بهار اینطوری نمی آید... باید آب شدن یخ ها را ببینی، و آن مرد نخراشیده و قلدرماب "سمنو عمه لیلا" میدان تجریش...اینطوری که نمی شود آخر...باید نرم و نازک دانه های سفید برف روی سرت را در طول زمستان حس کرده باشی تا شکوفه و سبزی درخت برایت معنا داشته باشد. نه که در شهری زندگی کنی که چندین سال است لقب "سبزترین شهر قاره اروپا" را یدک می کشد و بعضی روزها از شدت فراوانی درخت و سبزه و گل حتا رنگ سرخ و آتشین را هم سبز ببینی، نه صدای پای زمستان به گوشت می رسد و نه بهار ...
حیران جادوی آن همه بوی دلنشین گل های ایران هستم... همه جای این شهر نرگس روییده است، نرگس هایی که بوی پهن می دهند، بغل بغل رز و لاله خریده ام، بوی پهن را هم نمی دهند حتا! جادوی آن همه بوی مست کننده گل های ایران چیست؟...
تخیل عید در این شهر سبز سخت است... آن همه بوی محشر را در سینه حبس کردن و اوج گرفتن... خوب است که یکی از درخت های حیاط خانه غرق شکوفه های صورتی شده است و دست کارمند پست کارت هایی را سر داده است به داخل خانه و رییس دانشکده تان ایمیل تبریکی حواله میل باکس، با آرزوی صلح و دموکراسی برای کشورت....و خوب است که با اینکه تنها دو واژه فارسی بلد است، برایت کارت تبریک "سال نو مبارک" فارسی می فرستد و آخرش می نویسد Boooooos....erm...baccara...Bagala...Baghara...ermm...Whatever!!
آرزوهای بدیهی ام را دگرباره نمی نویسم... و از ته دل آرزوی صلح دارم، صلح ماندگار، و اندکی خرد برای آنها که خانه را در دست هایشان می فشارند...
برای همه خواننده های این وبلاگ: ایران...
Permalink |
Comments 13
.::
نظرات خوانندگان
سلام فرناز جان. سال نو مبارک. برایت بهترین ها را همراه با صلح پایدار آرزو می کنم. امیدوارم همیشه شاد، سربلند و پیروز باشی.
با یک دنیا ارادت.
----------
Farnaz": Mamnoonam Zahra jan. Baratoon arezooye sali khoob daram :*
زهرا :: 10 فروردین 1387 0:06 بֽظֽ
سلام
خوش ذوق و متین یافتم تان...
آفرین
عیدتان هم میارک
ویلاگی دارم اگر فرصت شد قدم رنجه کنید
اگه ممکنه منم اینک کنید mer30
هژِیر :: 8 فروردین 1387 3:14 بֽظֽ
فرناز جان
این مطلب در مورد شایعه ای است که در قسمت سایلنس نوشتی .
ببین ... احتمالا ازدواج کرده ای ، ولی خودت خبر نداری. ملت که بی خود حرف نمیزنند که :))
این اتفاق برای من هم افتاده بود .
چند سال پیش یه بار یه نفر منو دید و گفت : شنیده ام ازدواج کرده ای .
گفتم : چه جالب ، میتوانی از همان که خبر را ازش شنیدی بپرسی شوهرم چه تیپی است ؟ و چه طور فکر میکند و کلا چه جور آدمی است ؟ چون خوب آدم براش مهمه بدونه با کی ازدواج کرده .
------------
Farnaz: :)))..Mahshid age shohare shabibe George Cloney bashe kheili ham aaali , bande kamelan movafegham :)))
Mahshid :: 7 فروردین 1387 11:42 بֽظֽ
سهمت هماره بهار از سراسر زندگی،سال نو مبارک به همين سادگی فرناز عزيز...
----------
Farnaz:Kheili mamnoon :)
farzadmoshiri :: 7 فروردین 1387 2:30 قֽظֽ
بازم عیدت مبارک فرناز عزیزم. باز هم برات بهترین ها رو آرزو دارم.
دلمون برات تنگ شده. اینجا جات خالیه. تهران خلوته و جون می ده واسه رستوران رفتن و حسابی خوردن و گفتن و خندیدن.
----------
فرناز: دلم برایت تنگ شده سیما خیلی عزیزم :*...آخ گفتی! جان من هربار کباب کوبیده و برگ خوردید جای من هم خالی کنید.. صدالبته اردک آبی هم که جای خود دارد :دی
سیما :: 6 فروردین 1387 3:32 بֽظֽ
فرناز جان ، سال نو مبارک /
آرزو می کنم هر جا که هستی دلت سبز باشه و روزگارت بهاری
-------------
فرناز: ممنونم اقبال جان...برایت آرزوی شادی و امید دارم.
اقبال :: 6 فروردین 1387 0:35 بֽظֽ
نوروزت مبارک فرنازجان.خوب می فهمم که تصور نوروز برایت چه سخت است .
برایت سالی زیبا/پربار و شاد آرزو می کنم.
-----------
فرناز: نوروز و سال و نو و بهار مبارک مریم جان...آره! باید از تخیل استفاده می کردم تا حسش کنم و تخیل هم هرگز جای واقعیت را نمی گیرد! بوس.
مریم :: 5 فروردین 1387 7:38 قֽظֽ
نوروز مبارک! شاد باشی!
نوشته بودی "صلح". یادم هست چند سال پیش یکی از بستگان که نروژ زندگی می کرد آمده بود ایران تا نوروز را کنار خانواده اش بگذراند. پسر کوچکی داشت که خوب فارسی حرف نمی زد. کنار سفره هفت سین که نشستیم بزرگ تر ها به بچه ها گفتند یک آرزو کنید تا بر آورده شود. یکی گفت من یک تفنگ خودکار می خواهم، آن یکی گفت یک آدم آهنی. نوبت که به پسر کوچولو رسید زبانش گرفت. هر چه تلاش کرد نتوانست چیزی بگوید. با بغض رو به مادرش کرد و چند کلمه نروژی گفت. مادر نشست، خندید و پسرک را بغل کرد. ما همه مبهوت مانده بودیم که چه شده و حیرتمان بیشتر هم شد وقتی که فهمیدم پسرک آرزو کرده جنگ نباشد و مردم همدیگر را دوست داشته باشند.
... و من تا مدت ها بعد به صلح فکر می کردم.
دلم از دیدن و شنیدن کلیپ "ایران" روشن شد. سرت سبز، خانه ی دلت روشن!
------------
فرناز: و کاش این تفنگ لعنتی از ادبیات تو محو می شد! سال نو ما هم مبارک، و باز آرزوی صلح...
بهرنگ :: 3 فروردین 1387 11:43 قֽظֽ
از بهار و گل و بلبل نوشتی که نپرسیم حالا اون "چیز" چیه که مردم می گویند چیزها؟ نوروزت مبارک و همینطور پیوند سبزتان (چشمک) ولی امروز دیگه یکی جواب نمیده و باید دنبال بعدی باشی.
آرزو می کنم شاد باشی و از لحظه های زندگی لذت ببری.
----------
فرناز: ما همان یکی را هندل کنیم هنر کردیم والا!...خوب باشی و خندان و شاد :)
آرش :: 3 فروردین 1387 3:33 قֽظֽ
سال فوق العاده اي منتظرتون باشه .
-----------
فرناز: خیلی ممنون :)
mohi :: 2 فروردین 1387 9:43 بֽظֽ
cheh jaleb ham tow o ham agha-ye abtahi az "samanoo-ye ammeh leila" yaad kardin....baba inghadrhaa ham fargh nist baynetoon!!!!
iman :: 2 فروردین 1387 9:16 بֽظֽ
Salam, midoonam ke natoonestam to Holland bebinamet, beakhsheed. Computere khooneye doostam kharab bood, hatta az sina khastam ke dorostesh kone ta betoonam barat email bedam vali nashod. Midoonam bahoonas vali faghat chand rooz oonja boodamo koli kar dashtam. oonam too roozay tatili... Begzarim az in harfa, Eidet mobarak. Kheili vaghte hatta forstate khoondane neveshtehatam nadasham. delam tang shode bood baraye chand khat harfe ashena. chand rooz pish khastam website ro baz konam didam nemishe, koli tarsidam. fekr kardam ke dige neminevisi, alan ke didam page baz mishe ye nafase AAAHHHHHHHHHHHHH rahat keshidam. Omidvaram ke sale khoobo khosho por az salamati va pishraft dashte bashi. Manam daram kam kam miam oon nazdikia, Sweden va az in babat kheili khoshalam. Omidvaram ke hamishe khosh bashi,, rasti, man too holland be golaam atr mizadam, yadame ye anis anis dashtam mizadam roo golaam baad boo mikardam, koli be adam roohie mide. LOL. albate shenide boodam ke bazia az room spray ham estefade mikonan. Kholase, ye rahi baraye khosh boo kardane golat peida kon.. ye kam NO AVARI mikhad. shaad bashi... felan bye.. BOOS
------------
فرناز: مهشید جان! خیلی حیف شد نتوانستیم هم را ببینیم. اما خوشحالم که نزدیک می شوید و وقتی بیام باز سر مهشید زنانه ها خراب بشوم، شما را هم می بینم با این حساب :دی! پیشنهاد عطر زدن به گل عالی بود. امتحانش می کنم. من به ملحفه های تخت خوابم هم عطر می زنم و واقعن خواب دوبرابر می چسبد!:دی....خیلی سال خوبی داشته باشیذد مهشید جان:*
Mahsheed :: 2 فروردین 1387 2:42 بֽظֽ
عزیزم اولاندش ... وبلاگت مبارک دوباره. غم نان اگر بگذارد ما وبلاگ بنویسیم :)
دومندش ... برف میخوای ؟ یه تک پا تشریف بیارید اینجا که چنان کولاکی است که نمیفهمی از زمین دارد برف میبارد یا از هوا. رفتم تو کریدور که وقت لباسشویی بگیرم ، دیدم یکی از همسایه ها با سگش ایستاده توی کریدور و دارد از پنجره بیرون را نگاه میکند . گفت با این هوا نمیتوانم سگ را بیرون ببرم ـ خیلی پیر است آخر ـ.
خلاصه ..از بابت زندگی در سبزترین شهر اروپا ناشکر نباش. یه وقت دیدی بدتر شد ها..مثلا افتادی تو پیتئو . اونوقت چی میکنی ؟
اولین عید غربتانه ات هم مبارک ، دمبت هم سه چارک :)
-----------
فرناز: من جنبه ندارم ها. تعارف هم حالیم نیست، یهو دیدی پاشدم اومدم ها :))).... بعد هم مثل چی داره از دیروز بارون میاد! دمب تو هم سه -چارک مهشید جانم :)
Mahshid :: 2 فروردین 1387 2:28 بֽظֽ
|
|