محل وقوع: گوگل تالک
بنده: این دوچرخه من برای دومین بار در دوهفته گذشته پنچر شد.
یک عدد آقای هلندی ساکن شهری که دوساعت با اینجا فاصله دارد که دوست بنده هستند: اه! چه بد! حتما چرخ پوسیده.
بنده: فکر کنم آره. حالا باز باید دنبال خودم بکشونمش. تا نزدیک ترین دوچرخه سازی یک ربع راه هست.
همان آقا: پوففففففف! یعنی یک جنتلمن در همسایگی تو پیدا نمیشه که دوچرخه را ببره درست کنه؟
بنده: !!!!! جنتلمن که پیدا میشه، اما به جنتلمن چه؟ خودم مگه علیل هستم که جنتلمن ببره؟
همان آقا:خودت خسته میشی! بعد هم جنتلمن ها واسه همین کارها هستند دیگه!
بنده: هه هه...نقش های کلیشه ای؟
همان آقا: ای وایییییی! می خوای خودم بیام ببرمش؟ دوشنبه صبح جایی تو آن شهر تو باز هست؟من دوشنبه را مرخصی گرفتم.
بنده: ها ها ها! دوساعت بیای که یک ربع دوچرخه را با خودم نکشم؟ حالت خوبه؟
همان آقا: هه هه! خودت نخواستی ها! فمینیست سمج! برو سراغ جنتلمن های محل ای سمج!
بنده: ها ها! (و البته در دل یک "بشین بینیم بابا" هم گفتم که متاسفانه معادل انگلیسی برای رساندن معنای مبسوط بشین بینیم بابا بلد نبوم وگرنه در صفحه چت هم ابراز می کردمش!)
پ.ن: من همین دوروبرها هستم...کمی خسته ام، کمی شاد، درگیر و گرفتار تا دلتان بخواهد.
پ.ن.ن: وقتی در گول تالک علامت قرمز رنگ بیزی را انتخاب کرده ای و تازه جلو آی دی هم نوشته ای که پی ام ندهید، یعنی پی ام ندهید! واضحات را باید توضیح داد؟!!
Permalink
|