می گوییم و تاب هیچ نظر صریح و رکی را نداریم. من مخالف این رسم هستم، آنهایی هم که من را از نزدیک می شناسند می دانند بی تعارف و رک و صریح نظرم را درباره همه چیز می گویم و به نظرم این شیوه مناسبی است. فکر می کنم همیشه شفافیت عیان بهتر از حرف در لفافه و صد تا تعریف است تا یک انتقادت را بگویی. برای همین است که در فضای وبلاگستان برای مثال وبلاگ "عقاید مرد رمانتیک با کلنگ" از وبلاگ های محبوب من است؛ چرا که صراحت و بی تعارفی غبطه برانگیزی دارد. صراحت کم نظیرش خود من را هم نشانه رفته است یا دو سه نفری از عزیرانم را. من اسم صراحت و نظر شخصی را هجوم نمی گذارم؛ هجوم به نظرم عربده کشی، فحش و ناسزا، اهانت و تهمت و افترا بستن است نه نظر شخصی بی تعارف. می دانید که شما هم برای من بی نهایت عزیز هستید :-)

پدرم خیلی بهترند گلنسا جان... سایت من چند هفته ای مشکلات هاست و سرور داشت...فکر می کنم الان مشکل حل شده باشد. درسته؟

گلنسا :: 28 مرداد 1386 2:03 قֽظֽ


خواهر چه کردی زدی کل کافه روشن فکری معاصر ایرانیزه شیعه ایزه نامجوایزه رو کمپلت با ختک یکی کردی ..همه موارد رو باهات هم درد و هم صدا و هم نای و هم نایژه ام غیر این نامجو ..باور کن دیوانه اش شدم نمی دونم چرا خیلی
فریاد درونه ..البته کماکان مخلصیم یعنی مخ less هستی

----------

فرناز: چاکریم برادر.....سلیقه ها فرق داره دیگه برادر. ما ارادتمندیم :دی

rouzbeh :: 25 مرداد 1386 9:32 قֽظֽ


با سلام
مطلب شمارا خواندم و بسيار متاسف شدم. كاش حداقل يك كتاب از دكتر علي شريعتي خوانده بوديد بعد اينگونه گستاخانه نظر مي رانديد. گويا شما در دشمني كور خود به هر كس كه نامش در جامعه به نيكي ياد شود مي تازيد و قصد به زير كشيدن او را داريد. شريعتي بنده خدا بود نه بنده پول و مكنت و مال شما هم مي توانيد اينگونه باشيد؟ به خداوند قادر اعتقاد داريد كه اينگونه يكي از بهترين خلايقش را به باد ناسزا مي گيريد؟
مطمئنم كه مجموعه كتاب هاي دكتر را نخوانده ايد كه اينگونه سخن مي گوييد. نگوييد كه خوانده ام اگر خوانده بوديد طرز تكلمتان اينگونه نبود. مطمئنا با نظر به چند كوچه و خيابان و كتابخانه كه به نام ايشان احداث گرديده است نتيجه گيري قاطعه اي فرموده ايد كه ايشان شايسته آنچه از ايشان مي گويند نيستند. درست است؟ متاسفم.
اگر امروز شريعتي در عرش فرهنگ و ادب و سياست اين مملكت است به خاطر اين است كه وجود او را نمي توان به عنوان يك بنده پاك و بي آلايش خداوند ناديده گرفت. زيرا آثار درخشان او اين اجازه را به هيچكس نمي دهند.
چه افراد موافق و چه افراد مخالف انقلاب شريعتي را مورد تاييد قرار مي دهند زيرا او حرف حق را مي زد و حرف حق گرچه تلخ اما مورد پذيرش همه است.
در پاره اي از ادوار گروهي ايشان را به ضد دين بودن محكوم كردند و گروهي به ضد شاه و ميهن بودن اما آنچه كه از او باقي ماند نام نيك بود و ديگر هيچ و اين است پاداش خداوند به آنانكه در را او تلاش و مجاهدت مي كنند.
من در جواب شما ديگر هيچ نمي گويم و كلام را مي سپارم به دكتر شريعتي كه گفتند:
\"بگذار مهتاب بتابد و سگان عو عو كنند.\"
اميدوارم اگر مطلبي داريد در پاسخ به سخنان من به مانند دوست قبل عنان از كف ندهيد و دچار عصبيت نشويد و با كلماتي كه شايسته است از دهان افراد بي فرهنگ و بي ادب خارج شود پاسخ نگوييد. با منطق و فراخي سينه مطالب خود را عرض كنيد. يا حداقل سلام كنيد تا بدانيم اين را كه به ما مي گوييد سزاوار ماست. زيرا سلام كلمه ست كه ادب گوينده را در همان ابتدا به مخاطب مي رساند.
خداوند مهربان و بخشاينده و پوشاننده گناهان نگاه دارنده شما باشد.
خسرو محمدي 38 ساله از تهران.

---------
فرناز: آفتاب امد دلیل آفتاب!! خیلی بامزه است...شما همیشه همین طور انقدر قاطعانه درباره افراد حکم می دهید؟ از کجا می دانید که من بیشتر از شما از شریعتی نخوانده باشم؟! تو چند خط نوشته نگاه کنید چندبار از واژه های مطمئن و اطمینان و میدانید استفاده کرده اید! بعد هم اگر برای شما مقدس هستند و عزیز این مساله من نیست... همان طور که شما حق دارید ایشون را پرستش کنید من هم حق دارم از ایشون هیچ خوشم نیاد. فکر هم نکنم درک این مساله خیلی دشوار و یازمند هوش بسیار باشد. در ضمن! چیزی وجود دارد به اسم آی پی... با همین آی پی 208.113.188.24 با سه اسم مختلف مینا عاشق شما، خسرو محمدی و IU دری وری و ناسزا گفته اید!! واقعن فرهیختگی علاقه مندان دکتر باعث مباهات است!!!

خسرو محمدي :: 24 مرداد 1386 0:26 بֽظֽ


سلام با اجازه یه لینک به وبلاگتون دادم

---------

فرناز: خواهش می کنم.

فرانک :: 24 مرداد 1386 9:19 قֽظֽ


be zoodi sitet be darak vasel mishe

Comming soon . . .

khodetam hamin tovr . . .

----------
فرناز: :-)))

IU :: 24 مرداد 1386 7:21 قֽظֽ


ساختار شکنی شخصیتی از این متنت خفن می باریداا...

مصاحبه ی "شهروند" نشریه ی ایرانیان مقیم کانادا، با من به مناسبت دریافت جایزه ی زنده یاد دکتر حامد شهیدیان:

http://www.shahrvand.com/?c=118&a=1114

نیما قاسمی :: 21 مرداد 1386 1:39 قֽظֽ


سلام
کیف نمودم
وقتی میگند از شیر مرغ تا جون ادمیزاد یعنی همین پست شما
و اما چند تا نکته:
1- پا توی کفش این عبرالکریم سروش نکنید ، چون همین فرداست که چند تا سخنرانی در مورد فلسفه مواضع فمینیستی فرناز سیفی در شعر مولانا ایراد کنه ها !!!
2-اخ که در مورد این نامجو گل گفتید خصوصا که هر روز مجبور باشی صداش رو توی محل کار تحمل کنی
3- راستی پریروز خواستم برای اون پنج دقیقا مزاحم بشم گفتند نیستید :-)

موفق باشید

مهدی یوسفی :: 21 مرداد 1386 1:31 قֽظֽ


ولي من عجيب باقالي پلو با گوشت رو دوست دارم. اونم تو رستورانل وكس طلايي كه ميگن رئيسش رفيق قلعه نويييه و تو كو آلالامپورم بوده.

ماه محو :: 20 مرداد 1386 6:29 بֽظֽ


فرناز عزیز ،درود
یه چیز و نفهمیدم،برام از تو بعید بود
ممنون میشم نظرت را روشن تر بگی
نامه آخر دکتر ملکی در مورد کشتار سال 67 و خوندی؟
صحبتهای این اولین رئیس بعد از شاه دانشگاه تهران رو تو خونه عبدالله مومنی شنیدی؟!
چه چیز چنین آدم نازنین و آزاده ای اونو غیر قابل معاشرت میکنه؟
مگه میشه زید آبادی رو دوست نداشت؟(با اون همه ارادتش به دکتر شریعتی)
من فکر میکنم خود شریعتی هم در دوران خودش آدم پیشرو،فهمیده ومبارزی دوست داشتنی بود
خیلی 100%ایست نظرت در مورد روشنفکرای دینی

مهدی مجتهدی :: 20 مرداد 1386 2:35 بֽظֽ


این پست که عالی بود هیچی.
اون بعععععععععععله توی اون قسمت سایلنسیز خیلی حال داد و همچنین اون جواب فینگلیش که به یکی داده بودی: ". والا وی نو یو آر سو اینتلیجنت اند اسمارت و اند کول "
خلاصه که آی لاو یو سو ماچ. کیس

--------
فرناز: خلاصه که ما خیلی مخلصیم اند یو آر سو لاولی :-*

لیلا :: 19 مرداد 1386 7:42 بֽظֽ


ای بابا تازه فهمیدم چرا اینقدر آدم نه چسب و غیر قابل معاشرتی هستم. به خاطر 5-4 هزار صفحه کتابیه که از دکتر شریعتی خوندم. کلیاتی غصه خوردم و گریه و مویه نمودم.
(جمع مکسر یا مسکر؟ کسگر یعنی مست کننده مثه شراب یا آب جو و الخ)

---------
فرناز: :-))

رضا :: 19 مرداد 1386 6:20 بֽظֽ


این هم مصاحبه ای که بهانه ای شد:
http://www.aftab.ir/news/2007/aug/05/c5c1186303294_art_culture_literature_verse_saghi_ghahreman.php

موناهیتا :: 19 مرداد 1386 4:44 بֽظֽ


آها دیدی دوزاری ام کج بود. منظورت انتخاب پارتنر برای خودت بود. من فکر کردم که ... سه کردم ها. همه اش به خاطر این شناسنامه است.

--------

فرنار» اوهو! همچین میگه شناسنامه یکی ندونه فکر می کنه هفتاد سالته ها :دی

موناهیتا :: 18 مرداد 1386 11:38 بֽظֽ


فرناز جان با اینکه با بعضی نکاتت کاملاً موافقم، به خصوص آن قسمت دکاتر و ...جلال آل احمد، خوب یک قسمتهایش هم سلیقه ای است دیگر مثل لوبیاپلو.... ولی آن قسمتی را که به ظاهر آدمها اشاره کرده ای نگرفتم. یعنی این تقصیر آنها است که قد و گردنشان کوتاه و چشمهایشان ضعیف است؟ راستش به این فکر افتادم که اگر روزی پیش آمد که خواستیم همدیگر را ببینیم اول یک ندا بهت بدهم که یکدفعه غش نکنی. البته شاید یک تمثیل است که دوزاری من برای آن کج است. غربت است دیگر.

-----------
فرناز: تنها یک سلیقه شخصی است موناهیتا جان که مردی با این ظاهر را به عنوان پارتنر برای خودم نمی پسندم. درست مثل لوبیا پلو که سلیقه شخصی است :-)

موناهیتا :: 18 مرداد 1386 11:07 بֽظֽ


ما منتظر فرمان شمائیم. امر بفرمائید، در محل حاضر می شیم:دی;)

---------
فرناز: می ایمیلم پس :دی

سیما :: 18 مرداد 1386 10:32 بֽظֽ


عرض کنم که بنده و ایشان هم به شدت مشتاق دیدار با شما هستیم:دی

----------
فرناز: به به! پس معطل چی هستیم؟ :دی

سیما :: 18 مرداد 1386 9:12 بֽظֽ


I tought you had more of a relativistic approach, and would examin everything in its own context and under its own circumistances rather than writing something like" the most un-attractive men are...". This post didn't go with the impression I had from you, .

-----------
فرناز: مریم جان! همه افراد دسلیقه های شخصی دارند و این ابدن ربطی به تفکر و دیدگاه آنها ندارد و ابدن هم چیز بدی نیست. "جذاب" و "زیبا" و مفاهیمی از این دست برای هرکس تعریفی و معیاری دارد که به گستره جهان این تعاریف می تواند متفاوت باشد. باور کنید برای مثال چامسکی یا ارونداتی روی که از مهم ترین فمینیست های کره زمین است نیز برای خود تعاریفی شخصی از جذاب و خواستنی و زیبا دارند:-) ...و شاید لازم باشد اضافه کنم این نظر شخصی من ابدن ارتباطی به نوع رفتار و نگاه من به شخصیت طرف ندارد؛ تنها برای رابطه احساسی و انتخاب پارتنر چنین مردی را نمی پسندم و بس. امیدوارم منظورم را توانسته باشم واضح مطرح کرده باشم.

Maryam :: 18 مرداد 1386 7:00 بֽظֽ


به همه اینا آهنگ های لس آنجلسی رو هم اضافه کنی و ارزون حساب کنی منم مشتری ام;) آها این کد را در جعبه مقابل تایپ کرده و کلید ارسال را بزنید هم ما رو قابل نمی دونه و حقیر نمی بینمش. واسه خوشگلیه آبجی؟

---------
فرناز: اون کد کلن همه مان را مچل کرده و اصولن انگار نیازی به زدنش هم نیست!! :D

40tike :: 18 مرداد 1386 5:41 بֽظֽ


به قول ننه‌بزرگمان "ای اوفیش...(به کسر ف)"... خلاصه این‌که چسبید...

---------
فرناز: :-)

Farbud :: 18 مرداد 1386 5:37 بֽظֽ


واااای فرناز جونم اینقدررر اینقدررر اینقدرررر از این پستت کیف کردم که نگو. خیلیی عالی بود:* مخصوصا از قسمت عربده های نامجو:دی
اما دو مورد!
من عاشق آهنگ "ای ساربان" نامجو ام. از معدود آهنگ های بی عربده اشه. گوشش کن حتماً:دی
و یکی دیگه اینکه، منم مثل تو از لوبیاپلو خیلی خوشم نمیاد. اما عااااااااااااااشق یه نفرم که عاشق لوبیاپلوئه;):دی

---------
فرناز: سیما جونم من هم عاشق یکی هستم که عاشق لوبیا پلو هست و والا می گویند لوبیا پلو هم خیلی عالی می پزد! چه تفاهمی...اون اهنگ نامجو را هم اگه تو تضمین می کنی چشم گوش می دهم. بعد هم اینکه تازشم من دلم می خواهد شما و عشقتون را ببینم :-)

سیما :: 18 مرداد 1386 4:04 بֽظֽ


منم از یه چیزایی خیلی بدم میاد مخصوصا فمینیست های عقده ای سوسول مسلک که فکر می کنند همیشه درست حرف می زنند ولی به اندازه یکی از همون لوبیا های لوبیا پولو عقل و شعور ندارند.

---------
فرناز: بابا سخت نگیر. والا وی نو یو آر سو اینتلیجنت اند اسمارت و اند کول :D

پیام :: 18 مرداد 1386 3:33 بֽظֽ


با اون تيكه خودكشي و زبان شناسان خيلي حال كردم! اما در مورد غيرجذاب ترين و غير قابل معاشرت ترين مخالفم! چون اصولا با هر نگاه مطلقي مخالفم!
مي بينم كه شروع كردي گوناگون مي نويسي! (;

منم يه دسته بنويسم!D:
اونايي كه هي مي گن انتقاد كنيد از ما، بعد به محض اينكه ازشون انتقاد مي كني مي گن، اين همه وبلاگ چرا اينجا رو مي خوني، اين همه روزنامه و مجله برو اونا رو بخون چرا مجله و روزنامه ما رو مي خري، چرا اگر برنامه ما رو دوست نداريد نگاه مي كنيد و... از ما انتقاد كنيد و پيشنهاد بدهيد!
از من انتقاد كنيد عزيزان مخاطب اما شك نكنيد كه من از همه تون بيشتر مي فهمم! D:

---------
فرناز: ایول...این گروه هم کاملن تایید می فرماییم...اصلن خوبه اینجوری پیش بره کلی این پست تکمیل میشه.

سفيد :: 18 مرداد 1386 2:25 بֽظֽ


مزاحم نیستم بیام تو ؟! :دی
با سینه چاکی و مریدی از هر سبک و سیاق مخالفم . اما زنده باد ماهی و ماهی خورها !!!
گل گلایول منو به یاد تخت فولاد ( قبرستان قدیمی اصفهان ) میندازه . صدای نامجو هم به یاد کل کل های اخیر وبلاگستان و عاشق سینه چاک نامجو جناب اسپیران غیاث ابادی وبلاگستان .
غیر جذاب ترین مردان کره خاکی مردان دارای شکم های فربه هستند که پیژامه هم می پوشند :دی
خودکشی رو که بی خیال . فعلا جون عزیزتر از اون هستم که بخوام اقدامی انجام بدم !
اشعار شاملو رو دوس دارم حتی با وجود زبان شعری به قول شما ...
راستی چرا اصطلاح " مرد زن کش " باب نیست ؟! احتمالا چون اقاها مالک جان ناموسشان هم هستند !!!
در مورد پاراگراف پنجم هم اظهار نظر نمی کنم چون به عمرم و تا این لحظه نه برنزه کردم و نه دماغ به تیغ جراح سپردم .
در مقوله زبان و زبان شناسی هم دخالت نمی کنم اما سالاد شیرازی رو صد در صد موافقم .
نژاد پرست ها و ضد زن ها نفرت انگیزترین موجودات روی زمین هستند. صحیح است صحیح است ...
هیچ دستاوردی هیچ دستاوردی هیچ دستاوردی به دیکتاتوری مشروعیت نمی بخشد !
چند بار باید بنویسیم خانم معلم عزیزم ؟ فکر کنم بعضی ها اگه صدبار هم از روش بنویسن و جریمه هم بشن نتیجه چندانی در مورد تغییر محتویات مخ شون (!) نداشته باشه .
پی نوشت : پستت عالی بود فرناز .

----------
فرناز: بابا پست من پیش کامنت شما باید لنگ بندازه لیلا جان...بابا شدیدن کارتون درسته ها ...اون آسپیران غیاث آبادی را خوب اومدی :-)))

لیلا :: 18 مرداد 1386 2:10 بֽظֽ


به این میگن یه مطلب اساسی و پرمحتوا که با تمام آشفتگی‌اش پر از نظم است و عقیده.
اضافه کن آن‌هایی رو که با شنیدن یک آهنگ شش و هشت ادعای روشنفکری‌شان می‌شود و می گویند مزخرف است در حالی که قر در کمرشان می‌لولد!
یا مثلآ اونایی که از این‌همه نوشته‌ی صادق هدایت آن خودکشی‌اش را در بوق و کرنا می‌کنند و برای آن تحسینش می‌کنند یکی نیست بگوید پس چرا شما هنوز زنده‌اید!
امیدوارم تو لیست کامنترهایی که واگویه‌های پریشان می‌کنند نباشد...

--------
فرناز: ایول فواد....این دو دسته را یادم نبود. ایول :)

tفؤاد :: 18 مرداد 1386 1:40 بֽظֽ