Home | Contact | Archives


 

 
 

مطلب قبلي :: خانه :: مطلب بعدي

 
 

پنجشنبه ۱۴ شهریور ۸۷

پزهای دوزاری

 



یکی از پزهای دوزاری مردم در ایران این بود که" وایییییی خدا را شکر! ما که تا حالا پامون به کلانتری و دادگاه و اینجور جاها باز نشده اصلن!" این جمله معمولن از سوی خانم ها با قر گردن همراه بود، از طرف آقایون هم با اخم و صدای مثلن بم!

جواب من به این مزخرف بالا همیشه یک عبارت بود:" در حکومت سرکوب گر دیکتاتوری هیچ افتخاری نیست که پاتون به کلانتری و دادگاه باز نشده. معنای این پاتون باز نشدن یک چیز است. شما به سرکوب تن داده اید و شخصیتی پذیرا در برابر زور دارید. هرچی هم تو سرتان می زنند، سرتان را خم تر می کنید که راحت تر بزنند. حالا این کجاش اسباب افتخاره؟!"

این روزها با این بند و بساط گشت ارشاد و مانع خروج زن بدحجاب شدن و وزرا و غیره دیگه فکر کنم کسی نمانده پایش به کلانتری و وزرا و این چیزها باز نشده باشد. حالا ببینم کماکان کسی پز بالا را می دهد یا نه؟

پ.ن: آن فامیل عزیز ما را بگو که زن و شوهر سردمدار این پز بودند و بنا بر اخبار واصله از مامان خانم جان، دخترشان را تا حالا سه بار گشت ارشاد گرفته!

پ.ن.ن: بدیهی است مخاطبان عبارت رایج بنده عزیزان قاچاقچی و قاتل و موادفروش نبوده اند!

Permalink | Comments 17
 


 

.:: نظرات خوانندگان



age taze az rah reside boodim ke khabar nadashtim oon moghe shoma naboodi! hala hal mikoni poz bedi oonam az noe 2zarish bede! pozhaye bahaltar az in ham dadi ghablan. masalan shortam ra dar miavaram pas feminstam o az inha! ma osoolan gah gah sar mizanim inja in pozhaye shomaro mikhoonim mikhandim. goftam ke, benevis dear farnaz

-------------
فرناز: قرص هاتون را نشسته یا پشت و رو نخورید!!

farnaz :: 17 شهریور 1387 9:10 بֽظֽ


بعد این شش سال وبلاگ نویسی...

---------
az key tahala to 6 sale weblog minevisi!!? khasti ye poze 2zariam injoori bedi nashod! bazi chizha roo hastand dear farnaz. albate ke jamaati ro mikhandooni gahgah ba in pozhaye dozari be ghole khodet. benevis! khoshhalam ke hasti o ma ro mikhandooni

----------------
فرناز: شما تازه از راه رسیدی مشکل من که نیست. اون آرشیو بغل را نگاه کن. یک سال و نیم قبل ترش هم در پرشین بلاگ می نوشتم. ریاضی بلدی انشالله؟ بعد هم می خوای اسم الکی انتخاب کنی، یک اسم دیگر انتخاب کن. نه اسم صاحب وبلاگ را! دیگه خیلی گل درشت ضایع است :D

farnaz :: 17 شهریور 1387 2:36 بֽظֽ


آخه کلانتری هم کلانتری های قدیم. قبلا واسه قتل و سرقت و قاچاق میرفتن کلانتری ، الان واسه جوراب شیشه ای و موی هایلایت و تیشرت اندامی!

------------
فرناز: تی شرت اندامی چی هست؟! همون تی شرت های چسبان هست؟

Ye Aalame Harf :: 17 شهریور 1387 1:41 قֽظֽ


خب ظاهرن مد شده تو این پست همه به گیر بدن به : "این روزها با این بند و بساط گشت ارشاد و مانع خروج زن بدحجاب شدن و وزرا و غیره دیگه فکر کنم کسی نمانده پایش به کلانتری و وزرا و این چیزها باز نشده باشد" !!

خب این هم از گیر ما !!!

عزیز من با حذف سه کلمه از این جمله ی آخر همه ی سوءتفاهمات حل می شد می رفت پی کارش !

راستی من الان چی کار باید بکنم که برم کلانتری و بعدش بتونم کلاس بذارم !؟

-----------
فرناز: من اینجا نویسنده در استخدام کسی که نیستم! وبلاگ شخصی است و حس ها و دغدغه ها و تجربه های شخصی. سوء تفاهم هم معمولن اجتناب ناپذیر است. ان هم در فرهنگ ما!درباره اش می توان بحث کرد و صحبت و نقد تا ابعادش روشن تر شود.

حمید :: 16 شهریور 1387 8:50 بֽظֽ


فرناز جان سلام
راستش ما از شما که آدم تحصیل کرده و عمیق و فعال سیاسی ای هستی بیشتر از اینها انتظار داریم. انتظار یک نگاه عمیق و جامعه شناختی نه نگاهی سطحی و زودگذر.
هیچ وقت شده فکر کنی، قشری از زنان در ایران هست که هم زمان شاه مورد طعن و لعن بوده و هم حالا؟ قشری که با این حکومت و تصمیمات مزخرفش، با این بلایی که بر سر زندگی همه آورده، با این زور و خفقانی که درست کرده و بدتر از همه با این خیانتی که کرده و چهره کریهی که از اسلام نشان داده شدیدا مخالف است، اما هنوز هم، مسلمان است و اعتقاداتش توی این طوفانهایی که اینها برپا کرده اند، از دستش نرفته؟
برای امثال من که از اقتصاد سر در می آوریم (دکترای اقتصاد دارم از واترلو)، هیچ چیز دردناکتر از این نیست که ببینیم دارند دستی دستی همه را بدبخت می کنند و نتوانیم هیچ کاری بکنیم....
فرناز جان...
فقط خواستم بگویم باور کن که این چیزی که اینها نشان می دهند اسلام نیست و نگو و ننویس که هست!
اینها فقط بازی های کثیف سیاسی اینهاست... با اسم اسلام...
حرف برای زدن زیاد دارم.
بیا به جای اینکه این همه خط بکشیم و همه را جدا کنیم، با هم باشیم... هدف همه ما یکی است. چه اهمیتی دارد که من مسلمانم و معتقد و آن یکی مسیحی و آن یکی ... هدف همه مان گرفتن حق و حقوق پایمال شده مان است ....

------------
فرناز: دوست عزیز من راستش هیچ وقت فعال سیاسی نبوده ام و قصد هم ندارم باشم. من کنشگر جامعه مدنی بوده و هستم که برای بهبود شرایط زندگی زنان تلاش می کنم. فکر نمی کنم بعد بیش از هفت سال وبلاگ نویسی لازم باشد باز توضیح دهیم که وبلاگ با جورنال و روزنامه و سایت خبری فرق دارد. همه لذتش به لحظه ها را نوشتن و ثبت کردن است و حس های لحظه ها و بالا و پایین های روحی ات را ثبت کردن که گاه ممکن است هیچ هم منطقی نباشید.

بعد هم دوست عزیز هدف همه ما گرفتن حق و حقوق پایمال شده نیست. راستش فکر می کنم باید روشن کنیم وقتی از "همه" صحیت می کنیم، منظورمان چه کسانی است. من افراد بسیاری در ایران دیدم که اصلن اعتقادی نداشتند حقوقی پایمال می شود و دروغ چرا بنا بر تجربه های من بیشتر این ها از قشر مذهبی بودند! خط کشی های من مذهبی نیست. اما مسلمن خط کشی دارم و فکر می کنم بسیار هم منطقی و قابل دفاع است. برای مثال در خط کشی من همراهی با گروه های تروریستی یا پیروان سلطنت و یا هموفوب ها جایی ندارد. من به کسی که مبانی حقوق بشر و دموکراسی اعتقادی ندارد مرز دارم و کنار این افراد نمی ایستم.

زنی از جنس دیگر :: 16 شهریور 1387 10:43 قֽظֽ


ببخشید که دارم با پرویی تمام دوباره کامنت می دم، من به شما حق می دم که از دست حکومت عصبانی باشین، من هم هستم( من جایی در مورد اعتقادم حرف نزدم فقط گفتم پوششم طوریه که ارشاد تا حالا گیر نداده! آدم سکولار باشه ولی موهاش توی روسری باشه و مانتوی گشاد بپوشه و آرایش نکنه، نمی شه؟؟)
شما در جواب پست من از خودتون به عنوان یه فعال مدنی اسم بردید که برای بهتر شدن جامعش تلاش می کنه، برای همین هم هست که باید شرایط عمومی جامعه رو در نظر بگیرین، تو ایران افراد با اعتقادات مختلف زندگی می کنن و هیچ کدوم هم همدیگرو قبول ندارن، باز ای کاش فقط قبول نداشتن بهم فحش می دیم توی هر موقعیتی که پیش بیاد، این باعث می شه نتونیم تو هدف های مشترک بهم کمک کنیم، مثلا همین جنبش فمینیزم که من تا حدود زیادی باهاشون موافقم و سایتاشون و فعالیتاشونو دنبال می کنم، اکثرشون، حداقل اونایی که من می شناسم از نظر اعتقادی به شما نزدیکن و همیشه هم در تلاشند احکام اسلامی رو از قانون بکشن بیرون، چون قبولشون ندارن، چون بنظرشون منطقی نمیاد. اما اگه همین جنبش می رفت احکام اسلامیو دقیق تر بررسی می کرد، مثلا همین بحث صیغه، که بعضی احمق ها از ترویجش حرف میزنند، و می دید که اسلام n تا شرایط و محدودیت گذاسته برای این کار، و سعی می کرد این شرایطو ببره داخل قانون خیلی سریع تر به نتیجه میرسید، چون یه حرف مبتنی بر اعتقادات مردم خیلی قابل پذیرش تره،هم برای مردم هم برای قانون گذار، و زودتر نتیجه میده!
البته کار سختیه توی کتابایی دنبال مطلب بگردی که بهشون اعتقاد نداری، اینم هست!
***
این آخرین کامنت بود، قول میدم! من خیلی وقته وبلاگ شما رو می خونم ولی تا حالا کامنت نذاشته بودم، این بار جبران کردم!!!!

------------
فرناز: شما می توانید هر چندبار که دوست دارید اینجا کامنت بگذارید. اساسن این بخش کامنت برای همین کار است دیگر! من نمی دانم شما چقدر درباره کار اکتیویستی من می دانید و تفکیک ان از حوزه شخصی من که وبلاگ شخصی هم جزئی از ان است. در همین کمپین یک میلیون امضا که من هم یکی از بنیان گذاران اولیه آن بوده ام، افراد بسیاری با پرایش ها وباورهای بسیار متفاوت از لائیک تا مذهبی بسیار معتقد دارند فعالیت می کنند. چرا که مبنای این کمپین ائتلاف بر سر حداقلی از خواسته ها است. فکر می کنم این حق را داشته باشم که در وبلاگ شخصی خودم از اعتقادات شخصی خودم بنویسم بدون انکه لزومن در کنش جمعی خود اعتقاداتم را مبنای اصلی قرار دهم.

نیکی :: 15 شهریور 1387 11:57 قֽظֽ


مطمئنا منظور از پا به کلانتری و دادگاه باز نشدن در مورد جرمهایی مثل قاچاق و دزدی و دعوا و ایناست!سیاست گریزی و بیتفاوتی و اعتراض نکردن ها بحثشون جداست فکر کنم!


---------------
فرناز: والا آنهایی که من دیدم و تجربه کردم اتفاقن دقیقن منظورشون اعتراض نکردن و بی تفاوتی و موجه بودن و غیره بود!

فرهاد :: 15 شهریور 1387 11:52 قֽظֽ


ببخشید اگه خاطرتونو مکدر کردم، فکر می کردم بخش نظرات "وبلاگ" برای همینه دیگه، که آدم نظرشو بده، و البته شما هم حق دارین هر چی دوست دارین بنویسین و هر نظری رو که دوست دارین تایید کنین.
بله ایران مال همست، همه هم حق دارن هر جور که دوست دارن توش زندگی کنن، هر جور می خوان لباس بپوشن به هر دین و مذهبی که می خوان باشن، اصلا بی دین باشن، همه این حقو دارن.
اما وقتی شما می نویسی که کمتر کسی هست که بخاطر گشت ارشاد و حجاب و این چیزا پاش به کلانتری باز نشده یعنی کمتر کسی تو ایران به حجاب اعتقاد داره و اکثرا زوری حجاب دارن، خب من گفتم که به نظر من این طور نیست و اکثر مردم ( حداقل نصف که دیگه هست) معتقد به همین اسلام ناب محمدی که شما در جواب من بهش اشاره کردی هستن، اینو از همین ظاهر جامعه می شه فهمید، که البته اعتقاد اکثریت نباید آزادی های اقلیتو تحت الشعاع قرار بده که تو مملکت ما داره می ده،اونم خیلی زیاد، منم با این قسمتش مخالفم!
(خودتون توی یه پست در مورد همین گشت ارشاد اسم محلتونو نوشته بودید، اصلا خیلی هم مهم نیست)

-------------
فرناز: من قبلن هم یک بار نوشته بودم، من راستش ترجیح می دهم درباره طبقه خودم و شیوه زندگی خانوادگی خودم و اعتقادات خودم حرف بزنم. چون شیوه ها و اعتقادی که از من دور هست را با زیر و بم آن نمی شناسم؛ در نتیجه ممکن هست بررسی من اشتباه باشد. این هست که یک جورایی بعد این شش سال وبلاگ نویسی به نظرم خوانندگان اینجا این را می دانند که من از چی و کی و کدام مردم حرف می زنم. این هست که دیگه پی نوشت کمتر می دهم که منظورم چه افرادی هستند و چه افرادی نیستند. بعد هم زندگی تو حکومت دینی با چوب و چماق که می خواهد از همه ادم ها بندگان مطیع قالب زده مثل هم بسازد، به خصوص برای کسانی مثل من که خیلی خیلی متفاوت از ان باور و اعتقاد و شیوه فکر و زندگی می کنند و برای بهتر شدن جامعه شان هم به عنوان فعال مدنی تلاش می کرده اند یک جهنم واقعی بوده و هست که آدم را عصبی و خسته و فرسوده می کند. من خسته ام؛ از ان حکومت، از اسلامی که می خواهند زورکی تو حلقت بکنند، از مسولان نالایق، از نقض بدیهی ترین حقوقم و هزار و یک چیز دیگر. این هست که من گاهی در برابر افرادی نزدیک به آن اعتقاد از کوره در می روم و بی حوصله جواب می دهم. اگر تندی کردم صمیمانه عذر می خواهم :-)

نیکی :: 15 شهریور 1387 0:39 قֽظֽ


شما خیلی احساس همه چیز دانی داری نه؟ حس اینکه اصلا شما نماینده همه زن های ایرانی بدبختی هستی که حتما لابد دارن به زور حکومت حجاب سر می کنن؟
شما که خدا رو شکر تو مملکت خفقان و زور و استبداد نیستی و ذهنت اونقدر بازه که جای همه آدمها نظر بدی، لابد چشمات مشکل داره که اونمهمه مسلمونو اونجا نمی بینی؟ اونا هم به زور حجاب دارن؟
بابا جان ما هم مخالف این کارا و کل این سیستم و همه گند بازی های اینا هستیم اما، لزومی نداره که مثل دلقک ها بیایم بیرون با لباسایی که ماله 5 سایز کوچیکتره تو خیابونا رژه بریم!!!
کار اینا غلطه و حرفای شما هم غلط
همین که نمی فهمی تو چه فضایی حرف میزنی خودش بسه واسه همینه که حرکتهای فمینیستی تو ایران به هیچ کجا نمی رسه! تو می خوای به زور همه رو مخالف اسلام و حجاب جلوه بدی!!
برو بابا!!!

-------------
فرناز: من باید وقت تلف کنم جواب کسی مثل شما و با این ادبیات را هم بدهم؟ :-)

تینا :: 14 شهریور 1387 11:46 بֽظֽ


پس طوری ننویسید که انگار منظورتون همه ی مردم ایرانه چون اکثرا از نظر این نظام موجه هستند!
حداقل از نظر قیافه و پوشش، مگر اینکه منظور شما اکثریت افراد منطقه ی 1و2و3 تهران باشه!
(من خودم ساکن همون محله ای هستم که شما در ایران در اونجا ساکن بودید!)

------

فرناز: من ساکن کدام محله بودم؟ بعد هم ایران تنها مال شما نیست. مال من و همفکرهای من هم هست. و حق هم دارم انجور که دوست دارم بنویسم. فرق وبلاگ با جورنال اکادمیک هم همین هست!

نیکی :: 14 شهریور 1387 11:46 بֽظֽ


"کسی نمانده پایش به کلانتری و وزرا و این چیزها باز نشده باشد"
چرا فکر می کنین که همه مثل شان،همه سبک زندگی شمارو دارن من با وجودی که با گشت ارشاد مخالفم ولی تا حالا بهم گیر ندادن چون همه مثل شما لباس نمی پوشن، همه اعتقاداتشون مثل شما نیست!

----------
فرناز: من هم مسلمن منظورم افراد از نظر این نظام "موجه" و ارزشی و شیعه دوازده امامی و اسلام ناب محمدی و غیره نبود!:-)

نیکی :: 14 شهریور 1387 11:16 بֽظֽ


Salam,
neveshteye man rabti be mozoo nadare, agar nakhasti publish nakon. emrooz too ye coffee shop to Malmo dashtam be rooznameye SydSkona negah mikardam va be in fekr boodam ke bayad ta sale dige betoonam ina ro bekhoonam, khob, avalin chizi ke toonestam toosh bekhoonam esme parvin ardalan bood. Aksesh ham bood. KHeili taajob kardam. Saai kardam bekhoonam vali chizi nafahmidam. Faghat khoshalam ke khabar dastgirie in zanan be roozname haye local inja ham reside. Neshoon mide ke inja ham kasani be fekre zane irani hastan.

Rasti, manam ta hala be kalantari naraftam. Iran ke miram hamash delshoore daram ke ye bi saro pa behem chizi nage. dahan be dahan shodan ba in arazel ham ghelegh dare ke man balad nistam.
Vali baraye tasadof chandin bar raftam edare police. LOL, khaterate jalebi ham daram. :-D khosh gozasht.

--------------
فرناز: آره...این لحظه ها آدم را کمی امیدوار می کند و روحیه می دهد. این عدو هم گاهی می شود سبب خیر! مثل همین که نگذاشتند پروین در مراسم جایزه اولاف پالمه شرکت کند و کلی تو کشورهای اروپا تیتر یک اخبار شد. اگه می گذاشتند بیاد مسلمن انقدر خبر جایزه سروصدا نمی کرد :-)

Mahsheed :: 14 شهریور 1387 10:49 بֽظֽ


ما در خانواده هميشه حرفمون اين بوده كه اين دولت بني بشري رو نگذاشته توی ايران مگر اينکه پاش به دادگاه و کلانتری باز شده باشه

----------
فرناز: این هم میشه!

BaHaar :: 14 شهریور 1387 10:15 بֽظֽ


salam farnaz jan,
man chand mah pish azatun rahnamaii khaste budam dar murede reshteye zaban.emruz natayej elam shod ,english literature shahid beheshti ghabool shodam.mikhastam az rahnamaiitun ke kheili behem angize dad tashakor konam.

-----------
فرناز: به به به! خیلی خیلی مبارکه آزاده جان. جدن خوشحال شدم :-) ادبیات انگلیسی رشته خیلی جذابی هست و شهید بهشتی هم دانشگاه خیلی خوبی. خسته نباشی :-)

azadeh :: 14 شهریور 1387 8:37 بֽظֽ


این پز شخصیت های سریالای خونوادگی صدا و سیما هم بودا !

"عزیزان" قاچاقچی و قاتل و مواد فروش ! :))

------------
فرناز: من پنج سال در ایران تلویزیون ندیدم. اعصابم را از بغل جوب نیاورده بودم که :دی...اینه که خبر نداشتم پز اونها هم بوده. لابد مردم هم از همون خراب شده صداوسیما یاد گرفته بودند پس :-))

بهاره :: 14 شهریور 1387 4:37 بֽظֽ


آره. هیچوقت یادم نمیره که یکبار که پارک ساعی بودم دیدم که پدری چطور دخترشو کتک میزد و کشون کشون میبرد که آره فلان فلان شده به خاطر تو پام به اینجور جاها هم باز شد. چند نفری از مردم که رفتند برای وساطت گفتند که حق داشته!دخترشو گرفته بودند حالا آبروش رفته!

----------
فرناز: مرده شور ببره آبرویی که به این چیزها بنده!

آرزو :: 14 شهریور 1387 3:10 بֽظֽ


پز دوزاری ؟! نه ! پز صنار سه شاهی :دی

-----------
فرناز: واقعن :دی

لیلا :: 14 شهریور 1387 1:45 بֽظֽ