فرناز جان خوشحالم که به زودی همديگر را میبينيم. برکلی... اسمت را که ديدم ذوق کردم از ته دل. نمی دونم اصلا يادته من چه شکليم؟ :) شاد باشی نازنين!
بلاگر گرامی و متعد جناب فرنازمندان
این جانب آقای همخونه واجد شرایط زیر می باشم:
یک فرد
این کاره
معتمد
متعهد
مطمئن
متمدن(البته می خواستم بدونم پوینت آو ویوی شما دقیقا نمنه؟)
البته این جانب تا به حال ام تی کاری نکرده ام اما به هر صورت برای ما کار عار نیست و خدا رو شکر هر کاری رو زود می گیریم.
ولی غرض از مزاحمت این که می خواستم عرض کنم روی ما لطفاً حساب نکنید چون وقت نداریم. ما یک کامنتی می خواستیم عرض کنیم که خورد به دیوار و ایمیلاً عرضش می کنیم:
وب توپسی داری. به کلبه ما هم سری بزن ببین با تبادل چی موافقی. می دونم این صفحه مقدس مکان این گونه جوات بازی ها نمی باشد. اما خواستم به اطلاع برسانم یک فقره عروس خانوم عسل و مربای وین نشین دبی نشان دیشب مهمان ما بودند. شما چه خبرا؟ راستی این آدمPost و Jozab رو نفهمیدم یعنی چی؟ در مورد دوست واقعی هم نظر لطفته. ما انجام وظیفه می کنیم. ضمنا می خواستم بدونم با من موافقی که این کامنت باید پاک می شد؟ بالاخره اگه ما آبرو نداریم شما که دارید. والسلام علیکم و رحمه الله
پ ن ن ن ن : تقصیر خودته سیفی جان که پایه کل کل می شی. خوش بگذره
----------
فرناز: نه خوشم میاد کم نمیاری ها :-))) وجدانن چطور دلتون آمد بی من عروس دبی نشان دعوت کنید؟ هی هی هی روزگار... هیچ هم باهات موافق نیستم این کامنت بایس پاک بشه...ابرو هم که دو تا دارم...بالای دوچشمانم! تو هم دو تا ابرو داری دیگه! :-دی...در پایان یک بیت از استاد بزرگ زمان اینجا ذکر می شود: آره تو محشری/ از همه سری!! قندقندی و آلوچه خانوم را از طرف من بماچید استاد :-)
آقای همخونه :: 4 خرداد 1387 8:03 بֽظֽ
غلط نکنم این معجون پستی و جذابیت به وبلاگت هم سرایت کرده :دی
----------
فرناز: می خواهم تحویل تیمارستان بدهمش :-))
لیلا :: 4 خرداد 1387 7:32 بֽظֽ