 |
| |
پنجشنبه ۳۰ شهریور ۸۵ |
در راستای اینکه مد شده است از افتخارات بنویسیم، این شما و این افتخارات نیما افشار نادری |
 |
|
خوب حالا درست که همین دو سه ساعت پیش آپدیت کردیم...ولی چه کنم که این برادر نیما افشار نادری( متخلص به پندار) صاحب یک عدد ذره بین طلایی، رنکینگ شش، یک عدد فوتوبلاگ، یک فقره دوربین با لنز(!)، یک عدد... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵ |
روزها... |
 |
|
سینا امروز اعدام نشد...سیر اتفاقات عجیب و شبیه داستان ها بود. تازه همین عصر دیروز به خانواده سینا اطلاع دادند که فردا صبح( یعنی صبح امروز) حکم به اجرا در خواهد آمد. خانواده او سراسیمه به وکیل سینا خبر دادند... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۲۷ شهریور ۸۵ |
متروپولیس ایرانی! |
 |
|
اگر یکی تو این متروپولیس 18909 کیلو متر مربعی با 11،050،000 نفر جمعیت، بخواهد مانتویی بخرد که نه چین چینی باشد و نه پلیسه، نه دکمه هایش یک وری بسته شوند و نه یک پاپیون پهن از جلو یا پشتش... ادامه ...
Permalink
|
| |
جمعه ۲۴ شهریور ۸۵ |
به یاد همه بعدازظهرهای دور... |
 |
|
Attention:این نوشته ای کاملن درون رفاقتی(!) است و احتمالن خواندنش تنها برای خودمان جالب... برای مریم و مریم لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز * بعدازظهرهایی بود... ادامه ...
Permalink
|
| |
پنجشنبه ۲۳ شهریور ۸۵ |
--- |
 |
|
چهار سال اول مدرسه عدالت می رفتم...از ماشین بابا پیاده می شدم، سربالایی را بالا می رفتم و برای بابا دست تکان می دادم، مقنعه ام را مثلن صاف می کردم و می رفتم تو. سال اول مقنعه ها سورمه... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۲۰ شهریور ۸۵ |
دخترمون یازده دانه شد! |
 |
|
اگر یک روزی من و مریم حسین خواه خودکشی کردیم بدانید و آگاه باشید که از دست زنستان و به خصوص برنامه نویس محترم و مفقودالاثر این نشریه وزین بوده...اگر روزی هم یکی از ما به جرم قتل و ترور... ادامه ...
Permalink
|
| |
جمعه ۱۷ شهریور ۸۵ |
تارهای تنیده آن اتوریته... |
 |
|
- هیچ وقت ناامید میشی؟ - اوهوم! - چه وقت هایی؟ - خوب...وقتی می بینم زن ها خط مقدم تخریب می شوند و با قدرت تمام سیستم مردسالار را بازتولید می کنند. - از واکنش های مردان چطور؟ - (خنده... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۱۳ شهریور ۸۵ |
این آخر خط است... |
 |
|
کبری رحمانپور کمتر از یک ماه دیگر فرصت دارد تا رضایت اولیای دم را کسب کند. اگر در این مدت موفق به گرفتن رضایت نشود، حکم اعدام به اجرا در خواهد آمد. این خبر تلخ را آقای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل... ادامه ...
Permalink
|
| |
شنبه ۱۱ شهریور ۸۵ |
حلقه ها و افسارهای اسارت... |
 |
|
گوش هایم را سوراخ کردم...هوس است دیگر. پنبه آغشته به الکل را به نرمی گوشم کشید و پرسید عجیب است! چرا گوش هایتان را سوراخ نکرده اید؟...می گوید این روزها همه ناف و زبان سوراخ می کنند و من فکر... ادامه ...
Permalink
|
| |
پنجشنبه ۹ شهریور ۸۵ |
مالیات برای چندهمسری |
 |
|
شهردار شهر راجشاهی، چهارمین شهر از نظر وسعت در بنگلادش، اعلام کرده است که شورای شهر درصدد تصویب قانونی است تا مردانی که با بیش از یک زن ازدواج می کنند ملزم به پرداخت مالیات به دولت شوند. او دلیل... ادامه ...
Permalink
|
| |
سه شنبه ۷ شهریور ۸۵ |
پروین! آسوده استراحت کن که ما بیداریم:دی |
 |
|
شماره دهم زنستان خانم ما چند روزی هست که رو دکه وبلاگشهر آمده ...این اولین شماره ای بود که پروین اردلان نازنین ما در کنارمون نبود...نبودش کاملا محسوس بود...امیدوارم اولین و آخرین باری باشد که پروین جون ما و نگاه... ادامه ...
Permalink
|
| |
یکشنبه ۵ شهریور ۸۵ |
بی مشروعیت زیستن |
 |
|
خبر کوتاه بود...تنها یک جمله: " از اداره اماکن دستور دادند که این سمینار نباید برگزار شود."...خبرهای یک جمله ای انگار حد وسطی ندارند...یا تلخ تلخند و یا شیرین شیرین. خبر را که شنیدم بهت زده یاد حرف نازنینی افتادم... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۱ شهریور ۸۵ |
کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز |
 |
|
گفته بودم این روزها درگیر عشق و انگیزه ای هستیم که تازه ام کرده است...تو خیابان های مالزی که راه می رفتیم من و زارا سر بر می گرداندیم و می دیدیم مریم و جلوه کلی عقب ماندند! آنقدر گرم... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۱ شهریور ۸۵ |
دم خروس یا قسم حضرت عباس، مساله این است! |
 |
|
برای سمیناری قرار بر دعوت چند نفری از اهالی هنر شد...دوستی که هم هنرمند است، هم اهل کاغذ و قلم و ادبیات و فمینیست و اکتیویستی پر انرژی داوطلب شد که با دو سه نفر از افراد مورد نظر تماس... ادامه ...
Permalink
|
|
 |