Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۸ آبان ۸۶

یتیمی دگرباره واژه ها

 



«سروش نوجوان» بخشی از خاطرات نوجوانی من است... قبل تر از «ایران جوان»... و «قیصر امین پور» در خاطرات نوجوانی مترادف با «سروش نوجوان» بود... و تصویر نقاشی شده چهره اش در کتاب ادبیات دوم راهنمایی...در بخش «آشنایی با شاعران معاصر ایران»...

اولین عشق که از راه رسید، اولین بوسیدن ها، اولین دست هایی که سردی دیوار پشت سر را لمس کرد و لبش داغ بود از تمنای خواستن، عاشقانه های کم نظیر «قیصر امین پور» همدم نجواها بود... «قیصر امین پور» با اولین عشق شد مترادف عشق... همانطور که خودش سروده بود: و قاف حرف آخر عشق است/ آنجا كه نام كوچك من آغاز مي شود !

از معدود اهالی شعر بود که آبرو شعر بود، آبروی واژه ها، آبروی عشق... رفتن قیصر امین پور و آن دیگر معدود آبروهای شعری ما، واژه ها را یتیم می کند... از صبح به تصویر واژه ها نگاه می کنم و در چشمم امتداد واژه ها کنار هم لرزانند....

تلخ است که دیگر آن روح بزرگ را نداریم که غلیان کند، بجوشد و شعر بسراید برای ما... امروز، زندگی بالاخره ما را بازی گرفت...خودش گفته بود: دیروز/ ما زندگی را/به بازی گرفتیم/ امروز/ او، ما را/ فردا؟...

کاش شعر باز یتیم نمی شد... چه تلخ که دیگر قیصر امین پور نیست...چه خوب که هنوز سیمین بهبهانی هست، احمدرضا احمدی هست، و سید علی صالحی، و شمس لنگرودی... آن کلمه سه حرفی گوش نواز- عشق را می گویم- بی قیصر حالا چطور سرخواهد کرد؟...

+ به یاد و خاطره قیصر امین پور و با احترام به روح بزرگش، باشد که آرام گرفته باشد

+ ناگهان چقدر زود دير ميشود...(گزارش تصویری ایسنا)

+ گزارش تصويري حضور شاعران و اهالي فرهنگ در بيمارستان دي (گزارش تصویری جام جم)

+ قیصر...

+ و من افتخار می کنم که روزی شاگرد شما بوده ام...

Permalink | Comments 14
 


 

.:: نظرات خوانندگان



That's not a very nice thing to say about you
so bye bye

Lili :: 13 آبان 1386 8:43 بֽظֽ


براي اون دوست ضد رژيم واقعا متاسف هستم .كاش ياد مي گرفتيم كه شخصيت و وجود آدمها و كارهايي كه كردن رو با چيز هاي بي ارزشي مثل سياست و ... قاطي نكنيم . هرچند هر كس براي خودش نظري داره و مسلما محترم ِ .!.

------------
فرناز: والا من با این جمله نظر همه محترمه کمی مشکل دارم. برای مثال نظر تروریست مبنی بر کشتن مخالف کجا محترمه اخه؟ :)

mohi :: 13 آبان 1386 5:49 بֽظֽ


چه محبوبیتی در فمینیست ها داشت و ما نمی دانستیم

-----------
فرناز: تعجب کردید؟ :-)

نیم :: 11 آبان 1386 3:54 قֽظֽ


سلام فرناز خانم....از روی شعرش برای خودم کپی برداری کرده بودم قرار بود پیام(داداشم)که با او در کلاسهای دانشکده ادبیات دمخور بود نشانش بدهد برای کسب اجازه که نشد...."و قاف ...حرف آخر عشق است...جایی که اسم کوچک من آغاز میشود".........واین کپی برداری حریصانه و شیطنت آمیز من:"و (ف) ..حرف آخر لطف است..جایی که اسم کوچک من آغاز میشود"....بگذریم .... مهمترین ویز گی خوبت این است که به موقع مینویسی و با جوابهای سریع و صریح خاصیت و وجه تمایز nteractive بودن رسانه مجازی که در نظریه های ارتباطات خیلی هم مهم است را رعایت میکنی این جواب میدهد ...کار اصولی...

-------------
فرناز: ممنون از تعریف فرجام جان...خیلی مرگ ایشون واقعه بدی بود، خیلی...

فرجام کمانه :: 10 آبان 1386 2:06 بֽظֽ


به هر روی بیچاره واژه: http://www.rah-e-man.com/2007/10/30/bichareh-vajeh/
شاید گریه می‌کنند اما اشکی دیگر به کاغذ نمی‌بارد...

----------
فرناز: :(

فؤاد :: 10 آبان 1386 2:00 بֽظֽ


تو هم مثل همون اصلاح چی های تنفر برانگیز هستی یکی از همون ملاهای بو گندو فقط ظاهرت رو عوض کردی اومدی هلند خیال کردی از چشم مجاهدین خلق دور میمونه؟

-----------
فرناز: هان پس بگو .... مجاهدین خلق!!!! :-))))

ضد رژیم :: 9 آبان 1386 10:34 بֽظֽ


چطور برای کسی گریه میکنی که هم دم خامنه ای بوده چطور گریه میکنی برای کسی که برای رژیم تملق کرده ؟ مثل قدیما که شعرا در کاخ پادشاهان می سرودن
من که ذره ای دلم براش نمیسوزه هرگز هرگز

------------
فرناز: خوب دلتان نسوزد!! مگر حالا کسی خواست دلتان بسوزد؟!

ضد رژیم :: 9 آبان 1386 4:09 بֽظֽ


فرناز جانم با خواندن نوشته زیبایت در مورد قیصر امین پور برای چندمین بار در بیست و چهار ساعت گذشته بعد از شنیدن خبر اشک در چشمم نشست . رفتنش مخصوصا در سن چهل و هشت سالگی زود بود خیلی زود . سرانجام روز مبادای او نیز فرا رسید و چه تلخ :
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها ...
هر روز بی تو
روز مباداست !

-------------
فرناز: من از دیروز تا حالا شاید بی اغراق بیست بار اشک ریختم لیلا جان... می دانی از آن رفتن هایی است که می دانی دیگر نفر بعدی در کار نخواهد بود که جای او را کمی پر کند :(

لیلا :: 9 آبان 1386 3:35 بֽظֽ


عاقبت پرونده ام را ، ‏با غبار آرزو ها
خاك خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من،‏صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها،‏ نامي از ما يادگاري

-----------------
فرناز: :(

پویا پرتو :: 9 آبان 1386 2:32 بֽظֽ


سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم
ولي دل به پاييز نسپرده‌ايم
چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك‌خورده‌ايم

به پاييز دل سپرد و رفت! روحش شاد.

------------
فرناز: :)

mona :: 9 آبان 1386 0:14 بֽظֽ


عاشقانه هایش به راستی کم نظیر بود. روحش شاد.

----------
فرناز: خود عشق بود اصلن پریسا جان...

Parisa :: 9 آبان 1386 4:40 قֽظֽ


من هم مثل همه شعر دوستان ، حتی مثل یک ایرانی عامی از مرگ سراینده عشق متاسفم .
سلام . لینک کردم با اجازه . راستی امشاسپندان یعنی چی؟
منتظر شما در وبلاگم هستم برای گفتن معنی این واژه .
موفق باشید

-----------
فرناز: امشاسپندان هفت فرشته مقرب در اساطیر ایرانی هستند.

ضحی :: 9 آبان 1386 1:01 قֽظֽ


بیچاره واژه‌ها که وقتی یتیم می‌شوند نمی‌توانند گریه کنند.

-----------
فرناز: شاید گریه می کنند فواد...و ما گریه شان را نمی بینیم...

فؤاد :: 8 آبان 1386 10:42 بֽظֽ


خواندن این چند سطر، تپش قلبم را زیاد کرد...

---------
فرناز:نبودنش را چیزی پر نخواهد کرد...

حسن اجرایی :: 8 آبان 1386 9:55 بֽظֽ