Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

سه شنبه ۲۷ فروردین ۸۷

گزارش بازدید از پارلمان اروپا

 



دیروز از طرف دانشگاه برای دیدار از پارلمان اروپا و گفتگو با "Thijs Berman" یکی از نمایندگان هلند در پارلمان اروپا به بروکسل رفته بودیم. "Thijs Berman" بیست سال به عنوان خبرنگار در رسانه های مختلف کار کرده است و ده سال از دوران کار حرفه ای خود را به عنوان خبرنگار سیاسی مستقر در روسیه در این کشور گذرانده است. او عضو حزب کارگر و ائتلاف سوسیالیست ها در پارلمان اروپا است.

در گفتگوی یک ساعت و نیمه ای که با ما داشت سعی کرد دلایلش را توضیح دهد که چرا وجود اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا به عنوان بخشی از این نهاد مهم است. شاید بد نباشد این نکته را اینجا بگویم که بنا بر آمار و نظرسنجی ها درصد بالایی از مردم اروپا و به خصوص کشورهای ثروتمندتر و با سابقه دموکراسی طولانی مدت در اروپا علاقه ای به اتحادیه اروپا ندارند و مخالف وجود این نهاد هستند و بر این عقیده هستند که اتحادیه اروپا، تنها یک نهاد بورکراتیک عریض و طویل در خدمت آمریکا و فرانسه و آلمان است که اکثر تصمیم ها بنا بر مصلحت و منافع فرانسه و آلمان اتخاذ می شود و بیشتر از همه فقط برای بازاریایی و تجارت بیشتر راه اندازی شده است. در این ترم درسی با عنوان "Understanding The European Union" داریم که امارها و نکات ریز مرتبط با این موضوع را به طور مرتب می خوانیم و بررسی می کنیم. برای این درس یکی از کارهای کلاسی که باید انجام می دادیم این بود که هر یک از ما شاگردان کلاس یک گروه پنج نفره از دانشجویان از کشورهای مختلف عضو اتحادیه اروپا را باید انتخاب و پرسش نامه های کمی و کیفی طراحی می کردیم تا دیدگاه های آنها درباره اتحادیه اروپا و نهادهای زیر مجموعه جمع آوری و تحلیل می کردیم. نتیجه تحقیق اکثر کلاس هم مشابه نظرسنجی ها و تحقیق های در اشل های بزرگ تر بود و انهایی که دید مثبت به این نهاد دارند اکثرن عضو کشورهای کمتر توسعه یافته اروپا یا کشورهای تازه استقلال یافته ای هستند که اخیرن عضو اتحادیه اروپا شده اند.

آقای برمن در صحبت هایش تاکید بسیاری می کرد که برای تغییرات مهم و تاثیرگذار باید عضوی از نهادهای بین المللی بود و در اشل های ملی و محلی نمی توان تاثیرگذاری چشمگیر داشت. او که عضو کمسیون بودجه پارلمان است به عنوان اخرین مثال بر نظر خود گفت که اخیرن خود وی طرحی را در کمیسیون ارائه کرد تا میزان کمک های مالی به مردمی که در نواز غزه زندگی می کنند را افزایش دهند و ظرف ده روز موفق شد هشتاد میلیون دلار بودجه تازه را برای این امر به تصویب برساند. اما اگر عضوی از پارلمان هلند بود شاید نهایتن می توانست هشت میلیون دلار بودجه به تصویب برساند و می داند که تصویب همین بودجه نیز زمانی به مراتب طولانی تر را می طلبید.

یکی از مباحث مطرح در بررسی هایی که برای درسمان می خوانیم یافتن پاسخ و آمار و ارقام به این سوال است که " چه وقت و تا چه اندازه احساس اروپایی بودن می کنید؟" وقتی یکی از همشاگردی های هلندی من این سوال را از برمن پرسید او پاسخ داد که مخالف مطرح شدن و تبلیغ روی چنین سوالاتی است و اصلن به نظرش مهم نیست که مردم اروپا احساس اروپایی بودن کنند و گفت:" من حتا احساس هلندی بودن هم برایم مهم نیست. زن من فرانسوی است، من سالها فرانسه زندگی کرده ام و این کشور هم به اندازه هلند به من هویت داده است. ده سال روسیه بوده ام و این کشور و مردمش را بسیار دوست دارم و از آنجا هم هویت گرفته ام. من یک سوسیالیست و مدافع حقوق بشر هستم و همین دو هویت را برای توصیف خودم کافی می دانم." ... و البته این پاسخ به مذاق هیچ یکی از هم کلاسی های اروپایی و بیشتر از همه هلندی اصلن خوش نیامد و به گمانم من تنها کسی بودم که این پاسخ را دوست داشتم!

برمن در پاسخ سوال یکی از بچه ها که چرا اخبار چندانی از فعالیت های پارلمان اروپا در رسانه های اروپایی منعکس نمی شود و تصویر کلیت اتحادیه اروپا در رسانه ها یک نهاد بورکراتیک بی حاصل است جواب داد که این ها هم به نظرش بخشی از ارائه تصویرهای یک بعدی از یک موضوع است و او تقریبن با همه خبرنگارهای هیلورسام آشنا و دوست است (شهر هیلورسام مرکز رسانه ای هلند است) اما دموکراسی یک بعدش نیز همین است که تو نمی توانی و نباید چیزی به رسانه ها تحمیل کنی و نمی توانی به آنها فشار بیاوری که درباره فلان موضوع هم گزارش تهیه کنند. و رسانه ها هم عمدتن علاقه مند تصویرهای یک بعدی اغراق آمیز هستند و بعد به من اشاره کرد و گفت :" مثل تصویری که از ایران و مردمش در رسانه ها منعکس می شود که وحشتناک است. این را به عنوان یک توصیه از من که بیست سال روزنامه نگار بوده ام به یاد داشته باشید که برای شناخت دقیق هیچ جامعه و مردمی نباید رسانه ها را زیر و رو کرد. بهترین راهش حضور میدانی است. برای مثال ایران را می خواهید بشناسید، به ایران سفر کنید و مردم را ببینید و با آنها حرف بزنید. در اروپا کمتر کسی می داند عمر خیام و سعدی چه کسانی بوده اند که برای من این بی اطلاعی ناراحت کننده است. یا بی اطلاعی که درباره جنبش های مدنی و مردمی و آزادی خواه ایران وجود دارد که تصویری کاملن برخلاف تصویر احمدی نژاد و بنیادگرایی هستند."

برمن در پاسخ سوال من چرا سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران نیز روز به روز بیشتر و بیشتر سیاست آمریکا می شود و اینکه چرا از فشارهای موارد نقض حقوق بشر بر ایران به تدریج کاسته می شود اول طفره رفت و کلی گویی کرد؛ سوالم را بار دیگر تکرار کردم و گفت اتحادیه اروپا نباید مثل آمریکا رفتار حذفی داشته باشد که ایران را منزوی می کند و او عمیقن معتقد است که این راه درستی نیست. من گفتم من هم این را می دانم اما حاصل آنچه در اتحادیه اروپا می گذرد بسیار مشابه همان رفتار حذفی و منزوی کننده آمریکایی است و اتحادیه اروپا دنباله رو انچه آمریکا می خواهد. گفت اینطورها هم نیست و خود او که عضو کمیسیون حقوق بشر پارلمان نیز هست خواسته به ایران سفر کند تا درباره نقض حقوق بشر و به ویژه موارد سنگسار زنان، اعدام کودکان و اعدام همجنس گراها در ایران و همین طور رادیو زمانه و گفتگو برای احتمال داشتن دفتری برای این رادیو در ایران مذاکره کند؛ اما به وی ویزا نداده اند! و گفت اعضای زیادی از پارلمان خواهان گفتگو و مذاکره هرچه بیشتر هستند و مخالف سرسخت شیوه توهین آمیز و تک بعدی آمریکا. من باز تاکید کردم که اما آنچه خروجی پارلمان و مذاکرات است نشانی از این تفکر ندارد و پرسیدم سوال روشنی دارم: موضوع بازار و اقتصاد است، مگر نه؟ که اعتراف کرد بالاخره موضوع بازار و اقتصاد مساله مهمی است که نمی توانند آن را نادیده بگیرند. ضمن اینکه پارلمان به خوبی می داند احمدی نژاد یک پوپولیست موفق است و پارلمان اروپا باید خیلی با احتیاط رفتار کند که فشارهای آنها حاصلش این نشود که احمدی نژاد یک سخنرانی کند که آی مردم! ببینید این غربی ها چه می گویند! می خواهند برای شما تصمیم بگیرند و هویت سالها تاریخ و تمدن شما را نادیده بگیرند و غیره و غیره!

برمن که جزو طرفداران پیوستن کشورهای تازه استقلال یافته به اتحادیه اروپا است، در پاسخ به سوال یکی از شاگردان که چرا جزو طرفداران این موضوع است ضمن برشمردن دلایل روتین و کلی که بارها می شنویم دلیل دیگری از منظری متفاوت را هم برشمرد که برای من جالب بود. او گفت:" من باز هم می گویم که من سوسیالیست و مدافع سرسخت حقوق بشر هستم. کشورهایی مثل هلند، فرانسه یا انگلیس که حالا سابقه دموکراسی طولانی مدتی دارند دیگر تصویر روشن وملموسی از اینکه دیکتاتوری، جنگ و خشونت چیست ندارند. پدر من که اقوامش را در جنگ دوم جهانی از دست داده بود تا پایان عمرش هربار صحبت جنگ بود و تصویری از جنگ اشک می ریخت. من اما جنگ را ندیده ام و هرگز نتوانستم عمق احساس او را درک کنم. در کمیسیون حقوق بشر همکار نازنینی داریم که نماینده مردم اسپانیا است و همسرش در دیکتاتوری فرانکو کشته شده است. او وقتی عکس های اعدام دو همجنس گرا در ایران را دید در جلسه کمیسیون اشک ریخت. همکار خوب دیگری از اسلوونی داریم که سالها در حکومت دیکتاتوری کشورش زندانی بوده است و شور واحساس عمیق او در دفاع از حقوق بشر برای پارلمان غنیمت است. عضویت کشورهای تازه استقلال یافته تجریبات انسانی متفاوتی را وارد اتحادیه می کند که ما به آن برای روند هرچه دموکرات تر شدن نیازمندیم."

در این برنامه از قسمت های مختلف پارلمان نیز بازدید کردیم و ناهار را نیز با چند نفز از نماینده های پارلمان از کشورهای مختلف در ناهارخوری پارلمان صرف کردیم. و راستش به نظرم ساختمان پارلمان اروپا نمادی از معماری است که برای مرعوب کردن و به رخ کشیدن قدرت طراحی شده اند:(+)!

Permalink | Comments 11
 


 

.:: نظرات خوانندگان



بد نیستیم. هستیم زیر سایه‌ی شما:*

-----------
فرناز: :*

سیما :: 7 اردیبهشت 1387 8:04 قֽظֽ


Hester, Stephen, and Peter Eglin. 1992. A Sociology of Crime. London and New York: Routledge.

Salam, hamoontor ke goftam, hala bargashtam... Inam az source oon matlabi ke ghablan goftam.

Take care

----------
فرناز: ممنونم مهشید جان:*

Mahsheed :: 7 اردیبهشت 1387 3:29 قֽظֽ


هورررااااااااا.... اینجا درست شد:دی

----------
فرناز: صلوات :دی....خوبی دختر؟:*

سیما :: 5 اردیبهشت 1387 10:05 قֽظֽ


درود

یکی از تازه ترین نمونه های روشن اینکه رفتار اروپا تحت تاثیر مسائل اقتصادیه همون تکه روسری ای بود که سر خانم میشلین کالمی- ری بود، وقتی برای امضاء یک قرارداد گازی کلان با احمدی نژاد ملاقات می کرد. البته این مسبوق به سابقه است، اما نه از کالمی- ری که مدعی حساسیت به مسائل حقوق بشر و زنان هم هست! در واقع جای تاسف هست که هیچی نباشه دست کم اقتصاد هست که می تونه مقدم بر حقوق انسانی انسان ها قرار بگیره...

------------
فرناز: و مهم ترین نقش را همیشه بازی می کنه :(


نيما قاسمی :: 4 اردیبهشت 1387 0:59 قֽظֽ


Salam Farnaz jan,

به نظرم ساختمان پارلمان اروپا نمادی از معماری است که برای مرعوب کردن و به رخ کشیدن قدرت طراحی شده اند. In hafet kamelan sahih hast. hatta dar yeki az mabahese hoghooghi dashtane sakhtemanhaye ba shokooh va taakid rooye fereshtegani ke zamene haghe mardom hastan be khodie khod baese be rokh keshidane ghodrate systeme hoghooghie hakem dar javame hast. hmm, harvaght bargardam khoone hatman marjae in ro peida mikonam va behet midam.
khosh bashi
bye

Mahsheed :: 2 اردیبهشت 1387 3:19 بֽظֽ


به نظرم خیلی طبیعی است که آمریکا بتواند بر تصمیم های اتحادیه اروپا اثرگذار باشد و دلیلش هم چیزی نیست جز قدرت بلامنازع اقتصادی آمریکا. اما اینکه در برخی موارد اتحادیه اروپا از خواست آمریکا پیروی می کند عدم استقلال این اتحادیه نیست بلکه این اتحادیه وظیفه دارد تا منافع کشورهای عضو را تامین کند. قطعاً همسویی با آمریکا هم بیش از همسویی با ایران می تواند برای اعضای این اتحادیه سودمند باشد و من نمی فهمم که کجای کار اینها غلط است. اتفاقاً اگر در مورد ایران به رفتار این اتحادیه توجه کنید می بینید که تا جای ممکن از ایران هم سود برده اند اما در نهایت آمریکا را هم ناراضی نگذاشته اند. این مساله به نفع ایران نیست اما قطعاً در راستای تامین منافع خودشان خوب عمل کرده اند. اما سوال بجایی است که چرا در مقابل نقش حقوق بشر سکوت کرده اند؟ قطعاً این کار را هم در راستای تامین منافع خود انجام می دهند اما دست کم ادعا دارند که بر سر موضوع حقوق بشر معامله نمی کنند. نظر من اینست که زیر سوال بردن جهت گیری های سیاسی این اتحادیه چندان نمی تواند سودمند باشد چون به هرحال آنها مردمان خود را توجیه خواهند کرد که این جهت گیری ها در راستای تامین منافع کشورهای عضو بوده است اما می توان مستقلاً در مورد سکوت آنها در برابر نقض حقوق بشر در ایران و خاورمیانه سوال کرد و
فکر می کنم این روش سودمندتر خواهد بود.

-----------
فرناز: برای من هم واضح و طبیعی است که اتحادیه روابط خود با آمریکا را مقدم بر ایران بداند. دلیل این سوال این بود که در درس ها و گزارش هایی که این ترم می خوانیم تاکید بسیاری شده است که اتحادیه اروپا قانون نانوشته ای دارد که شیوه و راه و منش متفاوتی از آمریکا در پیش گیرد و رویه اش گفتگو باشد. این است که این روش فعلی با این ارزش کلی اتحادیه تضاد دارد.

آرش :: 31 فروردین 1387 0:31 بֽظֽ


خیلی گزارش جالبی بود. به نکات خیلی جالبی اشاره شده. ممنون که با ما قسمت می‌کنی.
همیشه موفق باشی.

----------
فرناز: خواهش می کنم لوبیا جان :)

لوبيا :: 30 فروردین 1387 9:51 قֽظֽ


بسیار خوشمان آمد از این گزارش زیبا! دستت شدیدا درد نکنه! :)
وقتی گزارش رو می خوندم یک چیزی نظرم رو جلب کرد که بد ندیدم مطرح کنم.
از آقای برمن پرسیدی "موضوع بازار و اقتصاد است، مگر نه!". برداشت من از این سوال تو این بود که خواستی کل موضوع رو به "بازار و اقتصاد" محدود کنی (اگه اشتباه می کنم بگو).
اگه اینطور باشه توی همون دامی می افتی که روزنامه نگاری با تک بعدی کردن وافعیت توی اون می افته.

باز هم ازت تشکر کنم. خیلی خوب بود. :)

----------
فرناز: ممنون بهرنگ جان. نه! در واقع قبل سوال من آقای برمن در جواب سوال یکی از بچه ها در اهمیت بازار و اقتصاد داشت صحبت می کرد و اینکه چقدر این موضوع گاهی مسایل را تحت تاثیر قرار می دهد و این سوال من در واقع به نوعی ادامه سوال دوستم بود. بعدتر از طریق ایمیل با ایشون بیشتر درباره سوالم صحبت کردیم و من خوشم ام که حداقل این صداقت را دارند که با تاسف بسیار می گویند که اقتصاد و بازار موضوع بسیار مهمی در همه گونه روابط است.

بهرنگ :: 29 فروردین 1387 9:48 قֽظֽ


فرناز جان واقعاً تو سیاستهای پارلمان اروپا را دنباله روی از آمریکا میدانی؟ نمیدانم این تحلیل را از کجا اقتباس کرده ای (امیدوارم منابعت رسانه های داخل نباشند، چرا که اگر در رسانه های اروپایی دقت کنی حتماً متوجه این تفاوت ها خواهی شد. من میتوانم صدها مثال بیآورم که اینطور نیست. و اتفاقاً چون اروپا بیشتر از آمریکا منافع اقتصادی در ایران دارد کاملاً سیاستهای متفاوتی را در قبال ایران دنبال میکند. سر فرصت باهات راجع به این قضیه صحبت خواهم کرد.

-----------
فرناز: موناهیتا جان! از انجایی که این ترم بخش اعظم درس ها و فوکوس ما روی اتحادیه اروپا است و من به دلیل علاقه ای که به نوع رابطه اتحادیه با کشورمان دارم ریز اخبار و جزئیات در این باره را دنبال می کنم و برداشت من این است که روز به روز بیشتر دنباله رو سیاست های مشابه آمریکا می شوند. حتا خود آقای برمن هم دست اخر منکر نشد که رابطه مشترک خوب با آمریکا برای آنها بسیار بااهمیت است و اقتصاد هم که موضوع مهمی است!

موناهیتا :: 29 فروردین 1387 2:55 قֽظֽ


ممنون فرناز جان . جالب بود .

---------
فرناز: خواهش می کنم لیلا جان :-)

لیلا :: 28 فروردین 1387 2:33 بֽظֽ


سئوال خوبی کردی ازش. گزارش جالبی بود. مرسی حوصله کردی نوشتی.

-----------
فرناز: خواهش می کنم انار جان :)

انار :: 28 فروردین 1387 3:32 قֽظֽ