Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

جمعه ۲۰ مهر ۸۶

این فیلم های مستند را ببینید!

 



شهر هیلورسام مرکز رسانه ای این کشور است. نزدیک مرکز شهر مجموعه ای هست مثل مقر صدا و سیمای خودمان که در خیابان جام جم واقع شده است. همه شبکه های تلویزیونی و رادیویی این کشور هم در همین مجموعه است. دیروز با یکی از استادهایمان این شهرک رفته بودم...برای شرکت در برنامه ای با عنوان "News Input" که به پخش فیلم های مستندی از سراسر دنیا که با دید ژورنالیستی ساخته شده اند اختصاص داشت. شرکت کنندگان در برنامه همه روزنامه نگار، مجری رادیویی و تلویزیونی، برنامه ساز تلویزیونی و رادیویی و مستندساز بودند.

اولین فیلمی که در برنامه پخش شد مستندی با عنوان "The Battle of Chernobyl" به کارگردانی "توماس جانسون" مستندساز فرانسوی شبکه سه تلویزیونی فرانسه بود. فیلمی درباره فاجعه اتمی چرنوبیل و آسیب های ناشی از آن و آنچه برای مردم عادی باقی گذاشت. هشتصد هزار سرباز، کارگر معدن و کارگران عادی در طی هشت ماه در عملیات پاکسازی مواد رادیو اکتیو حاصل از انفجار در نیروگاه چرنوبیل کار کردند. در فیلم، مصاحبه های متعددی با تعدادی از این کارگران و سربازان که هنوز زنده اند و هر یک از دردهای جسمانی و ناتوانی های گوناگون جسمی حاصل از مواد رادیو اکتیو رنج می برند صورت گرفته بود. همه می گفتند هیچ یک از آنها خبرنداشت و نمی دانست در واقع در جهنمی که برای سلامتی همچون سم است مشغول به کار هستند. شاید یکی از جالب ترین بخش های مستند گفتگو با میخائیل گورباچف بود که در زمان وقوع فاجعه چرنوبیل، اداره شوروی را برعهده داشت. گورباچف امروز بعد از گذشت بیست سال از واقعه، اشتباه ها و سهم گریز ناپذیر حکومت روسیه در وقوع فاجعه چرنوبیل را گردن می گیرد، انکار نمی کند و با دیدی انتقادی عملکرد و اشتباه های آن زمان را می بیند. این مستند نود و چهار دقیقه ای پر بود از اسناد تاریخی، عکس ها و فیلم هایی از اولین روزهای بعد وقوع فاجعه، دربدری مردم عادی بعد از وقوع فاجعه و تلخی زندگی کارگرانی که در عملیات پاکسازی شرکت داشتند. دیدن این مستند شاید برای همه آنهایی که گلو پاره می کنند و از حق مسلم هسته ای دم می زنند، و یادشان رفته است که حق همه ما را کف دستمان گذاشته اند و هنوز سر حق زندگی و انسان بودن داریم می دویم، و همه آنهایی که دنیای تا بن دندان مسلح به مذاقشان خوش می آید، از نان شب هم واجب تر است...

مستندی با عنوان "قانا" که کارگردانش ایرانی است و تولید کننده آن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، هم در برنامه پخش شد. فیلم درباره کمپ سازمان ملل در روستای قانا در لبنان و فاجعه کشتار صد و شش ساکن این کمپ از سوی اسرائیل در سال 1996 است. محمد رضا عباسیان، کارگردان این مستند، دو روز قبل وقوع فاجعه برای ساختن مستندی از این کمپ به این روستا مراجعه کرده بود و اتفاقن در همان زمانی که در روستا بودند این فاجعه کشتار رخ می دهد. او هشت سال بعد بار دیگر به قانا برمی گردد تا ببیند چه بر سر بازماندگان کشتار آمده است و خیلی اتفاقی در میان عکس ها و فیلم هایی که از روز قبل فاجعه دارد، شواهدی پیدا می کند که نشان می دهد برخلاف ادعای دولت اسرائیل که این فاجعه اتفاقی رخ داد، حمله و کشتار برنامه ریزی شده بود. فیلم پر از تصاویر بسیار دردناک و تاثیرگذار از روز وقوع فاجعه بود و کارگردان مدارک و اسناد بسیاری جمع آوری کرده و نشان داده بود. اما متاسفانه ده دقیقه آخر فیلم تا می توانست قضاوت شخصی و نظر شخصی و حمله به دولت اسرائیل را جا به جای فیلم تکرار می کرد؛ عملی که ارزش آن همه دقت و کار پیگیر وی برای کشف حقیقت را زیر سوال می برد. در بحث های بعد از پخش فیلم نیز این مهم ترین نکته ای بود که مطرح می شد که چرا کارگردان قضاوت شخصی و خصومت شخصی خود را دخیل در فیلم کرده و به زور می خواهد به مخاطب بقبولاند؟ آن هم وقتی که تحقیقات و تصاویری که از کشتار ثبت کرده است به خوبی گویای عمق فاجعه است....

عنوان مستند بسیار تاثیرگذار دیگری که پخش شد " American Experience: Jonestown: The Life & Death of People's Temple" به کارگردانی "استنلی نلسون" بود. " جیم جونز" رهبر مذهبی کلیسایی در شهر سان فرانسیسکو در دهه هزار و نهصد و هفتاد میلادی بود که مردم بسیاری را که دغدغه تغییرات اجتماعی داشتند دور هم جمع کرده بود؛ او نفوذ عجیبی روی پیروان خود داشت و دست آخر با پیروان خود راهی جنگلی در منطقه گویانا شدند. او در این جنگل دیکتاتوری خود را شروع کرد، پیروان او حق تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو را نداشتند، تمام مدت حتا نیمه شب سخنرانی های جیم جونز پیوسته برای پیروانش پخش می شد، مردم تمام روز باید به سختی کار می کردند و اجازه تماس با اعضای خانواده خود را نداشتند و اگر کسی جرات می کرد و می گفت که می خواهد برگردد، خائن به جیمز جونز محسوب شده و مجازات می شد. بعد از آنکه خانواده های پیروان جیم جونز تظاهرات هایی در اعتراض به شرایط زندگی زندان مانند آنها انجام دادند، یکی از نمایندگان کنگره آمریکا که در زمینه حقوق بشر فعال بود تصمیم می گیرد راهی مقر جیم جونز و پیروانش شود تا ببیند شرایط چطور است...."رایان"، نماینده کنگره ای که راهی این سفر شد تنها کسی نبود که کشته شد....جیم جونز پیروانش را مجبور کرد تا دست به یک خودکشی دسته جمعی بزنند...نهصد و نه نفر در هفدهم نوامبر هزار و نهصد و هفتاد و هشت مجبور به خوردن سم شدند تا بزرگ ترین خودکشی دسته جمعی تاریخ بشریت را رقم بزنند... تصاویر کشته شدگان که کنار هم روی زمین افتاده اند، مادرانی که کودکان خود را در آغوش دارند، زن و شوهرهایی که یکدیگر را در آغوش گرفته اند و صدای جیغ های ترسان آنها قبل از خودکشی که مثل همه سخنرانی های جیم جونز ضبط شده است، فوق العاده دردناک بود... از این خودکشی دسته جمعی تنها پنج نفر جان سالم به در برده اند و با هر پنج نفر در فیلم مصاحبه شده است....هر یک از آنها چند عزیز از جمله همسر، فرزند، خواهر یا مادر را در این خودکشی گروهی از دست داده است.... و هر یک راوی قضه های تلخی از " جیم جونز" و موارد متعدد آزارهای جنسی او نسبت به زن و مرد و چنبره بختک مانند او بر زندگی هایشان و ترس و هراسی که بر دل آنها انداخته بود هستند... در این مستند نود دقیقه ای با دوستان ایام کودکی " جیم جونز" و کارشناسان متعدد در حوزه های تاریخ، جامعه شناسی، روان شناسی و غیره نیز گفتگو شده است. مردی که در ابتدا نماینده خدا و انسانی با دغدغه صلح و انسان دوستی شناخته می شد، دیکتاتور حقیر پارانوئیدی بود که بزرگ ترین فاجعه خودکشی جمعی بشریت را رقم زد... برای اطلاع بیشتر از جیم جونز اینجا را ببینید.

فیم بسیار جالب دیگر "Rosita" نام داشت. رزیتا، دخترک نه ساله اهل نیکاراگوئه که با پدر و مادر فقیرش در کاستا ریکا زندگی می کند، در راه مدرسه مورد تجاوز قرار می گیرد و باردار می شود. خبر این تجاوز و بارداری مثل بمب صدا می کند و به یکی از مهم ترین بحث های آمریکای لاتین تبدیل می شود که هنوز در اکثر کشورهایش سقط جنین غیرقانونی است. مسئولان بیمارستان دخترک را که هیچ تصوری از حاملگی ندارد در بیمارستان نگه می دارند؛ مقامات کلیسا چپ و راست سخنرانی می کنند که سقط جنین غیرقانونی است و اگر آنها این فرزند در راه را نمی خواهند، نوزاد را به کلیسا بدهند! وزیر کشور می آید و اندر باب اینکه از نظر فیزیولوژیکی بارداری برای دختر نه ساله خطری ندارد صحبت می کند و کسی نه به اثر روانی این امر روی رزیتای نه ساله فکر می کند و نه به خواسته پدر و مادرش که خواهان سقط جنین هستند اهمیتی می دهد. فمینیست ها و گروه های فمینیستی وارد عمل می شوندئ، وزارت بهداشت کاستاریکا قصد دارد رزیتای نه ساله را از خانواده اش جدا کرده و تحت نظر دولت نگه دارد تا بچه اش را به دنیا آورد؛ وزیر امور خانواده می گوید دولت به هیچ وجه اجازه سقط جنین که قتل محسوب می شود نمی دهد.... خانواده رزیتا مستاصل و پریشان و تحت نظرهستند. بالاخره فمینیست ها شبانه رزیتا و پدر و مادرش را از کاستاریکا به نیکاراگوئه فراری می دهند و سروصدا و کمپین اینترنتی و اطلاع رسانی خوبی را ترتیب می دهند. دولت نیکاراگوئه بالاخره تسلیم می شود، سه پزشک سقط جنین را روی رزیتا نه ساله که حالا سه ماهه و نیم از باردارش اش می گذرد انجام می دهند...در اثر تلاش های گروه های زنان وزیر بهداشت و خانواده مجبور به استعفا می شوند و بحث لزوم قانونی شدن سقط جنین بار دیگر در سطح وسیعی مطرح می شود...رزیتای نه ساله حالا باز به مدرسه می رود و یکی از فمینیست های فعال در ماجرا می گوید دیگر هرگز از آن اتفاق و حاملگی و سقط صحبتی نمی کند... در تمام فیلم رزیتا را نمی بینیم، تنها نقاشی های بسیار زیبای او نشان داده می شود و گفتگو با پدر و مادرش، فمینیست های فعال در ماجرا، مقامات کلیسا، وزیر بهداشت و رییس بیمارستان و ... تصویربرداری های فیلم فوق العاده دلنشین است، فیلم چندان با تکنیک های مستند ساخته نشده است، بسیار خوب تدوین شده است و یک ماجرای واقعی را به شیوه روایی دلنشینی بیان می کند. هنوز چند ماه از واقعه نگذشته است که این بار دختری دوازده ساله مورد تجاوز قرار می گیرد وباردار می شود.... و ماجرای غم انگیز رزیتا در آمریکای لاتین تکرار و تکرار می شود.....


Permalink | Comments 21
 


 

.:: نظرات خوانندگان



Salam Farnaaz jan, fekr mikardam ke in chand vaghte faghat sare man sholooghe, nagoo inja ham hesabi sholoogh shode, mibinam in fateme khanom ham kheili shakie... jalebe ke hatta baraye zan haghe entekhabe inke bache dashte bashe ya na ro ham ziad midoone, khob be in tartib mishe ke jamiate iran ye dafe az 35 million mishe nazdike 80 million ke lashgare basij be lotfe khoda va be hemmate rahemhaye madarani mesle fateme khanom ziad beshan. balke oontori betoonan kari az pish bebaran. in joor adam ke ba fekr nemitoonan kari bekonan hamishe daghdagheye ziad shodane bache hashoono daran. ye joorayee mesle madaraye afrighayee ke moratab bache dar mishan ke hade aghal yeki do ta az bachehashoon survive konan.
albate ye matlabe kheili jaleb dar morede in afrad ine ke mesle raees jomhoore besiar mohtaram soalati matrah mikonan va be serfe inke shoma javabe soal ro midoonid natije girie shakhsi mikonan. khob, in kheili ham ajib nist chon in tarze goftogoo az hozeye ghom sar cheshme migire va ina ham donbale roye hamoon mantegh hastan.

begzarim, khodet chekar mikoni? ba baroonaye seil asa chetori? bavar kon delam baraye baroonaye holland ham tang mishe. yadame ye rooz raftam kharid konam too albert haijn, vaghti raftam too hava bad nabood, biroon ke oomadam baroone badjoori miomad, ye khorde sabr kardam ke tamoom she vali didam faiede nadare. jat khali ta khoone ba docharkhe raftam vaghti ke residam mooshe aab keshide boodam.

khob dige, in text bishtar shakhsi shod ta public. LOL, movazebe khodet bash, too havaye alan kheili zood momkene sarma bekhori.khob dige, ghorbanet, rooze khoobi dashte bashi
felan bye

----------
Farnaz: definately Mahshid jan ;)

Mahsheed :: 26 مهر 1386 1:23 بֽظֽ


دوست عزيز و گل . . . اول اينكه همانطور كه عرض كردم فقط كساني بيدرنگ راه سوم را انتخاب ميكنند، كه زجر انتخاب دو راه قبل را به حد كفايت چشيده اند . . . اثر آسيب آن دو راه را روي گوشت و پوست خود حس ميكنند . . . ديگر توان خودخوري ها در تنهايي و يا بيرون ريزي هاي نا معقول را در خود نمي بينند . . . و با درون خود درك كرده اند كه اين واكنش ها حاصلي جز آسيب و تخريب آنچه از آنها باقي مانده ندارد. براي آنها اين موضوع اصلاً يك تئوري نيست بلكه تنها راه است. از طرفي مزۀ سازنده بودن راه سوم را هم چشيده اند. بلوغ نهفته در اين انتخاب را تجربه كرده اند. پس انتخاب سوم را رها نميكنند :) ببين تو خودت جواب خودت را داده اي: (( شاید آن لحظه تحت تاثیر خشم واکنش اغراق شده یا نادرستی نشان دهم که بعدتر مجبور بشوم کلی وقت صرف کنم تا اصلاحش کنم... )). ميبيني؟ :) واكنش به سادگي درون تو را بيرون ميآورد و تو ميزان اغراقي كه در درون كرده اي را ميبيني و شروع به اصلاح آن ميكني. ميداني روانشناسان و مربي ها چقدر زحمت ميكشند تا درون طرف را بيرون بياورند و سپس اصلاح را آغاز كنند؟؟ راه سوم به آساني اين كار را ميكند و انرژي خشم را در جهت اصلاح هدايت ميكند. در ابراز واكنش صادق باش . . . بگذار اغراق ها نمايان شود. . . از قضاوت ديگران نگران نشو . . . اين يك نوع خود سانسوريست. آدمها روزي كه خوب هستي دوستت دارند ولبخند ميزنند و فردا كه خوش خلق نيستي دوستت ندارند. احساس هايي اينچنين ناپايدار، كاملاً بي ارزشند. از طرفي تجمع اين خشم ها و اغراق ها جيزي از آدم باقي نمي گذارد جز يك درون مسموم . . . با بهترين آرزوها . . . بهترين. . .

علي :: 24 مهر 1386 10:01 قֽظֽ


سلام بر دوست قديمي
چطوري خانم :) ؟ همون اول كه خبر دادي كه بي خداحافظي رفتي برات ايميل دادم فرناز عزيز . نميدونم دريافت كردي يا نه. خودت خوبي؟ خانواده خوب هستند؟ :) از اطلاعاتي كه دادي ممنون. در مورد خشمي كه ميگي هي قورت ميدهي . . . حتماً ميدوني كه خشم يك انرژي هست كه به دليل تضاد تعريف هاي ما و آنچه در بيرون مي بينيم بوجود مي آيد. در اغلب اوقات اين انرژي به نحوي از گذشته ما قدرت ميگيرد و قوي تر ميشود. سه راه براي مواجه شدن با اين انرژي بيشتر وجود ندارد. اول ((بيرون ريزي)) كه منجر به تخريب بيرون چه به صورت فيزيكي ( دعوا يا شكستن وسايل و . . . ) و چه به صورت تخريب شخصيت يا ذهن طرف مقابل ميشود. دوم (( درون ريزي)) كه منجر به تخريب درون ميگردد و در جوامع مانند ما بسيار معمول است. اين دو واكنش بسيار خطرناك هست چون در هر دو مورد افراد اسير عكس العمل خودشان هستند . . . از طرفي هر دو تخريب ميكنند . . . و عملاً كسي اقدام به تخريب بيرون ميكند و كسي كه اقدام به درون ريزي ميكند هيچ فرقي با هم ندارند. كسي كه خودخوري ميكند با كسي كه ظروف اطراف خود را پرت ميكند هيچ تفاوتي ندارد. هر دو تخريب را انتخاب كرده اند. ضمن اينكه درون ريزي اين انرژي بسيار خطرناك تر هست و هميشه قدرت انرژي خشم را بيشتر ميكند. كساني كه آسيب اين دو عكس العمل راتجربه كرده اند بي درنگ راه سوم را انتخاب ميكنند. يعني به محض ديدن تناقض تعاريف خود و بيرون و قبل از قدرت گرفتن اين انرژي و تبديل آن به خشمي مخرب، آنرا ابراز ميكنند. . . درست در همان لحظۀ ديدن تناقض! به همين دليل يا تعاريف بيرون را نقد ميكنند يا تعريف دروني خود را اصلاح ميكنند. . . و به اين ترتيب اين انرژي را تبديل به يك انرژي سازنده ميكنند. خب كف مرتب بزنيد دارم از ممبر ميآم پايين . . . شُله . . . شُله . . .

---------------
فرناز: علی جانم دلتنگت شدم. می دانی در تئوری با آنچه می گویی موافقم؛ اما عملن همیشه ممکن نیست در لحظه واکنش نشان داد. ضمن اینکه من همیشه این نگرانی پس ذهن را هم دارم که شاید آن لحظه تحت تاثیر خشم واکنش اغراق شده یا نادرستی نشان دهم که بعدتر مجبور بشوم کلی وقت صرف کنم تا اصلاحش کنم. نمی دانم راه درست واقعن چیست...

علي :: 23 مهر 1386 3:19 بֽظֽ


فاطمه خانم عزیز من ایمیل شما رو برای چندمین بار دریافت کردم !! عزیز جان تو واقعا اینقدر کار و زندگی نداری؟ مطمئن باش ان دوستانی که این وبلاگ رو می خونن همه کامنت ها رو مطالعه می کنند دیگه نیازی به ارسال اینگونه ایمیل ها و به خیال خودت سم پاشی نیست ! :دی

-------------
فرناز: چقدر منسجم هم ماشالله عمل می کند. ما هم که لابد دراز گوش هستیم نمی دانیم از کجا آب می خورد :دی

لیلا :: 23 مهر 1386 6:08 قֽظֽ


سلام
این فاطمه ها همیشه به رسم دیرینه ی خود هوچی گری میکنند. نمی فهمند.
همراهم
شاد و موفق باشید
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی

-----------
فرناز: سخت نباید گرفت :-)

پیامبر دیوانه (محمد علیجانی) :: 22 مهر 1386 9:37 قֽظֽ


ممنون که حالم رو پرسیدی. خوبم اما البته نه بخوبی شما، فیلمای جالبی می بینی. بجاش من غصه تعداد پیپرها و امتحاناتم رو میخورم. یه جورائی بهت حسودی کردم و حتی به انتخاب رشته ام اساسی شک کردم. همین الانم مشغول انجام یکیشون بودم. البته جدی نگیر اینا غرهای آخر شبه. در هر صورت هر جا هستی و هر چه میکنی همیشه شاد و موفق باشی. مهم اینه که حداقل فعلا سایه سنگین ج.ا. بر سرت نیست. لذت ببر. راستی جنوبتر از هیلورسوم و اینطرفها اومدی از دیدنت خوشحال میشیم.
با مهر
کوشا

----------
فرناز: های های من هم ترم دیگر باید هی ماتم پیپر بگیرم...های های.. باشه امدم حتما خبرت می کنم :-)

کوشا :: 22 مهر 1386 2:16 قֽظֽ


ببخشيد فاطمه خانم، تصادفا نام فاميل شما رجبی نيستش؟

فرناز اين خانم کامنت هاشو تو وبلاگ من طی ده کامنت کپی کرده و حسابی ازت شاکيه (: اومدم ببينم چه خبره هه هه هه

-------------
فرناز: :-))....ندا جان بدهکار ایشون شدیم که چرا مخالف سقط جنین نیستیم و فکر نمی کنیم اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود!! بعضی روزها وبلاگستان فارسی بدجوری خنده دار می شود...مگه نه؟ :دی

Neda :: 21 مهر 1386 11:12 بֽظֽ


وقتی عاقبت این سایت رو دیدین بیشتر به خنده میفتین پس خوش باشین
http://tjdaily.mihanblog.com
البته نه فعلا زوده حالا حالا ها تیم هکرمون رو بکار نمیبریم چون شیوه دردناک تری رو تجربه میکنی زیاد طول نمیکشه
یادت باشه خودت خواستی میتونست همه چیز آروم به شیوه منطقی که داشت پیش بره اما خودت زدی جاده خاکی خودت شیوه نامتعارف رو انتخاب کردی پس در آینده هر بلایی بر سر وبت اومد اعتراض نکن خودم از شیوه های جاده خاکی خوشم نمیاد ولی باید تجربه کنی چون وقتی سانسور چی میشی انتظار عاقبتش رو باید داشته باشی
والسلام...

--------------
فرناز: به به! همکاران اسلام ناب محمدی فاطمه خانم هم وارد می شوند!!

فمینیست :: 21 مهر 1386 10:46 بֽظֽ


دیوانه ها همیشه شاد هستن نیاز به محرک ندارن...

------------
فرناز: آدرس ایمیلت منو کشته!

فمینیست :: 21 مهر 1386 10:34 بֽظֽ


با سلام خانم فاطمه مطلبی را بصورت سوال و جواب در وب لاگ من گذاشته لطف کنید بررسی کنید چون مربوط به شماست در صورتی که صلاح دانستید نباشد خبرم دهید تا حذفشان کنم .
در ضمن به شما هم تبریک می گویم به خاطر سایتی به این زیبایی . نه زیبایی ظاهری که اثری قوی و افتخاریست برای ما که زن بودنمان را رخ بنمایانیم به دیگران که زن فقط به جمالش نیست که کمالاتش بس کم از جمالش نیست .

------------
فرناز: ایشون به نظر زیاد حال مساعدی ندارند. به هرحال به نظرم باید با بیمار گاهی مدارا کرد. هرجور خودتان صلاح می دانید برخورد کنید. ممنون از لطفتان و تعریفتان :-)

ماه طلا :: 21 مهر 1386 10:03 بֽظֽ


دلم از اين فيلم‌ها خواست.بي‌رحم حالا ما از كجا اين مستندها را پيدا كنيم ؟

-----------
فرناز: فهیمه جانم آن ایرانی که راحت پیدا می شود. چرنوبیل را هم فکر کنم بشود تو ایران پیدا کرد. برای رزیتا هم من با کارگردانش می خواهم تماس بگیرم، چون تلاش های فمینیستی را نشان می داد به نظرم لازم و خوبه که بچه های فعال زنان در ایران فیلم را ببینند. کلن بذار یک کم بگردم شاید بشه فیلم ها را یافت و فرستاد ایران عزیزم :-)

فهيمه :: 21 مهر 1386 7:29 بֽظֽ


اوووووه ..بابا بي خيال ..فاطي خانم بدجور قاطي كرده ! بهش يه ليوان آب بدين آروم شه . چطوري بحث به اينجا رسيد ؟نميدونم يعني به قول خودشون حذف نه ببخشيد سانسور !! دوتا كامنت اين همه سر صدا و پخش تو وبلاگهاي ديگه داره ؟
آه ....آدم نميدونه چي بگه ! جدا خنده داره ...

------------------

فرناز: هیچی نیاد گفت ...همان باید خندید! :-)

mohi :: 21 مهر 1386 5:49 بֽظֽ


این فاطمه خانم سرویس کرده‌ن. جمعش کنید بانو.

-------------
فرناز: با بیمار باید مدارا کرد دیگر :دی

Farbud :: 21 مهر 1386 5:18 بֽظֽ


فرناز عزیز و ضد سانسور
بنده مطابی رو که سانسور کردید به دوستان نزدیکتان نشان میدم که 2 روی یک سکه رو ملاحظه کنند روی مدعی و روی دیگه متاسفانه توتالیتر
متاسفم که باید عرض کنم شما برای اینکه پاسخ منطقی و عمق تحلیلی ندارید قادر به پاسخ به 2 کامنت دیگری که ارسال کردم نبودید لذا سانسور کردید آنهم بدلایل واهی از جمله اینکه فرمودین حوصله بحث ندارین !!
بدون حوصله میخواهید فمینیسم و لیبرالیسم رو گسترش بدین ؟! حتما موفق میشین
به جای شما دوستانتان آن دو کامنت رو خواهند دید

-------------
فرناز: مرسی که آخر هفته ای دل ما را شاد می کنید :دی

فاطمه :: 21 مهر 1386 3:35 بֽظֽ


این فاطمه کماندوها اینجا چه کار میکنن؟ یک مملکت نهی از منکر میکنن بستشون نیست سراغ صفحه های شخصی مجازی آدمها هم میان

-----------
فرناز: فکر کنم به اندازه کافی صحبت کردند و نظرات و قضاوت ها و انگ هایشان را زدند! واقعا کافیه دیگه :-) حوصله بحث هم ندارم. اصولن به نظرم وقتی حداقل زمینه ها وجود ندارد بحث کردن کار بی فایده ای است. شما خوبید؟

کوشا :: 21 مهر 1386 2:12 بֽظֽ


پاسخ شما همانی بود که انتظار داشتم یعنی جنین را شما بخشی از بدن مادر میدانید یک هویت و ارزش مستقل برای آن قائل نیستین خوب البته این یعنی اینکه حقوق بشر لیبرالیستی و غربی در این یک مورد دارای تناقضه. چرا؟
به این علت که لیبرالیسم بر اساس حداکثر سازی لذت و اختیار فردی پایه گذاری شده و مادر از قبل این رکن خودش رو صاحب اختیار مرگ یا تداوم زندگی یک موجود زنده میدونه و ارزش جنین بستگی به میل و هوس مادر داره!!
شما برای یک موجود زنده بنام جنین ارزش مستقل قائل نیستید چون این جنین رو در تضاد با اختیار زن میدونید اما یک ذره به این فکر نمیکنید این موجود زنده به ویژه پس از 3 ماهگی دارای 2 رکن زیستی و روحی هستش
اگه این حرف شما رو ناراحت نمیکنه باید در کمال احترام عرض کنم کشتن یک جنین زنده که روح در بدن داره آنهم از روی اختیار و نخواستنش با قتل یک انسان 30 ساله بالغ فرقی نداره اما یک فرق داره جنین بیچاره در کمال بی رحمی گرفتار خود محوری انسانهای دیگه شده و وکیلی نداره که ازش دفاع کنه

-------------
فرناز: شما چقدر بامزه هستید! از من سوال می کنید در اروپا قانون به چه شکل است، من برایتان توضیح می دهم بعد قانون ان کشور را می گذارید نظر شخصی من!!! همیشه انقدر خوب و دقیق سوال می پرسید و جواب را می خوانید و انقدر خوب قانون و حقیقت موجود را با باورهای شخصی افراد تفکیک می کنید؟! راستی! لابد چون اسلام شما گفته است جنین بعد سه ماهگی روح دارد همه بشریت باید مطیع این نظر باشند و دربست قبولش کنند!! عجب!

فاطمه :: 21 مهر 1386 0:59 بֽظֽ


و اما مورد فیلم قانا که اشاره کردید 10 دقیقه درباره جانی بودن و تروریست بودن اسرائیل سخن گفته چرا شما رو اینهمه پریشان کرده؟ مگر 24 ساعته آنها و دوستان آمریکایی انواع و اقسام اتهامات را به مسلمانان شیعه نسبت نمیدهن مگر همانها 24 ساعته طرحهای جنگی رو بر ضد ایران و سایر کشورها در رسانه های خود مرور نمیکنند پس لطفا در مورد موکل خود (اسرائیل) تجدید نظر کنید و از تنها 10 دقیقه برخورد رسانه ای بگذرید
امیدوارم هر دو کامنت رو با همان استدلال وزیر ارشاد ایران سانسور نکنید مخصوصا اگر پاسخ کامنت پیشین رو میدونید بفرمائید.

----------
فرناز: من از این نگاه و شیوه انگ زنی مدل جمهوری اسلامی بسیار بدم میاد. به کسی هم اجازه نمی دهم اینجا چه به من و چه به دیگران راه بیفتد بیخود و بی دلیل اتهام بگوید. شما وقتی ابدن ذره ای نمی دانید نظر و نگاه من به مساله اسرائیل و فلسطین چه چیز است، حق موکل تعیین کردن برای من ندارید! ضمن اینکه این شیوه " موشک جواب موشک" مخصوص ذوب شدگان اسلام ناب محمدی برای من غیر قابل قبول و مبتذل است. بار دیگر از این دست کامنت های توهین آمیز پر اتهام خطاب به من یا کس دیگر بنویسید منتشر نخواهد شد. وزیر ارشاد ایران هم اتفاقن مثل شما به آدم ها انگ و اتهام می زند!

فاطمه :: 21 مهر 1386 5:51 قֽظֽ


شما میدونید در چند ماهگی زن میتونه در اروپای غربی و مرکزی سقط جنین کنه ؟ مثلا در 7- 8 ماهگی که روح در بدن کودکه میتونه مادر سقطتش کنه؟
و مورد دیگه اینکه همینطوری بدون دلیل پزشکی قانع کننده و صرفا از روی نخواستن (یعنی میل به نخواستن) میتونه از نظر قانون چنین قتلی رو انجام بده ؟(البته اگه این حاملگی بر اساس یک تجاوز نباشه)

ممنون میشم اگه میدونید پاسخ بفرمائید

-------------
فرناز: در اکثر کشورهای اروپایی تا پنچ ماهگی می توانند سقط کنند. بعد از آن اصولن سقط جنین برای زن خطرناک است؛ چراکه جنبین بزرگ شده است و سقط بسیار مشکل می شود. و بله! برای سقط جنین در اکثر این کشورها نیاز به هیچ دلیلی نیست. چون اختیار بدن در دست صاحب بدن است و او هست که تصمیم می گیرد می خواهد این جنین را نگه دارد یا خیر.

فاطمه :: 21 مهر 1386 5:38 قֽظֽ


baba dari hesabi ye oriana falachi mishia :D ba darsa che mikoni? emtehanaye shoma shoru nashode hanuz? :)) man ke ba ye dast to sare khodam mizanam ba ye dast tuye ketaba :D

------------
فرناز: من هفته اینده را تعطیلیم و کیف می کنیم :دی....امتحان هم هنوز شروع نشده :دی

sina :: 21 مهر 1386 2:35 قֽظֽ


کاش شیر پاک خورده ای پیدا شود و فیلمی مستند از روزگار فاجعه بار ملت ما در این مرگ آباد بسازد . کاش دل دل سوزان هموطن اول برای ایرانمان بسوزد
یا حق

علی کلائی :: 21 مهر 1386 2:06 قֽظֽ


برای کسانی که فرانسه اند، جنگ چرنوبیل رو می تونین این جا دانلود کنین.
http://programmes.france3.fr/la-bataille-de-tchernobyl/videos/territoires.php3
بقیه هم می تونن این جا ببینن اش.
http://www.dailymotion.com/video/xb8zk_la-bataille-de-tchernobyl

Diba :: 20 مهر 1386 8:52 بֽظֽ